آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۷

علی رنجی‌پور

اجتماع


پلیس زن یا مامور حذف زنانگی از خیابان‌های شهر


 

 

سابقه‌ی پلیس زن در ایران به پیش از انقلاب اسلامی ۵۷ برمی‌گردد. بعد از انقلاب حضور زنان در پلیس و ازتش و شهربانی اول کم‌رنگ و پس از مدتی متوقف شد. مجلس ایران در سال ۱۳۶۶ حضور زنان را در مشاغل نظامی و انتظامی ممنوع کرد، اما هشت سال بعد این محدودیت قانونی، اول برای استخدام کارمند زن و کمی بعد برای استخدام پلیس زن برداشته شد. در تبصره‌ی ۲۰ قانون استخدام نیروی انتظامی مصوب سال ۱۳۷۴ به پلیس اجازه داده شد: «در مشاغلی که مستلزم به‌کارگیری زنان باشد مانند آزمون راهنمایی و رانندگی و بازرسی زنان و صدور گذرنامه برای بانوان و مبارزه با‌ مفاسد اجتماعی در خصوص جرایم زنان و اداره‌ی زندان نسوان» زنان را «در صورت لزوم به عنوان کارمند» استخدام کند. سه سال بعد این تبصره در مجلس باز هم اصلاح شد و با برداشتن محدودیت کارمندی، عملا فرایند آموزش و استخدام پلیس زن در ایران بعد از ۲۰ سال آغاز شد.

 

تجدد یا تحجر

پلیس زن پیش از انقلاب نشانه‌ی تجدد بود اما بعد از سال ۷۸، این پدیده به نشانه‌ای از تحجر و تعارض با حقوق زنان تبدیل شد و در نقطه‌ی مقابل حرکت‌‌ها و خواسته‌های برابری‌طلبانه زنان قرار گرفت. واژه‌های طعنه‌آمیز مانند «فاطی کماندو» سر زبان‌ها افتاد. در واژه‌نامه‌ی خیابانی «یعنی‌چه» این واژه معادل زنانی است که «به آرایش و پوشش مردم گیر می‌دهند.» بخشی از این زنان، چادر سیاه‌پوشان نیروی انتظامی‌اند که به نظر می‌رسد کارشان در کوچه و خیابان، برخورد با بی‌حجابی و کنترل پوشش زنان است.

پدیده‌ی پلیس زن ذاتا نشانه‌ای پیش‌رو، از تلاش برای تحکیم موقعیت زنان و عادی‌سازی حضورشان در موقعیت‌هایی است که از نظر تاریخی مردانه تعریف شده‌اند. در بسیاری از کشورهای جهان، حتی همسایگان مسلمان ایران، دولت‌ها در تلاش‌اند تا حوزه‌ی فعالیت زنان پلیس، تا سطوح بالای نظامی و انتظامی گسترده شود، اما در ایران وقتی صحبت از پلیس زن به میان می‌آید، بحث محدودیت حوزه‌ی فعالیت‌ها هم مطرح می‌شود. مقام‌های عالی‌رتبه نیروی انظامی ایران بارها گفته‌اند که فلسفه‌ی شکل‌گیری پلیس زن، نه باز کردن فضا برای حضور بی‌واسطه‌ی زنان در جامعه، بلکه رعایت حدود روابط میان زنان و مردها است.

حوزه‌ی رسمی فعالیت پلیس زن در ایران رسما محدود است: «زنان (پلیس) فقط برای رفع نیازهای زنان و کودکان و در مشاغلی که از بعد شرعی، روحی و روانی و فرهنگ اسلامی ایرانی ضرورت دارد، فعال هستند. به همین دلیل حضور زنان در نیروی انتظامی محدود است و ما هیچ‌وقت پلیس زن را سر چهار‌راه‌ها نخواهیم دید یا اگر تصادفی شود، پلیس زنی نخواهد بود چون ضرورتی ندارد جایی که مردان می‌توانند این کارها را انجام دهند، زنان ورود پیدا کنند». این گفته‌‌ی فریبا شایگان، رییس دانشکده‌ی پلیس زن «مجتمع آموزشی عالی کوثر نیروی انتظامی» و عالی‌ترین مقام مسوول برای تربیت رنانی است که در نیروی انتظامی ایران با چادر سیاه بر سر خدمت می‌کنند.

او معتقد است: «پلیس‌ شغلی مردانه است و با روحیات و ویژگی‌های جسمی مردانه تعریف می‌شود.»

 

وقتی پای یک زن در میان است

فلسفه‌ی شکل‌گیری پلیس زن، نه میدان دادن به زنان برای حضور فعال در عرصه‌ی عمومی، بلکه استفاده از زنان در موقعیت‌های خاصی است که به قول یک فرمانده‌ی نیروی انتظامی پای «صیانت از ارزش‌های دینی» در میان باشد. درجه‌داران چادرسیاه وقتی وارد میدان می‌شوند که از سر ناچاری و طبق «موازین اسلامی و شرعی» چاره‌ای جز استفاده از زنان باقی نمانده است.

حوزه‌ی فعالیت پلیس زنان رسما به امور مربوط به زنان و کودکان محدود است، مانند «آزمون رانندگی و صدور گواهینامه برای زنان؛ صدور گذرنامه برای زنان؛ مشاوره به خانواده‌ها و بانوان در کلانتری‌ها و ارایه‌ی خدمات مددکاری اجتماعی به خانواده‌های شهدا»‌ است.

و در امور انتظامی محدود به این موارد است: «بازرسی زنان در ایستگاه‌های کنترلی و مبادی ورودی و خروجی کشور از جمله فرودگاه‌ها؛ دستگیری و بدرقه‌ی متهمان زن؛ تحقیق و بازجویی از زنان؛ کنترل اماکن مربوط به زنان؛ بازرسی زنان در عملیات گشت انتظامی درون و برون شهری؛ بازرسی و نظارت و محافظت از زنان زندانی؛ کلیه‌ی موارد مرتبط با جرایم امنیتی و مفاسد اجتماعی مرتبط با زنان ناجا؛ بررسی صحنه‌ی جرم خاص زنان؛ انگشت‌نگاری زنان؛ امور مربوط به بازداشتگاه‌های زنان.»

چنانکه مشاهده می‌شود وظیفه‌ی اصلی و ذاتی پلیس زن در حد مشاوره، بازرسی بدنی و حضور در محافل زنانه و ارائه‌ی خدمات عمومی و دفتری است. یعنی پلیس زن واقعی در ایران، چیزی بیشتر از مامور گشت ارشاد یا بازرس و کارمند دفتری نیست. این تصویر، هیچ نسبتی با چهره‌ی جذاب و هیجان‌انگیز و راز‌آلوده‌ای ندارد که در سریال‌های تلویزیونی و برخی گزارش‌های رسانه‌‌‌‌ای تصویر شده و می‌شود.

این تصاویر رسانه‌ای حتی مورد تایید خود پلیس هم نیست، چنانکه رییس دانشکده‌ی پلیس زن هم آن را مغایر با واقعیت می‌داند و می‌گوید: «بازجویی از یک مرد توسط یک خانم پلیس یا بالا رفتن پلیس زن از دیوار و تنهایی به مأموریت رفتن به باغی که معلوم نیست چه کسانی آن‌جا هستند، نه در دستورالعمل‌های ما هست نه در واقعیت صورت می‌گیرد، اما برخی از کارگردان‌ها برای جذب مخاطب این کارها را انجام می‌دهند. ما به برخی از مواردی که در این فیلم‌ها هست، اعتراض داریم و اعتراض‌مان را هم معمولا بیان می‌کنیم.»

 

 

 

از صبحگاه به ون

سال گذشته خبرگزاری تسنیم وابسته به سپاه پاسداران، گزارشی از صبحگاه زنان پلیس منتشر کرد و نوشت: «هرچقدر هم که فاصله‌ات تا کنج میدان صبحگاه زیاد باشد و هر چقدر هم که با چادرهای مشکی‌شان در آن گرگ و میش هوا استتار کرده باشند، ندیدن‌شان غیرممکن است؛ غیرممکن است ۱۱۷ صورت زنانه و ۲۳۴ دستکش‌ یک دست سفیدشان را حتی از آن فاصله و از میان هزاران نیروی یگان ویژه و مرزبانی مستقر در میدان تشخیص ندهی؛ منظم و یک دست؛ هم قد و یک اندازه؛ با صورت‌هایی که در مقنعه‌های سبز و چادرهای مشکی قاب گرفته شده و چشم‌هایی که بدون توجه به آن‌چه در اطراف‌شان می‌گذرد به نقطه‌ای در بی‌نهایت خیره شده‌اند. خشک و بی‌احساس با مشت‌های گره کرده و گردن‌های کشیده. برخلاف تصور خیلی‌ها که نام زن‌های پلیس در ذهن‌شان تداعی‌کننده‌ی زنان گشت ارشاد است، این دختران، پلیس‌هایی هستند که سال‌ها آموزش دیده‌اند؛ آموزش دیده‌اند تا در مواقع لزوم، هر آن‌چه لازم است برای امنیت کشور انجام دهند.»

واقعیت اما این قدر هیجان‌انگیز نیست، بعد از مراسم صبحگاه، خیلی از این دختران آموزش‌دیده سوار ون‌‌های سفید و سبز گشت ارشاد می‌شوند تا در محل کار خود در چهارراه‌های شلوغ شهر حاضر شوند.

 

ماموران انتظامی زن از کجا می‌آیند؟

گفته می‌شود ماموران پلیس زن، همه از مجتمع عالی کوثر وابسته به دانشگاه امین نیروی انتظامی فارغ‌التحصیل شده‌اند. اولین شرط ورود به این دانشگاه انتخاب رشته و قبولی در کنکور سراسری است. اگرچه می‌توان با جست‌وجو در میان اخبار استخدام به مواردی برخورد که نشان می‌دهد استخدام پلیس زن بدون کنکور هم غیرممکن نیست. به جز در دفترچه انتخاب رشته کنکور سراسری پارسال، نشانی از مجتمع کوثر به چشم نمی‌‌خورد و کل ظرفیت دانشگاه نیروی انتظامی محدود به ۳۳۰ داوطلب مرد است که ۱۲۰ نفرشان از پرسنل نیروی انتظامی‌اند.

با این همه دانشکده‌ی پلیس کوثر، یک مجتمع نیمه‌متمرکز است که قبولی در کنکور برای پذیرش در دانشگاه حتی اگر شرط لازم باشد، کافی نیست. برای پذیرش در این دانشگاه شرایط عمومی و اختصاصی وجود دارد که شامل یک شرایط عمومی، از اعتقاد به ولایت فقیه گرفته تا شرایط سنی و فیزیکی را در برمی‌گیرد.

 

شرایط عمومی:

التزام عملی به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و اعتقاد به ولایت مطلقه‌ی فقیه و آمادگی فداکاری در راه اهداف ایشان

تابعیت جمهوری اسلامی ایران

عدم سابقه‌ی عضویت یا وابستگی به احزاب و گروه‌های سیاسی و معارض با نظام جمهوری اسلامی ایران

عدم محکومیت به محرومیت از خدمات دولتی

داشتن شرایط تحصیلی و یا تخصصی لازم برای خدمت موردنظر

ارائه‌ی گواهی عدم سو پیشینه‌ی کیفری

عدم محکومیت به محرومیت از خدمات دولتی

ارائه‌ی گواهی عدم اعتیاد به مواد مخدر طی مراحل گزینش و معاینات پزشکی

شرایط اختصاصی:

مقطع فوق دیپلم به بالا

حداقل معدل کل دیپلم یا دوره‌ی پیش دانشگاهی در مقطع کارشناسی ۱۶ و در مقطع کاردانی ۱۴.

نداشتن تعهد خدمت به سازمان‌های دولتی و غیردولتی

دارا بودن حداقل سن ۱۷ و حداکثر ۲۰ سال

حداقل قد برای داوطلبان ۱۶۰ سانتی‌متر و تناسب قد و وزن برقرار باشد.

 

چرا یک زن مامور نیروی انتظامی می‌شود؟

اگر کسی بتواند از پس شرایط بالا بربیاید، استخدام او به عنوان کارمند یا درجه‌دار قطعی است. دانشجویان دانشکده‌ی پلیس زن از همان نخستین روز دانشجویی به استخدام رسمی نیروی انتظامی درمی‌آیند و حقوق ماهانه دریافت می‌کنند و از خوابگاه، غذا، لباس، امکانات تحصیلی و درمانی رایگان بهره‌مند می‌شوند.

به جز این مزایای دیگری هم از جمله مزایای ازدواج‌های درون‌سازمانی، مرخصی اضافی زایمان، ساعات کار انعطاف‌پذیر برای زنان متاهل و… هم هست که این خود یک امتیاز ویژه برای جامعه‌ای است که از بحران بیکاری و شرایط ناپایدار اقتصادی رنج می‌برد.

به گفته‌ی یک مقام عالی‌رتبه در پلیس ایران در سال ۹۴، نزدیک به ۷۲۰۰ پلیس زن در نیروی انتظامی کار می‌کردند. این عدد معادل ۰/۲ درصد کل زنان شاغل در ایران است. بر اساس داده‌های مرکز آمار ایران در سال ۹۴، جمعیت زنان بی‌کار ۸۳۵ هزار نفر برآورد شده بود که از این میان بیش از ۲۳۵ هزار نفر بین ۱۵ تا ۲۴ سال سن داشتند.

قاعدتا شرایط تضمین شده‌ی کار در پلیس، برای همه‌ی زنانی که تلاش‌شان برای پیدا کردن کار بی‌نتیجه مانده، می‌تواند وسوسه‌برانگیز باشد.

طبق گفته‌ی فرمانده‌ی پلیس ایران، میانگین حقوق پرسنل نیروی انتظامی در سال ۹۴، بین یک میلیون و ۴۰۰ تا یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان بوده است. این میانگین تقریبا دو برابر خالص دریافتی یک کارگر مجرد در سال ۹۴ است.

در همه جای دنیا امنیت شغلی، یکی از انگیزه‌های استخدام در نیروهای نظامی و انتظامی است. در ایران به دلایل مختلف این انگیزه بیشتر هم است.

از یک‌سو حوزه‌ی محدود فعالیت‌‌های زنان در نیروی انتظامی، برای زنان ماجراجو چندان وسوسه‌برانگیز به نظر نمی‌رسد. از سوی دیگر فعالیت‌‌های پلیس زن در ایران، در موارد فراوانی در تقابل با آزادی‌‌های فردی و اجتماعی است و همین مساله ماموران زن را در موقعیتی خاص قرار می‌دهد.

پلیس معمولا در اغلب کشورهای جهان محبوب است اما در ایران پلیس زن در بهترین حالت یک کارمند ساده‌ی دفتری است که کار انگشت‌نگاری یا تعویض گذرنامه را انجام می‌دهد. در بدترین حالت هم در نقش یک مامور گشت ارشاد، نقش کسی را بازی می‌کند که سر چهارراه‌ها مزاحم آزادی‌های فردی و اجتماعی دیگران می‌شود.

قرار گرفتن در چنین موقعیتی قاعدتا مطلوب نیست، مگر آن‌که یا پای انگیزه‌‌های شدید اعتقادی در میان باشد یا شرایط اضطرار که آب‌باریکه‌ی حقوق نیروی انتظامی به پوشیدن چادر سیاه و قرار گرفتن مقابل دیگران بیارزد. و دقیقا به همین دلیل است که نیروی انتظامی ایران در معرض اتهام یارگیری از اقشار ضعیف و آسیب‌پذیر جامعه قرار می‌گیرد.

 

و داستان ادامه دارد

سیر تحول پلیس زن در ایران بر خلاف تجربه‌های جهانی سیر معکوس دارد. پدیده‌ای که تا به حال مضرات آن بیش از مزایای آن بوده و به جای آن‌که موازنه‌ی قوا را به نفع زنان در جامعه تغییر دهد، خود در مقابل جریان‌ فزاینده‌ی دفاع از حقوق زنان قرار گرفته است. زنان مامور در ایران بیش از آن‌که کمکی به رفع تبعیض‌ها کرده باشند، خود در شکل‌گیری دو قطبی‌های اجتماعی نقش داشته و حساسیت‌های اجتماعی طبقات مختلف را بالا برده‌اند.

سرعت سیر تحولات در ایران بسیار بالا است و جامعه در وضعیتی ناپایدار و در آستانه‌ی تغییر و تحولات بنیادین است. در چنین شرایطی باید منتظر ماند و دید در گیر و دار این تحولات، پدیده‌ی پلیس زن دستخوش چه تغییراتی خواهد شد؟