آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۱۸ دی ۱۳۹۷

آذر مقدم

سیاست


سواران درشکه‌ی خونین خاورمیانه؛ نگاهی به تاریخ رقابت ژئوپلتیک تهران و ریاض


 

در سال ۲۰۱۸ خاورمیانه بار دیگر شاهد صحنه‌ی جنگ‌های پیدا و پنهان دو حکومت دینی و پرقدرت منطقه‌ای یعنی ایران و عربستان بود. جنگ در سوریه، انتخابات عراق، تحولات یمن و تنگه‌ی باب‌المندب در خلیج عدن، روابط ایران و عربستان که زمانی به ستون‌های دوقلوی ثبات در منطقه شهرت داشتند را به شکننده‌ترین حالت خود از سال ۲۰۱۶ میلادی و پس از قطع روابط دیپلماتیک دو کشور رسانده است.

جنگ نیابتی یا جنگ سرد، عنوانی است که تحلیل‌گران برای توصیف روابط ایران و عربستان استفاده می‏کنند. متهم شدن ایران به اقدام برای ترور سفیر عربستان، تحریف نام خلیج‌فارس، مناقشه بر سر جزایر سهگانه‌ی ایرانی در خلیح فارس، ماجرای اعدام ابوطالب یزدی، ماجرای منصور ارباب‌ سیر، کشتار حاجیان در مکه در سال ۱۳۶۶ از جمله اتفاقاتی است که ناشی از جنگ سرد میان ایران و برخی کشورهای عربی به سرکردگی عربستان سعودی است.

اما برای داشتن نگاهی دقیق‌تر به دلایل اختلافات دو کشور و تلاش آنان برای افزایش نفوذ خود در خاورمیانه، لازم است که پیشنیه‌ی این روابط نیز مورد بررسی قرار گیرد. پیش از انقلاب اسلامی در سال ۱۳۰۷ پس از تاسیس رسمی حکومت عربستان، روابط میان ایران و عربستان برقرار شد.

این روابط تا سال ۱۳۲۲ ادامه یافت تا این‌که در این سال، پلیس امر به معروف و نهی از منکر عربستان، یک جوان ایرانی به نام «ابوطالب یزدی» را در ملاعام گردن زد.
گفته می‎شود ماجرا از این قرار بوده که ابوطالب در جریان سفر به خانه‌ی خدا، دچار بیماری شده و در حین طواف خانه‌ی خدا استفراغ می‌کند. وی برای این‌که‌ مانع از کثیف شدن صحن مقدس شود گوشه‌ی لباس احرام خود را جلوی دهان می‎گیرد. با شهادت دو تن از وهابی‌ها، پلیس امر به معروف ابوطالب را بازداشت می‌کند و پس از محاکمه در دادگاه شرعی مکه، در دوازدهم ذیحجه در مقابل بازار صفا و مروه به اتهام «نجس کردن خانه‌ی خدا» گردن می‌زند.

 

 

پس از این حادثه دولت ایران طی یادداشتی به وزارت خارجه‌ی عربستان نسبت به این اقدام ریاض اعتراض و اعلام کرد تا وقتی که امنیت جانی زائران ایرانی در عربستان تامین نشود و دولت این کشور از این اقدام خود رسما عذرخواهی نکند ایران در روابط خود نسبت به عربستان تجدیدنظر خواهد کرد که در پی بی‎اعتنایی عربستان، ایران روابط خود با عربستان را به مدت چهار سال قطع کرد.

در دوران نخست وزیری محمد مصدق، روابط ایران و عربستان به واسطه‌ی نزدیکی مصدق و جمال عبدالناصر رییس‌جمهور ملی‌گرای مصر سردتر شد. از دیدگاه پادشاه عربستان و شاه ایران، جمال عبدالناصر یک شخصیت انقلابی بود که رژیم سلطنتی مصر را ساقط کرده است و نزدیکی مصدق به رییس‌جمهور مصر تهدیدکننده‌ی حیات پادشاهی عربستان و شاهنشاهی ایران به شمار می‌آمد. اما از سفر محمدرضا شاه به عربستان در سال ۱۹۵۷ می‎توان به عنوان نقطه‌ی عطف روابط تهران و ریاض نام برد. در این دیدار دو پادشاه توافق کردند که با تشکیل «محور اسلامی» در برابر زیاده‌خواهی «محور عربی» که مصر آن را رهبری می‌کرد، بایستند.
طرفین در این دیدار تا جایی پیش رفتند که ملک فیصل، محمدرضا پهلوی را «شاهنشاه و رهبر بزرگ» خواند و در مقابل شاه ایران، وی را «امیرالمومنین» خطاب کرد.

عقب‌نشینی بریتانیا از حوزه‌ی جنوبی خلیج‌فارس در سال  ۱۹۶۸ و ظهور آمریکا به عنوان قدرت جدید جهانی به معنای ایجاد معادلات منطقه‌ای جدید بود. پس از به قدرت رسیدن نیکسون در آمریکا، سیاست خارجی این کشور دچار تحول چشم‎گیری شد که شامل پیدا کردن و تجهیز هم‎پیمانانی برای حفظ منافع آمریکا، پر کردن خلا قدرت انگلستان و به طبع آن جلوگیری از نفوذ روزافزون شوروی بود.

نیکسون به کمک هنری کسینجر مشاور ارشد خود طرحی را پایه‌گذاری کرد که در آن از ایران و عربستان به عنوان دو ستون ثبات در منطقه یاد می‌شد. هرچند به علت وجود ثبات بیشتر در ایران و غنای زیرساخت‎های اقتصادی این کشور نسبت به کشور عربستان، ایران به عنوان ژاندارم منطقه در سال ۱۹۶۷ شناخته شد.

مشکل عمده و ریشه‌ی اختلافات و تنش‌های میان ایران و اعراب، مساله‌ی مجمع‌الجزایر بحرین بود که براساس سوابق تاریخی و اسناد مستند و قانونی در تملک ایران بود. این میان محمدرضا شاه به واسطه‌ی برعهده گرفتن این نقش جدید تلاش داشت تا از هرگونه درگیری با اعراب خودداری کند. به همین دلیل پس از اعلام استقلال بحرین و حمایت عربستان از این استقلال، هرچند روابط ایران و ریاض متشنج شد، اما شاه به زودی استقلال بحرین را به رسمیت شناخت.

یکی از رسانه‌های ارتباط جمعی رسمی و وابسته به سیاست نظامی و خارجی ایران، استقلال بحرین را چنین تجزیه و تحلیل کرده است:
سیاست ایران بر این مبنا بود که پس از خروج نیروهای انگلیسی از منطقه‌ی خلیج‌فارس قدرت مطلقه شود. مبارزه برای بازپس‌گیری بحرین در اصل چون خاری در برابر این خط‌‌مشی بود و ایران نمی‌توانست در عین حالی که مشغول مبارزه با بحرین است، راه دوستی خود را با سایر کشورها و واحدهای سیاسی خلیج هموار کند.
ایران به همین صورت، استقلال قطر را نیز در ۱۰ شهریور ۱۳۵۰ به فوریت به رسمیت شناخت.

با وقوع انقلاب در ایران و سقوط محمدرضا شاه پهلوی و به قدرت رسیدن روحانیون شیعه اما ورق به کلی برگشت. به چشم مردم منطقه ایران به رهبری آیت‌الله خمینی حالا نه تنها کشوری با حکومت اسلامی بود بلکه که در دهه‌ی پرشور هفتاد میلادی انقلابی هم به حساب می‌آمد. با اعلام نظرات خصمانه‌ی خمینی در باب اسلام آمریکایی و حضور کشورهای دست‌نشانده در جنوب خلیج‌فارس، عربستان بیش از هر زمانی جایگاه خود در رهبری جهان را از دست رفته می‌دید.

روابط دو کشور بار دیگر به سردی گرایید و کمک‌های پیدا و پنهان عربستان به مخالفان جمهوری اسلامی ایران فزونی گرفت. برژینسکی در توضیح برخی ابعاد ماجرای طبس که حمله‌ی محدود نظامی برای بازپس‌گیری گروگان‌های سفارت آمریکا در تهران بود و در اثر طوفان شن به شکست انجامید به همکاری مصر و چند کشور دیگر اشاره کرده بود که هرچند نامی از عربستان سعودی نبرده بود اما دانشجویان مسلمان پیرو خط امام با توجه به برخی مدارکی که پس از بمباران هلی‌کوپترها سالم مانده بودند، می‌گویند: این کشورها عبارت بودند از عربستان سعودی، ترکیه، عمان و پاکستان. همچنین و در جریان جنگ هشت ‎ساله‌ی ایران و عراق نیز حکومت عربستان با کمک‌های مالی و نظامی خود سعی داشت حکومت نوپای روحانیون در ایران را از میان بردارد.

عربستان که در ابتدای جنگ اعلام بی‌طرفی کرده بود سه بندر خود را به بارگیری تجهیزات و تسلیحات مورد نیاز عراق اختصاص داد و پس از آن و براساس برخی گزارش‌ها در مقاطعی از جنگ ماهیانه تا یک میلیارد دلار به رژیم صدام حسین در مقابله با ایران کمک مالی کرد.

سیاه‌ترین دوران روابط ایران و عربستان اما پس از کشتار ۴۰۰ تن از حجاج ایرانی کعبه در سال ۱۳۶۶ در جریان راهپیمایی برائت از مشرکان توسط پلیس عربستان، به وجود آمد که منجر به قطع روابط ایران و عربستان به مدت سه‎ سال شد.

پس از پایان جنگ و با روی کار آمدن هاشمی رفسنجانی و ملک عبدالله در عربستان به دلیل وجود دشمن مشترکی به نام صدام حسین، روابط میان دو کشور مجددا از سر گرفته شد. با این وجود دو کشور همواره با دیده‌ی تردید به یکدیگر می‏نگریستند و عربستان معتقد بود حمایت ایران از گروه‎های تندرو مانند حزب‎الله و حماس در فرایند صلح خاورمیانه، چالش جدی ایجاد کرده است.

با شروع حمله‌ی آمریکا به عراق، دو کشور وارد سطح جدیدی از تنش‌ها شدند. هرچند این کشمکش‎ها و پس از آن حمایت عربستان از حمله‌ی اسراییل به لبنان، در سطح رقابت و تنش باقی ماند اما آغاز تحولات در کشورهای عربی که به «بهار عربی» معروف شد، روابط دو کشور را وارد فاز جدیدی کرد.

با رسیدن دومینوی سقوط نظام‌های عربی به سوریه، تهران در کنار دمشق قرار گرفت و ریاض تلاش کرد نظام حاکم را ساقط کند. حضور نظامی حزب‌الله و بعدها شبه‌نظامیان شیعه‌ی عراقی، پاکستانی و افغانستانی تحت‌ فرماندهی سپاه قدس که با دعوت دمشق همراه بود منجر به تشدید حملات دیپلماتیک سعودی‌ها علیه تهران شد.

 

 

در این میان، ناآرامی‌ها در بحرین تشدید شد. از دیدگاه ریاض، این ناآرامی‌ها با حمایت و تشویق تهران کلید خورده بود. هرچند بحران بحرین روابط ایران و عربستان را تیره‌تر کرد اما بی‌تردید آغاز جنگ داخلی در یمن را می‌توان آغاز رسمی دشمنی ایران و عربستان نامید. از نظر عربستان سعودی، حضور نظامی ایران در یمن به هیچ‌عنوان قابل‌قبول نبود. یمن از دهه‌ی شصت میلادی تحت‌کنترل و سیطره‌ی عربستان قرار داشته است. پس از جنگ داخلی یمن در دهه‌ی شصت میلادی، میان جمهوری‌خواهان و سلطنت‎طلبان بود هرچند در نهایت جمهوری‎خواهان که از طرفداران عبدالناصر بودند به پیروزی رسیدند اما با خروج ایران و مصر از صحنه‌ی سیاسی یمن، این کشور به حیاط خلوت عربستان تبدیل شد.

در این سال‎ها تکرار واقعه‌ی کشته شدن زائران ایرانی در منا و اعدام یک روحانی شیعه به نام شیخ نمر و همچنین حمله به سفارت عربستان در تهران نیز بر روابط تیره و تار دو کشور بیشتر سایه انداخته است. جنگ لفظی به بالاترین حد خود رسیده و هر دو کشور به طور مستمر یکدیگر را به حمایت از تروریسم و امور داخلی کشورهای منطقه متهم می‌کنند. مواضع تند شیخ بن سلمان رهبر جوان عربستان سعودی علیه ایران در یک سو و سخنان گاه و بی‌گاه علی خامنه‌ای رهبر ایران در مذمت دیپلماسی عربستان سعودی در حال حاضر هرگونه چشم‌انداز روشنی برای پیش‌برد روابط از طریق گفت‌وگو را مخدوش و غیرواقعی می‌نماید.

در ماه‌های پایانی سال ۲۰۱۸ اما تحولات داخلی عربستان و برکناری وزیر امورخارجه‌ی آن‌ها عادل الجبیری که به مواضع ضد ایران خود مشهور بود و فشار بین‌المللی گسترده به عربستان بر سر مساله‌ی خاشیقچی و از طرفی لغو یک جانبه‌ی توافق هسته‌ای توسط آمریکا و درگیری ایران با تحریم‌های بی‌سابقه و همچنین خروج نظامی ایالات‌متحده از سوریه، هر دو کشور را در موقعیت منطقه‌ای جدیدی قرار داده که ادامه‌ی روند فعلی را بسیار پرهزینه و مخاطره‌آمیز جلوه می‌دهد. موقعیت جدیدی که سبب شده دو کشور بر اثر توجه به مسایل داخلی برای مدتی هم که شده دست از تلاش برای منزوی کردن طرف مقابل در منطقه بردارند.