آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۲ دی ۱۳۹۶

مهدی تاجیک

اجتماع


مراکز ترک اعتیاد به الکل، پذیرفتن صورت مساله


 

حالا سه سال از تاسیس نخستین مرکز ترک الکل در ایران می‌گذرد و برنامه‌های سازمان بهزیستی به عنوان متولی اصلی آسیب‌های اجتماعی هم بیانگر آن است که تابوی سکوت درباره‌ی مصرف الکل سرانجام شکسته شده است. هنوز البته آمار دقیقی از تعداد معتادان به الکل در ایران وجود ندارد و تنها آمار رسمی در این زمینه مربوط به اظهارنظر اسماعیل احمدی مقدم فرمانده‌ی پیشین نیروی انتظامی است که تعداد الکلی‌ها را حدود ۲۰۰ هزار نفر عنوان کرده است. آمار ارائه شده مربوط به آذر ماه ۱۳۹۳ است و از آن زمان تاکنون هیچ‌یک از مراجع رسمی آمار تازه‌‌تری را به صورت علنی اعلام‌ نکرده‌اند.

 

پیشرفت روی کاغذ
ایده‌ی تاسیس مراکر ترک اعتیاد به الکل در ابتدا توسط سازمان بهزیستی طرح شد و مقام‌های این سازمان در اردیبهشت سال ۱۳۹۲ حتی خبر از تاسیس نخستین مرکز هم دادند اما دو ماه بعد معلوم شد که این مرکز هنوز تاسیس نشده و مدیر کل وقت پیشگیری و درمان اعتیاد بهزیستی گفت که مجوز این مراکز قرار است در آینده به صورت پایلوت صادر شود. وعده‌ی که در نهایت ناکام ماند و کار به جایی رسید که سه سال بعد سازمان بهزیستی اساسا نقش و مسوولیت خود در زمینه‌ی تاسیس مراکز ترک اعتیاد را منکر شد و برخورد با این مساله را وظیفه‌ی نیروی انتظامی دانست.
سازمان بهزیستی حالا به تازگی در برنامه‌‌های خود تجدیدنظر کرده و وعده داده که در همکاری با سازمان‌های غیردولتی برای حمایت از معتادان به الکل وارد عمل می‌شود.
معاون پیشگیری و درمان اعتیاد سازمان بهزیستی کشور٬ در مرداد ماه سال ۱۳۹۶ به رسانه‌ها گفته بود که «آموزش‌های لازم درباره‌ی اعتیاد به الکل در اولویت برنامه‌ها قرار گرفته و راهنمای چگونگی بازتوانی افرادی که از مصرف نجات پیدا کرده‌اند، تدوین شده است.»

اما از مرداد ماه گذشته تاکنون گزارشی منتشر نشده است که نشان دهد همکاری سازمان بهزیستی با سازمان‌های غیردولتی به چه ترتیبی بوده و بر اثر این همکاری چه تعدادی از الکلی‌ها خدمات برای ترک مصرف دریافت کرده‌اند.
با توجه به تجربه‌ی ناکامی که بهزیستی پیش از این در راه‌اندازی مراکز ترک اعتیاد به الکل داشته است درباره‌ی موفقیت‌آمیز بودن برنامه‌ی جدید این سازمان نیز تردیدهای جدی وجود دارد اما نیمه‌ی پر لیوان این است که بالاخره رییس سازمان بهزیستی از اولویت‌دار بودن مساله‌ی الکلی‌ها در ایران سخن گفته و لااقل صورت مساله به رسمیت شناخته شده است.

 

عقب‌نشینی بعد از دو سال
سردرگمی اصلی درباره‌ی ارائه‌ی خدمات به معتادان الکل در ایران بیش از همه ناشی از مشخص نبودن وظایف و مسوولیت‌ سازمان‌های متولی است. وزارت بهداشت در کنار سازمان بهزیستی یکی از اصلی‌ترین ارگان‌هایی است که برای رسیدگی به وضع معتادان الکل باید ایفای نقش کند.
وزارت بهداشت در سال ۱۳۹۳ با راه‌اندازی نخستین کلینیک دولتی ترک اعتیاد نشان داد که نقش خود را به رسمیت می‌شناسد. با این حال کلینیکی که در مرکز ملی مطالعات اعتیاد دانشگاه علوم پزشکی تهران ایجاد شد تنها یک روز در هفته‌ فعالیت می‌کند و بسته‌ی حمایتی آن شامل ارائه‌ی خدمات مشاوره فردی، مددکاری، گروه‌درمانی و خانواده‌درمانی است. تنها دو سال پس از تاسیس این مرکز بود که  مسوولان وزارت‌ بهداشت عقب‌نشینی کرده و گفتند که هیچ برنامه‌ای برای توسعه‌ی مرکز ترک الکل ندارند. مدیرکل دفتر سلامت اجتماعی، اعتیاد و روان وزارت بهداشت در مرداد سال ۱۳۹۵ گفت که دولت اعتقادی به راه‌اندازی مراکز مجزا برای ترک الکل ندارد و«پتانسیل مراکز درمان اعتیاد موجود در کشور، برای این کار کافی است.»
در واقع نگاه وزارت بهداشت به معتادان الکلی همان نگاهی است که به معتادان مواد مخدر وجود دارد و براساس همین نگاه هم مقام‌های این وزارت‌خانه گفته‌اند که به پزشکان مستقر در مراکز ترک اعتیاد به مواد مخدر درباره‌ی ترک الکل هم آموزش می‌دهند.
آخرین گزارش‌های منتشر شده از سوی وزارت بهداشت بیانگر آن است که ۱۵۰ مرکز ترک اعتیاد برای متقاضیان ترک الکل هم خدمات ارائه می‌دهند هرچند که نحوه‌ی دریافت این خدمات و تعداد مراجعان هیچ‌گاه مشخص نشده است.

 

هشدارهایی شبیه موعظه
در سلسله مراتب سازمان‌هایی که وظیفه‌ی توجه به معتادان الکل را دارند نقش شهرداری‌ها پایین‌تر از بهزیستی و وزارت بهداشت است اما دستکم شهرداری تهران از حدود دو سال پیش بخشی از خدمات ترک اعتیاد الکل به متقاضیان را به عهده گرفته است و یک مرکز با مشارکت سازمان‌های مردم‌نهاد در منطقه ۲ شهر تهران راه اندازی شده و به متقاضیان خدماتی ارائه می‌دهد. خدمات ارائه شده توسط این مرکز البته بیشتر در جهت روان‌درمانی و جلسات گفتگوی معتادان با یکدیگر است که به عنوان یک الگوی موفق در دیگر کشورها هم کاربرد دارد. شهرداری تهران برگزاری کارگاه‌هایی کوچک با هدف پیشگیری از مصرف الکل را هم از طریق «سرای محله»‌ دنبال کرده است اما این برنامه‌ها اغلب حول مسایل ایدئولوژیک و مذهبی درباره‌ی قبح نوشیدن الکل در اسلام و پیامدهای اخلاقی آن است و مشخص نیست که نتایج آن چه حد می‌تواند بر مصرف‌کنندگان دائمی الکل تاثیر بگذارد.

 

بحران سیاست‌گذاری
برنامه‌های سازمان بهزیستی٬ وزارت بهداشت و شهرداری درباره‌ی معتادان به الکل اگرچه نشان می‌دهد که حالا دیگر به مانند گذشته این صورت مساله پاک نمی‌شود ولی هنوز خبری از یک سیاست‌گذاری منسجم نیست.
وزارت کشور به عنوان نهادی که متولی اصلی برخورد با آسیب‌های اجتماعی است عملا هیچ قدمی برای تقسیم کار بین دستگاه‌ها برنداشته و به همین دلیل هم برنامه‌های ارایه شده توسط هر نهاد همواره در معرض فراموشی است.
تجربه‌ی ناکام بهزیستی در تاسیس مراکز ترک اعتیاد به الکل و عقب‌نشینی وزارت بهداشت از توسعه‌ی این مراکز دو هشدار جدی است که چگونه در فقدان یک سیاست‌گذاری منسجم تمام تلاش‌ها می‌تواند به عقب‌گرد منجر شود.
شاید بال و پر دادن به فعالیت‌ سازمان‌های غیردولتی و یاری طلبیدن از فعالان مدنی بهترین راه‌حل موجود باشد. سازمان بهزیستی دستکم روی کاغذ به این موضوع توجه کرده است اما مهم‌ترین نگرانی این است که مبادا باز هم چنین برنامه‌هایی روی کاغذ بماند و در عمل گامی برداشته نشود.