آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب
Bannerside


۱۸ دی ۱۳۹۷

سحر شکوهی

سیاست


سیل بازداشت‌های خودسرانه و مرگ‌های مشکوک زیر سایه‌ی حقوق بشر


سال ۲۰۱۸ در ایران همراه با تظاهرات و ناآرامی‌هایی که به صورت زنجیروار اکثر شهرهای ایران را در برگرفته بود، آغاز شد. ناآرامی‎های دی‎ ماه ۹۶ در حالی از شهر مشهد آغاز شد که بسیاری گمان می‎کردند این جریان از سوی نیروهای مخالف دولت برنامه‎ریزی شده است اما با گذشت چند روز و گسترش اعتراضات به شهرهای دیگر به خصوص شهرهای محروم ایران، شماری از مخالفان دولت نیز که جرقه‌ی شروع یک اعتراض کوچک در مشهد را زده بودند، خودشان را از قائله کنار کشیدند.

براساس گزارش‎ها این اعتراضات به سرعت به حدود صد شهر ایران گسترش پیدا کرد و طبق اعلام رحمانی فضلی وزیر کشور حدود پنج ‏هزار نفر در سراسر ایران بازداشت شدند.

 

بازداشت‎‌ها و مرگ معترضان در زندان

‎هرچند که آمار دقیقی در مورد تعداد کشته‎شدگان اعتراضات دی‎ ماه در دست نیست اما طبق اعلام غلامحسین محسنی اژه‎ای سخنگوی قوه قضاییه، حدود ۲۵ نفر در جریان ناآرامی‎های دی‎ ماه در سراسر ایران کشته شدند.

مرگ چهار تن از بازداشت‎شدگان در زندان نیز برای مدتی موجب محکومیت شدید دستگاه قضایی از طرف افکار عمومی و نهادهای حقوق بشری شد. سینا قنبری، سارو قهرمانی، محسن عادلی و وحید حیدری از جمله کسانی بودند که به دلایل نامعلوم در زندان درگذشتند و دستگاه قضایی هرگز به واکاوی علل مرگ آنان اقدام نکرد.

موج دستگیری‎ها در تهران و شهرستان‎ها، شماری از فعالان دانشجویی را نیز در برگرفت. طبق گزارش‌ها در سراسر ایران حداقل ۱۵۰ فعال دانشجویی با گرایشات چپ دستگیر شدند که اغلب آنان پس از مدتی با قرار وثیقه از زندان آزاد شدند و بعدا در دادگاه احکام سنگین زندان دریافت کردند.

با گذشت یک سال از اعتراضات دی ‎ماه ۹۶ همچنان هیچ آمار دقیقی در مورد شرایط بازداشت‎شدگان، روند قضایی پرونده‌ی آنان و احکام احتمالی صادره علیه‌شان در دست نیست. به نظر می‎رسد دستگاه‎های امنیتی با تهدید و وعده؛ مانع اطلاع‎رسانی روشن در خصوص شرایط بازداشت‎شدگان شده‌اند.

 

 

اعتراضات دراویش و سرکوب‌های خونین

هنوز یک‎ ماه از ناآرامی‏های دی ‎ماه نگذشته بود که خبر احتمال بازداشت قطب دراویش «نورعلی تابنده» باعث شد تا شماری از دراویش گنابادی با حرکت به سوی منزل او از بازداشت احتمالی‎اش جلوگیری کنند.

دراویش گنابادی که در جریان اعتراضات دی ‎ماه نیز، تحصن موفقی را در مقابل زندان اوین پشت سر گذاشته و پس از آزادی دوستان‌شان به تحصن خود پایان داده بودند، این بار با حضور در مقابل منزل نورعلی تابنده خواهان این شدند که نیروهای امنیتی به آزار و اذیت این فرقه پایان دهند و حکم بازداشت رهبرشان را لغو کنند.

آن‌چه پس از آن اتفاق افتاد و تصاویر آن بلافاصله در شبکه‏های اجتماعی دست‏به‎دست شد، یکی از کم‎سابقه‎ترین و البته خشن‎ترین سرکوب‎هایی بود که در مقابل چشم دوربین‏ها به وقوع پیوست.

درگیری‎ها از آن‌جا شدت گرفت که فیلمی به سرعت در فضای مجازی دست‏‌به‌دست شد و نشان می‌داد که یک اتوبوس با سرعت به صف نیروهای ضد‌ شورش وارد می‌شود و چند نفر را زیر می‎گیرد. راننده‌ی اتوبوس که بعدتر گفته شد «محمد ثلاث» از دراویش گنابادی است، چند ساعت پس از این اتفاق در مقابل دوربین صدا و‌ سیما و در حالی که بر تخت بیمارستان حضور داشت، اعتراف کرد که راننده‌ی اتوبوس بوده است اما پس از آن و در جلسات دادگاه گفت که او راننده نبوده و در اثر ضرب و شتم و ضربه‏های متعدد به سرش اعترافات غیرواقعی داشته است.

پس از حادثه‌ی اتوبوس، سرکوب دراویش با شدت و خشم بیشتری دنبال شد و تصاویر بعدی نشان می‎داد که نیروهای امنیتی دستگیرشدگان را به شدت مورد ضرب و شتم قرار داده‎اند.

پس از آن به گزارش سایت مجذوبان ‌نور، پایگاه خبری دراویش نعمت‌الهی گنابادی، روز ۱۳ اسفند ۱۳۹۶ محمد راجی، از دراویش بازداشتی در حین بازجویی در اثر ضربات وارده در بازداشتگاه جان خود را از دست داد.

از سوی دیگر اعدام محمد ثلاث در یک روند قضایی پرحرف و حدیث، منجر به واکنش‏های مختلفی از سوی نهادهای حقوق بشری شد. دستگاه قضایی ایران اما نه تنها حکم اعدام وی را اجرا کرد بلکه برای سایر دستگیرشدگان نیز احکام طولانی‌مدت زندان صادر کرد.

در جریان اعتراضات دراویش و بر طبق گزارش‌ها، ۳۰۰ نفر بازداشت شدند که طبق گفته‌ی دادستان تهران ۶۷ حکم محکومیت برای دراویش بازداشت شده صادر شد.

طبق اعلام سایت مجذوبان‌ نور تا اردیبهشت‌ ماه ۹۷ برای ۲۳ تن از دراویش، مجموعا ۱۱۹ سال حبس تعزیری و نفی‌بلد و شلاق صادر شد.

 

دختران خیابان انقلاب

در آخرین روزهای سال ۲۰۱۷ مصادف با دی‎ ماه ۹۶ در تهران، تصویری از زن جوانی در خیابان انقلاب که با بالارفتن از سکوی برق، روسری سفید خود را بر سر چوب زده و تکان می‏داد، به سرعت شبکه‎های اجتماعی را درنوردید. بازداشت سریع او و بی‌اطلاعی از وضعیتش موجب شد تا هشتگ دختر خیابان انقلاب کجاست شکل بگیرد و پس از آن دختران خیابان انقلاب به حرکت اعتراضی از سوی فعالان مدنی تبدیل شود.

نسرین ستوده وکیل دادگستری با پیگیری وضعیت دختر بازداشت شده اعلام کرد که نام او ویدا موحد است. ویدا موحد اگرچه پس از مدتی آزاد شد اما دختران خیابان انقلاب، یکی پس از دیگری از روی آن سکو بالا رفتند، روسری‎های‌شان را بر سر چوب زدند و روانه‌ی زندان شدند. برای چهار نفر از این دختران به نام‎های نرگس حسینی، رویا صغیری، مریم شریعتمداری و شاپرک شجری‌زاده احکام زندان صادر شد و چندی بعد سکوی برق خیابان انقلاب که به محلی نمادین برای اعتراض به حجاب اجباری تبدیل شده بود، به سطح شیب‌داری تبدیل شد تا ایستادن روی آن سخت شود.

نسرین ستوده نیز چند ماه پس از پیگیری پرونده موسوم به دختران خیابان انقلاب دستگیر شد و همچنان در زندان به سر می‌برد.

 

وضعیت نامعلوم فعالان محیط زیست

در بهمن و اسفند ماه ۹۶ خبر دستگیری گسترده‌ی فعالان محیط زیست به سرعت مورد توجه قرار گرفت. افرادی که به نظر می‎رسید باتوجه به حوزه‌ی کاری‌شان، هرگز پای‌شان به زندان‏های ایران باز نشود، اما پرونده‌ی بازداشتی‌های محیط زیست پس از مرگ کاووس سیدامامی در زندان به یکی از پرسروصداترین پرونده‏های چند سال اخیر ایران تبدیل شد. در واقع مرگ کاووس سیدامامی ششمین مرگ مشکوک در زندان‌های ایران بود.

بهمن ماه سال گذشته و در پی انتشار خبر مرگ کاووس سیدامامی در زندان بود که دادستان تهران خبر بازداشت گروهی از فعالان محیط زیست را اعلام کرد. سیدامامی استاد دانشگاه و از فعالان باسابقه‌ی محیط زیست دو هفته پس از بازداشت به شکل مرموزی در زندان درگذشت و دستگاه قضایی ایران علت مرگ وی را خودکشی اعلام کرد، موضوعی که با تردید و اعتراض خانواده وی و فعالان مدنی در ایران همراه شد.

فعالان محیط زیست که از سوی حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران بازداشت شدند طبق اظهارات مقامات قضایی با اتهام سنگینی چون «جاسوسی» مواجه شدند، هرچند عیسی کلانتری، رییس وقت سازمان محیط زیست ایران در مصاحبه‌ای با خبرگزاری دولتی ایرنا گفت که «یک کمیته‌ی چهار نفره» از دولت به این نتیجه رسیده ‌است که شواهدی علیه این فعالان حیات‌وحش که به «اتهام جاسوسی» بازداشت شده‌اند، وجود ندارد.

با این‎حال دستگاه قضایی نه تنها از اتهامات خود علیه این افراد کوتاه نیامد بلکه پس از مدتی در آبان‎ ماه ۹۷ غلامحسین محسنی اژهای سخنگوی وقت قوه قضاییه ادعا کرد که اتهام چهار نفر از فعالان محیط زیست از «جاسوسی» به اتهام «فساد فیالارض» تغییر یافته است.

هومن جوکار، امیرحسین خالقی، سام رجبی، طاهر قدیریان، نیلوفر بیانی، سپیده کاشانی، مراد طاهباز هفت فعال محیط زیستی هستند که از بهمن ماه ۹۶ بازداشت شدند و هنوز نزدیک به یک سال از بازداشت‌شان برای آن‌ها دادگاهی تشکیل نشده است.

 

 

اعتراضات کارگری و معیشتی

ماه‌های پایانی سال ۲۰۱۸ در ایران با اعتراضات گسترده‌ی کارگری همراه بود. در یک سال گذشته کارگران بارها در اعتراض به عقب افتادن حقوق و شرایط بد معشیتی دست به اعتراض و تجمع زدند اما اعتراضات کارگران شرکت نیشکر هفت‌تپه یکی از پررنگ‎ترین اعتراضاتی بود که در سال‎های اخیر از سوی کارگران ساماندهی شده است. هرچند در نهایت با بازداشت و سرکوب کارگران این اعتراضات اندکی فرو نشست اما روزی نیست که کارگران در اقصی نقاط ایران دست به راهپیمایی و تجمع نزنند.

از مهم‎ترین اعتراضات کارگری سال گذشته می‎توان به موارد زیر اشاره کرد: اعتراض کارگران گروه ملی فولاد ایران، هپکو اراک و شرکت نیشکر هفت‌تپه.

در جریان اعتراضات کارگری سال گذشته در مجموع، ۲۲۱ تن بازداشت، ۳۸ فعال کارگری و یا کارگر به ۱۵۶ ماه حبس تعزیزی، ۳۰۰ ماه حبس تعلیقی و ۲۲۲۰ ضربه شلاق محکوم و ۶۸ نفر به مراجع قضایی و امنیتی احضار شدند.

کارگران در ایران از حق داشتن سندیکا برای پیگیری مطالبات صنفی خود محروم هستند، ماده بیست‌وچهارم اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر می‌گوید: «هر شخصی حق دارد که برای حفاظت از منافع خود اتحادیه‌ی صنفی تشکیل دهد یا به اتحادیههای صنفی بپیوندد.»

 

از اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر تا غم نان

ماده بیست و پنج اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر می‎گوید: «هر انسانی سزاوار یک زندگی با استانداردهای قابل‌قبول برای تامین سلامتی و رفاه خود و خانواده‌اش، از جمله تامین خوراک، پوشاک، مسکن، مراقبت‌های پزشکی و خدمات اجتماعی ضروری است و همچنین حق دارد که در زمان‌های بیکاری، بیماری، نقص عضو، بیوگی، سالمندی و فقدان منابع تامین معاش، تحت هر شرایطی که از حدود اختیار وی خارج است، از تامین اجتماعی بهره‌مند شود.»

در یک سال گذشته و به خصوص پس از نوسانات قیمت دلار در ایران، بسیاری از مردم عادی در زندگی روزمره‎شان دچار مشکلات عدیده‎ای شدند. با شروع تحریم‎های آمریکا علیه ایران، هر روز شمار بیشتری از مردم به طبقات پایین‎تر اجتماع سقوط می‎کنند. حداقل امکانات رفاهی مانند داشتن سرپناه و تامین خوراک و پوشاک به نظر برای بسیاری از افراد موضوعی دور از دسترس به نظر می‎رسد. افزایش چندبرابری قیمت مواد خوراکی، اجناس خانگی، اجاره‌ی منزل، مردمی که دستمزدشان هیچ افزایش چشم‎گیری پیدا نکرده و در بسیاری از موارد به دنبال ورشکستگی اقتصادی موسساتی که در آن کار می‏کردند، بیکار شده‎اند را با ترسی فزاینده نسبت به آینده مواجه کرده است.

در یک سال گذشته در تهران در دوره‎های مختلف بسیاری از اقلام کمیاب و یا در مواردی نایاب ‎شده‌اند. بالا رفتن هزینه‌ی دارو و درمان (گاهی تا چند برابر) و کمبود و یا نبودن بسیاری از داروهای حیاتی در بازار، یکی دیگر از مواردی است که بسیاری از مردم را با خطر مرگ روبرو کرده است.

هرچند این زندگی روزمره و نقض هر روزه‌ی حقوق ابتدایی مردم جایی در گزارش‌های حقوق بشری مختلف ندارد اما به نظر می‎رسد آن‌چه امروز در ایران بیش از هر مورد دیگری نیازمند توجه است، نقض ماده‌ی بیست و پنجم اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر است که نه فقط فعالان سیاسی و مدنی، بلکه تمامی مردم ایران را شامل می‏شود.

فقر، عدم برخورداری از یک زندگی انسانی، نداشتن رفاه و عدم دسترسی کافی و مناسب به خوراک و پوشاک، فشار هر روزه‌ای را بر بسیاری از اقشار مردم وارد می‎کند که پیامدهای آن می‏تواند برای جامعه خطرناک به نظر برسد.