آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۱۳ دی ۱۳۹۷

لادن سلامی

سیاست


بدون بهبود رابطه با آمریکا، ادغام ایران در سیستم جهانی ممکن نیست


در گفت‌وگو با محسن میلانی، استاد دانشگاه و تحلیل‌گر روابط بین‌الملل

 

 

سیاست خارجی، چگونگی ارتباط با دیگر کشورها با هدف تامین منافع ملی است که براساس تغییر و تحولات در سطح داخلی و بین‌المللی دستخوش تغییر می‌شود. در واقع این منافع ملی است که چارچوب سیاست خارجی هر کشور را تعیین می‌کند.

در نظام‌های مبتنی بر ایدئولوژی علاوه بر منافع ملی، مسایل ایدئولوژیک نیز در شکل‌دهی سیاست خارجی دخیل است. در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران حکومت معتقد است هر دو موضوع یعنی حفظ منافع ملی و مسایل ایدئولوژیک به موازات هم پیش رفته‌اند و حتی این دو مکمل هم هستند. اما منتقدان معتقدند منافع ملی تحت‌شعاع مسایل ایدئولوژیک قرار گرفته و به حاشیه رفته است. آیا با توجه به تغییر و تحولاتی که در نظام بین‌الملل به وجود آمده و بحران‌های اقتصادی که طی یک‌ سال گذشته جمهوری اسلامی با آن روبرو بوده، این رویکرد در سیاست خارجی ایران دستخوش تغییر خواهد شد؟

این سوالی است که با دکتر محسن میلانی، استاد علوم سیاسی دانشگاه فلوریدا و مدیر اجرایی مرکز مطالعات دیپلماسی و استراتژی در میان گذاشتیم.

این پژوهش‌گر ساکن آمریکا معتقد است تحریم‌ها و فشارهای اقتصادی بر ایران از یک طرف و اعتراضات و نارضایتی‌های داخلی از طرف دیگر، تغییرات اساسی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایجاد نخواهد کرد چراکه پایه و اساس سیاست خارجی چهل ساله‌ی ایران در منطقه، امنیتی و نظامی بوده است. اما وی معتقد است که مذاکرات غرب با ایران می‌تواند باعث تغییراتی در سیاست منطقه‌ای ایران گردد.

به عقیده‌ی محسن میلانی تا زمانی که ایران رابطه‌ی خود با آمریکا را عادی نکند، سیاست خارجی‌اش، امنیتی و نظامی باقی خواهد ماند و تا زمانی که سیاست خارجی ایران امنیتی باشد، ادغام ایران در سیستم جهانی امکان‌پذیر نخواهد بود و بدون ورود به سیستم جهانی ایران نمی‌تواند از قابلیت‌های بی‌نظیر اقتصادی خود بهره‌ی کامل ببرد.

 

مایل هستم مصاحبه را با جمله‌ای از شما شروع کنم. شما در مصاحبه‌ای که چند ماه پیش داشتید، گفتید که در آینده‌ی نزدیک ایران با مهم‌ترین بحران طی ده سال گذشته مواجه خواهد شد. سوال این است که آیا این بحران رویکردی را که جمهوری اسلامی در زمینه‌ی سیاست خارجی طی چهل سال گذشته در پیش گرفته، تغییر خواهد داد؟

من حدود هشت ماه قبل در مصاحبه‌ای گفتم که ایران در کمتر از یک‌ سال با بحران اقتصادی، اجتماعی و سیاسی بزرگی روبرو خواهد شد. متاسفانه پیش‌بینی من فعلا درست از آب درآمده است. وضع اقتصادی ایران در یک‌ سال اخیر وخیم‌تر شده، تورم و بیکاری بیداد می‌کند، ارزش پول ملی به طرز وحشتناکی کم شده و دولت هم هنوز نتوانسته عاملان نهادهای مالی که باعث شدند میلیون‌ها بی‌گناه پول و ثروت خود را از دست دهند معرفی و تعقیب کند.

 

به نظر شما این تحولات که در سطح سیاسی و اجتماعی در داخل ایران در جریان است تاثیری بر سیاست خارجی جمهوری اسلامی خواهد گذاشت؟

در یک‌ سال اخیر شاهد تظاهرات و اعتصاباتی بودیم که هنوز جنبه‌ی اقتصادی و صنفی دارند اما اگر ادامه یابند می‌توانند جنبه سیاسی هم پیدا کنند. اگر این اعتراضات ادامه یابند و یک رهبری جدی داشته باشند در آن زمان ممکن است که رهبران این اعتراضات بتوانند تغییراتی در سیاست خارجی ایران در منطقه نیز به وجود آورند. اما اگر به عملکرد سیاست خارجی جمهوری اسلامی در گذشته نگاه کنیم، می‌بینیم که بین فشارهای اقتصادی به ایران و سیاست خارجی ایران رابطه‌ای وجود نداشته است. به دلیل این‌که پایه و اساس سیاست خارجی ایران در منطقه امنیتی و نظامی است. بهترین راه تغییر سیاست‌های منطقه‌ای ایران مذاکره‌ی غرب با ایران است.

 

محسن میلانی

 

پس شما فکر می‌کنید فشار تحریم‌ها و نارضایتی‌های داخلی تاثیری بر سیاست خارجی جمهوری اسلامی نخواهد گذاشت؟

سیاست «فشار حداکثر» که آمریکا برای ایران در نظر گرفته بر این مبناست که افزایش تحریم‌های اقتصادی موجب نارضایتی عمومی خواهد شد و این نارضایتی سبب می‌شود ایران سیاست خارجی خود را در منطقه تغییر دهد. من احتمال وقوع این تغییر را کم می‌بینم. در واقع این شرایط امروز منطقه است که مانع می‌شود ایران سیاست پیشین خود را در منطقه ادامه دهد. اتحاد عربستان، آمریکا و اسراییل برای ایران در درازمدت خیلی خطرناک خواهد بود و از طرف دیگر بسیاری از ملی‌گراهای عرب نیز مخالف دخالت‌های ایران در منطقه هستند.

 

آیا شما پیش‌بینی می‌کنید ایران در سطح بین‌المللی به سمت انزوا برود؟

ایران پیروزی‌هایی در منطقه داشته اما نگه داشتن این پیروزی‌ها و اعمال‌نفوذ بیشتر در منطقه برای ایران دردسرساز خواهد شد. با در نظر گرفتن فشارهای اقتصادی که به ایران وارد می‌آید و درخواست بعضی از نیروهای سیاسی که می‌خواهند ایران پول‌های خود را در داخل خرج کند و نه در لبنان و یا سوریه، این به نفع ایران است که سیاست منطقه‌ای خود را تغییر دهد. چون بنیه‌ی اقتصادی و سیاسی قوی‌ای ندارد که بتواند با اتحاد عربستان، اسراییل و آمریکا و نیروهای ملی‌گرای عرب مبارزه کند. اگر این تغییر را ندهد نفوذش هر روز کمتر خواهد شد.

 

در چنین شرایطی بازیگران و تصمیم‌گیران اصلی سیاست خارجی ایران چه کسانی یا چه نهادهایی هستند؟

در جمهوری اسلامی ایران سیستم تصمیم‌گیری پیچیدگی‌های مخصوص خود را دارد. مطابق قانون اساسی، شورای امنیت ملی سیاست‌های کلان و راهبردی را فقط در چارچوب اولویت‌هایی که رهبر جمهوری اسلامی تعیین کرده طراحی و اجرا می‌کند. تمام تصمیم‌های شورای عالی امنیت ملی را رهبر جمهوری اسلامی باید تایید کند. در این شورا مقام‌های مهم جمهوری اسلامی شرکت می‌کنند و دبیر این شورا را نیز رهبر تعیین می‌کند. وزیر خارجه هم یکی از اعضای این شورا است و وزارت امور خارجه مامور اصلی پیاده کردن بخش دیپلماتیک سیاست خارجی جمهوری اسلامی است. در نتیجه آیت‌الله خامنه‌ای تصمیم‌گیرنده‌ی نهایی در تعیین سیاست خارجی ایران است.

 

 

نقش سپاه را چطور می‌بینید؟

سپاه قدس که شاخه‌ی خارجی سپاه پاسداران است مامور انجام بخش نظامی و امنیتی سیاست خارجی ایران در منطقه‌ی خاورمیانه است و نقش بسیار مهمی را در تعیین سیاست خارجی ایران بازی می کند ولی زیر نظر رهبری.

 

پس به عقیده‌ی شما آقای خامنه‌ای در نهایت حرف آخر را می‌زند.

بله. سپاه و نیروی قدس پاسخگو به آیت‌الله خامنه‌ای هستند. اما سپاه در تعیین سیاست خارجی ایران در منطقه خصوصا در سوریه، عراق، یمن، لبنان و افغانستان نقش بسیار مهمی را بازی می‌کند چون بخش نظامی و امنیتی سیاست خارجی ایران در طی چهل سال گذشته از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بوده و این سپاه قدس است که مامور اجرای این بخش مهم سیاست خارجی بوده است.

 

به نظر می‌رسد مبنای سیاست خارجی جمهوری اسلامی بر دشمنی با آمریکا، اسراییل و عربستان گذاشته شده است. ارزیابی شما از چالش بین ایران و آمریکا چیست؟

از زمان فاجعه‌ی گروگان‌گیری سال ۱۹۷۹ در تهران، آمریکا‌ستیزی از پایه‌های اساسی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بوده که البته ایران‌ستیزی هم از پایه‌های اصلی سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه بوده است. هر دو کشور چهل سال است که درگیر جنگ سرد علیه یکدیگر هستند. چند بار هر دو طرف سعی در بهبود روابط کردند که متاسفانه پایدار نماند. برای مثال بعد از اجرای برجام رابطه‌ی دو کشور رو به سمت بهبودی رفت اما با روی کار آمدن آقای ترامپ و خروج یک‌طرفه‌ی ایشان از برجام، رابطه دوباره تاریک شد.

تا زمانی که ایران رابطه‌ی خود با آمریکا را عادی نکند، سیاست خارجی‌اش، امنیتی و نظامی باقی خواهد ماند و تا زمانی که سیاست خارجی ایران امنیتی و نظامی باشد، ادغام ایران در سیستم جهانی امکان‌پذیر نخواهد بود و بدون ورود به سیستم جهانی ایران نمی‌تواند از قابلیت‌ها و پتانسیل‌های بی‌نظیر اقتصادی خود بهره‌ی کامل ببرد. در این جنگ سردی که بین ایران و آمریکا بوده، ایران خیلی ضرر دیده و خواهد دید. عادی کردن رابطه با منافع ملی ایران همسو است.

به نظر می‌رسد در سطح منطقه‌اى هم مهم‌ترین چالش، رقابت با عربستان است. آیا ایران و عربستان به عنوان دو قدرت منطقه‌اى قادر به کنترل و مدیریت بحران و تضاد منافعى که این چند سال با هم داشتند خواهند بود؟

رقابت ایران و عربستان دو بعد متصل دارد. این رقابت در زمان شاه هم وجود داشت اما مدیریت می‌شد. بعد از انقلاب این رقابت جدی‌تر شد و شاید یکی از دلایل کمک‌های عربستان به عراق در طول جنگ این رقابت بود. جنبه‌ی اول این رقابت بر سر به قدرت رسیدن در خلیج‌فارس و خاورمیانه است. از زمانی که محمد بن سلمان ولیعهد عربستان شده، رابطه‌ی بین دو کشور وخیم‌تر شده است. عربستان با اتحاد با اسراییل و آمریکا سعی در مهار ایران دارد مخصوصا در عراق، سوریه، لبنان و یمن. تا امروز بن سلمان کارنامه‌ی موفقی نداشته و بعد از مرگ جمال خاشقچی روزنامه‌نگار منتقد عربستانی در استانبول، خانواده‌ی سلطنتی با چالش‌های جدی داخلی و خارجی روبرو شدند. بعد دوم این رقابت نیز برای رهبری جهان اسلام است که این رقابت مذهبی یکی از دلایل مهم بی‌ثباتی در منطقه است. در مجموع این مبارزه برای قدرت و این دعواهای مذهبی برای هر دو کشور چیزی جز ضرر نداشته است. بهترین راه این است که هر دو کشور سعی در تنش‌زدایی کنند و مذاکرات جدی را آغاز نمایند.

 

فکر می‌کنید ایران و عربستان در آینده قادر به حل اختلافات خود می‌شوند؟

نه عربستان قادر است ایران را شکست دهد و نه ایران قادر به شکست عربستان است. اما تغییراتی که در کابینه‌ی عربستان ایجاد شده امکان دارد شرایط را برای بهبود رابطه مهیا کند. ضمن این‌که مذاکرات یمن به خوبی پیش می‌رود و جنگ داخلی سوریه هم به نظر می‌رسد رو به اتمام است و از این جهت فرصتی برای بهبود روابط دو کشور وجود دارد.

 

ایران در جهت بهبود رابطه چه قدم‌هایی می‌تواند بردارد؟

ایران بیشتر از عربستان تلاش دارد تا این رابطه بهبود یابد زیرا اتحادی که بین آمریکا، عربستان و اسراییل به وجود آمده به ضرر ایران است و بهبود رابطه‌ی تهران با ریاض این اتحاد را کمی تضعیف می‌کند. یکی از جاهایی که ایران می‌تواند تنش‌زدایی کند در یمن و با فشار آوردن به حوثی‌ها برای حضور بر سر میز مذاکره است. عادی شدن رابطه بین دو کشور ایران و عربستان زمان می‌خواهد. مهم‌تر از مساله رفع اختلاف این است که این دو کشور باید یاد بگیرند اختلافات‌شان را مدیریت و اداره کنند.

 

دشمنی جمهوری اسلامی با اسراییل، با توجه به این‌که رهبر ایران برای نابودی اسراییل زمان تعیین کرده به چه سمتی می‌رود؟

اسراییل‌ستیزی از پایه‌های اساسی سیاست خارجی ایران است. البته ایران‌ستیزی هم در راس برنامه‌های اسراییل قرار دارد. اسراییل یک حقیقت تاریخی است که بعد از جنگ جهانی دوم تشکیل شده و امروز هم از مهره‌های مهم سیستم جهانی و از ثبات بالایی برخوردار است. سوال این است چرا برخی در ایران مساله‌ی محو کردن و نابودی اسراییل را مطرح می‌کنند. ایران یک عضو سازمان ملل است و اسراییل هم عضو دیگر. هیچ کشور عضو سازمان ملل این حق را ندارد که صحبت از نابودی عضو دیگر را بکند. مخالفت ایران با سیاست‌های اسراییل یک مطلب است ولی صحبت از نابودی اسراییل چیزی دیگری است و در تضاد با منافع ملی ایران.

 

آیا با خروج نیروهای نظامی آمریکا از سوریه فکر می‌کنید تنش بین ایران و اسراییل بالا خواهد گرفت؟

ریشه‌ی تنش ایران و اسراییل در سوریه این است که ایران سعی دارد عمق استراتژی‌های خود در سوریه را افزایش دهد و تثبیت کند. دولت آقای نتانیاهو رسما و مکررا اعلام کرده که به ایران اجازه نخواهد داد که جبهه‌ی جدیدی، مشابه آن‌چه در جنوب لبنان به وجود آورده در سوریه علیه اسراییل به وجود بیاورد. حملات ارتش اسراییل به نیروهای ایران و نیروهای تحت‌کنترل ایران در سوریه بخشی از این برنامه اسراییل است که امکان دارد به رویارویی نظامی ایران و اسراییل و حتی فراتر از آن بیانجامد. این جنگ با منافع ملی ایران در تضاد است و تهران باید به فکر مهار این تنش با اسراییل باشد. علاوه بر این، ایران باید بخشی از مبالغ هنگفتی که در سوریه برای حمایت از اسد خرج کرده را با مشارکت در بازسازی این کشور به ایران برگرداند.