آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب
Bannerside


۲۴ دی ۱۳۹۷

مریم میرزا

سیاست


ایران، حال اکنون، شکل فردا


 

ایران امروز تصویری از سرکوب هر صدای حاکی از نارضایتی است. ایران فردا اما چگونه است؟ فردایی در ادامه‌ی روند امروز؟ آیا فروپاشی، یا تغییر از درون و یا «سرعقل آمدن» حاکمیت، فردای دیگری رقم خواهد زد؟ چه سناریوها و بازیگرانی می‌توان برای آینده در نظر گرفت؟

 

سال ۲۰۱۸ به پایان رسید، سالی که با خروج آمریکا از توافق هسته‌ای، نوسانات شدید قیمت در بازار ارز و طلا برای هفته‌های متوالی سرخط خبرها بود و بی‌ثباتی اقتصادی به اوج خود رسید. با این‌همه واکنش‌ها به انتشار نامه‌ی سرگشاده‌ی اسماعیل بخشی، فعال کارگری، درباره‌ی شکنجه‌هایی که در دوران بازداشت بر او رفته بود در نخستین روزهای ۲۰۱۹ یک پیام را از همیشه واضح‌تر به جهان مخابره کرد؛ این‌که جمهوری اسلامی با بحران‌های مختلف و در راس همه با بحران مشروعیت دست به گریبان است.

بحرانی که آیت‌الله علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی، کمتر نمایشی از مشاهده‌ی آن از خود بروز می‌دهد. خامنه‌ای در آخرین روز سال ۲۰۱۸ بار دیگر از سیاست رسمی جمهوری اسلامی یعنی تحقق «تشکیل حکومت فلسطینی در تل‌آویو» سخن گفت. این در حالی است که یکی از شعارهای اصلی ده‌ها هزار نفری که در ایران در دی ماه ۹۶ عمدتا در اعتراض به وضعیت معیشتی خود به خیابان‌ها آمدند «نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران» بود.

اسراییل نیز علنا گفته است که در صورت تهدید موجودیت‌اش آماده‌ی حمله به ایران است. البته تهران هم بارها تهدید کرده است که در صورت هرگونه تهاجم نظامی علیه ایران از سوی آمریکا، پاسخ تنها محدود به آمریکا نخواهد شد و هم‌پیمان او، اسراییل نیز هدف حمله قرار خواهد گرفت.

 

اما اعتبار این لفاظی‌ها در عرصه‌ی جهانی وقتی که «آش آن‌ قدر شور شده است» که یکی از نمایندگان مجلس ایران در اقدامی بی‌سابقه نسبت به احتمال «زمین‌گیر شدن» نظام در خیابان‌های تهران هشدار می‌دهد چقدر است؟ به گفته‌ی جلیل رحیمی جهان‌آبادی، شوروی سابق نیز با وجود داشتن ۱۳ هزار کلاهک اتمی «در خیابان‌های مسکو تکه‌پاره شد.»

اخیرا حسن خمینی، نوه‌ی بنیان‌گذار جمهوری اسلامی نیز صراحتا گفته است که «هیچ تضمینی وجود ندارد که ما بمانیم.» حسن خمینی با اشاره به این‌که زیربنای یک جامعه، احساس رضایت مردم است هشدار داده است: «اگر قواعد را رعایت نکنید، عرصه را از شما می‌گیرند.»

تقریبا هم‌زمان با شنیده شدن این اظهارات از «بیت» رهبر پیشین جمهوری اسلامی، فائزه هاشمی حتی صریح‌تر درباره‌ی فروپاشی سیستم صحبت کرد. او با بیان این‌که به باورش نظام جمهوری اسلامی «به لحاظ محتوایی» فروپاشیده است، گفت که پایه‌های حکومت جمهوری اسلامی در حال حاضر «عمدتا از طریق ارعاب» استوار مانده‌اند.

 

 

اعتراض به رغم سرکوب

آن‌چه فائزه هاشمی درباره‌ی ارعاب گفته است جدید نیست. پانصد فعال دانشجویی هم در نامه‌ای سرگشاده از شنیده شدن «صدای پوتین نظامیان» از سراسر ایران خبر داده‌اند. نگاهی به وضعیت نامعلوم پرونده‌ی فعالان محیط زیست بازداشتی، درخواست‌های سرکوب‌شده‌ی کارگران، برخورد خشن با فعالان حوزه‌ی زنان و … هم تصویری از برخورد حاکمیت با مساله‌ای به نام نارضایتی به دست می‌دهند.

هم‌اکنون نیز به نظر می‌رسد که سپاه پاسداران پیشاپیش در حال آماده‌سازی خود برای رویارویی با اعتراضات تازه است. سردار محمدعلی نائینی، مشاور فرمانده‌ی کل سپاه پاسداران، در اظهاراتی که در خبرگزاری‌های داخلی ایران بازتاب داشته اعلام کرده است که جمهوری اسلامی در سال ۱۳۹۸ درگیر «دو التهاب سیاسی» خواهد بود. او انتخابات یازدهمین دوره‌ی مجلس شورای اسلامی را دارای استعداد ایفای «نقش کاتالیزور برای فراهم کردن زمینه‌ نافرمانی مدنی» می‌بیند و اعتراض‌های صنفی به خاطر فشارهای اقتصادی را نیز التهاب سیاسی دیگر در سال پیش‌رو می‌داند.

احمد علم‌الهدی، امام جمعه‌ی مشهد و نماینده‌ی علی خامنه‌ای در خراسان رضوی، نیز نسبت به وقوع «فتنه‌ ۹۸» هشدار داده است. در ادبیات جمهوری اسلامی به اعتراضات پس از انتخابات سال ۱۳۸۸ که با شعار محوری «رای من کجاست» شکل گرفت «فتنه ۸۸» گفته می‌شود.

سرکوب اعتراضات ۸۸ که هنوز با حصر میرحسین موسوی، مهدی کروبی و زهرا رهنورد ادامه دارد، شاید یکی از رساترین پیام‌های حکومت ایران علیه اندیشه‌ی اصلاحات در ایران باشد. هر چند در موعد انتخابات هنوز چهره‌هایی نظیر محمد خاتمی، رییس‌جمهور پیشین ایران، از محبوبیت خود برای روشن کردن موتور آن‌چه اصلاح‌طلبی می‌خوانند استفاده می‌کنند، ناکام ماندن دولت روحانی در تحقق وعده‌هایش باعث شده که به شعار آن دسته از مردم که فریاد «اصلاح‌طلب، اصول‌گرا، دیگه تمومه ماجرا» سر می‌دهند اعتبار بیشتری داده شود.

در خارج از ایران نیز بخشی از اپوزیسیون که با روی کار آمدن دونالد ترامپ خصوصا قدرت بیشتری یافته است، توان خود را صرف بسیج نیروهای مردمی در خیابان‌های ایران برای به زیر کشیدن نظام جمهوری اسلامی یا همان‌طور که نماینده‌ی مجلس گفته «زمین‌گیر شدن نظام در خیابان‌ها» می‌کند. این بخش از اپوزیسیون از جلب حمایت قدرت نظامی نیروهای خارجی نیز رویگردان نیست. اگرچه چند دستگی اپوزیسیون و نبود هرگونه انسجام، پاسخ به این سوال را که فروریزی نظام چه بهره‌ای برای مردم خواهد داشت مشکل می‌کند، این بخش از اپوزیسیون در تلاش است تا اعتراضات مردم فقیرشده را در جهت تغییر سیستم‌ سیاسی کانال‌بندی کند.

مقصود فراستخواه جامعه‌شناس در داخل ایران، در پاییز امسال سناریوهای مختلفی را برای آینده‌ی ایران در نظر گرفت که هر چهار سناریو بر اساس رفتار دولت و جامعه‌ی مدنی و عقلانی یا غیرعقلانی بودن رفتارهای دو طرف شکل گرفته است. او «طلایی‌ترین سناریو» برای آینده‌ی ایران را سناریویی دانست که هم حاکمیت و هم جامعه‌ی مدنی عقلانی رفتار کند. در مقابل، سناریوی رفتار غیرعقلانی هر دو طرف را سناریوی «خسران ملی بسیار بزرگ و تاریخی» نامید. او حتی رفتار عقلانی حاکمیت در مقابل تندروی جامعه را «قرین ناپایداری» و همراه با «ضرر و زیان ملی» خواند.

 

تلاش برای خودمختاری جامعه

اما آیا دوگانه‌ی فروپاشی و تداوم وضع موجود تنها سناریوهای ممکن آینده است؟ جز دولت‌های خارجی و گروه‌های نزدیک به آن‌ها و حاکمیت داخل ایران و یارانش چه بازیگرانی در شکل‌دهی آینده نقش خواهند داشت؟ آیا مردم داخل کشور در تعیین سرنوشت خود و شکل‌دهی به آینده‌ای «از آن خود» در معادلات در نظر گرفته می‌شوند؟

فراستخواه در تحلیل خود از یک سناریوی دیگر نیز صحبت کرد، این‌که جامعه‌ی مدنی به رغم رفتار غیرعقلانی حکومت، رفتاری عقلانی بروز دهد و «با قدری دشواری نقطه‌ی عزیمت مطمئنی برای تغییر از درون» شکل گیرد.

سهراب رزاقی، پژوهشگر در حوزه‌ی جامعه‌ی مدنی در هلند نیز در گفت‌وگو با مجله‌ی تابلو درباره‌ی نقش جامعه‌ی مدنی در شکل‌دهی آینده ایران بحث می‌کند. او می‌گوید: «معمولا این دولت است که در تحلیل‌ها مرکز ثقل است، برخی به دنبال اصلاح آن‌اند و برخی هم به دنبال براندازی‌اند.» او اعتقاد دارد که با این‌ همه اگر صورت مساله عوض شود و به جای این‌که چه کسی حکومت کند، درباره‌ی چگونه حکومت کردن بحث شود، پاسخ «تواناسازی جامعه از طریق جامعه‌ی مدنی است.»

رزاقی «تواناسازی جامعه از طریق جامعه‌ی مدنی» را به عنوان «مهم‌ترین استراتژی» در نظر می‌گیرد و می‌گوید: «اساسا این سوال که این روزها زیاد مطرح می‌شود که شکل آینده ایران جمهوری باشد یا پادشاهی، زمانی مطرح می‌شود که درباره‌ی چه کسی حکومت کند فکر می‌کنیم در حالی‌که به جای این گزاره، باید روی سوال چگونه حکومت کردن تمرکز کنیم، در این صورت شکل حکومت منتفی و مهم کارکرد آن می شود.»

رزاقی در پاسخ به این‌که آیا در جامعه‌ی مدنی ایران توانایی چنین کاری را می‌بیند، می‌گوید «جامعه‌ی مدنی باید به بازاندیشی در ساختار و گفتار خود برسد» و اعتقاد دارد که «باید پروژه‌ی دموکراسی را در سطح خرد دنبال کرد.» به اعتقاد این تحلیل‌گر، «اگر جامعه‌ی مدنی بخواهد عقلانی رفتار کند هنوز در سطح خرد نظیر فضاهای محلی فرصت‌های زیادی برای کار در عرصه‌ی فقرزدایی، کارآفرینی، تمرین دموکراسی در درون انجمن‌ها و … وجود دارد. اگر به دموکراسی در سطح کلان فکر می‌کنیم باید ابتدا دموکراسی در سطح محله و انجمن‌ها شکل بگیرد و تغییرات از سطوح خرد آغاز شود.»

به گفته‌ی رزاقی تنها در این حالت است که «امکان استفاده‌ی ابزاری از توده‌ها برای تسخیر دژ قدرت منتفی خواهد شد» و «نوعی خودمختاری جامعه» در مقابل قدرت شکل می‌گیرد و به عبارت دیگر با «انباشت قدرت اجتماعی، قدرت سیاسی مهار می شود.»

حال چه تقویم ۲۰۱۹ را معیار قرار داده باشیم و چه منتظر فرارسیدن روزهای ۱۳۹۸ باشیم، به نظر می‌رسد که ایران در ماه‌های آینده بیش از هر زمانی درگیر تحولاتی خواهد بود که سرعت و شدت آن‌ها حال و هوای آینده‌ی نزدیک و دور کشور و مردم را تحت‌تاثیر قرار خواهد داد.