آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۲ شهریور ۱۳۹۷

پژمان تهوری

سیاست


موشک پراکنی حوثی‌ها اقتصاد ایران را ساقط می‌کند | گفت‌وگو با دکتر مهرزاد بروجردی


 

تهدید ایران به محرومیت از فروش نفت توسط ترامپ با پاسخ تند حسن روحانی روبرو شد. روحانی ضمن تهدید آمریکا به بستن تنگه‌‌ هرمز و جلوگیری از صادرات نفت دیگر کشورهای منطقه، گفت: «بسیار تنگه‌های دیگر برای این کار در اختیار داریم.» قاسم سلیمانی نیز در حمایت از روحانی، اعلام کرد دریای سرخ که امن بود امروز دیگر برای حضور آمریکایی‌ها امن نیست. اشاره‌ی او به موشک پراکنی حوثی‌های یمن به سوی نفتکش‌های عربستان سعودی در تنگه باب‌المندب بود.

تهدیدی که این بار بیشتر از یک تهدید لفظی بود و از یک رویارویی غیرمستقیم با عربستان و هم پیمانان‌اش حکایت داشت.

همزمان با شدت تهدیدهای دو کشور علیه یکدیگر، این بار ترامپ از تمایل به مذاکره با ایران خبر داد تا تحلیل‌گران، تهدیدهای مطرح شده را برای کشاندن ایران به پای میز مذاکره تلقی کنند. اما آیا واقعا این اتفاق رخ خواهد داد. دکتر مهرزاد بروجردی، استاد علوم سیاسی و روابط بین‌الملل دانشگاه سیراکیوس نیویورک در گفت‌وگو با مجله‌ی تابلو به این پرسش پاسخ داده است. او معتقد است دور دوم تحریم‌ها که از ماه نوامبر آغاز خواهد شد ایران را وادار به مذاکره خواهد کرد هرچند او چندان به بهبود روابط خوش‌بین نیست و افق پیش‌رو را روشن نمی‌بیند.

 

نزاع لفظی بین ترامپ و روحانی، روسای جمهور ایران و آمریکا، در خصوص برجام و عواقب خروج یک جانبه‌ی آمریکا از آن، با ایجاد ناامنی در تنگه باب‌المندب توسط شبه‌‌نظامیان الحوثی یمن همراه شد، اتفاقی که پس از تهدید حسن روحانی به بستن آبراه‌ها برای ممانعت از صادرات نفت دیگر کشورهای منطقه معنادار بود. به نظر شما این نزاع لفظی که پتانسیل تبدیل به نزاع فیزیکی را دارد، چه شرایطی پیش روی ایران و آمریکا قرار داده و چه تاثیری بر برجام خواهد داشت؟

فکر کنم بالا گرفتن نزاع میان ایران و آمریکا را بتوان از چند بعد نگاه کرد. اول این‌که ترامپ نشان داده که در سیاست‌هایش استوار نیست و هر لحظه این سیاست‌ها می‌تواند تغییر کند، همان‌طور که ایران را تهدید می‌کند، از مذاکره هم صحبت می‌کند. این ناپایداری در اتخاذ تصمیم، مختص سیاست خارجی نیست. در سیاست داخلی هم این را به کرات نشان داده است.

دوم این‌که صحبت‌های رهبران ایران، چه حسن روحانی و چه فرماندهان سپاه، یا حتی شخص آقای خامنه‌ای با سخنان امروزش که مذاکره با آمریکا را نفی کرد، هیچ‌کدام کمکی به حل مساله نمی‌کند. شعور بیشتر سیاسی حکم می‌کرد که به این شکل مذاکره با آمریکا نفی نشود چون ایران پس از روبرو شدن با موج دوم تحریم‌های آمریکا که در ماه نوامبر قرار است شروع شود، مجبور خواهد شد که به پای میز مذاکره بیاید.

یک تناقض وحشتناکی میان نیاز ایران به صادرات نفت به کشورهایی که با آن‌ها همکاری دارد با سیستم حقوق بین‌الملل که آمریکا هدایت آن را برعهده دارد وجود دارد. این دو سیاست با هم سازگاری ندارد. قدرت این دو نیز با هم برابر نیست به همین دلیل می‌بینیم که هرازگاهی تهدیدهای توخالی مثل بستن تنگه هرمز از سوی ایران مطرح می‌شود. تهدیدهایی که خود ایران هم می‌داند توان اجرای آن را ندارد. چراکه آن‌ها هنوز فراموش نکرده‌اند که در زمان جنگ ایران و عراق، زمانی که ایران می‌خواست فعالیت‌های ایذایی در خلیج فارس داشته باشد، آمریکا در فاصله‌ی یک روز و نیم، نیمی از توان نیروی دریایی ایران را از بین برد. این واقعیت را سردار حسین علایی که پیش از این مسوولیت نیروی دریایی را برعهده داشته بیان کرده و می‌گوید درست است که ایران می‌تواند تنگه هرمز را ببندد ولی آمریکا هم توان باز کردن آن را دارد.

این اظهارنظرها در شرایطی که ایران تلاش می‌کند حمایت اروپا را برای حفظ برجام با خود داشته باشد در تناقض است. ایران تلاش می‌کند دو کشور اروپایی آلمان و ایتالیا را حفظ کند چراکه روابط اقتصادی خوبی با آن‌ها دارد ولی تداوم نزاع، مخدوش‌کننده‌ی این رابطه است. از سوی دیگر ایران تلاش می‌کند روابط‌ خود را با روسیه و چین از یک سو و از سوی دیگر با کشورهایی مثل هند، ترکیه، عراق، افغانستان و تا حدودی با امارات متحده‌ عربی تقویت کند. یا به نوعی با کمک این کشورها تحریم‌ها را دور بزند ولی افرادی خارج از وزارت امور خارجه و نهاد ریاست جمهوری، سخنان نامتعارفی مطرح می‌کنند که در آینده کار دولت را سخت و وضعیت را بحرانی‌تر می‌کنند.

تا دو سه ماه آینده، شرایط به وضع موجود تداوم پیدا می‌کند ولی از ماه نوامبر با شروع دور دوم تحریم‌ها باید شاهد تغییراتی در سیاست‌های ایران باشیم.

 

 

دکتر مهرزاد بروجردی

 

همان‌طور که شما اشاره کردید، ایران برای این‌که بتواند اقتصاد خود را سرپا نگه دارد می‌کوشد روابط خود را با هشت کشوری که نام بردید حفظ کند. به نظر شما با فعالیت‌هایی برون مرزی ایران و اظهاراتی همچون سخنان سردار ناصر شعبانی، معاون عملیات قرارگاه ثارالله که می‌گوید ما به حوثی‌ها گفتیم نفتکش‌های عربستان را بزنید و آن‌ها زدند؛ فکر می‌کنید این هشت کشور کنار ایران بمانند؟ آیا فکر نمی‌کنید این سیاست‌ها، شرکای تجاری ایران را از تداوم همکاری بازدارد؟

کاملا اینگونه است، وقتی چنین تهدیدی مطرح می‌شود که حتی اعتراف می‌کنند که با حوثی‌ها در تماس‌اند و به آن‌ها برای تهاجم خط می‌دهند یعنی این‌که ما به عرف بین‌الملل و حقوق بین‌الملل پایبند نیستیم، پس منطقی است که طرف مقابل هم ساکت نمی‌نشیند. ۳۰ درصد نفت مورد نیاز دنیا از تنگه هرمز عبور می‌کند و هیچ کشوری به چنین تهدیدی روی‌ خوش نشان نمی‌دهد. حتی طرف اروپایی که هنوز در برجام باقی مانده از کنار این تهدید ساده عبور نمی‌کند چراکه می‌داند چنین تهدیدی عواقب سنگینی در پی دارد.

 

دشمنی آشکارا با عربستان و نزاع لفظی و فیزیکی با آنان چه تاثیری بر موقعیت ایران در نظام بین‌الملل و برجام می‌گذارد؟

این دشمنی برجام را نافرجام و جبهه‌ی قدرتمندی علیه ایران شکل می‌دهد. این دشمنی‌ها سبب شده تا امروز عربستان و امارات در کنار اسراییل و آمریکا، ائتلافی ضدایرانی شکل دهند. ائتلافی که هم صدا و مستقیم از تغییر نظام سیاسی ایران سخن به میان می‌آورند. آن‌ها نه به تغییر رفتار بلکه به تغییر نظام سیاسی ایران می‌اندیشند و از اهرم‌های قدرتمندی برای به زانو درآوردن ایران هم بهره‌مند هستند.

عربستان با بهره‌مندی از قدرت مالی و نفوذ سیاسی بالای خود در جهان اسلام، خصوصا جهان عرب، می‌تواند سطح دشمنی ایران و آمریکا را افزایش دهد. عربستان کشوری است که قدرت تاثیرگذاری بر اوپک را دار است و می‌تواند وضعیت اقتصادی ایران را دچار چالش جدی کند. از این‌رو دشمنی آشکارا با این کشور معقول نیست.

با روی کار آمدن شاهزاده جدید و جوان این کشور که حتی به لابی‌های پنهان برای انجام مذاکره هم پاسخ مثبت نمی‌دهد نباید اجازه داد این دشمنی افزایش پیدا کند، ولی در عمل آن‌چه در حال وقوع است افزایش تنش‌هاست. به طوری که با لابی‌های عربستان، کنفرانس اسلامی تحرکات ایران را محکوم و دعواهای شیعه و سنی در منطقه افزایش یافته است.

 

 

 

افق پیش‌رو را شما چگونه می‌بینید؟ اگر قرار باشد تا ماه نوامبر تلاشی برای جلوگیری از افزایش تحریم‌ها و کاهش تنش میان روحانی و ترامپ صورت گیرد، این تلاش‌ها از چه جنسی باید باشد؟

اول از همه سران ایران باید ادبیات خود را تغییر دهند. ادبیات سخیف فرماندهان سپاه و برخی رجل سیاسی ایران در خصوص آمریکا و ضدیت با غرب و آمریکاستیزی مد شده از فردای انقلاب ۵۷، باید جای خود را به ادبیات دیپلماتیک، فاخر و متناسب با عرف بین‌الملل بدهد.

دوم این‌که سران ایران باید ارزیابی و سنجش واقع‌بینانه‌تری نسبت به قدرت خود داشته باشند. آن‌ها باید قدرت خود را بشناسند و واقع‌بینانه عمل کنند. متاسفانه از سخنان رهبران ایران اینگونه برمی‌آید که آن‌ها نسبت به قدرت واقعی خود، آگاهی ندارند و دچار تحلیل غیرواقع بینانه هستند. چنین تحلیلی آن‌ها را به جایی می‌رساند که در نهایت مجبور می‌شوند از موضع ضعف، دست به نرمش قهرمانانه بزنند.

 

آیا این اتفاق رخ خواهد داد؟

به نظر نمی‌آید رهبر ایران، خصوصا با سخنانی که امروز مطرح کرد بخواهد در کوتاه‌مدت تغییر رفتار بدهد. آقای خامنه‌ای اجازه‌ی مذاکره با آمریکا را به دولت نمی‌دهد و حتی اگر مجبور شود این اجازه را صادر کند، گفت‌وگو در خصوص یک مساله‌ی خاص و نه در خصوص همه‌ی مسایل فی‌مابین و در سطح عالی نخواهد بود. بنابراین به نظر می‌آید در ماه‌های آینده نه‌تنها بهبودی حاصل نشود بلکه تنش‌ها بیشتر و به سمتی خواهیم رفت که آمریکا سیاست تغییر نظام را شفاف‌تر بیان کند. آمریکا فضا را به سمت تشدید بحران‌های اقتصادی ایران خواهد برد به امید این‌که فلج اقتصادی به خیزش عمومی در داخل کشور منجر شود.