آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

سمیه خواجوندی
آقازاده در زبان فارسی گامی به گذشته

  زبان، تجلی‌گاه تنش‌ها و ستیز‌های اجتماعی است. آمیزه‌ی حکومت دین‌محور و سودجویی سرمایه‌دارانه‌ی بی‌لگام در طول چهار دهه سلطه‌گری به این تنش‌ها در حوزه‌ی معنایی ابعادی بی‌سابقه داده است. برای نمونه در این جا به کلمه‌ی «آقازاده‌» و تحول آن در طی این سال‌ها […]

سپیده جدیری
اشعار هفت شاعر ایرانی در همبستگی با اعتراضات سراسری مردم ایران در دی‌ماه ۹۶
سپیده جدیری
چه‌خبر از شعر، ویسکی، آبجو و تکیلا
امین بزرگیان
اندیشیدن با جام می
س. خواجه وندی
نوح اولین الکلی روی زمین و نهال‌های تاکش

نوشته‌ی: آنتوآن بوستانی ترجمه‌ی: سمیه خواجوندی   آنتوان بوستانی، روان‌پزشک لبنانی‌تبار و کارشناس بیماری‌های مربوط به اعتیاد، کتاب‌های بسیاری به زبان فرانسوی درباره‌ی اعتیاد و به‌ویژه رابطه‌ی میان روان‌زخم‌های ناشی از جنگ و اعتیاد به مواد مخدر نوشته است. معروف‌ترین کتاب او در این زمینه […]


تینوش نظم‌جو
یک‌دست جام باده و یک‌دست زلف یار

  بسیار شنیده‌ایم و بسیار دیده‌ایم که کم‌تر شاعر ایرانی‌‌ای از می و باده و باده‌گساری و میکده و مستی و ساقی در آثارش استفاده نکرده باشد. در میخانه ببستند و خدایا مپسند که در خانه‌ی تزویر و ریا بگشایند (حافظ) ساقیا می ده که […]


سپیده جدیری
ده هزارسال بعد چه بر سر شعر خواهد آمد؟

نوشته‌ی: چارلز برنشتاین ترجمه‌ی: سپیده جدیری     سوال این است که، اگر بدانید یکی از اشعاری که نوشته‌اید، تا ده هزار سال بعد نیز ماندگار خواهد بود، این موضوع چه تاثیری بر نوشتن شما خواهد گذاشت؟ از چارلز برنشتاین به عنوان مطرح‌ترین چهره‌ی «شعر […]


شهرنوش پارسی‌پور
جامعه‌ای رقاص و پوست‌انداز

  سال ١٣۶٠ در زندان جمهورى اسلامى، در بند چهار انفرادی زندان اوین که بعدها به بند هشت معروف شد بیش‌تر از صد و پنجاه نفر زندگى مى‌کردند. این بند داراى دوازده سلول انفرادى بود که حداکثر سه نفر مى‌توانستند در هر سلول‌ زندگى کنند […]


س. خواجه وندی
علی‌رغم همه‌چیز خواهیم رقصید

گفت‌وگو با بحری بن یحمد، رقصنده‌ی تونسی   بعد از انقلاب در تونس (ژانویه ۲۰۱۱) وقتی جریان اسلام‌گرایان افراطی به‌ دنبال کسب قدرت و به‌ دست گرفتن امور بودند و در مقابل آن‌ها جنبش‌های متعددی از سوی فعالان مدنی تونسی به راه افتاد، جنبشی به […]


ناما جعفری
جغرافیای جمهوری تنم به هم می‌ریزد هنگام رقصیدن‌ات

  برف‌های دی ماه بود که می‌بارید، برف‌های دی ماه تهران بود که می‌بارید، او هنگام باریدن برف‌های دی ماه تهران بود که برایم رقصید. چشم‌هایم به سقف اتاق رفته بود که برایم رقصید، از سقف تا مبل قرمز رنگی که در اتاقم بود رقصید، […]