آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۲ دی ۱۳۹۶

ناما جعفری

اجتماع


ساقی حد فاصل خیابان انقلاب و کریم‌خان زند


 

در وانت مسقف فولکس نارنجی دور بسته‌ی مدل ۱۹۷۸ را باز کرد، بوی گندیدگی شبیه فاضلاب یا تخم‌مرغ مانده یا کبریت سوخته، ریخت درون دماغ. بوی سیب سبز، آب سیب، کدو تنبل تازه، سرکه‌ی سیب، ریخت درون دماغ. بوی موز، توت فرنگی، گلابی، تمشک، گریپفروت ریخت درون دماغ.
قبل از این که در وانت مسقف فولکس نارنجی دور بسته‌ی مدل ۱۹۷۸ را باز کند، تنش بوی چای و میخک دم‌کرده می‌داد. اسمش تامار بود. می‌گفت ساقی حد فاصل خیابان انقلاب و کریم‌خان ‌زند است. اما حد فاصل خیابان انقلاب و کریم‌خان ‌زند، فقط یک رمز بود هنگام سفارش. از مانتوها و شال‌های سنتی، آیینه‌‌ی تزیینی و ظروف سفال و سرامیکی، کیف‌های پارچه‌ای، زیورآلات و بدلی‌جات، سرمه‌دان‌های چوبی و سنگی می‌گذشت تا عرق‌سگی، ودکا، ویسکی، براندی، تکیلا و شامپاین‌هایش را به دست مشتری‌هایش برساند.
اما من آبجو نوش بودم. در یکی از سه‌شنبه‌های شعرخوانی‌ام در کافه‌ی شوکا، بعد از تمام شدن شعرخوانی‌ام، شماره‌ی موبایلش را برایم نوشته بود.
تنها شماره‌ از ساقی مشروب در تهران بود که داشتم، بعد از تماس تلفنی و سفارش مشروب، با وانت مسقف فولکس نارنجی دور بسته‌ی مدل ۱۹۷۸ می‌آمد، در وانت را باز می‌کرد و می‌گفت هرچه دوست داری بردار، سرش را می‌انداخت پایین، به چشم‌هایم نگاه نمی‌کرد تا به چشم‌هایش نگاه کنم، می‌دانست می‌نویسم، می‌دانست از چشم‌هایش شروع می کنم و از مانتوها و شال‌های سنتی، آیینه‌ی تزیینی و ظروف سفال و سرامیکی تنش تا سرمه‌دان‌های چوبی و سنگی میان پستان‌هایش می‌روم و آن وقت می‌پاشم روی کارخانه‌ی آبجوسازی هینیکن در آمستردام، آن وقت می‌پاشم روی کارخانه‌ی آبجوسازی کارلزبرگ در کپنهاگ، آن وقت می‌پاشم روی کارخانه‌ی آبجوسازی گینس در ایرلند با رنگی تیره و طعمی مانند قهوه، آن وقت می‌پاشم روی کارخانه‌ی آبجوسازی افس در ترکیه با همان رایحه‌ی مالت تندمزه و حس خشکی و طعم مخصوص آن به خاطر افزودن برنج هنگام تخمیر.
در وانت مسقف فولکس نارنجی دور بسته‌ی مدل ۱۹۷۸ را باز کرد، بوی گندیدگی شبیه فاضلاب یا تخم‌مرغ مانده یا کبریت سوخته، ریخت درون دماغ. چند روز بود نمی‌دانستم کجاست! نپرسیدم کجا بودی. رابطه‌ی ما بعد از سومین سفارش مشروبم شکل گرفته بود، ناگهان زد زیر گریه، گفت: قشرِ متوسط را با فوتبال و سکس و دراگ سرگرم کرده‌اند، خودشان آن بالا سر قیمت جانِ آدمیزاد بحث می‌کنند. دیشب ریختند خانه‌مان و تمام کارگاه را خراب کردند و بابا را بردند. وقتی می‌خواست تهیه‌ی آبجو با عصاره‌ی مالت را به من یاد بدهد. بابایش را دیده بودم. از کارگران سابق میکده‌ی قزوین بود. همان کارخانه‌ی الکل‌سازی و تولید مشروبات الکلی پیش از انقلاب ۵۷ در ایران، همان میکده‌ی قزوین که نوعی مشروب الکلی یا ودکا تولید می‌کرد که به عرق ۵۵ معروف بود و به دلیل ۵۵ درصد الکلش به آن می‌گفتند عرق‌سگی. بابای تامار در کارخانه بود که بعدازظهر روز ۹ دی ۱۳۵۷ به میکده‌ی قزوین حمله کردند و آن‌جا را به آتش کشیدند. آن روز که تامار می‌خواست دستور تهیه‌ی آبجو با عصاره‌ی مالت را به من یاد بدهد، بابایش می‌گفت، همه‌ی صدها سبک آبجوی شناخته شده در دنیا را می‌توان با چهار اصل متغیر طبقه‌بندی کرد؛ رنگ، تلخی، گیرایی و روش تخمیر. این متغیرها براساس مواد اولیه‌ای که به کار می‌بریم و میزان و نحوه‌ی کاربرد هرکدام از آن‌ها، تعریف می‌شوند. رنگ هر آبجو وابسته به نوع و میزان استفاده از انواع مالت یا عصاره‌ی مالت است. تلخی هر آبجو به نوع و میزان و زمان استفاده نژادهای مختلف رازک بستگی دارد و گیرایی هر سبک آبجو هم به نسبت مقدار مالت و آب در دستور تهیه‌اش مربوط است.
بعد برایم در تکه کاغذی که از دفتر یادداشتش کنده بود درصد الکل را نوشت؛
آبجو ۵-۳
شراب ۱۵-۱۲
تکیلا و ودکا و رام ۴۰
ویسکی ۴۶-۴۰
عرق‌سگی غیراستاندارد گاهی ۹۰ درصد، اما به طور معمول۴۵-۵۰.
گفتم حتی الکل هم بعضی وقت‌ها حال من را‌ خوب نمی‌کند! حالا در دود سیگارش و مخمر و دمای ۳۰ تا ۴۰ درجه عصاره‌ی مالت نگاهم می‌کرد. گفت این‌ها را که می گویم بنویس. دستور تهیه‌ی سه نوع مارتینی بود، مارتینی دارچین، مارتینی نارنگی و مارتینی لیمو! گفت با دقت بنویس، انگار داری متن داستان‌هایت را می‌نویسی!
بنویس مارتینی دارچین:
۶۰ سی‌سی ویسکی
پودر دارچینی یک قاشق چ.خ
پوست رنده شده لیموترش یک قاشق چ.خ
مربای آلبالو یک قاشق غ.خ
۳۰ سی‌سی شراب قرمز شیرین
شش عدد قالب یخ
تهیه: دارچین، ویسکی، شراب، رنده لیمو و مربا را درون هم‌زن ریخته و با شدت به مدت ۳۰ ثانیه هم بزنید. بعد صاف کرده و در لیوان بلند حاوی یخ و با نی سرو کنید.
گفت با دقت بنویس، انگار داری متن داستان‌هایت را می‌نویسی!
بنویس مارتینی نارنگی:
۶۰ سی‌سی (۲ پیک) ودکا
۶۰ سی‌سی آب نارنگی تازه
چند برگ نعنای ریز شده
هشت عدد یخ قالبی
یک برش نارنگی (نارنگی را از وسط نصف کرده و یک ورقه نازک آن را بریده، وسط آن را با چاقوی تیز ببرید.)
تهیه: ودکا، آب نارنگی، نعنا و یخ را در هم‌زن ریخته و به مدت۲۰ ثانیه با شدت به هم بزنید. صاف کرده و درون لیوان ریخته و برش نارنگی را روی لبه‌ی لیوان قرار داده و با نی سرو کنید.
گفت با دقت بنویس، انگار داری متن داستان‌هایت را می‌نویسی!
بنویس مارتینی لیمو:
۶۰ سی‌سی ودکا
۳۰ سی‌سی آب لیموترش
چهار عدد یخ قالبی
برش لیموترش
تهیه: ودکا، لیمو و سه قالب یخ را با کمک هم‌زن به مدت ۲۰ ثانیه هم بزنید و در گیلاس حاوی یک قالب یخ خورد شده ریخته و لبه‌ی لیوان را با برش لیمو تزیین و با نی سرو کنید.
بعد رو به تامار کرد و گفت این دو جعبه‌ی اسمیرنوف و ابسلوت ودکا را با این دستورهای تهیه‌ی مارتینی برسان سفارت ایتالیا در خیابون نوفل لوشاتو! این ویسکی ذرت و ویسکی گندم و ویسکی تنسی را هم برسان سفارت آلمان در خیابون جوادیه. این ویسکی اسکاچ و جانی واکر را هم بردار ببر مهمانی خانواده‌ی میرزا. این گرنتس هم که از ویسکی‌های قدیمی اسکاتلندی است برای تو پسر جان.
بوی موز، توت فرنگی، گلابی، تمشک، گریپفروت ریخت درون دماغ. تامار را بغل کردم و در وانت مسقف فولکس نارنجی دور بسته‌ی مدل ۱۹۷۸ را بستم. گفتم باید سرپا شاشید به این حکومت، تامار را از یکی از سفارتخانه‌هایی که مشروب‌شان را می‌رساند تعقیب کرده بودند تا رسیده بودند به خانه‌شان، آن وقت ریخته بودند و تمام مشروبات داخل ماشین و کارگاه را شکسته بودند و بابایش را با خود برده بودند.
باید در هوای گرگ و میش تهران، پرسه می‌زدیم تا قلب‌مان از رنگ پریدگی تلخی ساعت‌ها بر می‌گشت و بر می‌گشتم از مانتوها و شال‌های سنتی، آیینه‌ی تزیینی و ظروف سفال و سرامیکی تن تامار، از سرمه‌دان‌های چوبی و سنگی میان پستان‌هایش، از پاشیدن روی کارخانه‌ی آبجوسازی هینیکن در آمستردام، از پاشیدن روی کارخانه‌ی آبجوسازی کارلزبرگ در کپنهاگ، از پاشیدن روی کارخانه‌ی آبجوسازی گینس در ایرلند با رنگی تیره و طعمی مانند قهوه، از پاشیدن روی کارخانه‌ی آبجوسازی افس در ترکیه با همان رایحه‌ی مالت تندمزه و حس خشکی و طعم مخصوص آن به خاطر افزودن برنج هنگام تخمیر.