آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۲ دی ۱۳۹۶

پژمان تهوری

اجتماع


مستیِ عریان شده


عکس‌ها از آلفرد یعقوب زاده

 

حمله به کلانتری‌ها و ماموران شهربانی، آتش زدن بانک‌ها، تخریب اماکن عمومی و یورش به مشروب فروشی‌ها و کابارها و میکده‌ها، قصه‌ی پر راز روزهای انقلاب ۵۷ بود، که هریک با انگیزه‌ای اتفاق می‌افتاد. سقوط دولت مرکزی و نابسامانی امنیتی کشور، شرایط را برای آتش زدن‌ها و تخریب‌ها گشوده بود اما بساط برخی خودسری‌ها خیلی زود جمع شد و بساط برخی دیگر برای مدت‌ها باقی ماند. تخریب مشروب فروشی‌ها و میکده‌ها و حتی رستوران‌ها و جیگرکی‌هایی که مشروب سرو می‌کردند توسط بچه مذهبی‌های دوآتیشه به رهبری آخوندهای مساجد و منابر محل، تا جمع شدن بساط ظاهری مصرف مشروب در فضای عمومی ادامه داشت تا جامعه‌ای که مردمانش در خانه نماز می‌خواندند و بیرون مشروب می‌نوشیدند، تغییر سبک دهند و میکده را به اندرونی ببرند و نماز خواندن را به بیرون اجابت کنند.
نظام روی کارآمده از انقلاب ۵۷ برای سه دهه‌ی متمادی با اتخاذ «سیاست انکار»، کوشید نشان دهد که انقلاب فرهنگی محقق شده و دوره‌ی شرب خمر و مستی و عیاشی به سر آمده است، اما سیاست انکار در دهه‌ی چهارم انقلاب قابل تداوم نبود. انتشار آمار کشف محموله‌های مشروبات الکلی، انتشار آمار میزان مصرف مشروبات الکلی در ایران توسط سازمان بهداشت جهانی و انتشار خبرهای متعدد از دستگیری جوانان در پارتی‌های شبانه به همراه انواع بطری‌های مشروبات الکلی، کافی نبود که سیاست انکار به کنار گذاشته شود چرا که هنوز همه‌ی آن‌ها قابل انکار بود و قابل تقلیل دادن به اقلیتی محدود، اما آن‌چه سبب شد این پرده دریده شود زمانی بود که رانندگان مست در خیابان‌های شهر، نرخ مرگ و میر جاده‌ای را جابه‌جا کردند.
وقتی دادستان دادگاه انقلاب از تشکیل شدن ۳ هزار پرونده تصادف به دلیل مستی خبر می‌دهد و هیات دولت برای کاهش نرخ تصادفات ناشی از مستی، نرخ جریمه‌ی رانندگی حین مستی را به ۴۰۰ هزار تومان در سال ۱۳۹۴ افزایش می‌دهد، یعنی زیر پوست شهر، خبرهای غیرقابل کتمانی هست که تغییر استراتژی را الزامی می‌کند.

 

تبعات اجتماعی سیاست انکار
جمع کردن بساط قانونی مشروب فروشی‌ها و سرو قانونی مشروب در رستوران‌ها و میکده‌ها، به جمع شدن بساط شرب خمر منجر نشد، بلکه انتقال آن به اندرونی‌ها و محافل خصوصی تبعات متعددی را در پی داشت که امروز می‌توان آن را لمس کرد:

۱- تقلیل فرهنگ مشروب نوشیدن
وحدت یگانه، کارگردان تئاتر که علاوه بر کار هنری در کمپانی آبجوسازی کمبریج در ایالت ماساچوست آمریکا کار می‌کند، درباره‌ی تفاوت شکل مصرف مشروبات الکلی در ایران و آمریکا به نکته‌ی ظریفی اشاره می‌کند، او می‌گوید: «وقتی کار در این کمپانی را شروع کردم متوجه شدم که وقتی نوشیدن مشروبات الکلی قانونی است به این معنی است که مکان‌های توزیع‌کننده آن مانند بار و رستوران، تولید‌کننده و هم فروشنده و هم مصرف‌کننده همگی با هم کنترل می‌شوند. کلاس و آموزش برای هر سه گروه وجود دارد و به‌طور مستقیم و غیرمستقیم فرهنگ نوشیدن مشروب، آموزش داده می شود.»
او ادامه داد: «این‌جا مهمترین پرسش این است که چگونه باید مشروب نوشید. جوانی که با رسیدن به سن ۲۱ سالگی مجاز به نوشیدن مشروبات الکلی می‌شود، ظرف یک تا دو سال اول می‌آموزد که چگونه مشروب بنوشد. جرعه‌جرعه بنوشد، آهسته بنوشد، همراه غذا بنوشد و کلی آداب مشروب نوشیدن و لذت بردن از آن را بیاموزد. اما در ایران نوشیدن مشروبات الکلی چون بدون آموزش در افراد شروع می‌شد، بیش‌تر برای مستی و خلاصی از دغدغه‌های زندگی و حتی برای راحت‌تر دشنام دادن و ویرانی صورت می‌گرفت و می‌گیرد.»

 

 

۲- داشتن شهروند غیرمسوول
به این گزارش پلیس توجه کنید: «ساعت از نیمه شب گذشته است، کارگران شهرداری در حالی که نکات ایمنی برای کار در شب را رعایت کرده‌اند در حال بازسازی بزرگراهی در تهران هستند، راننده‌ای با سرعت سرسام‌آور در حال گذر از بزرگراه است، کنترلی بر خودرو ندارد، در کسری از ثانیه از جاده خارج می‌شود و دو کارگر شهرداری را زیر می‌گیرد. یکی از کارگران کشته و دیگری به شدت آسیب می‌بیند. راننده زنی جوان، هنرپیشه‌ای مشهور و البته مست‌ است!» دکتر حمید سوری رییس مرکز تحقیقات ارتقای ایمنی و پیشگیری از مصدومیت‌ها می‌گوید: «دلیل ۲۰ درصد از تصادفات رانندگی در ایران مستی است و بیش از ۵۰ درصد تصادفات ناشی از مستی به مرگ ختم می‌شود.» این گزارش یعنی حکومت در تربیت شهروندان مسوول شکست خورده است. مسوولیت‌پذیری به‌عنوان یکی از اصول دموکراسی نه تنها بر حاکمیت شرط است بلکه مقتضای شهروندی در جوامع مدرن است.
رانندگی پس از نوشیدن مشروبات الکلی در ایران، دو دلیل عمده دارد: اول: ناآگاهی نسبت به روش درست نوشیدن مشروبات الکلی است و دوم: برخورد ضعیف پلیس با متخلفان که این خود هم به ضعف قانون و هم به فساد نیروی انتظامی در دریافت رشوه و چشم‌پوشی بر قانون‌گریزی مربوط می‌شود.
در جوامعی که نوشیدن مشروبات الکلی آزاد است هم به مصرف‌کننده و هم به عرضه‌کننده آموزش داده می‌شود که افراد پس از نوشیدن الکل حق رانندگی ندارند. وحدت یگانه در این خصوص می‌گوید: «کسی که به‌عنوان نوشیار در یک بار یا یک رستوران کار می‌کند باید مراقب باشد که مشتری مست از بار بیرون نرود، یعنی موقع سرو مشروب باید مراقب مشتری باشد و وقتی متوجه می‌شود که فرد از حالت عادی در حال خارج شدن است از سرو بیش‌تر مشروب باید پرهیز کند.» او می‌افزاید: «اگر مشتری از بار بیرون برود و رانندگی و تصادف کند و اگر ثابت شود که این فرد بعد از خروج از بار رانندگی کرده، مسوولیت این مساله علاوه بر راننده‌ی متخلف، متوجه‌ی صاحب بار و فردی است که به‌عنوان نوشیار مشروب سرو می‌کرده است. بنابراین نوشیار معمولا هنگام سرو مشروب با مشتری صحبت می‌کند که هم مطمئن شود که آن فرد بیش از اندازه ننوشد و هم از او سوال می‌کند که آیا رانندگی کرده و به بار آمده یا با تاکسی آمده است. اگر فرد رانندگی کرده باشد حتما به او گوشزد می‌کند که موقع بازگشت تاکسی بگیرد و سعی می‌کند این مکالمه را در حضور نفر سوم انجام دهد که اگر اتفاقی بعدتر بیفتد مسوولیت را از خود سلب کرده باشد.»
پرهیز از رانندگی بعد از صرف مشروبات الکلی تنها مساله‌ی فرهنگی و آموزشی نیست بلکه دولت‌ها با قوانین بازدارنده می‌کوشند شهروندان را از چنین تخلفی بازدارند. دولت ایران علاوه بر اجرای حد (۸۰ ضربه تازیانه) راننده را به ۴۰۰ هزار تومان جریمه نقدی محکوم می‌کند و همچنین از یک تا پنج سال با حکم دادگاه می‌تواند از رانندگی کردن محروم شود ولی چرا به رغم وجود چنین قانون سخت‌گیرانه‌ای هنوز پلیس مدعی است ۲۰ درصد تصادفات ناشی از رانندگی در حال مستی است. این نشان از فساد درون سیستم انتظامی و قضایی و تربیت شهروندان غیرمسوول دارد. دکتر میثاق پارسا استاد جامعه‌شناسی دانشگاه دارتموس در ایالت نیوهمشایر آمریکا در این خصوص می‌گوید: «این نشان‌دهنده‌ی شکست سیاست فرهنگی جمهوری اسلامی است. این نظام نه تنها در تثبیت سیاست‌های فرهنگی خود شکست خورده بلکه جامعه را به لحاظ فرهنگی در فقر نگه داشته است. وقتی حکومت انسداد سیاسی حاکم می‌کند نمی‌تواند گشایش فرهنگی ایجاد کند، به همین دلیل سرانه‌ی مصرف لوازم آرایشی چهار برابر فرانسه می‌شود، در مصرف مشروبات الکلی بالای ۴۰ درصد پیشتاز می‌شوند. نمی‌شود قدرت و ثروت را از آن خود کرد و به مردم بگوییم بروید نماز بخوانید. این سیاست‌ها محکوم به شکست است.»
حالا سوال این است که آیا به غیر از قانونی کردن مشروبات الکلی، استراتژی جایگزینی وجود دارد؟
دکتر میثاق پارسا در پاسخ می‌گوید: «من هیچ جامعه‌ای را نمی‌شناسم که توانسته باشد با ممنوع کردن مصرف مشروبات الکلی، مردم را به ننوشیدن متقاعد کرده باشد.» او به تصویب قانون ممنوعیت سرو مشروبات الکلی در آمریکا در سال ۱۹۱۷ اشاره می‌کند و می‌گوید: «نمایندگان کنگره‌ی آمریکا یک زمان فکر کردند با ممنوع کردن نوشیدن مشروبات الکلی در محافل عمومی می‌توانند جامعه را از فقر و بدبختی نجات دهند ولی در مدت کوتاه متوجه شدند که لطمات الکل تشدید شده و به همین خاطر خیلی زود این قانون را لغو کردند.»
به گفته‌ی میثاق پارسا شاید نتوان از نظام جمهوری اسلامی که می‌کوشد شریعت اسلام را پیاده کند انتظار داشت که قانون ممنوعیت تولید، فروش و مصرف مشروبات الکلی را لغو کند چراکه آن‌ها در حال اجرای قوانین مصوب ۱۴۰۰ سال پیش هستند ولی می‌توان به آن‌ها یادآوری کرد که تحقیقات نشان می‌دهد که مصرف شراب در ایران قدمت ۶-۷ هزار ساله دارد. مردم ایران همیشه شراب می‌نوشیده‌اند و این ممنوعیت‌ها تنها شکل مصرف را تغییر و فرهنگ آن را زایل کرده است.
همان‌طور که دکتر پارسا معتقد است شاید خیلی دور از ذهن باشد که قانون ممنوعیت مشروبات الکلی در مجلس مورد بازنگری قرار گیرد ولی این یک امر محال نیست همان‌گونه که بحث توزیع دولتی تریاک در حال حاضر در مجلس مطرح است این موضوع نیز می‌تواند در دستور کار نمایندگان قرار گیرد.

 

هوشنگ پوررضاقلی، فرمانده‌ی اسبق انتظامی سیرجان و رییس سابق پلیس‌ آگاهی استان کرمان در یادداشتی برای نشریه‌ی محلی پاسارگاد با اشاره به اتفاق دردناک سیرجان و مسمویت گسترده بر اثر استفاده مشروبات الکلی می‌نویسد: «حکایت عرق سگی دست‌ساز هم همان حکایت مواد مخدراست. تجربه‌ی همه‌ی ممنوعه‌های موضوع درجامعه‌ی ما، تجربه‌ی ناموفقی در ذهن ترسیم می‌کند؛ اما ممنوعیت‌های چهارگانه‌ی فوق و هر‌گونه ممنوعه‌ی دیگر در زیر پوست شهر و در خلوت‌های فردی و گروهی هرگز به رسمیت شناخته نشده است.»
نورالدین پیرمو‌ذن نماینده‌ی مردم اردبیل در مجلس ششم و هفتم در پاسخ به این پرسش که چه مباحثی در کمیسیون بهداشت و درمان مجلس در خصوص مصرف مشروبات الکلی مطرح بوده به دو نکته اشاره می‌کند. او می‌گوید: «گزارش سازمان بهداشت جهانی در خصوص میزان مصرف مشروبات الکلی در ایران یکی از مباحث مطرح در کمیسیون بهداشت بود ولی رویکرد اعضای کمیسیون در مجلس هفتم به این گزارش، تداوم سیاست انکار و اعمال فشار بر وزارت بهداشت بود تا از ارائه‌ی آمار و اطلاعات مربوطه به سازمان بهداشت جهانی پرهیز کند.»
پیرمو‌ذن می‌افزاید: «بحث دوم در خصوص مبادی ورودی مشروبات الکلی بود که وزیر کشور به مجلس فراخوانده شد و اعلام کرد که مشروبات الکلی از ۵۴ مبادی قانونی کشور و خارج از ساعات اداری وارد می‌شود و وزارت کشور قدرت مقابله با واردکنندگان را ندارد.»
این نماینده‌ی سابق مجلس با بیان این‌که هیات رییسه‌ی مجلس علاقه‌ای به مطرح شدن اینگونه مباحث که نقطه‌ی ضعف حکومت به شمار می‌رفت نداشت می‌گوید: «برای کمیسیون بهداشت و درمان مجلس و وزارت بهداشت مسجل بود که اثرات مصرف قرص‌های روانی، به مراتب مخرب‌تر از نوشیدن شراب بود ولی ورود به مساله‌ی الکل به دلیل مسایل شرعی در ردیف خط قرمزهایی بود که کسی به آن ورود نمی‌کرد.» او البته بر این باور است که امکان تغییر قانون در این حوزه وجود دارد و ایران نیز می‌تواند همانند بسیاری از کشورهای اسلامی، مشروبات الکلی را به‌طور کنترل شده آزاد اعلام کند.
علاوه بر بارها، برخی از رستوران‌ها و کافی‌شاپ‌ها نیز در کشورهای غرب مشروب سرو می‌کنند و همیشه مشتریان زیادی دارند. آیا همه‌ی مصرف‌کنندگان در پی مستی‌اند؟ وحدت یگانه در پاسخ می‌گوید: «تجربه به من نشان داده که کمتر از ۲۰ درصد مشتری‌ها برای مستی پا به بار می‌گذارند، ۸۰ درصد آن‌ها آمده اند از نوشیدن مشروب لذت ببرند و آ‌ن‌قدر می نوشند تا لذت ببرند، این‌ها اصولا زیاده‌روی نمی‌کنند.» او می‌افزاید: «معمولا در طول هفته کمتر مشتریان در حد مستی می‌نوشند. مشتری‌هایی که به نیت مستی می‌آیند مشتری‌های آخر هفته هستند که برای فرار از فشار کار و تحصیل به مشروب پناه می‌آورند و اتفاقا این بخشی از فرهنگ مردم آمریکاست که یک هفته به سختی کار می‌کنند و آخر هفته با مستی به روح و جان خود استراحت می‌دهند.»
حرف آخر او این است «مشروب خواری فرهنگ و آداب دارد که مردم در ایران معمولا آن را نمی‌آموزند چون آموزگاری وجود ندارد.»•