آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۱۵ خرداد ۱۳۹۷

ثمانه قدرخان

سیاست


ایران با مهم‌ترین بحران در آینده‌ نزدیک مواجه خواهد شد


گفت‌‌وگو با دکتر محسن میلانی

 

 

 

می‌گوید احتمال دارد که با وضعیت پیش‌آمده فضای ایران به سمت امنیتی شدن پیش برود و این معنای سرکوب بیشتر را می‌دهد، اما از سوی دیگر معتقد است در شرایط حاضر ایرانیان بیشتر از هرچیز نیازمند آشتی ملی‌ هستند. محسن میلانی پژوهش‌گر، مدرس و نویسنده‌ی ایرانی ساکن آمریکاست و در حال حاضر مدیر اجرایی مرکز مطالعات دیپلماسی و استراتژی و استاد علوم سیاسی در دانشگاه فلوریدای جنوبی است. او با بیش از ۶۰ اثر تالیفی از چهره‌های شناخته شده‌ی جهانی در عرصه‌ی ایران‌شناسی و حوزه‌ی مطالعات انقلاب است. در این گفت‌و‌گو به پیامدهای خروج آمریکا از برجام پرداخته‌ایم. میلانی شرایط امروز ایران را سخت ترسیم می‌کند؛ شرایطی که به اقتضای آن حکومت فشارها را بر مردم بیشتر کرده و فضا امنیتی خواهد شد. در عین این‌که آمریکا را هم برنده‌ی خروج از برجام تلقی نمی‌کند.

 

آمریکا با خروج از برجام چه فشارهایی را متحمل خواهد شد با توجه به این‌که خودش مبتکر چنین قراردادی ‌است؟

آمریکا ابرقدرتی است که بزرگ‌ترین و پویاترین اقتصاد دنیا را دارد. خروج یک‌طرفه‌ی آمریکا از برجام مسلما فشارهایی بر این کشور وارد خواهد کرد. ولی این فشارها به گونه‌ای نیست که بر کل اقتصاد آمریکا تاثیر چندانی بگذارد، اما فشارهای جدی اقتصادی و سیاسی که به ایران وارد خواهد شد، می‌تواند مشکلات جدی در زندگی روزمره‌ی ایرانیان ایجاد کند. مهم‌ترین چالش آمریکا سیاسی است که حامل پیام عدم پایبندی این کشور به قراردادهای خود است. این عهد‌شکنی می‌تواند در دراز‌مدت برای آمریکا مشکلاتی به‌وجود بیاورد. پایبند بودن آمریکا به پیمان‌های بین‌المللی خود، پایه و اساس مهمی در سیستم جهانی است که آمریکا بعد از جنگ‌ جهانی دوم درست کرده و رهبری آن‌ را به عهده گرفته است. عهدشکنی آمریکا درست سه سال بعد از این‌که وارد یک قرارداد چند جانبه با ایران شد، می‌تواند قدرت نرم آمریکا را کاهش دهد و در داخل ایران سبب بی‌اعتمادی به این کشور شود. علاوه بر این، خروج آمریکا از برجام، تنشی بین آمریکا و کشورهای اروپایی به‌وجود آورده است. با در نظر گرفتن این‌که ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا در حال بازنگری در قراردادهای تجاری با اروپاست، بعید نیست این تنش‌ها در آینده بیشتر هم بشود. باید در نظر داشت که این عهدشکنی‌ آمریکا در مذاکراتش با کره شمالی هم بی‌اثر نخواهد بود.

 

آیا اروپا شرایط لازم را دارد که خروج آمریکا از برجام را نادیده بگیرد؟ یا این‌که اروپایی‌‌ها هم بعد از مدتی راه آمریکا را در ‌پیش می‌گیرند؟

خیر. اروپا نه شرایط‌ آن را دارد که رو در روی آمریکا جدی بایستد، نه اراده‌ی سیاسی آن را دارد و نه به نفع اوست. رابطه‌ی اقتصادی بین اتحادیه‌ی اروپا و آمریکا، تقریبا یک‌ دوم کل‌ درآمد سالانه‌ی جهان است، در ضمن یک ‌سوم تمام تجارت دنیا بین کشورهای اروپایی و آمریکاست. بنابراین در نهایت اگر اروپا مجبور شود که بین آمریکا و ایران یکی را انتخاب کند مسلما طرف آمریکا خواهد رفت. ولی این به این معنا نیست که اروپا از حفظ برجام دست خواهد کشید و تسلیم آمریکا خواهد شد. برجام برای اروپایی‌ها هم  بعد اقتصادی وهم بعد امنیتی دارد. نگرانی‌های اروپا علاوه بر از دست دادن بازار تجاری ایران، شامل تشدید تنش در منطقه و احتمال رویارویی نظامی میان ایران و آمریکا یا ایران و اسراییل خواهد بود. بنابراین اروپایی‌ها تا جایی که امکان دارد سعی خواهند کرد که برجام را حفظ کنند ولی به هیچ‌وجه حاضر نخواهند شد که سر برجام دعوای جدی سیاسی و اقتصادی با آمریکا شروع کنند. ایران هرچه زودتر به این حقیقت پی ببرد، می‌تواند سیاست‌های معقولانه‌ای اتخاذ کند.

 

عکس‌العمل ایران در رابطه با خروج آمریکا چقدر تند بوده‌ است؟

عکس‌العملی که ایران به برجام نشان داده‌ عکس‌العمل تندی نبوده است. وقتی ترامپ اعلام کرد که برجام را پاره خواهد کرد آیت‌الله خامنه‌ای گفت اگر آمریکا برجام را پاره کند ایران هم برجام را آتش خواهد زد. خیلی از تندروها همزمان در ایران اعلام کردند که ما برنامه‌ی اتمی خودمان را آغاز خواهیم کرد و یا حتی از)  (NPT خارج خواهیم شد. ولی برخلاف تمام این گفته‌ها، ایران عکس‌العمل بسیار محافظه‌کارانه‌ای نشان داده و سعی در حفظ برجام داشته است.

 

آیا همین جبهه‌گیری‌های تند از سوی تندروهای ایران می‌تواند به درگیری نظامی منجر شود؟

درست است که با راهبرد جدید آمریکا خطر رویارویی نظامی با ایران بیشتر شده ولی با شرایط امروز احتمال جنگ تمام عیار بین ایران و آمریکا را زیاد محتمل نمی‌بینم. بیشتر فکر می‌کنم نیروهای نیابتی یا همان طرفداران ایران و آمریکا در منطقه با هم رویارویی داشته باشند. مساله‌ی‌ بسیار حساس و مهم این است که از یک طرف می‌دانیم رییس جمهور آمریکا غریزه‌ی ضدجنگی دارد چون همیشه از جنگ آمریکا در افغانستان و عراق انتقاد کرده و فکر نمی‌کنم خودش هم علاقه‌ی چندانی به راه‌اندازی یک جنگ در خاورمیانه داشته باشد. از طرفی دو نکته‌ی کلیدی وجود دارد که می‌تواند احتمال جنگ با ایران را زیاد کند؛ یک، جان بولتن مشاور امنیت ملی آمریکا و مایک پامپئو وزیر خارجه آمریکا از طرفداران تغییر رژیم در ایران هستند. این دو نفر ممکن است بتوانند سیاست‌های جدید آمریکا را به گونه‌ای مدیریت کنند که امکان وقوع جنگ بیشتر شود. اما نکته‌ی دوم که می‌تواند آغازگر تنش‌های جدیدی بین ایران و آمریکا باشد این است که پیگیری قانونی آقای مولر در رابطه با اتهامات تبانی ترامپ با روسیه جدی شود، در آن صورت امکان رویارویی نظامی ایران و آمریکا زیادتر خواهد شد چون معمولا در زمان جنگ توجه ملت از مسایل داخلی به مسایل خارجی کشیده می‌شود.

 

 

 

در خلال صحبت‌های‌تان به احتمال رویارویی متحدان ایران و آمریکا در منطقه اشاره کردید. آیا غیر از عربستان و اسراییل کشور خاصی مدنظرشما هست؟

خیر، فکر می‌کنم بیشترین احتمال رویارویی منوط به جنگ مستقیم یا غیرمستقیم ایران و اسراییل در سوریه و لبنان باشد. اسراییل چندین بار اعلام کرده است که به ایران اجازه نخواهد داد که جبهه‌ی جدیدی در سوریه علیه این کشور به‌وجود بیاورد و یا ایران پایگاه‌های نظامی در نزدیکی مرزهای سوریه با اسراییل داشته باشد.

در شرایط کنونی، آیا ایران این شانس را دارد که با توافق با اروپا اعمال فشارها را بر خودش محدود کند؟

تا حدودی می‌تواند این کار را انجام دهد و برنامه‌ی راهبردی آقای روحانی هم بر این مبناست. ایشان معتقد است باید رابطه با اروپا بهتر شود و ایران سعی کند از اختلاف‌ها و تنش‌هایی که بین آمریکا و اروپا وجود دارد برای پیش­برد منافع ملی خود استفاده کند. اگر او موفق شود می‌تواند بخشی از فشارهای سیاسی و اقتصادی علیه ایران را کم کند ولی موفق به از بین‌بردن کامل آن‌ها نخواهد شد. اگر آمریکا تحریم‌های خودش را در مورد نفت و گاز و سیستم بانکی ایران اعمال کند مسلما اقتصاد ایران ضربه‌ی جدی خواهد خورد و معلوم نیست که اروپایی‌ها تا چه اندازه حاضر به طرفداری از ایران باشند و علیه آمریکا قد علم کنند. ولی اگر ایران و اروپا بتوانند کانال‌های جدیدی به‌وجود بیاورند که اجازه دهد کمپانی‌های نسبتا کوچک اروپایی با ایران رابطه داشته باشند می‌تواند مقداری از فشار اقتصادی ایران را کم کند. ولی با وجود تحریم‌هایی که امکان دارد آمریکا علیه ایران اعمال کند به نظر من کشورهای اروپایی سرمایه‌گذاری بزرگی در ایران نخواهند کرد.

جای خالی اروپایی‌‌ها را چه کشوری پر می‌کند؟ چین به نظر گزینه‌ی جدی می‌آید.

چین و شاید هندوستان بتوانند کمی کمک کنند ولی هیچ‌کدام‌شان جایگزین اروپا نخواهند شد چرا که ایران برای احیا کردن صنعت نفت و گاز نیاز به تکنولوژی به روز شده‌ی غربی‌ها دارد.

اگر دولت‌‌های اروپایی تصمیم داشته باشند که تحریم‌‌های کمتری در رابطه با ایران اعمال کنند، آیا قادر خواهند بود که از بانک‌های خود بخواهند ایران را تحریم نکنند یا دولت‌ها چنین اختیاری ندارند؟

مسلما اروپایی‌ها اگر بخواهند می‌توانند یک‌سری کارهای مثبت در جهت کمک به ایران انجام دهند. از‌ جمله وارد کردن فشار به واشنگتن جهت مستثنی کردن بانک‌ها و شرکت‌های اروپایی از تحریم‌ها و یا تشکیل بانک جدیدی با سرمایه‌ی مشترک ایران و اروپا. بنابراین در سطح پایین ممکن است بتوانند کارهایی انجام دهند ولی در سطح بالا که منجر به ادغام سیستم‌ بانکی ایران در سیستم  جهانی بانکی شود  امکان‌پذیر نیست.

آیا خروج آمریکا از برجام به نفع اسراییل و عربستان هم خواهد بود؟ چون این دو کشور مواضعی تندی بعد از خروج آمریکا از برجام گرفتند که برعلیه ایران بود.

بدون‌شک برنده‌های اصلی خروج یک‌طرفه‌ی آمریکا از برجام در منطقه، اسراییل، عربستان سعودی و امارات عربی است. این سه کشور هر سنگی پیدا کردند به جاده‌ی عادی‌سازی روابط ایران و آمریکا انداختند و از ابتدا با برجام مخالفت کردند. حقیقت این است که با عادی‌سازی روابط بین ایران و آمریکا ارزش راهبردی اسراییل و از آن مهم‌تر ارزش راهبردی عربستان سعودی و امارات برای آمریکا بسیار کاهش پیدا خواهد کرد. در اولین سفری که رییس‌جمهور آمریکا به خاورمیانه  کرد نطفه‌ی یک اتحاد بسیار مهم بین عربستان سعودی، آمریکا و اسراییل بسته شد. این اتحاد در شرایط حاضر مسایل جدی امنیتی، سیاسی و اقتصادی برای جمهوری ‌اسلامی به‌‌وجود‌ آورده و خروج آمریکا از برجام فقط یک بعد آن اتحاد است. کنترل برنامه‌ی موشکی ایران و در نهایت مجبور کردن ایران به عقب‌نشینی نظامی در خاورمیانه ابعاد دیگر این اتحاد است.

خروج آمریکا از برجام آیا باعث برخورد تهاجمی‌تر از سوی ایران می‌شود؟ یا فکر می‌کنید ایران مواضع تند خودش را در عمل تلطیف کند؟

دو نکته این‌جا حایز اهمیت است؛ اول این‌که برجام رابطه‌ای با سیاست‌های منطقه‌ای ایران ندارد. به نظرم این یکی از سوبرداشت‌ها در رابطه با برجام است. قرارداد برجام یک قرارداد کنترل برنامه‌ی اتمی ایران در ازای برداشتن شماری از تحریم‌ها بود. در برجام یک‌سری تعهدات از سوی کشورهای ۵+۱ و ایران گنجانده شده بود ولی هر دو سو امیدوار بودند که برجام باعث بازگرداندن ایران به جامعه‌ی بین‌المللی شود. امیدوار بودن با متعهد بودن فرق دارد که متاسفانه از سوی مخالفان برجام این تفاوت نادیده گرفته می‌شود. بنابراین مساله‌ی سیاست‌های ایران به هیچ‌وجه ارتباطی با برجام ندارد. نکته بعدی این‌که آیا ایران در سیاست‌های منطقه‌ای خود تهاجمی‌تر عمل خواهد کرد یا نه؟ من بعید می‌دانم. حداقل در کوتاه‌مدت این اتفاق رخ نمی‌دهد چون طرز فکر غالب در طبقه‌ی حاکم ایران که مسوولیت سیاست‌های منطقه‌ای ایران را دارد این است که بشار اسد پیروز جنگ داخلی است و ایران موقعیت خوبی در سوریه دارد و می‌تواند در بازسازی آن کشور نقش مهمی ایفا کند و حتی امکان احداث پایگاه نظامی هم در آن‌جا به‌وجود بیاورد. آن‌ها بر این باورند که موقعیت ایران در لبنان و عراق هم بسیار خوب است و نتایج انتخابات لبنان و همچنین انتخابات اخیر عراق باعث تثبیت موقعیت ایران در این دو کشور شده. در مورد یمن هم تهران معتقد است که عربستان سعودی  وارد یک باتلاق شده که به راحتی از آن بیرون نخواهد آمد. به نظر می‌رسد راهبرد کلی جمهوری ‌اسلامی در این شرایط این است که رویارویی با اسراییل، عربستان و مخصوصا با آمریکا در منطقه فعلا به نفع و صلاحش نیست.

اگر فشارهای آمریکا در داخل ایران زیادتر شود آیا این راهبرد تغییر خواهد کرد؟

بله حتما امکان تغییر دارد. اگر فشارهای آمریکا به گونه‌ای باشد که ثبات سیاسی ایران در خطر باشد ایران برنامه‌های خودش را در رابطه با سوریه، لبنان، یمن، عراق و افغانستان و همچنین در بحرین و شیعیان منطقه نیز تغییرخواهد داد. در هرصورت نیروهای طرفدار ایران و شبه نظامیان آموزش‌دیده ایران کم نیستند و مسلما جمهوری اسلامی در شرایط حساس از آن‌ها استفاده خواهد کرد.

در این شرایط راهبردهای جدید آمریکا چه خواهد بود؟

محاسبه‌ای که آمریکا برای خروج از برجام دارد و در واقع پایه و اساس راهبرد جدید آمریکا بر این مبنا است که بیشترین فشار را بر ایران وارد کند و سخت‌ترین شروط را بر ایران تحمیل کند که دو حالت دارد؛ یا این فشارها باعث خواهد شد که ایران تمام شروط دوازده‌گانه‌ی آمریکا را قبول کند و در حقیقت تسلیم شود و یا این‌که شرایط را قبول نکند که در آن صورت فشارهای اقتصادی باعث ایجاد ناثباتی و بحران یکی بعد از دیگری در داخل ایران شود که در غایت به تغییر رژیم منجر می‌شود. می‌دانیم که در گذشته این راهبرد در قبال ایران اتخاذ شده ولی به نتیجه نرسیده. در هر صورت ایران در آینده‌ی نزدیک با مهم‌ترین بحران طی ده سال گذشته‌اش مواجه خواهد شد.