آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۱۲ بهمن ۱۳۹۶

مهدی تاجیک

اجتماع


ژن‌های خوب سر سفره‌ی انقلاب


 

وقتی حمیدرضا عارف فرزند محمدرضا عارف در دفاع از امتیازاتش متوسل به عبارت «‌ژن خوب» شد و پای ژن‌های پدر و مادرش را به عنوان عامل موفقیت وسط کشید، از این عبارت احساس غروری در صدایش بود. ژن‌ خوبی که او در یک مصاحبه به آن استتاد کرد همچون بوم‌رنگی بود که به طرف او و تمام آقازاده‌های نظام برگشت.

 

در خدمت جاه‌طلبی‌های سیاسی
مواهب ناشی از نسبت خانوادگی در جمهوری اسلامی تک‌ گزینه‌ای نیست و بسته به سلیقه‌ی آقازاده‌ها شامل کرسی‌های قدرت و رانت اقتصادی و حتی بهره‌مندی هم‌زمان از هر دو گزینه می‌شود.
گروهی از فرزندان سران نظام بعد از رسیدن به بزرگسالی به سودای سیاست رفته‌ و راه پدران را برای نشستن بر کرسی‌های قدرت دنبال کرده‌اند. گروهی دیگر هم راه تجارت مبتنی بر رانت‌ را برگزیده‌اند و جاه‌طلبی‌های‌شان را با استفاده از نفوذ و موقعیت‌ خانوادگی‌شان ارضا کرده‌اند. برخی هم در این میان از خیر هیچ رانتی نگذشته و سودای سیاست را با سود و سرمایه‌ جمع زده‌اند.
بهره‌گیری از رانت‌‌های سیاسی و اقتصادی در بعضی موارد حتی دیگر آن‌قدر توجیه‌پذیر شده که به صورت قانون درآمده است. بارزترین نمونه از این رانت را می‌توان در بودجه‌ی اختصاص یافته به موسسه‌ی نشر و تنظیم آثار آیت‌الله خمینی دید که بالغ بر ۷۱ میلیارد و سیصد و چهل میلیون تومان می‌شود و به حسن خمینی نوه‌ی بنیان‌گذار انقلاب تعلق می‌گیرد.
ردیف بودجه‌ای که موسسه تحت نظر او دارد با واکنش‌های منفی فراوانی در شرایط نامناسب اقتصادی ایران روبه‌رو بوده ولی بعید است که او بخواهد از این موهبت مبتنی بر ژن خانوادگی صرف‌نظر کند.
حسن خمینی به پشتوانه‌ی نسب خانوادگی‌اش سودای رسیدن به کرسی مجلس خبرگان را در انتخابات پیشین این مجلس نیز در سر داشت که با فرمان ایست شورای نگهبان از ورود به رقابت‌ها بازماند. اصلاح‌طلبان اما هنوز بر شانس رهبری او حساب باز کرده‌اند و تصور می‌کنند که حسن خمینی می‌تواند گزینه‌ای جدی برای جانشینی علی خامنه‌ای باشد.

 

ارث پدری در قدرت
سایر افرادی که به واسطه‌ی نسبت خانوادگی به پست‌های سیاسی در جمهوری اسلامی رسیده‌اند خود را در قامت رهبری آینده‌ی نظام تصور نمی‌کنند. علی مطهری و محمدرضا باهنر در نهایت به سمتی فراتر از نمایندگی مجلس شورای اسلامی نرسیدند. مصونیت ناشی از نسبت خانوادگی درباره‌ی هر دونفر آن‌ها موثر بوده اما علی مطهری از این موهبت بیش‌تر بهره‌ برده است. او به رغم آن‌که بعضی انتقادهایش به طور مستقیم و غیرمستقیم متوجه آیت‌الله خامنه‌ای است هنوز این قدر از مزیت خانوادگی بهره‌مند است که توسط شورای نگهبان رد‌صلاحیت نشده است. فرزندان آیت‌الله هاشمی رفسنجانی نیز در بهره‌بردن از نسبت خانوادگی زبانزد هستند و فراز و فرود پدرشان به ‌ویژه در سال‌های پایانی عمرش بر جایگاه‌های سیاسی فرزندانش تاثیر مستقیم داشت. مهدی هاشمی بعد از مغضوب واقع شدن پدرش در جریان اعتراض‌های پس از انتخابات سال ۱۳۸۸ ناگزیر به ترک کشور شد و بعد از بازگشت هم بازداشت و با حکم حبس مواجه شد. فائزه هم که روزگاری به لطف جایگاه خانوادگی‌اش تا نمایندگی مجلس پیش رفته بود مصون از سقوط جایگاه پدرش در مناسبات سیاسی نبود و او نیز برای مدتی پشت میله‌های زندان ماند. اما محسن هاشمی خوش‌شانس‌ترین در این وادی بوده و حالا هم با تصدی ریاست شورای شهر تهران برای خود نقشی مهم‌تر در آینده‌ی سیاست جستجو می‌کند. او برای تثبیت خود در قدرت حالا دنبال نزدیکی با اصول‌گرایان است و ادبیات سیاسی‌اش در موارد بحث‌برانگیزی مانند روز ۹ دی تفاوت چندانی با ادبیات اصول‌گرایان ندارد.

 

نشسته بر خوان رانت‌های اقتصادی
آقازاده‌هایی که چشم بر سفره‌ی رنگین رانت‌های اقتصادی دوخته‌اند معمولا با ریسک کم‌تری هم مواجه هستند و می‌توانند بی‌سر و صدا از مزیت‌های «‌ژن خوب» بودن بهره‌مند شوند. در سال‌های اخیر نام برخی از این آقازاده‌ها به دلیل رقابت‌های سیاسی دو جناح اصلی جمهوری اسلامی با اتهام دست داشتن در فسادها و اختلاس‌ها به رسانه‌ها درز کرده اما کم‌تر خبری درباره‌ی برخورد قضایی با آن‌ها منتشر شده است.
شاید مهم‌ترین نمونه را بتوان پرونده‌‌ی محمدیاسین رامین فرزند محمدعلی رامین، معاون مطبوعاتی محمود احمدی‌نژاد دانست. پرونده‌ای که جزییات آن هیچ‌وقت در اختیار رسانه‌ها قرار نگرفت اما اصل موضوع مربوط به دور زدن تحریم‌ها توسط وی از طریق نفوذش در سازمان هلال احمر بود.
الیاس قالیباف فرزند محمدباقر قالیباف شهردار پیشین تهران٬ فرید الدین حداد عادل فرزند غلامعلی حداد عادل رییس فرهنگستان ادب فارسی٬ مهدی احمدی‌نژاد فرزند محمود احمدی‌نژاد رییس جمهور سابق و فاطمه حسینی فرزند صفدر حسینی رییس سابق صندوق توسعه‌ی ملی از جمله دیگر آقازاده‌های شناخته شده‌ای هستند که نام هر کدام‌شان با زمزمه‌هایی از فساد اقتصادی گره خورده است.
فاطمه حسینی بعد از آن که پدرش نیز در پرونده‌ی موسوم به حقوق‌های نجومی مجرم شناخته شد نطقی بحث‌برانگیز در مجلس شورای اسلامی کرد. رسانه‌ها از او نقل کردند که در دفاع از پدرش گفته «‌ما سهم‌مان را از سفره‌ انقلاب برداشتیم» او پس از موج واکنش‌های منفی، این اظهارنظر خود را تکذیب کرد اما عبارت «‌سفره‌‌ انقلاب» نیز در کنار «‌ژ‌ن خوب» به عنوان یکی از شاخصه‌ها برای اشاره به آقازاده‌ها در ادبیات سیاسی ایران جا افتاد.

حق برادری
بهره‌ بردن از رانت‌های خانوادگی لزوما از راه آقازادگی نمی‌گذرد بلکه نسبت‌ خواهر و برادری هم در این معادله پرسود تاثیرگذار است. حسن روحانی که بر نردبان مبارزه با فساد سوار شد اکنون برادر خود یعنی حسین فریدون را مواجه با پرونده سنگین فساد اقتصادی می‌بیند و برادر اسحاق جهانگیری معاون اول رییس‌جمهور نیز به اتهام دست داشتن در فساد اقتصادی از روز ۱۴ مهرماه در زندان است.
نکته‌ی قابل توجه این‌که دو نفر از برادران رییس قوه‌ قضاییه یعنی فاضل و جواد لاریجانی نیز با اتهام‌هایی در زمینه‌ی زمین‌خواری و استفاده از نفوذ برادرشان برای پیش‌برد منفعت‌های اقتصادی مواجه هستند. خوان پر‌نعمتی که در غیاب نهادهای نظارتی موثر برای خانواده‌های بانفوذ در نظام جمهوری اسلامی گسترده شده، همچنان پذیرای مهمان‌هایی است که بعد از نشستن قصدی برای بلند شدن ندارند.•