آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۱ تیر ۱۳۹۷

شراگیم زند

اجتماع


جستاری در باب مصائب جام جهانی فوتبال


 

 

با آغاز مسابقات جام جهانی فوتبال بسیاری از مردم در کشورهای مختلف دل توی دل‌شان نیست که تیم محبوب‌شان در مسابقات به چه شکل ظاهر می‌شود و چطور نتیجه‌گیری خواهد کرد. بدیهی‌ست که ما نیز به عنوان ملتی باسابقه‌ی دیرینه در زمینه‌ی فوتبال، از این مساله مستثنی نیستیم و در این شب‌ها و روزهای عزیز، بسیاری از ایرانیان در گوشه و کنار جهان نگران وضعیت تیم ملی و نتایج مسابقات هستند. البته این بیم و امیدها برای ما بسیار فراتر از سایر ملل است چرا که ما علاوه بر این‌که نگران وضعیت تیم ملی و نتایج بازی‌ها هستیم نگران وضعیت خودمان هم هستیم.

همین اسم تیم ملی ایران خودش برای ما یک بحران ملی است. یک‌ جا کسی نوشته بود «تیم ملی ایران به روسیه رفت»، زیرش صدها فحش دریافت کرده بود که چرا می‌گویی تیم ملی ایران؟ باید بگویی تیم جمهوری اسلامی چرا که این تیم با پرچم خرچنگ نشان، خود نماینده‌ی رژیم آخوندی‌‌ست و می‌خواهد سر مردم را گرم کند تا مردم از جنایات رژیم غافل شوند. حتی اگر بگویی تیم ملی و در ادامه‌اش ایران را هم نگویی بحث‌های تندی درباره‌ی مفهوم ملیت و مسایل اقوام و اقلیت‌های قومی مطرح می‌شود که خب معمولا این بحث‌ها به فحش و فحش‌کاری ختم می‌شود. شاید نهایتا باید به گفتن لفظ خالی «تیم» اکتفا کرد که آن‌جا هم بعید نیست عده‌ای به سمت‌ات یورش بیاورند که کدام تیم؟ مگر در ایران و کلا در جهان سوم «تیم ورک» اصلا تعریف شده که تیم داشته باشیم؟ و در انتها به منبر می‌روند که چرا ما آن قدر بدبختیم و با این حال چرا آن قدر ادعا داریم.
این همه جنجال فقط بر سر نام تیم ملی فوتبال خودش یک «پکج» کامل استرس‌ است… نتایج مسابقات که دیگر واویلا! ایران ببرد و خوشحالی کنی و مثلا چیزی به عنوان شادی و تبریک در فضای مجازی بنویسی، عده‌ای اخبار اعدام‌ها و تجاوزها و جنایات رژیم را جوری می‌کنند توی چشم‌ات که از پس کله‌ات بزند بیرون. بی‌راه هم نمی‌گویند و یک جورهایی خجالت‌آور است که وسط این همه درد نشسته باشی و بعد با یک گل بخواهی دو متر هوا بپری و جیغ بزنی و شادی کنی. برای باخت تیم مورد نظر هم شادی کنی که خب متهم به «بی‌وطنی» و «بیشعوری» و چند تا «بی» دیگر می‌شوی که این هم در نوع خودش قابل درک است. همین مساله در صورت باخت ایران هم هست و واقعا غصه خوردن و حرص خوردن برای فوتبال در شرایطی که این همه مساله دور و برمان برای بروز خشم و غصه هست، نشانه‌ی کوته فکری است و شادی برای آن نشانه‌ی بی‌ریشه بودن و وطن‌فروشی.
تنها در صورتی که بازی مساوی شود شاید بشود یک جورهایی «پوکرفیس» باقی ماند و دستاویزی برای حمله به کسی نداد.

اگر استادیوم بخواهید بروید که مشکلات چند برابر می‌شود. شعار تیم ملی «یک ملت، یک ضربان» است منتهی این ملت چهل جور پرچم دارد که هرکدام را بخواهی با خودت ببری ضربان یک عده‌ای می‌رود بالا… پرچم رسمی با آن کلمه‌ی «الله» بزرگ در وسط و آن «الله اکبر»‌هایی که حد فاصل بین رنگ‌هاست، جوری طراحی شده که حامل خود را به پرچمدار اسلام و حکومت اسلامی تبدیل می‌کند. پرچم شیر و خورشید هم معضلات خودش را دارد و باعث می‌شود همه فکر کنند سلطنت‌طلب و دوستدار نظام پادشاهی هستی. البته این مساله در مقایسه با این‌که طرفدار جمهوری اسلامی باشی، آبرومندانه‌تر است اما خب می‌تواند برای‌تان به‌خصوص اگر قصد بازگشت به ایران را داشته باشید مشکل‌ساز شود. پرچم سه رنگ و بدون نشان هم که با پرچم مجارستان اشتباه گرفته می‌شود!
اوضاع وقتی برای استادیوم‌روها بدتر می‌شود که اول بازی قرار باشد سرود ملی هم خوانده شود… سرودش لامصب یک جوری طراحی شده که هرچقدر هم بخواهی به بی‌خیالی طی کنی و به مفاهیم و مضامینی که فریاد می‌کشی فکر نکنی، ته تهش که باید صدایت را بیندازی سرت و نقطه‌ی اوج سرود یعنی «پاینده باشی و جاودان، جمهوری اسلامی ایران» را بخوانی خودت هم احتمالا از تصور این‌که جمهوری اسلامی پاینده و جاودان باشد موهای تن‌ات سیخ می‌شود. دیگر مشخص است آن‌هایی که با جمهوری اسلامی مشکلات اساسی دارند وقتی تو را در حال نعره زدن «جاوید باد جمهوری اسلامی» در استادیوم می‌بینند، هوس کنند یک کتکی بهت بزنند.

همه‌ی این مسایل باعث می‌شود که در ایام جام جهانی واقعا فشاری مضاعف بر ما ایرانی‌ها وارد شود و شب‌ها و روزهای پراسترسی را بگذرانیم که امیدواریم خدا خودش عاقبت ما را ختم به خیر کند.