آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۱۰ بهمن ۱۳۹۷

پژمان تهوری

سیاست


استانی شدن انتخابات: نماینده ملی باشد یا ملی- محلی؟


 

 

نمایش اصرار مجلس و انکار شورای نگهبان بر سر طرح «استانی شدن انتخابات مجلس شورای اسلامی» به پرده‌ی ششم رسیده و ممکن است این بار شورای نگهبان تسلیم خواست نمایندگان شود، هرچند هیچ نشانه‌ی مثبتی در این خصوص دیده نمی‌شود چون ایرادات قبلی شورای نگهبان به استانی شدن انتخابات کماکان باقی است.

 

ماجرا چیست؟

جمعی از نمایندگان مجلس با ارائه‌ی طرحی خواهان اصلاح قانون انتخابات مجلس هستند. طراحان، این ایده را دنبال می‌کنند که انتخابات به جای این‌که در هر شهرستان برگزار شود، در سطح استان برگزار شود و نمایندگان راه یافته به مجلس، نمایندگی کل استان را برعهده بگیرند. بنابراین خواهان این هستند تا تعداد حوزه‌های انتخاباتی به تعداد استان‌های کشور محدود شود. این طرح ششمین باری است که در مجلس مطرح می‌شود. اولین بار در مجلس پنجم مطرح شد، سپس در هر دوره‌ی مجلس با تغییراتی جزیی مطرح و هر بار شورای نگهبان آن را خلاف قانون اساسی دانسته و آن را رد کرده است.

 

 

 

مقایسه‌ی زندگی نماینده‌ها

پیش از ورود به طرح نمایندگان و بررسی ادعای موافقان و مخالفان، تصویری از زندگی یک نماینده‌‌ی کلان‌شهری چون تهران یا اصفهان را مقایسه می‌کنیم با زندگی یک نماینده‌ی شهرستان

 

زندگی یک نماینده‌ تهرانی زندگی یک نماینده شهرستان
  • سه هفته در مجلس کار می‌کند

یک هفته تعطیل است.

  • سه روز هفته را در مجلس کار می‌کند و چهار روز دیگر را آزاد است.
  • کمتر در تردد است و معمولا سفر کاری زیادی نمی‌رود.
  • مدت زیادی از وقت خود را صرف امور سیاسی و حزبی می‌کند یا به عبارتی بیشتر وقت‌شان صرف نزاع‌های سیاسی می‌شود.
  • معمولا در هیات مدیره‌ی شرکت‌های خصوصی و دولتی عضویت دارند.
  • علاقه زیادی به سفرهای خارجی دارند و به بهانه‌ی بازدید و سرکشی از سفارتخانه‌ها و … زیاد سفر می‌کنند.
  • جلسات مکرر در طول هفته با وزرا، سفرا، روسای شرکت‌های بزرگ اقتصادی دارند که بیشتر شخصی است.
  • کلاس تدریس در دانشگاه را رها نمی‌کنند و معمولا سعی می‌کنند حداقل یک کلاس در دانشگاه داشته باشند.
  • منافع گروهی و حزبی را بیش از منافع ملی دنبال می‌کنند.
  • علاقه زیادی به رسانه‌ها دارند و در طول هفته حداقل به یک رسانه سر می‌زنند یا با یک رسانه مصاحبه می‌کنند.
  • سه هفته در مجلس کار می‌کند یک هفته باید به شهرستان باز گردد تا به امور محلی بپردازد.
  • سه روز هفته را در مجلس کار می‌کند و چهار روز دیگر را یا به شهرستان می‌رود یا در دفتر کار به مراجعات مربوط به شهرستان خود پاسخ می‌دهد.
  • مدت زیادی از وقت خود را در هفته در سفر بین تهران و شهرستان سپری می‌کند.
  • بیشتر وقت خود را صرف امور محلی می‌کنند.
  • کمتر فرصت عضویت در هیات مدیره شرکت‌های خصوصی و دولتی را دارند
  • علاقه به سفر خارجی دارند ولی معمولا فرصت سفر ندارند چراکه نه این قدر لابی دارند که دولتی‌ها آن‌ها را همراه کنند و نه این قدر وقت دارند که بتوانند راحت سفر کنند.
  • بیشتر جلسات‌شان با مسوولان دولتی برای افتتاح یا تکمیل یک پروژه‌ی عمرانی محلی است.
  • کمتر برای تدریس در دانشگاه یا اینگونه فعالیت‌ها وقت دارند.
  • منافع محلی و قومی را بیش از منافع ملی دنبال می‌کنند.
  • خیلی مورد توجه رسانه‌ها نیستند و اگر تریبونی هم پیدا کنند علاقمندند از مسایل محلی و قومی خود صحبت کنند.

 

نظر موافقان و مخالفانی استانی شدن انتخابات

 

نظر موافقان

طراحان و موافقان استانی شدن انتخابات، با مشاهده‌ی اوضاع نمایندگان شهرستان‌ها و عملکردشان در مجلس معتقدند:

 

محمدعلی وکیلی، نماینده‌ی تهران:

-استانی شدن انتخابات مجلس مقدمه‌ی نخبه‌گزینی، ملی‌گزینی و شایسته‌گزینی است.

-اکنون ساختار قانون‌گذاری کشور محلی است، در حالی که به قانون‌گذاری ملی نیازمند هستیم.

-اگر شوراهای به درستی به وظایف خود عمل کنند نمایندگان لازم نیست کار شوراها را انجام دهند.

 

ناهید تاج الدین، نماینده‌ی اصفهان:

  • هرچه حوزه‌ی انتخابیه کوچک‌تر باشد اتخاذ سیاست‌های پوپولیستی رایج‌تر و به این وسیله رای جمع کردن از این حوزه‌ها راحت‌تر است.
  • استانی شدن باعث کلان‌نگری و مانع خردنگری نمایندگان می‌شود.
  • باعث توسعه متوازن خواهد شد. در حال حاضر آبادانی یک شهر کوچک به توان نمایندگان آن‌ها در لابی و امتیازگیری بستگی دارد.
  • استانی شدن انتخابات باعث رویکرد ناگزیر به احزاب خواهد شد چراکه نمایندگان نمی‌توانند به صورت منفرد در کل استان تبلیغ کنند مگر آن‌که سازمان رای داشته باشند و این سازمان رای به پشتوانه‌ی حزبی آن‌ها وابسته است، از همین روی افراد خلق‌الساعه کمتر فرصت ورود به سیاست کلان را پیدا می‌کنند.

 

عبدالکریم حسین‌زاده، نماینده‌ی نقده:

  • برای تحقق نگاه ملی به بودجه باید شخصیت مجلس هم ملی شود.

 

غلامرضا کاتب، نماینده‌ی گرمسار:

  • گرفتاری امروز نمایندگان در حوزه‌های انتخابیه افزایش مطالبات فردی است. یک نماینده به جای این‌که بر مسایل ملی تمرکز کند، باید به فکر حل و فصل مشکلات منطقه‌ای باشد و فرصت اندیشیدن را از دست می‌دهد.
  • امنیت و اقتدار نظام با برگزاری چنین انتخاباتی افزایش پیدا خواهد کرد.
  • احزاب فعال در کشور نداریم برای این‌که بتوانیم این رکن دموکراسی را فعال کنیم، یکی از راه‌ها همین استانی برگزار کردن انتخابات است. در جریان تحزب است که مردم‌سالاری شکل می‌گیرد و می‌توان یک انتخابات پرشور داشت.

 

محمد محمودی شاه‌نشین، نماینده‌ی شهریار:

  • برخی رویکردها باعث شده که نگاه‌ها به قومی‌نگری نزدیک شود و به جای شایسته‌سالاری به قومیت‌گرایی و محل‌گرایی روی آورده شود. ما نماینده‌ای داریم که با نه هزار رای به مجلس آمده است و متاسفانه به علت فساد موجود در بحث انتخابات باید قانونش تغییر کند، می‌بینیم که خرید و فروش آرا و تطمیع و … دارد روز‌به‌روز بیشتر می‌شود.
  • اولا چهره‌های ملی، صاحب‌نظر، مطالبه‌گر و غیرمحلی مطرح می‌شوند دوما تعهدات از حیطه‌ی شهرستان و بخش به تعهدات استانی و ملی تبدیل می‌شود.

 

 

نظر مخالفان

مخالفان نیز که عموما نماینده‌ی شهرهای کوچک هستند با مشاهده‌ی عملکرد نمایندگان کلان‌شهرها در مجلس و نحوه‌ی ورودشان به مجلس، معتقدند:

 

حسینعلی حاجی دلیگانی، نماینده‌ی شاهین شهر:

  • افرادی که ثروتمند نیستند؛ هیچ راه ورودی برای تصاحب کرسی‌های مجلس پیدا نخواهند کرد.
  • شیوه‌ی استانی شدن انتخابات سبب تشدید دوقطبی‌های سیاسی، مذهبی و قومی در کشور می‌شود و سطح قانون‌گذاری در کشور را به داد و ستد بین لیست‌ها یا تشکل‌های صنفی و گروه‌های بزرگ ذینفع تنزل خواهد داد.
  • عمده افراد با رای مراکز استان‌ها کرسی‌های مجلس را تصاحب می‌کنند.
  • گردانندگان اصلی این ائتلاف‌ها در واقع به جای مردم تصمیم‌گیری می‌کنند و این جریان‌ها به هر حال به دنبال حفظ قدرت قبیله و خاندان خود هستند و به گونه‌ای مجلس دیگر عصاره‌ی ملت نخواهد بود.

 

عباس گودرزی، نماینده‌ی بروجرد:

  • استانی شدن انتخابات باعث می‌شود که چرخش نخبگان در کشور متوقف شود. یک عده‌ی خاص علی‌الدوام بتوانند در امور بمانند و برای کشور تصمیم‌گیر باشند.
  • استانی شدن انتخابات متاسفانه باعث قطع ارتباط مردم در شهرستان‌ها با مرکز و سطوح بالای حاکمیت می‌شود.
  • جلوی رویش نیروهای انقلابی و نخبه‌های نوظهور در عرصه‌ی انتخابات گرفته می‌شود و فقط افرادی می‌توانند مطرح شوند که اصلا نام آن‌ها در لیست جناح‌ها و جریانات سیاسی قرار گیرد.
  • باعث ایجاد مشکلات امنیتی در کشور می‌شود از جمله به اختلافات قومیت‌ها در برخی استان‌ها دامن می‌زند و یا اختلافات مذهبی ایجاد می‌کند. در برخی استان‌ها مذاهب غلبه دارند و ممکن است با استانی شدن انتخابات در یک استان دیگر نماینده‌ی اهل تسنن نتواند به مجلس راه پیدا کند یا بالعکس آن نیز ممکن است اتفاق بیفتد و نماینده‌ی اهل تشیع دیگر نتواند به مجلس برود.

 

محمد دهقان، نماینده‌ی چناران:

  • اقلیت اعم از اقلیت قومی، مذهبی، نژادی، سیاسی و…  حذف می‌شود و این برای امنیت کشور نامناسب است و ممکن است خطراتی را برای کشور ایجاد کند.

 

خردنگری؛ خلاف وظایف نمایندگی یا مکمل آن؟

عمده ایراد موافقان استانی شدن انتخابات به وضع موجود، خردنگری نمایندگان شهرستان‌ها و تمرکز آن‌ها بر مسایل محلی و قومی به جای پرداختن به مسایل ملی و کلان است. در این‌که بخش عمده‌ای از دغدغه‌ی ذهنی نمایندگان شهرستان مسایل خرد و محلی است، تردید نیست اما پرسش این است که آیا این خلاف وظایف نمایندگی است؟

وظایف نمایندگی از منظر قانون اساسی

۱- قانون‌گذاری

۲- نظارت

 

قانون اساسی طی اصول ۷۱ و ۷۶ دو وظیفه‌ی کلان قانون‌گذاری و نظارت بر ارکان دولت را برعهده‌ی نمایندگان مجلس گذاشته است.

 

وظایف نانوشته‌ی نمایندگی

۱- رسیدگی به امور موکلین

۲- پیگیری و حل مشکلات اقتصادی، عمرانی، اجتماعی و فرهنگی حوزه‌ی انتخابیه

۳- شرکت در جلسات شورای اداری شهرستان

۴- دیدار منظم با امام جمعه و مسوولان شهرستان

۵- شرکت در جلسات شورای تامین شهرستان

۶- همکاری مستمر با اعضای شورای شهر

در وضع موجود شاید بتوان متصور بود که نمایندگان کلان‌شهرها به وظایف نمایندگی طبق آن‌چه قانون اساسی پیش‌بینی کرده عمل کنند ولی برای یک نماینده‌ی شهرستان به هیچ‌عنوان چنین انتظاری، وارد نیست چراکه رسیدگی به امور موکلان و حوزه‌ی انتخابیه و پیگیری روزانه مسایل آن‌ها جز ذات نمایندگی است و آن‌ها مجبور به رسیدگی به این امور هستند چراکه اگر نماینده‌ی شهرستان به مسایل شهرستان توجه نکند،‌ هیچ نهاد و مسوول دیگری این خلا را نمی‌تواند برطرف کند.

موافقان استانی شدن انتخابات، معتقدند حل مسایل محلی باید به شوراها سپرده شود و آن‌ها باید این مسایل را حل و فصل کنند نه نماینده‌ی مجلس. حال آن‌که این ادعا با واقعیت نظام سیاسی ایران همخوانی ندارد. در نظام تمرکز‌گرای ایران، نمایندگان شوراها قادر به لابی با مدیران ارشد نظام برای حل مسایل‌شان نیستند آن‌ها بعضا حتی نمی‌توانند استان‌دار را ببینند چه رسد به آن‌که بتوانند وزیری را برای حل مساله‌ای در شهرستان ملزم کنند. در حال حاضر نمایندگان مجلس با دارا بودن حق استیضاح، سوال و تذکر به وزرا باز قادر به جلب اعتبار کافی برای اتمام پروژه‌های نیمه تمام و حل مشکلات محلی نیستند، چه رسد به اعضای شوراها. بنابراین معاف کردن نمایندگان مجلس از رسیدگی به امور محلی یعنی تشدید نابرابری و رها کردن عقب‌ماندگی مناطق توسعه نیافته به حال خود.

 

تضادهای استانی شدن انتخابات با واقعیت‌های نظام سیاسی ایران

۱- فقدان آزادی احزاب و فعالیت سیاسی

استانی شدن انتخابات می‌توانست اهداف طراحان را تا حدودی تامین کند مشروط بر این‌که آزادی احزاب و فعالیت سیاسی در ایران به رسمیت شناخته می‌شد. حال آن‌که در حال حاضر به دلیل نبود آزادی احزاب و فعالیت‌های سیاسی، چیزی به نام تحزب در ایران وجود خارجی ندارد. لذا بخش عمده‌ای از علاقمندان به سیاست از ورود به فعالیت سیاسی و حزبی محروم شده‌اند.

برخلاف ادعای طراحان و موافقان این طرح، هیچ تضمین و نشانه‌ای مبنی بر تقویت احزاب در صورت استانی شدن انتخابات وجود ندارد چراکه در حال حاضر که انتخابات در کلان‌شهرها به صورت لیستی انجام می‌شود منجر به تقویت احزاب نشده بلکه شاهد ظهور یک شبه ائتلاف‌های سیاسی هستیم بی‌آن‌که فردای انتخابات پاسخگویی‌ای وجود داشته باشد.

در واقع انتخابات حزبی زمانی مفید بود که احزاب لیست ارائه کنند و بعد از انتخابات مسوولیت اعمال اعضای‌شان را برعهده بگیرند ولی در غیاب احزاب، ائتلاف‌های سیاسی میدان‌دار انتخابات می‌شوند و بعد از انتخابات نیز فعالیت‌شان تمام می‌شود و کسی پاسخگو نیست. ضمن این‌که بسیاری از نمایندگان راه یافته به مجلس نیز حتی پس از رای آوردن خود را مقید به همراهی ائتلافی که زمینه‌ساز رای آوری‌اش شده نمی‌دانند، مثل برخی از نمایندگان تهران در مجلس دهم.

 

۲- تمرکز گرایی و فقدان توسعه‌ی متوازن

استانی شدن انتخابات می‌توانست اهداف طراحان را تا حدودی تامین کند مشروط بر این‌که استا‌ن‌داران به صورت انتخابی قدرت را در اختیار می‌گرفتند یعنی همزمان با انتخابات ریاست جمهوری، استان‌داران نیز در یک نظام انتخاباتی، انتخاب می‌شدند. در چنین حالتی استان‌دار به عنوان عالی‌ترین مقام اجرایی استان، خود را در برابر کل استان مسوول می‌دانست و مکلف بود به تمام نیازهای خرد و کلان استان پاسخ دهد، حال آن‌که در وضعیت فعلی استاندار خود را به رییس جمهور و وزیر کشور پاسخگو می‌داند نه مردم.

از سوی دیگر اگر استاندار منتخب مردم استان بود، قدرت کافی برای لابی با دولت برای جذب اعتبار لازم جهت حل معضلات استان را داشت. در این حالت نماینده‌ی مجلس مجبور نبود تمام وقت پیگیر حل مسایل محلی باشد و می‌توانست به امور ملی بپردازد.

 

۳- در راس امور نبودن مجلس

موافقان استانی شدن انتخابات، وجود نمایندگان خردنگر در مجلس را باعث افت کیفی مجلس می‌دانند،‌ این انتقاد وارد است ولی همه‌ی واقعیت نیست. قانون اساسی مجلس را تنها نهاد قانون‌گذار در کشور می‌داند ولی اراده‌ی حاکمیت بر نقص قانون اساسی تعلق گرفته است. شورای نگهبان به حمایت رهبر ایران، تصمیمات دیگر نهادها همچون مجمع تشخیص مصلحت نظام، شورای عالی انقلاب فرهنگی و شورای عالی امنیت ملی را بر مجلس مقدم می‌داند. امروز شورای نگهبان مصوبات مجلس را نه فقط با قانون اساسی و شرع بلکه با مصوبات این نهادها مطابقت می‌دهد و اجازه نمی‌دهد اراده‌ی مردم از طریق نمایندگان‌شان در مجلس بر سرنوشت‌شان حاکم شود.

نمایندگان مجلس حق تخطی از احکام حکومتی رهبر ایران را نیز ندارند و در همه‌ی موضوعات مهم، مستقیم یا غیرمستقیم احکام حکومتی و نظر رهبر ایران ملاک تصمیم‌گیری در مجلس است.

از این رو اساسا مجلس ایران از آزادی تصمیم‌گیری و قانون‌گذاری برخوردار نیست و مشکل در ملی یا محلی‌نگری نمایندگان آن نیست. اتفاقا بی‌راه نیست اگر بگوییم در چنین وضعیتی یکی از مفیدترین کارهایی که بیشتر نمایندگان مجلس انجام می‌دهند پیگیری و حل مشکلات شهرهای کوچک ایران است که در نبود تلاش آن‌ها، عقب‌ماندگی و فقر در این مناطق تاسف بارتر از وضع موجود بود.