آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

توکا نیستانی
طرح و حرف زیادی ۲۵ | روزی روزگاری

    روزی روزگاری در گذشته‌های خیلی نزدیک، زندگی شکل دیگری داشت، شهر جور دیگری بود. خانه‌ها حیاط داشت و حیاط میزبان چهار فصل سال بود. هر بهار گربه‌ها و کبوترها و بنفشه‌های باغچه به اهل خانه یادآوری می‌کردند که وقت عاشق شدن رسیده. تابستان‌ها […]

توکا نیستانی
مرگ یا موش …
توکا نیستانی
طرح و حرف زیادی
توکا نیستانی
سرخی تو از من… | توکا نیستانی
توکا نیستانی
هنر شوخی نکردن …

من عاشق آدم‌های شوخ‌طبع هستم. منظورم آن‌هایی نیست که در مهمانی‌های دوستانه تلفن همراه را از جیب در می‌آورند و پشت سر هم جوک‌های جدید را با صدای بلند برای جمع می‌خوانند، منظورم آن‌هایی است که در لحظه متوجه تناقضات رفتار و گفتار آدم‌های اطراف […]


توکا نیستانی
این همونه که…

بله، اعتراف می‌کنم بیشتر از سه ساله که با “خانوم” رابطه‌ای نزدیک دارم… آن هم مخفیانه! دقیقاً یک سال از آمدنم به تورنتو گذشته بود وقتی که برای اولین بار دیدم‌اش… بجز شباهت رنگ پوستمان هیچ تناسبی با هم نداشتیم، هم از نظر سن و […]


توکا نیستانی
این منِ جهنمی…

دقیقاً به یاد ندارم که از چه کسی و در چه زمانی برای اولین بار شنیدم که دروغگو دشمن خداست و جای او ته جهنم، اما هرکه بود اجرش با خدا چون حرفش جوری اثر کرد که هنوز وقت دروغ گفتن ته دلم شور می‌زند… […]


توکا نیستانی
اقلیت…

همیشه قبل از کشیدن یک طرح جدید سعی می‌کنم چند دقیقه‌ای درباره‌اش با خودم گپ بزنم… و برای حرف زدن با توکا باید به کافه رفت چون تنها جایی است که می‌شود با او تنها شد… طرح امروز من درباره‌ی موضوع اقلیت و اقلیت‌ها است، […]


توکا نیستانی
این تابستان گرم و طولانی… | توکا نیستانی

بعضی موضوعات تکراری هستند، شبیه به انشاهایی که در مدرسه می‌نوشتیم، مثل “فواید گوسفند را شرح دهید”… “علم بهتر است یا ثروت”… “تابستان خود را چگونه گذراندید”… و اگر قرار شود من یکی از این سه موضوع را انتخاب کنم باز دربارۀ فواید گوسفند خواهم […]


توکا نیستانی
پلّـــــــــــــه نه… پله!

اولین خاطرات من از جام جهانی فوتبال مربوط به دورانی است که ده ساله بودم و پله برای تیم ملی برزیل بازی می‌کرد. همان روزها فهمیدم که پله بازیکن بزرگی است که اسمش تشدید ندارد… ما شب‌ها در تلویزیون‌های لامپی سیاه و سفید خود- اگر […]