آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۱۲ بهمن ۱۳۹۶

سمیه خواجوندی

فرهنگ


آقازاده در زبان فارسی گامی به گذشته


 

زبان، تجلی‌گاه تنش‌ها و ستیز‌های اجتماعی است. آمیزه‌ی حکومت دین‌محور و سودجویی سرمایه‌دارانه‌ی بی‌لگام در طول چهار دهه سلطه‌گری به این تنش‌ها در حوزه‌ی معنایی ابعادی بی‌سابقه داده است. برای نمونه در این جا به کلمه‌ی «آقازاده‌» و تحول آن در طی این سال‌ها نگاهی می‌اندازیم.
اگر بخواهیم مروری کوتاه بر تحول کلمه‌ی آقازاده در طی سال‌ها داشته باشیم بهتر است در ابتدا به معناهای تعریف‌شده برایش در چند واژه‌نامه‌‌ی معتبر فارسی اشاره ‌کنیم:
ـ لغت‌نامه‌ی دهخدا: فرزندمردی بزرگ، و بیش‌تر فرزندان سادات علوی و مجتهدین.
ـ فرهنگ فارسی عامیانه (ابوالحسن نجفی): ۱ـ پسر شما (هنگامی که درباره‌ی پسر شخص مخاطب با لحن محترمانه سخن گویند) ۲ـ بزرگ‌زاده، اصیل‌زاده ۳ـ فرزند مردی روحانی که به نیک‌نامی معروف باشد.
ـ کتاب کوچه (احمد شاملو): ۱ـ نجیب‌زاده: شخص دارای اصالت خانوادگی و بزرگ‌منشی ۲ـ نازپرورده ۳ـ بچه و معمولا پسر، به‌عنوان احترام نسبت به پدر او. (لفظ مودبانه در مقام پاسخ: «بنده‌زاده» یا «غلام‌زاده» است.)
اما در طول چند دهه مفهوم آقازادگی تراکم معنایی تازه‌ای می‌یابد. می‌دانیم که در جریان شورش‌های اعتراضی دی‌ماه ۱۳۹۶ در ایران شعار «ملت گدایی می‌کند، آقا خدایی می‌کند» بارها طنین‌انداز شد. حدود دو ماه پیش از وقوع این شورش‌های اجتماعی، شماره‌ی ۱۰۵ «خط حزب‌الله» که خود را «هفته‌نامه‌ی خبری تبیینی نمازهای جمعه، مساجد و هیات‌های مذهبی» می‌داند در هفته‌ی اول آبان ۹۶ مقاله‌ای با عنوان «آفت آقازاد‌گی» و عنوان فرعی «به بهانه‌ی طرح دوباره‌ی کلیدواژه‌ی آقازا‌دگی در بیانات رهبر انقلاب» منتشر کرده است. این نشریه با نقل‌قول‌هایی طولانی و بدون ذکر منبع مشخص از بیانات مذکور، «آفت آقازادگی» را در چهار بخش با این عنوان‌ها معرفی کرده است: «تفاخر آقازاد‌گی»؛ «تکبر، منشا فساد و نابسامانی»؛ «نهادینه‌شدن تبعیض» و «نظام اسلامی آقازاده و غیرآقازاده ندارد.»
این نشان می‌دهد که کاربرد جدید این کلمه و مفهوم «آقازادگی» در سال‌های اخیر طیفی از معناهای دیگر به آن افزوده و تقریبا به یک نوواژه تبدیل‌اش کرده است، آن‌چنان که در شبکه‌های مجازی میان فارسی‌زبان‌ها کارزاری با عنوان «واژه‌ی دیگری را جایگزین «آقازاده» کنیم!» به راه افتاد. اگر در گذشته و در زمان حکومت پهلوی بیش‌تر کلمه‌ی «پارتی‌بازی» همچون معادل و مترادفی با همین دلالت انتقادی کاربرد داشت، امروزه براثر اقتدار و مرجعیت دینی در ساختار قدرت دولتی، آقازاد‌‌گی با معنایی مشابه و معادل با (népotisme) به کار می‌رود. نپوتیسم کلمه‌ای است از ریشه‌ی ایتالیایی (népote) به معنای (نوه، نواده، برادرزاده، خواهرزاده) که از اواخر قرن هفدهم و در پی پارتی‌بازی پاپ اعظم واتیکان و حمایت‌اش از یکی از بستگان خود در دست‌یابی به منصب و مقام کاربرد یافت. به مرور زمان این مفهوم از حوزه‌ی صرفا مذهبی به عرصه‌های دیگر نیز تسری پیدا کرد و در قاموس سیاسی  به‌طور کلی در طیف معنایی پارتی‌بازی و حامی‌پروری (clientélisme) قرار گرفت.
بخشی از تحلیل‌گران و تحصیل‌کردگان ایرانی در زمینه‌ی علوم اجتماعی، شاید با استناد به گوشه‌ای از آرای ماکس وبر جامعه‌شناس آلمانی که معتقد است ساختارهای نوین بوروکراسی به امحای نپوتیسم و آقازادگی در حکومت‌های سنتی خواهد انجامید، در بررسی مفهوم و کارکرد «آقازادگی» در جامعه‌ی کنونی ایران، این پدیده را صرفا زائده‌ای کهنه و برآمده از دین‌سالاری در ایران می‌پندارند و آن را نشانه‌ای از فقدان عقلانیت و مدیریت مدرن می‌شمارند. برای نمونه، احمد علوی در مقاله‌ای با عنوان «سرچشمه‌ی آقازادگی کجاست؟» می‌نویسد:
«پیامد فرایند مدرنیزاسیون پیدایش سازمان‌های اقتصادی و اجتماعی در عرصه عمومی و استقلال آن از خانواده و تیره و تبار است. قدرت، منزلت و ثروت عمومی در همین چارچوب فرایند «مدرن شدن» جزو دارایی مشاع عمومی تلقی می‌شود و می‌بایست از تاریکخانه‌ی، «بیوت» مقامات مذهبی و سیاسی به عرصه عمومی آمده و تحت نظارت جامعه قرار گیرد. در ایران اما، با حاکمیت رژیم ولایت فقیه، نوعی بازگشت به گذشته در حال تجربه است. بالعکس فرایند «مدرن شدن» قدرت و ثروت و منزلت عمومی بتدریج به ملک طلق برخی از خانواده‌های ذی‌نفوذ حاکمیت در می‌آیند. الگوی مدیریت و سازمان نیز تابع سنت آقازادگی می‌شود.
پدیده آقازادگی مناسبات اجتماعی که در عرصه عمومی است را به محاق تبار و خویش‌سالاری می‌کشاند. به همین دلیل سویه آن به سمت مناسبات پیشامدرن است. اگر پیشرفت به سوی مدرنیته به معنای شفافیت، کارآمدی، پاسخگویی است پدیده آقازادگی گامی به سوی گذشته است.»
اما نارسایی چنین تحلیلی امروزه چنان آشکار است که در بخش دیدگاه‌های همان مقاله، واکنش‌های اعتراض‌آمیز برخی از خوانندگان نیز آمده است. برای نمونه:
«در این‌که آقا‌زادگى و برترى و مزیت ارتباط فامیلى در جوامعى مثل ایران وجود دارد و در کشورهایی مثل کره شمالى و سوریه و حتى ریاست جمهوری از پدر به پسر می‌رسد حرفى نیست ولى نویسنده اشاره‌اى به استفاده از بستگى خانوادگى در کشورهاى به ظاهر پیشرفته نکرده است. به‌عنوان مثال نمونه بوش پدر و پسر، برادران کندى، دختر و پسر و داماد ترامپ در آمریکا، لردها و لردزاده‌ها در بریتانیا و برترى فامیلى در فرانسه، ایتالیا، آلمان ، بلژیک همه و همه نمونه‌هایی است که ایران هم شباهتى به آن دارد. تا بوده چنین بوده و تا هست چنین است بیهوده گریبان پاره نکنید.»
«سیستم سرمایه‌داری فاسده. همین کسانی که حکومت آمریکا را در دست دارند بیش‌ترشان میلیاردرند. خودمانیم کجای این‌ها آقازاده نیستند؟ همین داماد جناب آقای ترامپ و یا دختر ترامپ که از عرب‌ها میلیون‌ها دلار رشوه گرفتند تا زمینه‌ی فروش تسلیحات ۱۲۰ میلیارد دلاری را فراهم بکنند و خزانه‌ی عرب‌ها را ته بکشند. آقا‌زاده‌های ما با آقازاده‌های فرنگی تفاوتش در این که فرنگی‌ها بیش‌تر به عروسک‌های باربی و کن شبیه‌ترند.»
همین نگاه مختصر به دگرگونی معنایی کلمه‌ی آقازاده و شکل‌گیری مفهوم آقازادگی طی چهار دهه‌ی اخیر در ایران نشان می‌دهد که دال جدیدی با مدلول‌هایی متفاوت به واژگان سیاسی فارسی افزوده شده است. بار به‌ شدت منفی مفهوم آقازادگی همراه با وجود آشکار و انکارناپدیر آقازاده‌ها در جامعه‌ی ایران باعث شده که حتا در نهادهای وابسته به قدرتی نیز که خود عامل و تولیدکننده‌ی تبعیض و نابرابری‌های اجتماعی است سخن از نکوهش آن به میان آید. از سوی دیگر حضور گسترده و عمیق مکانیسم‌های حامی‌پروری و آقازادگی در تارپود سیستم سرمایه‌داری جهانی به حدی است که نقد و بررسی این پدیده نمی‌تواند بدون شناخت و نقد مکانیسم‌های سرمایه‌داری انجام گیرد، یعنی در جهانی که به گواهی آمار و ارقام، تقریبا یک درصد جمعیت دنیا نیمی از ثروت جهان را در اختیار دارد.•