آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۲ دی ۱۳۹۶

س. خواجه وندی

اجتماع


نوح اولین الکلی روی زمین و نهال‌های تاکش


نوشته‌ی: آنتوآن بوستانی

ترجمه‌ی: سمیه خواجوندی

 

آنتوان بوستانی، روان‌پزشک لبنانی‌تبار و کارشناس بیماری‌های مربوط به اعتیاد، کتاب‌های بسیاری به زبان فرانسوی درباره‌ی اعتیاد و به‌ویژه رابطه‌ی میان روان‌زخم‌های ناشی از جنگ و اعتیاد به مواد مخدر نوشته است. معروف‌ترین کتاب او در این زمینه کتابی است با عنوان اصلی «تاریخ بهشت‌های مصنوعی»، و عنوان فرعی «مخدرهای صلح و مخدرهای جنگ» که نخستین بار در فرانسه در ۱۹۹۳ منتشر شد.

همان‌طور که از عنوان کتاب برمی‌آید، آنتوان بوستانی این اثرش را به دو بخش متمایز تقسیم کرده است.  در بخش اول به تاریخ شراب و مخمرها در اعصار، ادیان،  نظام‌های سیاسی و تمدن‌های گوناگون می‌پردازد. بخش دوم و پایانی کتاب به نقش و تاثیر مواد مخدر در جنگ‌های لبنان اختصاص دارد.
او در رویکردی انسان‌شناسانه نشان می‌دهد که مذاهب مختلف در طول تاریخ همواره با این امر بدیهی و اجتناب‌ناپذیر روبه‌رو شده‌اند که هر فرد و هر جامعه‌ای برای ادامه‌ی حیات، عشق‌ورزی، تجارت یا جنگ به آرام‌بخش‌ها یا «ضربه‌گیر»هایی شیمیایی برای تغییر آگاهی و شعورش نیاز دارد. بشریت در سرتاسر تاریخ شناخته‌شده‌اش میان ممنوعیت و قداست مواد مستی‌آور در نوسان بوده و همه‌ی دین‌ها و مذاهب در این زمینه دچار تناقض‌گویی شده‌اند زیرا نفی و نهی بهشت‌های مصنوعی دنیوی را با نوید دادن مسکرات در بهشت اخروی توام کرده‌اند. بخشی از مقدمه‌ی کتاب را می‌خوانیم:
پس از خارج‌شدن از کشتی، «نوح به فلاحت زمین شروع کرد و تاکستانی غرس نمود. و شراب نوشیده مست شد و در خیمه‌ی خود عریان گردید. و حام، پدر کنعان، برهنگی پدر خود را دید و دو برادر خود را بیرون خبر داد. و سام و یافث ردا را گرفته بر کتف خود انداختند و پس‌پس رفته برهنگی پدر خود را پوشانیدند و روی ایشان را باز پس بود که برهنگی پدر خود را ندیدند. و نوح از مستی خود به هوش آمده دریافت که پسر کهترش با وی چه کرده است. پس گفت کنعان ملعون باد.» ( سفر پیدایش، باب نهم، ۲۰-۲۵).
با مرور این قسمت‌ها از سفر پیدایش این پرسش در ذهنم نقش بست که آیا نوح، این مخلوق برگزیده‌ی خدا برای تطهیر بشر، اولین آدم الکلی روی زمین بوده است یا این‌که صرفا رفتاری بسیار رایج طبق رسوم آن دوران را انجام داده است؟ فرض الکلی بودن او هر ذهن دقیق و موشکافی را نگران این موضوع می‌کند که پس در طول این سفر چهل روزه با کشتی با این محرومیت از الکل چه کرده است؟ آیا دست‌کم برای وقت‌کشی و مقابله با ملال سفر طولانی، آرام‌کردن تشویش‌های و هراس از «نظم نوینی» که قرار بود به زودی مستقر شود، به فکر تامین آذوقه‌ی شراب‌اش نیفتاده بود؟
اما مشغله‌ی خاطر ما در این پژوهش چیز دیگری است. ما بیش‌تر می‌خواهیم بدانیم خاستگاه کاربرد فرآورده‌های مستی‌آور توسط نوع بشر چه بوده است؟ میان این مواد سکرآور و استفاده‌کنندگانش چه رابطه‌ای وجود داشته و این مواد چه نقشی در سرتاسر تاریخ بشریت داشته‌اند؟
این‌که نوح با پیاده‌شدن از کشتی «تاک می‌کارد» گواه آن است که این گیاه قبلا وجود داشته و آدمیان پیش از طوفان نوح هم آن را می‌شناخته‌اند و از میوه و عصاره‌اش استفاده می‌کرده‌اند. در واقع، تاک مدت‌ها پیش از پیدایش انسان بر روی زمین، حتا اولین انسان به روایت تاریخ مقدس، یعنی حضرت آدم، وجود داشته است.

 

پژوهش‌های باستان‌شناسی وجود تاک بر روی کره‌ی زمین را از دوران تریاس ( از ۱۴۴ تا ۶۵ میلیون سال پیش ) تایید کرده است. این پژوهش‌ها در سال ۱۸۸۰ در لایه‌های دوره‌ی تریاس در منطقه‌ی شامپانی فرانسه، وجود شاخ و برگ‌هایی از تاک وحشی را نشان داد. با پایان نخستین دوران یخ‌بندان و گرم‌شدن آب و هوای زمین، تاک قابل کشت شد. کشف قابلیت تخمیر میوه‌ی تاک، یا انگور، احتمالا خیلی زود، نخست به‌طور تصادفی و سپس با قصد مشخص و روشمندانه انجام گرفته است. ساده‌ترین دلیل استمرار این روش بازتولید تاثیرات سکرآور عصاره‌ی انگور بوده است. این تاثیر حالت جسمی و روحی خاصی بوده که به رغم تفسیرهای گوناگون از آن همیشه به عنوان حالتی بیرون از حالات عادی و فراگذری از حالت عقلانی انسان شناخته شده است.
به احتمال زیاد مواد روان‌گردان طبیعی که انسان‌ها از هنگام ظهورشان روی سیاره‌ی زمین کشف، تولید و مصرف کرده‌اند، به شراب و هیدرومل ( آب و انگبین، معجونی که آن را خاستگاه کشف و تولید آبجو می‌دانند) محدود نمی‌شده است. هرچند نخستین روایت‌های تاریخی و کشف‌های باستان‌شناختی اسناد و شواهد بیش‌تری درباره‌ی این مخمرها در اختیار ما می‌گذارد اما این دلیل نمی‌شود که آن‌ها را یگانه مسکرات موجود در جوامع و فرهنگ‌های انسانی بدانیم. طبیعت با حاصل‌خیزی و سخاوت‌مندی خویش علاوه‌ بر تاک و حبوبات گیاهان دیگری نیز در دل خویش پرورده است که بسیار موثرتر و ظریف‌تر امکان دست‌یابی به بهشت‌های مصنوعی، و چه‌بسا « بهشت گمشده» را فراهم می‌ساخته‌اند. از میان این گیاهان بی‌شمار شاه‌دانه، خشخاش و قارچ‌های توهم‌زا قدیمی‌تر هستند. این گیاهان نیز مانند نوشابه‌های تخمیری در مقیاسی گسترده مورد استفاده قرار گرفته و بر تمدن‌ها، انسان‌ها و دوران‌های گوناگون تاثیری ماندگار نهاده‌اند.
با پایان عصر یخ‌بندان آب‌وهوای زمین گرم شد و شرایط مساعد برای پیدایش انسان فراهم گشت. هم‌زمان و به دلیل همین شرایط اقلیمی معتدل، تاک به طرزی چشم‌گیر رشد و گسترش یافت و به گواهی روایات اساطیری بی‌شمار، مخمرهایی ابتدایی، همچون اجداد شراب، مورد استفاده و مصرف قرار گرفت. اما به تدریج طبیعت سخاوتمند اسرارش را هویدا ‌ساخت و انسان به یاری تصادف و از روی نیاز کشف‌های دیگری کرد که بر غنای مواد سرخوش‌کننده و مستی‌آورش افزود.
م. مرلین، کارشناس بزرگ شاه‌دانه، بر این نظر است که «شاه‌دانه، این یار قدیمی انسان، نقش عمیقی در تغییر و تحولات فرهنگی انسان‌ها پس از آخرین دوران یخ‌بندان داشته است.» به همین‌سان، شکارگر دوران دیرینه‌سنگی به چیدن میوه‌های وحشی رو می‌آورد، کاشتن دانه‌های خوراکی را یاد می‌گیرد، جانوران را رام و اهلی می‌کند، و خشخاش و احتمالا کاربرد آن را را نیز کشف می‌کند. زیرا نخستین نشانه‌های این گیاه به پنج‌هزار سال پیش برمی‌گردد: دانه‌ها و گرزه‌های خشخاش در نواحی مسکونی دریاچه‌ای نوشاتل در سوئیس کشف شده‌اند که تاریخ‌شان به سحرگاه دوران نوسنگی (از ده تا پنج‌هزار سال پیش از میلاد) بازمی‌گردد. وجود نشانه‌های یک شی در یک دوره‌ی معین به این معنا نیست که خاستگاه و کاربرد این شی الزاما به همان دوره محدود می‌شود و ممکن است بسیار پیشین‌تر باشد.
ل. لوین، کارشناس برجسته‌ی مخدرهای روان‌گردان و تاریخ آن‌ها بر این نظر است که «از بدو پیدایش انسان‌ها در دوردست‌ترین زمان‌های تاریخ، کاربرد موادی را نزد آن‌ها مشاهده می‌کنیم که با انگیزه و به منظور تغذیه نبوده بلکه علت استفاده از این مواد ایجاد حالت گذرایی از خوشایندی و سرخوشی و راحتی و آسودگی ذهنی بوده است.»
با تعقیب پیوند تنگاتنگی که در همه‌ی زمان‌ها میان انسان و مواد مخدر وجود داشته و با دنبال کردن مسیر این پیوند که روابط باطنی آن‌ها را رقم زده است، از این حضور دائمی و نقش بینادین مخدر‌ها و مسکرات در زندگی آدمیان حیرت‌زده و حتا سرگشته می‌شویم. همدستی و پیوند انسان و مواد مستی‌آور در تمام اعصار به صورتی ماندگار و خلل‌ناپذیر ادامه داشته است. پای‌بندی و دل‌بستگی انسان به این مواد، نقش‌های گوناگونی که در زندگی‌اش برای آن‌ها قائل بوده، فضائل و خواصی که به آن‌ها نسبت داده، و سرانجام قداست و حرمتی که برایشان قائل شده است به اوج اعجاب و اکرام می‌رسد.
در گذر تسلسل اعصار، توالی ادوار و صف طویل تمدن‌ها هیچ دوره و قرنی را نمی‌یابیم که حتا از روی دل‌سردی، ملال، ترس، خستگی، عصیان، دل‌زدگی، پیشرفت علم، کسب آگاهی، گفت‌وشنود یا حتا تهدید هم که شده انسان مدتی به پرهیز و خویشتن‌داری از مصرف مواد روان‌گردان روی آورده باشد. همه‌ی وسایل به کار گرفته‌شده برای ایجاد طلاق و جدایی میان انسان و مواد روان‌گردان تا کنون چیزی جز زحمت به هدر‌رفته و آرزوی محال نبوده است.•