آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۳ مرداد ۱۳۹۷

نیلوفر رستمی

اجتماع


بگذارید بهروز وثوقی‌مان برگردد، نمی‌گذاریم!


انشا ماه گذشته هنرمندان

 

 

چهل سال پس از انقلاب اسلامی، نهم خرداد ماه ۹۷ و چهار روز پس از مرگ ناصر ملک مطیعی، جمعی از سینماگران ایرانی بالاخره این شجاعت یا آگاهی یا هرچه نامش را بنامیم را یافتند تا طی نامه‌ای از حسن روحانی رییس جمهور بخواهند شرایط بازگشت هنرمندانی که از انقلاب قادر به بازگشت به وطن نیستند را فراهم کند و بر حس یا وضعیت ممنوع‌الورودی خیلی‌ از آن‌ها نقطه‌ی پایان بگذارد. در این نامه که به امضا ۱۰۰ سینماگر رسیده به طور شفاف نام «بهروز وثوقی» قید شده بود.

بیش از ۱۰۰ سینماگر مطالبه‌ی خود را برای بازگشت بهروز وثوقی، ستاره‌ی سینمای قبل از انقلاب از حسن روحانی طلب کردند. حسن روحانی که شش سال است کلیدش فقط توانسته درهای برجام را باز کند که آن هم پس از پنج سال بسته شد، حسن روحانی که این روزها همه از فعالان سیاسی، فعالان حقوق بشر، هنرمندان تا زن خانه‌دار خسته که می‌خواهد رییس جمهور یا مشکل را حل کند یا برود گم شود‌ برایش نامه می‌نویسند و پیام می‌دهند و او هم البته در سخنرانی‌هایش همیشه وعده می‌دهد که همه چیز خیلی سریع قشنگ و خوب می‌شود. حالا دیگر همه کلید را یادشان رفته، حتی خود حسن روحانی. کلید یک شوخی زشت بود که تاریخ مصرفی کوتاه داشت. حالا همه می‌دانند حسن روحانی کلیدش خیلی وقت پیش‌ها در رودخانه‌ای افتاده و رودخانه هم به دریا پیوسته و حالا کی و کجا می‌تواند دیگر آن کلید را پیدا کند. دیگر حتی خدا هم نمی‌تواند کاریش بکند. اما حداقل حرف و خواسته را که می‌شود گفت. می‌شود که فریاد زد یا نوشت. می‌شود گفت بابا به بهروز وثوقی بازیگری که چهل سال ترس از برگشتن دارد، در غربت هم کار خاصی نکرده و خودش هم دل تنگ وطن‌اش است اجازه بازگشت بدهید. بازگشتی بدون ترس، بازگشتی بدون حکم و زندان و وثیقه.

یکی از کارگردان‌های سینما ایران که نخواست نامش منتشر شود به مجله‌ی تابلو گفت: «این نامه در این شرایط چند مورد مهم را نشان می‌دهد اولا هنرمندان اعتماد به نفس‌شان، آگاهی‌شان و شجاعت‌شان برای مطالبه‌ی خواسته‌های‌شان زیاد شده است. این نامه حتی اگر تاثیری هم نداشته باشد اما نشان‌دهنده‌ی پرسشگری از وضعیت موجود توسط هنرمندان است. این‌که عدم توانایی بازگشت به وطن از زیر متن به بیرون کشیده شده است. از طرف دیگر آن قدر شرایط این روزهای ایران بد است که دیگر مردم فکر می‌کنند بدتر از این نمی‌تواند بشود و چیزی برای از کف دادن ندارند بنابراین از گفتن مطالبات‌شان هم نمی‌ترسند و با صدای بلند می‌گویند.»

این کارگردان ادامه داد: «اگرچه هیچ‌وقت حکومت ایران به طور رسمی اعلام نکرده که بهروز وثوقی یا هنرمندان دیگری که پس از انقلاب از ایران خارج شدند نمی‌توانند برگردند اما از طرف دیگر هم طی یک قانون نانوشته هم آن‌ها خودشان می‌دانند و هم ما در داخل می‌دانیم که نمی‌توانند برگردند. برای آقای وثوقی هم همیشه یک سکوت و قانون نانوشته در جریان بوده است.»

اگرچه حسن روحانی این نامه را هم مثل بسیاری از نامه‌های دیگر بی‌پاسخ گذاشت اما به جای او دادستان کل تهران، روزنامه‌ی کیهان و برخی دیگر از شخصیت‌های تندرو از خجالت هنرمندان درآمدند و پاسخ‌های تندی نسبت به این خواسته دادند. پاسخ‌های که نشان داد ترس از بازگشت به ایران برای خیلی از ایرانی‌ها بی‌مورد نیست و فقط در یک «توهم توطئه و بازداشت» خلاصه نمی‌شود.

محمدجعفر منتظری، دادستان کل کشور روز ۱۵ خرداد ماه بدون این‌که نام بهروز وثوقی را ذکر کند از او به عنوان «فردی که فسادش در سینمای ایران علنی بود و پس از انقلاب به دامان آمریکا فرار کرد» یاد کرد و نامه‌ی هنرمندان برای بازگشت او را «اقدام حساب‌شده‌ای» نام برد. او همچنین گفت او و یارانش در قوه‌ قضاییه از «عوامل پنهان» این نامه اطلاع دارند.

منتظری در جملات بعدی تکلیف نگرانی خیلی از ایرانی‌ها را روشن کرد و گفت برای خیلی از ایرانی‌ها فرش قرمز پهن نخواهد شد: «هر ایرانی حق دارد به کشور خود بازگردد و هیچ مقامی نمی‌تواند مانع او شود. اما اگر کسی کارهای خلاف و جرم مرتکب شده باید براساس قانون با او برخورد کرد و این‌طور نیست که هرکس بخواهد به ایران بازگردد برای او فرش قرمز پهن کنند.»

 

 

از سوی دیگر سردار بهمن کارگر، رییس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس سه روز پس از انتشار نامه‌ی هنرمندان، در تاریخ ۱۲ خرداد ماه به طور مشخص از «پرونده‌ی قضایی و شاکی خصوصی» بهروز وثوقی گفت که تاکنون حرفی از آن زده نشده بود: «وثوقی پرونده‌ی قضایی و شاکی خصوصی دارد و عنصر طاغوت است.» سردار کارگر اما هیچ توضیح بیشتری درباره‌ی پرونده‌ی قضایی و اتهام بهروز وثوقی نداد.

او حتی گوگوش را هم وسط کشید و گفت: «بعضی‌ها نامه می‌نویسند به رییس جمهور که بهروز وثوقی را بیاورید، بعضی از مسوولان نادان هم با آن‌ها همراهی می‌کنند. مگر همین‌ها گوگوش را نیاوردند ایران؟ چه کرد؟ دوباره برگشت و به فسادش ادامه داد.»

سردار کارگر البته اطلاعات صحیح ندارد، خانم گوگوش اوایل انقلاب از کشور خارج نشد تا نیازی به اجازه و همراهی مسوولان برای بازگشت به کشور را داشته باشد. او در سال ۱۳۷۹ یعنی ۲۲ سال بعد از انقلاب اسلامی از ایران خارج شد و از آن زمان به تصمیم شخصی دیگر بازنگشت.

بهمن کارگر البته نامه‌ی هنرمندان را مصادق آزادی در جامعه دانست و گفت «می‌گویند آزادی بیان نیست، اگر نبود شما جرات می‌کردید به رییس جمهور چنین نامه‌ای بنویسید؟» او در ادامه حرف‌هایش آن‌ها را «بازیگرهای دست چندم» هم خواند.

این نامه به امضا کارگردان، بازیگران و تهیه‌کنندگان مطرحی مانند جعفر پناهی، پرویز پرستویی، لیلا حاتمی، فاطمه معتمدآریا، محمدرسول اف، کیانوش عیاری، تهمینه میلانی، علی مصفا، مهناز افشار، جهانگیر کوثری و باران کوثری رسیده است که برخلاف گفته‌ی بهمن کارگر در هیچ تعریفی از «دست‌چندم» نمی‌گنجند بلکه با بازی و کارهای آن‌ها سینمای ایران در جهان مطرح شده است.

اما روزنامه‌ی کیهان تا جایی پیش رفت که بهروز وثوقی را «شریک اشرف پهلوی» خواند که از طریق او ثروتمند و از کشور خارج شده است. این روزنامه نوشت برعکس گفته‌ی هنرمندان، بهروز وثوقی به دلیل این‌که امکان فعالیت هنری نداشت از ایران فرار نکرده بلکه به دلیل «کارنامه‌س سیاهش در همکاری با اشرف» و بازی در فیلم‌های مبتذل و مستهجن و خیانت به ملت از ایران گریخت.

اما برخلاف گفته‌ی روزنامه‌ی کیهان بهروز وثوقی در فیلم‌هایی که در ردیف فیلم‌های روشنفکری نام می‌گیرد مانند «گوزن‌ها، قیصر و سوته‌دلان» بازی کرده و در سال‌های مهاجرت نیز در فیلم یا تئاتر مبتذلی بازی نکرده است. واقعیت این است که او همچنان پس از ۴۰ سال غیبت هنوز محبوب قلب‌ها است.

شهاب حسینی بازیگری که جایزه‌ی اسکار گرفته چند هفته پیش از نامه‌ی سینماگران در جشنواره‌ای در آمریکا حضور داشت. او در این جشنواره کنار بهروز وثوقی قرار گرفت، کلی عکس یادگاری با او گرفت و در مقابل ده‌ها دوربین از سال‌های گفت که فیلم دیدن در ایران جرم بوده و مردم مخفیانه و با ترس فیلم اجاره می‌کردند و کسی که کارش اجاره دادن فیلم‌ها بوده در مقابل سوال شهاب حسینی که می‌پرسیده کدام فیلم را باید دید می‌گفته فیلم‌های بهروز وثوقی..شهاب حسینی در اینستاگرام خود نیز عکس‌های از خودش و بهروز وثوقی را منتشر کرد.

پرویز پرستویی دیگر بازیگر مطرح سینمای ایران که این روزها به چهره‌ی منتقد نظام نیز تبدیل شده، هیچ فرصتی را از دست نمی‌دهد تا از بهروز وثوقی بگوید. او در گفت‌وگوهایش، در مراسم‌ها و در اینستاگرام خود از بهروز وثوقی به عنوان محبوب‌ترین بازیگرش نام می‌برد که سینمای ایران وام‌دار اوست.

اصغر فرهادی کارگردانی که دیگر به برندی در جهان سینما تبدیل شده نیز در سفرش به آمریکا عکس‌های یادگاری با بهروز وثوقی گرفت که به سرعت در شبکه‌های مجازی پخش شد.

عکس گرفتن با بهروز وثوقی از سوی هنرمندان ایرانی که به آمریکا سفر می‌کنند و پخش آن در صفحه‌های مجازی‌شان تبدیل به یک رسم و آداب سینمایی شده است.

اما نوشتن نامه به رییس جمهور انگیزه‌ی بیشتری از انتشار عکس‌های سینماگران طراز اول کشورمان با بهروز وثوقی یا انتشار چهره‌ی او در مجلات داخل دارد. بهروز وثوقی مدتی پیش از مرگ ناصر ملک مطیعی همکار قدیمی‌اش در پستی در صفحه‌ی اینستاگرامش در تاریخ ۲۴ اردبیهشت ماه خطاب به مردم ایران نوشت: «تا به امروز هم فقط و فقط با یاد و خاطرات من بهروز هستم و در غربت لحظه به لحظه اون خاک مقدس و مردم سرزمینم ایستاده‌ام و نبضم در تپش هست.»

او با دلتنگی از کشورش نوشت: «هموطنان عزیزم من هرگز شما را رو در این سالیان در غربت غریب فراموش نکردم. من با شما زندگی کردم.»

مدتی بعد ناصر ملک مطیعی در روز پنجم خرداد ماه فوت کرد. در مراسم تشیع جنازه‌ی او، پیام ضبط شده‌ی بهروز وثوقی از آمریکا پخش شد، پیامی که هزاران نفری که برای مراسم تشیع رفته بودند را متاثر کرد و صدای او صدها بار در شبکه‌های مجازی پخش شد. او در آن پیام از دلتنگ بودن برای وطنش و مردمش گفت.

حرف‌های او تلنگری بود بر این واقعیت که نفر بعدی شاید بهروز وثوقی باشد که دور از جایی که برایش دلتنگ است بمیرد و حتی شاید جنازه‌اش هم اجازه ورود به ایران و دفن شدن در خاک وطن را نیابد. چند روز پس از آن ۱۰۰ سینماگر در نامه‌ای از حسن روحانی خواستار پایان دادن به این وضعیت و بازگشت وثوقی شدند، سینماگرانی که این روزها خسته‌اند و به قول یکی از آن‌ها دیگر همه چیز آن قدر بد است که دیگر هراسی از بدتر شدن ندارند.

این هنرمندان در نامه‌ی خود نوشتند: «ما، جمعی از هنرمندان، فیلمسازان و نویسندگان و دست‌اندرکاران امور فرهنگی از شما می‌خواهیم، یک بار برای همیشه تدبیری صورت گیرد تا هنرمندانی که صرفا به جهت کار هنری و فرهنگی با ممنوعیت خروج و ورود و ممنوعیت کار روبرو هستند، بدون ایجاد مزاحمت بتوانند به وطن خود، رفت و آمد داشته و از حق طبیعی کار و فعالیت بهره‌مند شوند.»

آن‌ها در انتهای نامه‌ی خود نوشتند: «از آن‌ جمله خواهان رفع محدودیت‌های غیرقانونی برای هنرمند گرانمایه آقای بهروز وثوقی هستیم.»

 

بیشتر از یک ماه از نامه‌ی هنرمندان گذشته است. وثوقی به زندگیش در غربت ادامه می‌دهد، سینماگران و دولت روحانی نیز به روزمرگی و چالش‌های هرروزه خود می‌رسند. تا این‌جای کاری هیچ‌کس نمی‌داند اگر بهروز وثوقی و بقیه بالاخره پای‌شان به وطن می‌رسد یا نه.