آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۱۲ بهمن ۱۳۹۶

نیوشا صارمی

سیاست


ده زن آقازاده


«آقازاده» واژه‌ی نچسبی است برای توصیف نسلی از فرزندان متولد و بزرگ شده در خانواده‌ی سیاست‌مداران ایرانی، ولی صفتی رایج است. نسلی که تعدادشان کثیر نیست، دختران اهل سیاست، که گاه خود را از زیر سایه‌ی تحمیلی برادران و گاه از زیر نام سنگین پدران بیرون کشیده و تیتر اول رسانه‌ها شده‌اند و یا به سبب انتصاب به خانواده‌شان، سوژه‌ی مورد علاقه‌ی رسانه‌ها بوده‌اند. از این نسل کم‌ شمار، می‌توان ۱۰ چهره را نام برد که هر یک مولد رویکردی بوده‌اند و یا توصیف‌کننده‌ی وضعیت و موقعیتی.
همه اینان گر‌چه ممکن است از موقعیت خانوادگی خود بهره‌ سیاسی یا اقتصادی مشخصی هم نبرده باشند،‌ یعنی به این معنی دقیقاً آقازاده به حساب نیایند، اما بدون داشتن آن موقعیت‌های خانوادگی هم شاید به این شکل در عرصه عمومی مطرح نمی‌شدند، خواه مثبت خواه منفی.

 

فائزه هاشمی

 

۱ فائزه هاشمی رفسنجانی: سومین فرزند و دومین دختر اکبر هاشمی رفسنجانی را شاید بتوان معروف‌ترین زن آقازاده نامید. زنی که نمی‌توان گفت بیش‌تر منفور است یا محبوب. در مقطع دکتری در لندن تحصیل کرد اما تصمیم گرفت تحصیل‌اش را در دانشگاهی که پدرش تاسیس کرد (آزاد اسلامی) ادامه دهد، دو مدرک فوق لیسانس در رشته‌ی حقوق بشر و حقوق بین‌الملل. دو مدرک لیسانس در رشته‌ی‌ مدیریت از دانشگاه الزهرا و رشته‌ی علوم سیاسی از واحد تهران مرکز دانشگاه آزاد دارد. هم مدیرمسوول روزنامه‌ی زن بوده و هم نماینده‌ی اصلاح‌طلب مجلس شورای اسلامی در دوره‌ی پنجم، هم رییس فدراسیون اسلامی ورزش زنان و هم عضو حزب کارگزاران سازندگی. بار‌ها از لزوم حمایت از ورزش زنان گفته ولی نامش زمانی اوج گرفت که از دوچرخه سواری زنان گفت، گفته‌هایی خلاف موقعیت پدر و بحث‌برانگیز. او سال ۱۳۷۲ در سمیناری درباره‌ی دوچرخه‌سواری زنان گفت: «اگر قرار است دوچرخه وسیله‌ی حمل‌ و نقل باشد، نمی‌توان انتظار داشت که فقط مردان از آن استفاده کنند. چون شهر از مردان و زنان تشکیل می‌شود و باید برای دوچرخه‌ سواری زنان نیز فرهنگ‌سازی شود.» روزنامه‌ی زن که او مدیرمسوولی‌اش را به عهده داشت در سال ۱۳۷۷ راه‌اندازی شد و در عمر کوتاه شش ماهه‌اش گزارش‌های جنجالی زیادی با موضوعاتی مثل ازدواج موقت، برابری دیه زن و مرد، حجاب اجباری و موضوعات دیگر منتشر کرد. در سال ۱۳۷۸ وقتی این روزنامه خبری درباره‌ی فرح پهلوی کار کرد توقیف و تعطیل شد. مواضع او در قبال مسایل زنان همواره باعث حمله‌ی طیف تندرو به او بود تا آن‌که در سال ۱۳۸۸ در انتخابات از میرحسین موسوی حمایت کرد وحمله‌ها به او شدت گرفت. او پس از انتخابات هم در اعتراضات مردمی حضور داشت و بازداشت هم شد. طیف تندرو حالا بهانه‌های جدی‌تری برای حمله به او داشت و کار فرا‌تر از حمله‌های رسانه‌ای هم رفت. در سال ۱۳۸۹ ویدویی منتشر شد که عده‌ای که خود را بچه حزب‌اللهی‌های شاه عبدالعظیم معرفی می‌کردند، به پدر و خانواده‌اش ناسزا گفتند و او را فاحشه خواندند. این حملات، انتقادات بعدی و اتهاماتی که سرانجام منجر به زندانی شدن او شد، چندان مسیرش را تغییر نداد و همواره برای خودش و پدرش حاشیه ساخت. او پس از آزادی از زندان به دیدار هم‌بندی سابقش فریبا کمال‌آبادی، عضو جامعه‌ی بهایی رفت. جمله‌هایش درباره‌ی بهاییان که از سوی رهبر جمهوری اسلامی نجس توصیف شده‌اند، موجی تند از انتقادات را برانگیخت. علاوه بر حمله‌ی رسانه‌های تندرو به او، پدرش اکبر هاشمی رفسنجانی هم به او انتقاد کرد و گفت: «فائزه اشتباه بدی کرده و باید آن را تصحیح کند. فرقه‌ی ضاله بهائیت یک فرقه‌ی استعمار ساخته و منحرف است که همیشه با همین انحراف شناخته شده و ما همیشه از این فرقه تبری جسته و می‌جوییم.» فائزه هاشمی اما کوتاه نیامد و ابراز پشیمانی نکرد. اما تنها تندرو‌ها نیستند که او را نمی‌پسندند، در کنار افرادی که او را شجاع و حامی حقوق زنان می‌دانند، هستند کسانی که معتقدند جراتی که او دارد به دلیل موقعیت خانوادگی او است. شماری از فعالان زنان هم او را همراه با مطالبات زنان نمی‌بینند، این گروه اظهار‌نظر اخیر فائزه هاشمی که گفته بود با ازدواج موقت موافق است به شرطی که قانون آن درست باشد و حقوق زنان ضایع نشود را گواهی بر عدم همراهی او با فمینیسم و جنبش زنان ایران عنوان کردند.

۲ فاطمه هاشمی: دختر و فرزند اول اکبر هاشمی رفسنجانی است که به اندازه‌ی دیگر اعضای خانواده هاشمی در سیاست حضور پیدا نکرده ولی حضوری موثر در لایه‌های میانی مدیریت داشته است. او سال‌ها ریاست بنیاد امور بیماری‌های خاص را به عهده داشت و از سال ۱۳۸۴ ریاست فدراسیون ورزشی بیماران خاص را هم برعهده گرفته است. پای این عضو خانواده هاشمی هم به دادگاه باز شد. اواخر مرداد ماه سال ۹۲ او به دلیل اظهاراتش درباره‌ی مباحث مطرح شده در جلسات رای اعتماد به وزیران پیشنهادی دولت یازدهم، به اتهام «نشر اکاذیب» به دادسرای فرهنگ و رسانه احضار شد. ‌‌‌در آن زمان وکیلش گفت موضوع‌‌‌ همان پرونده‌ای است که بحث توهین به رییس قوه در آن مطرح بوده که فاطمه هاشمی گفته بود‌ ای کاش برادر من هم علی لاریجانی بود. پرونده‌ پس از چند ماه کش و قوس سرانجام به تبرئه فاطمه منجر شد. دختر اول آیت‌الله هاشمی اگر چه هرگز در جنجال‌آفرینی به گرد پای خواهر کوچکش فائزه نرسید اما اظهارنظرهایی کم‌وبیش‌ جنجالی داشت. از جمله این‌که پس از مرگ اکبر هاشمی رفسنجانی گفت بعد از مرگ پدرش هر آن‌چه او در گاوصندوق و کشوهای دفتر کارش نگه می‌داشته، به محل نامعلومی برده شده است. بر اساس آن‌چه اعضای خانواده‌ی هاشمی رفسنجانی به صورت عمومی بیان‌ کرده‌اند، به نظر می‌رسد او اکنون مهم‌ترین منتقد حسن روحانی در میان خانواده‌اش نیز محسوب می‌شود. فاطمه هاشمی در مصاحبه‌ای که مرداد ماه امسال با روزنامه‌ی فرهخیتگان داشت با اشاره به این که شخصیت روحانی «ضعیف» است گفت: «شخص رییس‌جمهور در سخنرانی‌های انتخاباتی نه‌تنها از آقای هاشمی اسم می‌بردند بلکه برای این‌که رای بیاورند شعار سلام به خاتمی و میرحسین سر می‌دادند ولی امروز که رای‌شان را گرفته‌اند، آن‌ها را فراموش کرده‌اند. او در سالگرد فوت آیت‌الله هاشمی هم با انتقاد از عدم حضور حسن روحانی در این مراسم گفت: گفت: «هاشمی مظلوم بود و مظلومیت او در آینده هم ادامه خواهد داشت. عدم حضور رییس جمهور در این مراسم دلیلی بر مظلومیت ایشان است.»

 

فاطمه صادقی

 

۳ فاطمه صادقی: او دختر محمد صادق صادقی گیوی یا‌‌‌ همان آیت‌الله صادق خلخالی حاکم شرع دادگاه‌های انقلاب است. دختر مردی بودن که صد‌ها نفر با حکم او اعدام شده‌‌اند، کار آسانی نیست. فاطمه صادقی پژوهشگر علوم سیاسی٬ فعال حقوق زنان و مدرس دانشگاه است و می‌گوید مثل پدرش فکر نمی‌کند: «در خانواده‌ی من، مثل پدرم، چشم‌های همه‌مان ضعیف است ولی این‌که من این‌طور عقیده دارم و فلان موضع‌گیری را دارم، ژنتیک و ارثی نیست.» او می‌گوید دغدغه‌های خودش را دارد و دوست دارد کارهای دیگری انجام دهد اما سایه سنگین پدر به او تحمیل می‌شود: «او نیست که تحمیل می‌کند، اتفاقا جامعه است که دارد این سایه را به من تحمیل می‌کند.» صادقی می‌گوید خواسته‌ی پدرش هم همین بوده: «پدر من همیشه اصرار داشت که چهره سیاسی‌اش ـ چه مثبت و چه منفی ـ به خودش مربوط است. در تمام زندگی سیاسی‌اش می‌گفت حق ندارید از قبل من استفاده کنید. می‌گفت اگر می‌خواهید فعالیت سیاسی بکنید، اشکالی ندارد اما نه زیر تابلوی من. در نتیجه انگار در ما این باور درونی شد که تو خودت هستی. به خاطر همین هم من هیچ‌وقت احساس نکردم که باید از بابا دفاع کنم.» مصاحبه‌ای او با مجله‌ی اندیشه پویا در تابستان ۱۳۹۶ موج انتقادات را به سمت او روانه کرد و عده‌ای را به این نتیجه رساند که او خواسته از پدرش دفاع کند. ‌او با جوابیه‌ای به نشریه توضیح داد سخنانش با سانسور و تغیر منتشر شده است. او در مقام یک نویسنده‌ی فعال، اندیشه‌ها و گفته‌هایش همواره مورد توجه رسانه‌ها بوده است، چه آن‌ها که به حاشیه سیاست مربوط هستند و چه آن‌ها که معطوف به تحلیل جامعه‌اند.

۴ سیده فاطمه حسینی: او دختر صفدر حسینی وزیر اقتصاد دولت سیدمحمد خاتمی است. او سابقه‌ی سیاسی موثری ندارد ولی دو سال پیش، پس از جای گرفتن در لیست امید، نماینده‌ی تهران در دهمین دوره‌ی مجلس شورای اسلامی شد. او فارغ‌التحصیل رشته‌ی مهندسی مکانیک و دارای مدرک کار‌شناسی ارشد مدیریت اجرایی است اما در تبلیغات انتخاباتی مجلس خود را «دکتر» معرفی کرده بود که مورد انتقاد بسیاری قرار گرفت. توفان انتقادات علیه او زمانی آغاز شد که او در یک جلسه‌ی رسمی مجلس که محمود واعظی وزیر ارتباطات میهمان مجلس بود، به بهانه‌ی اعتراض به وزارت ارتباطات وقت گرفت اما به جای صحبت درباره‌ی موضوع، در دفاع از پدرش، صفدر حسینی که در پی رسوایی فیش‌های حقوقی مدیران دولتی ایران برکنار شده بود و اتهامات مالی خانواده‌اش صحبت کرد. خانم حسینی همچنین از دولت خواست فضای مجازی را کنترل کند.
سیده فاطمه حسینی منتقدان بسیاری دارد. او را نماینده‌ی نسلی از بهره‌برندگان از سفره‌ی انقلاب می‌دانند که تنها به اعتبار قدرت یا ثروت خانواده، قدرت سیاسی را کسب کرده‌اند، بدون هزینه‌ی موثر و عملکرد مفید.

 

Image processed by CodeCarvings Piczard ### FREE Community Edition ### on 2016-09-06 12:40:07Z | http://piczard.com | http://codecarvings.com

 

۵ اعظم طالقانی: دختر آیت‌الله طالقانی که از فعالان با‌سابقه‌ی ملی ـ مذهبی ایران و نماینده‌ی دوره‌ی اول مجلس شورای اسلامی ایران بود. او همچنین از آغاز دبیرکل جامعه‌ی زنان انقلاب اسلامی بوده و از قدیمی‌ترین اهالی سیاست ایران است. او روزگاری گفت تا زنده است به عنوان نامزد در انتخابات ریاست جمهوری شرکت می‌کند تا عرف و قوانینی که باعث می‌شود زنان برای ریاست جمهوری تایید صلاحیت نشوند به چالش بکشد. همین چالش می‌تواند توصیفی از زندگی سیاسی او به حساب بیاید. او بار‌ها گفته تعبیر رجال در اصل ۱۱۵ قانون اساسی معادل جنس مرد نیست. از مهم‌ترین تحرکات اعظم طالقانی که بسیاری از فعالان حقوق بشر او را با آن می‌شناسند تحصن او مقابل زندان اوین به دلیل مرگ زهرا کاظمی روزنامه‌نگار کاناداییـایرانی و اعتراض به نبود امنیت جانی زندانیان است. پیگیری، صبوری و مقاومت او در سیاست می‌تواند توصیف یک نسل از زنان اهل سیاست باشد که اعتبار خانوادگی‌شان را خرج خود نکردند، ولو این‌که حاصل تلاش‌شان نتیجه‌ی فوری و یا در دسترس نداشته باشد.

۶ زهرا حداد عادل: زهرا دختر غلامعلی حداد عادل است که با فرزند دوم آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ازدواج کرده است. شاید بتوان گفت ازدواج او بیش از آن‌که برای خودش سود سیاسی داشت، موجبات نزدیکی پدر و برادرش به بیت رهبری را فراهم کرد. زهرا حدادعادل در مدرسه‌ی فرهنگ نیز در کنار بشری خامنه‌ای، دختر رهبر جمهوری اسلامی تدریس می‌کند. او چهره‌ی موثری در عالم سیاست نیست، چندان هم در رسانه‌ها آفتابی نیست ولی به سبب موقعیت و نقش خانوادگی‌اش، همواره مورد توجه رسانه‌ها بوده است.

 

نرگس موسوی

 

۷ نرگس موسوی: نرگس فعال‌ترین دختر میرحسین موسوی رهبر در حصر جنبش سبز است که در سال‌های اخیر دیده‌ایم. او بیش از خواهرانش کوکب و زهرا در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی حضور داشته و حرفه‌اش نقاشی است. نمایشگاه نقاشی او که اخیر برگزار شده مورد توجه چهره‌های سیاسی هم قرار گرفته است از جمله سید محمد خاتمی که به این نمایشگاه رفت. فعالیت اجتماعی و حضور پیوسته‌اش در شبکه‌های اجتماعی در واقع از او یک پل ارتباطی موثر و در دسترس برای اطلاع‌رسانی درباره‌ی حصر پدر و مادرش ساخته است.

۸ زهرا اشراقی فعال سیاسی اصلاح‌طلب و نوه‌ی دختری سید روح‌الله خمینی و دختر شهاب‌الدین اشراقی است. او همسر سید محمدرضا خاتمی عضو شورای مرکزی جبهه‌ی مشارکت ایران اسلامی است. در ۲۱ مهر ۱۳۹۲، انتشار متن مصاحبه الشرق الاوسط با زهرا اشراقی، با حواشی و جنجال‌های زیادی همراه شد. او در این مصاحبه، گفت دوست دارد تابوشکن باشد و ضمن ابراز علاقه نسبت به سریال حریم سلطان، از علاقه‌مندی خود به صدای هایده سخن گفت و اشاره کرد که به دلیل جنجال‌های احتمالی نمی‌تواند بگوید که گوگوش را دوست دارد. او تنها نوه‌ی جنجالی خمینی نیست. نعیمه اشراقی دیگر نوه‌ی آیت‌الله خمینی هم پیش‌تر در کامنتی در فیس‌بوک به نقل خاطراتی از دوران جنگ ایران و عراق پرداخته و نوشته بود: «جوک دیگری که برای امام تعریف کردیم و همیشه به شوخی یاد می‌کردند این بود؛ امام خمینی: این پاسداران، بیوه‌ شهدا را بگیرند، کاش من هم یک پاسدار بودم.» ماجرا به مجلس هم کشید و نصرالله پژمان‌فر عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی به خبرگزاری فارس گفت: «بنده مطمئن هستم اگر امام در قید حیات بودند با این کارهای غیراخلاقی‌‌ همان کاری را می‌کردند که با سید حسین آقا انجام دادند.» حسین نوه‌ی دیگر رهبر پیشین جمهوری‌اسلامی و فرزند مصطفی خمینی است که به دلیل انتقاد‌هایش از حکومت از سال‌های نخست پس از انقلاب طرد و منزوی شد. زهرا و نعیمه اشراقی در طول سال‌های گذشته همواره کوشیده‌اند که چهره‌ای اجتماعی از آیت‌الله خمینی برای نسل جدید توصیف کنند. چهره‌ای که شاید مطابق با خاطرات آن‌ها باشد ولی چندان هم با چهره‌ی خشنی که از رهبر سابق جمهوری اسلامی در تاریخ به یادگار مانده، همخوانی ندارد.

۹ جمیله علم‌الهدی پژوهش‌گر حوزه‌ی تعلیم و تربیت، دانش‌یار دانشگاه شهید بهشتی و رییس کمیسیون تعلیم و تربیت شورای عالی انقلاب فرهنگی است. او دختر احمد علم‌الهدی، امام جمعه مشهد و همسر سید ابراهیم رییسی، تولیت آستان قدس رضوی است. او که نامش پس از کاندیدا شدن همسرش ابراهیم رییسی بیش‌تر به سر زبان‌ها افتاد در یک اظهارنظر جنجالی گفت: «یک تفکر در کشور‌‌ همان جریان کهنه‌ی غرب را ادامه می‌دهد، از کار کردن زن دفاع می‌کند و به جای آن‌که شرایط ازدواج عاقلانه را فراهم سازد، از استقلال زنان، حق آزادی آنان و برابری جنسیتی حمایت می‌کند. برابری جنسیتی برای زنان به معنای آن است که حق نفقه آن‌ها را پرداخت کنیم.» موضعی که مورد انتقاد فعالان زن قرار گرفت. او در لایه‌های میانی مدیریت فرهنگی جمهوری اسلامی به عنوان یک صاحب‌نظر ایفای نقش می‌کند.

 

کبری خزعلی

۱۰ کبری خزعلی: او دختر آیت‌الله ابوالقاسم خزعلی است و شبیه‌ترین فرد به پدر. کبری خزعلی که اکنون رییس شورای فرهنگی اجتماعی زنان و خانواده وابسته به شورای عالی انقلاب فرهنگی است را می‌توان نماینده‌ی نسلی از زنان تندرو دانست که در دهه‌ی اخیر به سرعت و با قدرت در لایه‌های میانی قدرت رشد کرده‌اند. تحصیلات دانشگاهی، فعالیت اجتماعی، موقعیت خانوادگی و اظهارنظرهای تند و جنجالی به او به خوبی فرصت مطرح شدن داده است. اظهارات او همواره مورد انتقاد تند چهره‌های فمنیست و یا فعالان اصلاح‌طلب قرار گرفته و ضدزن توصیف شده ولی او راه خودش را می‌رود.
راهی که این نسل از زنان در میان قدرت‌مندترین و گاه مذهبی‌ترین خانواده‌های قدرت‌مدار جمهوری اسلامی طی کرده‌اند، دشوار و طولانی بوده است. از این منظر، قصه‌ی زندگی این ده زن می‌تواند مفصل‌تر از اشارات این گزارش باشد ولی مجمل یا مفصل و تعقیب راهی که آن‌ها رفته‌اند، می‌تواند تصویری دقیق‌تر از راهی که سیاست ایران در چهار دهه‌ی گذشته رفته است به دست دهد. •