آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۷

دلبر توکلی

سیاست


طرح تغییر رژیم ایران به دست آمریکا و جایگزین‌هایش


گفت‌وگو با دکتر عطا هودشتیان

 

 

از همان نخستین سال‌های بعد از انقلاب ۱۳۵۷ زمزمه‌هایی مبنی بر تغییر رژیم جمهوری اسلامی از سوی آمریکا، اروپا و آسیا به گوش می‌رسید اما حتا جنگ ایران و عراق، نه تنها نتوانست پایه‌های حکومت ایران را سست کند بلکه موجب پایداری بیشترش هم شد. مردم ایران که به تنگ آمده بودند پس از حمله‌ی آمریکا به عراق منتظر بودند که با آغوشی باز از آمریکا برای نجات‌شان استقبال کنند، اما جنگ لفظی بین ایران و آمریکا به مرحله‌ی عمل نرسید. بار دیگر در سال ۱۳۸۸، با اوج‌گیری اعتراضات مردمی و درگیری‌های خیابانی بین مردم و نیروهای حکومتی، مردم همچنان گوشه چشمی به این داشتند که اوباما در سوت پایان بدمد. اما رییس جمهور وقت آمریکا ضمن ابراز همدردی با مردم و خانواده‌های کشته‌شدگان، بسیار هوشمندانه امور داخلی ایران را به مردم و حکومت سپرد. این بار دونالد ترامپ با حمایت اسراییل و عربستان مدعی است که به کمتر از تغییر رژیم جمهوری اسلامی رضایت نمی‌دهد.

با دکتر عطا هودشتیان، پژوهش‌گر و استاد دانشگاه در رشته‌ی علوم سیاسی و ساکن کانادا در این باره به گفت‌وگو نشستم.

 

 

به نظر شما خروج از برجام به معنای تلاش موثر آمریکا در جهت تغیر رژیم ایران است؟ چرا دونالد ترامپ به کمتر از تغییر رژیم ایران راضی نیست؟

به عقیده‌ی من هنوز نمی‌توان با قطعیت مدعی شد که دولت دونالد ترامپ یک استراتژی روشن برای تغییر حکومت ایران دارد. زیرا نیروی جایگزین واقعی که در حال حاضر بتواند جای جمهوری اسلامی (ج ا) را بگیرد وجود ندارد. اعتراضات مردمی برای تغییر یک رژیم کافی نیست. البته به ظاهر آلترناتیوها بسیارند (اما تنها در حرف). توجه داشته باشیم، دونالد ترامپ همیشه حاضر به معامله با رژیم‌های بسته یا استبدادی بوده است. او از مادام‌العمر شدن رییس جمهور چین ستایش کرد، از پوتین تقدیر نمود و با کره شمالی حاضر به مذاکره است.

 

یعنی دولت ترامپ در عمل به دنبال تغییر رژیم جمهوری اسلامی نیست؟

من فکر می‌کنم نباید بر سر این موضوع زود قضاوت کرد. بیایید به سیاست خروج آمریکا از برجام دوباره نگاه کنیم. چرا باید فکر کرد، این اقدام لزوما به معنای حرکت در جهت سرنگونی رژیم ایران است. از سوی دیگر، به راستی چه چیزی نشان می‌دهد که خروج آمریکا از برجام به رادیکال شدن سیاست‌های جمهوری اسلامی می‌انجامد. به نظر من این احتمال بسیار قوی است که در ادامه‌ی فشارهای آمریکا، ایران عقب‌نشینی کند و در نهایت به خواسته‌های آمریکا تن بدهد. پیش‌بینی من این است که جمهوری اسلامی نه تنها به اقدامات رادیکال‌تر دست نخواهد زد بلکه پس از اندکی شعار و هیاهو و حتی مظلوم‌نمایی، بالاخره به خواسته‌های آمریکا تن خواهد داد. چون رژیم ایران می‌داند که با ادامه‌ی تحریم‌ها، احتمالا اعتراضات مردمی در داخل کشور افزایش می یابد و شانس ادامه‌ی بقایش به صفر خواهد رسید. از این پس اروپا تلاش خواهد کرد که باب مذاکرات تازه‌ای را بگشاید و در این میان از ایران خواهد خواست با پیشنهاد‌های آمریکا برای تغییر در متن معاهده‌ی برجام موافقت کند. البته این ماجرا طول خواهد کشید. باید بدانیم که رژیم نجات خود را مهم‌ترین وظیفه‌اش می‌داند و به هرقیمتی دست به این کار می‌زند. با این حال به سختی می‌توان پیش‌بینی کرد که عقب‌نشینی‌های رژیم جمهوری اسلامی، مانعی جدی برای سقوط حکومت ایجاد کند.

 

اگر دولت ترامپ در عمل به دنبال تغییر حکومت ایران نیست، چرا با خروج از برجام بر جمهوری اسلامی فشارهای زیادی را وارد کرد؟

فشار آمریکا به معنای رام کردن رژیم ایران است. در این رابطه برای آمریکا دو موضوع مدنظر است. اول این‌که جمهوری اسلامی پس از امضا برجام از سیاست‌های تهاجمی خود در منطقه عقب‌نشینی نکرد و رام نشد. دولت ایران نشان داد که به سمت صلح قدم بر نمی‌دارد بلکه اقدامات گذشته را ادامه می‌دهد. اما موضوع دیگری برای آمریکا مطرح است، در واقع این اروپا بود که از برجام سود برد و آمریکا سرش بی‌کلاه ماند. پس از برجام بیشتر قراردادهای کلان میان ایران و اروپا صورت گرفت و آمریکا سهمی در این میان نداشت. بنابراین پشت پا زدن به برجام از سوی آمریکا از این دریچه نیز بیشتر قابل فهم می‌شود.

 

 

 

با توجه به این‌که الان زمین بازی سیاسی در آمریکا به دو نیمه‌ی کاملا مجزا تبدیل شده، آمریکا می‌تواند به سمت فشار (عملی) برای تغییر رژیم در ایران حرکت کند؟ چه موانعی بر سر راه ترامپ در این خصوص وجود دارد؟

موانع بسیاراند. برای تغیر رژیم ایران، آمریکا می‌تواند از شورش‌های داخلی و همین‌طور از نیروهای اپوزیسیون حمایت کند. اما در این مسیر موانعی وجود دارد. البته فراموش نکنیم که جمهوری اسلامی از سقوط شاه بسیار آموخت. از طرفی ایران از حمایت روسیه برخوردار است (البته می‌توان اطمینان داشت که اگر روزی لازم باشد روسیه به ایران خیانت خواهد کرد)، و چین هم نشان داده که کم و بیش حامی ایران است. از طرف دیگر ایران به شکلی حمایت اروپا را نیز دارد. به نظر نمی‌آید که اروپا هنوز به سرنگونی نظام قانع شده باشد. اروپا نیز در ایران نفوذی دارد که می‌تواند در مراحلی مانع پیش‌روی جریان سرنگونی جلوه کند. خاطرنشان کنم که سیاست رفتن پهلوی سابق مورد توافق تمام قدرت‌های مهم در «گوادلوپ» قرار گرفته بود. بدون اروپا، کار آمریکا برای اقدام موثر برای تغییر رژیم در ایران اندکی مشکل خواهد.

 

با فرض بر این‌که دولت ترامپ در عمل می‌خواهد حکومت ایران تغییر کند، آمریکا چه جایگزینی برای رژیم دارد؟ مجاهدین، سلطنت‌طلب‌ها یا اصلاح‌طلبان؟

از نگاه من، نه سه، که چهار نیرو مورد نظرند. اگر آمریکا به طور جدی در پی سرنگونی نظام نباشد و تنها به تغیرات اندک دل‌خوش کند، اتفاقا یک نیروی معتقد به نظام ولی سازش‌کار، کمی نزدیک به غرب و اصلاح‌طلب که حاضر به مذاکره با غرب باشد شاید بتواند آلترناتیو مناسبی به نظر برسد. به علاوه آن‌که بی‌شک این جایگزینی بیشتر به مذاق اروپا خوشایند است. اما اگر این مسیر ره به جایی نبرد، رضا پهلوی و مجاهدین خلق بیشتر مورد نظر خواهند بود. در مورد مجاهدین، می‌بینیم که جولیانی و جان بولتن و برخی دیگر از آن‌ها دفاع کردند. ولی نمی‌توان قاطعانه گفت که آمریکا طرفدار روی کار آمدن این گروه در ایران است. با این حال دولت ترامپ می‌داند که می‌تواند از مجاهدین خلق به عنوان اهرم فشار بر حکومت ایران استفاده کند و این از نظر آمریکا یک سیاست عاقلانه است.

 

در مورد رضا پهلوی چطور؟

نخست یک خطر و سپس یک امکان محسوب می‌شود. او کسی است که پشتوانه‌ی استبداد دارد و به آن تاریخ کم و بیش افتخار می کند و به سختی خواهد توانست از آن پیشینه گذر کند که این خطرناک است. البته رضا پهلوی از نظر اعلام مواضع دموکرات و سکولار شده است اما این‌که در عمل با این دموکراتیسم چگونه مواجهه خواهد شد، سخن دیگری است. می‌دانیم که استراتژی او «اتحاد با سایر نیروها» است. یعنی تنها از این طریق می‌تواند به قدرتی سمبلیک و متحد‌، همچنان که خود مدعی آن است بدل شود. اما سوال این است که او چگونه به این مهم دست خواهد یافت؟

 

منظورتان از نیروی چهارم کدام است؟

نیروی چهارم، همه‌ی دیگران هستند. نیرویی بسیار پراکنده ولی سکولار و دمکراتیک. این‌ها مجموعه وسیعی از گروهای قدیمی هستند که البته بسیاری از آن‌ها دیگر به هیچ گروهی وابسته نیستند. اتحادشان ناممکن و غریب به نظر می‌آید. اما اگر سر عقل آیند و متحد شوند، می توانند به فاعلی جدی در صحنه‌ی سیاست ایران آینده بدل شوند.