آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۱۸ مهر ۱۳۹۶

امید کشتکار

فرهنگ


قر کمر، حرکات دست و عشوه شاخصه‌های رقص ایرانی هستند | گفت‌وگو با فرشته نصر


فرشته نصر رقصنده‌ی ایرانی ساکن پاریس و از شناخته‌شده‌ترین طراحان و اجراکننده‌گان رقص ایرانی در خارج از ایران است. او سال‌هاست که در سراسر اروپا برنامه‌های متعدد اجرا می‌کند و همچنین کلاس‌های پرمخاطبی برای علاقه‌مندان فرانسوی و ایرانی دارد که مشتاق یادگیری تکنیک‌های رقص ایرانی هستند. با او در یک روز بارانی اول پاییز در کافه‌ای نزدیک مرکز فرهنگی پمپیدو دیدار کردم. خوش‌صحبتی، انرژی و همین‌طور لهجه‌ی اصفهانی شیرین او باعث شد صحبت‌مان طولانی شود. آن‌چه در زیر می‌خوانید خلاصه‌ای است از آن‌چه درباره‌ی زندگی‌اش و رقص ایرانی در آن عصر پاییزی بین ما گفته و شنیده شد.

 

 

از ابتدای کارتان بگویید. چطور شد که به رقص علاقه‌مند شدید و اصلا چطور وارد این کار شدید؟ کجا آموزش دیدید؟ و جزییاتی از این دست.
من از کودکی علاقه به رقص داشتم. تمام بازی‌های کودکانه‌ام در چارچوب رقص و تئاتر می‌گنجید. کمی که بزرگتر شدم البته در سنین دبستان و ده دوازده سالگی، به‌صورت حرفه‌ای کار ژیمناستیک می‌کردم. آن موقع‌ها در ایران منبعی یا متدی درباره‌ی رقص نبود. نه اینترنت و یوتیوب بود که بشود تحقیق کرد و نه کلاس و استادی. برای همین به‌واسطه‌ی علاقه‌ام و به دلیل این‌که فیلم‌های هندی در دسترس بود به سمت رقص هندی گرایش پیدا کردم و سعی می‌کردم آن شکل رقص را تقلید کنم. بعدها فیلم‌های فارسی را می‌دیدم هرچند شکل رقص‌شان برایم جالب نبود. کمی بعدتر با رقص‌های محلی مثل رقص قاسم‌آبادی آشنا شدم و این خودآموزی‌ها ادامه داشت تا این‌که در سن نوزده سالگی به اروپا و فرانسه مهاجرت کردم.
وقتی که در جمع فرانسوی‌ها و دوستان همسنم قرار گرفتم و در مهمانی‌ها و جمع‌های دوستانه می‌رقصیدم متوجه شدم رقص ایرانی برای مخاطب خارجی جذاب است. همان موقع‌ها دوستان بسیاری بودند که دوست داشتند رقص ایرانی یاد بگیرند چون به‌نظرشان رقص متفاوت جذابی می‌رسید. تا این‌که انجمنی که در زمینه‌ی مبادله‌ی فرهنگی کار می‌کرد پیشنهاد داد، کلاس‌های رقص ایرانی دایر کنم. از آن‌جایی که قبلا در اصفهان مربی ژیمناستیک بودم و با کلاس‌گردانی آشنا بودم تصمیم گرفتم وارد این تجربه بشوم. با وجود این‌که در آن مرکز کلاس‌های رقص متعدد از فرهنگ‌های مختلف مثل عربی، اسپانیایی و غیره بود اما کلاس رقص ایرانی بیشترین طرفدار را داشت. این استقبال باعث شد که به رقص ایرانی به شکل جدی‌تری نگاه کنم و وارد این حوزه‌ی کاری شوم.
سفرهای متعدد و بسیاری به ایران کردم و شروع به تحقیق جدی روی رقص‌های محلی و باستانی ایران در شهرهای مختلف کردم. همچنین روی رقص کشورهای همسایه‌ی ایران که سابقه‌ی فرهنگی مشترکی با ما دارند، مثل ارمنستان و ازبکستان و تاجیکستان تحقیق کردم. هرچند که رقص در این کشورها به مرور زمان به واسطه‌ی فرهنگ و تاریخ و خلق و خوی جمعی تغییرات قابل ملاحظه‌ای کرده، اما همچنان می‌شود رگه‌هایی از آن رقص اصلی را درشان پیدا کرد.
علاوه بر همه‌ی این تحقیقات میدانی، کم و بیش منابعی هم بود که توسط بنیاد شهبانو پهلوی برای جشن‌های دو هزار و پانصد ساله درباره‌ی رقص باستانی ایران آماده شده بود. هرچند که آن سال‌ها اینترنت نبود و دسترسی به این منابع به راحتی امروز نبود ولی توانستم از آن‌ها هم استفاده کنم.
به‌جز تحقیق در رقص ایرانی و باستانی و محلی، دوره‌های متعددی هم در رقص هندی، عربی، فلامنکو و دیگر شکل‌های رقص غربی و شرقی در فرانسه دیدم که کمک بزرگی در شکل دادن دید من نسبت به رقص داشت.

 

گفتید که در کودکی و نوجوانی به‌صورت حرفه‌ای ورزش ژیمناستیک می‌کردید. ژیمناستیک چه تاثیری در کار شما به‌عنوان رقصنده داشت؟
ژیمناستیک برای من نقش خیلی مهمی داشت. یکی خب عادت به ورزش کردن و آمادگی بدنی و دیگری در مورد آموزش که من از همان نوجوانی یاد گرفته بودم چگونه کلاس‌هایی حتی با چهل هنرآموز و ورزش‌کار را هدایت کنم.

 

با توجه به این‌که گفتید آن دوران متد و الگوی خاصی برای رقص ایرانی نبود، چطور رقص را آموزش می‌دادید؟
این‌ کار اوایل خیلی پیچیده بود. چون منبعی برای آموزش وجود نداشت. حرکات برای کلاس‌ها باید اسم می‌داشتند و از هم تفکیک می‌شدند. این بود که من در خانه می‌رقصیدم، حرکات مختلف دست و پا را از هم جدا می‌کردم و برای هرکدام اسم می‌گذاشتم تا بتوانم این حرکات جداجدا را به هنرجوها آموزش بدهم. می‌شود گفت که برای رقص ایرانی ناچار بودم متد آموزشی منحصربه‌فرد تولید کنم. این‌ها البته برای شانزده هفده سال پیش بود.
این‌جا این نکته را هم بگویم خیلی از هنرجویان من در اوایل کار کسانی بودند که با رقص عربی آشنا بودند و فکر می‌کردند رقص ایرانی و عربی مشترک هستند. در حالی که این دو رقص کاملا با هم متفاوتند به‌خصوص این‌که رقص عربی رقصی اروتیک است. من برای این‌که این تفاوت را نشان دهم ناچار بودم بیشتر و بیشتر روی ریشه‌های رقص ایرانی کار کنم. هرچند کسی که چند جلسه به کلاس‌های رقص ایرانی می‌آمد حتما متوجه‌ی این تفاوت می‌شد و متوجه این نکته که رقص ایرانی رقصی بسیار غنی و پر از حرکات زیبا و متفاوت است.

 

 

گفتید که مخاطب فرانسوی از کلاس‌های شما استقبال کرده و می‌کند. دلیل این استقبال چیست؟ آیا به صرف این‌که با رقص متفاوت غریبی طرف است جذب رقص شما می‌شود، مثل همان دیدی که نسبت به مثلا یک اثر باستانی یا توریستی دارد یا این‌که چیز دیگری در رقص ایرانی وجود دارد که برای مخاطب غربی جالب است؟
به‌نظرم اگر دلیل جذب فرانسوی‌ها و غربی‌ها به رقص ایرانی آن نگاه توریستی که گفتید بود حتما بعد از مدت کوتاهی رقص را رها می‌کردند و می‌رفتند. این در حالی است که من شاگردان زیادی داشتم که تا مدت‌ها و سال‌ها در کلاس‌های من حاضر بودند و با خیلی از آن‌ها بعدا برنامه اجرا کردم. حتی کار به‌جایی رسید که هنرجویان خارجی‌ای بودند که عاشق و شیفته‌ی فرهنگ ایران شدند تا جایی که زبان فارسی یا آشپزی ایرانی یاد گرفتند. من فکر می‌کنم فرهنگ ما آن‌قدر قوی و غنی هست که هرکس با گوشه‌ای از آن آشنا شود، مجذوب این فرهنگ خواهد شد و فقط آن نگاه موزه‌ای نمی‌تواند باعث پایبندی و ادامه‌ی کار باشد.

 

کمی قبل‌تر درباره‌ی تفاوت رقص عربی و ایرانی گفتید. با توجه به این‌که هر دوی این‌ها از خاورمیانه می‌آیند، سوالی که این‌جا پیش می‌آید این است که رقص ایرانی چیست؟ ریشه‌اش کجاست و آیا ما رقص استاندارد ایرانی داریم؟ همچنین بد نیست بدانیم ما در چه چیزی با رقص عربی تفاوت داریم؟ در ریتم؟ لباس؟ یا تفاوت‌های فرهنگی؟
به‌نظرم تفاوت‌ها در تمام این‌ها که گفتید هست و همین‌طور در چیزهای دیگر. من فکر می‌کنم تفاوت اصلی فرهنگ‌های‌مان هستند که در شکل ‌گیری رقص و لباس و موسیقی تاثیرگذار بوده و تفاوت‌های دیگر را هم به‌وجود آورده. همان‌طور که رقص عربی حتی در هر کشور عرب‌زبان با دیگری متفاوت است. علاوه بر این موسیقی عربی با ایرانی متفاوت است، لباس‌ها فرق دارند، فرهنگ تفاوت دارد و اصلا دید آدم‌ها در این فرهنگ‌ها نسبت به رقص با هم متفاوتند. در حرکات کاملا قابل تفکیک هستند که آن هم به دلیل ریتم و جنس موسیقیِ ایرانی و عربی است و هم به دلیل تفاوت ارزشی که زن (به‌عنوان رقصنده‌ی اصلی) در جوامع مختلف خاورمیانه داشته است.
در مورد رقص ایرانی، ما رقص‌های بسیار متنوعی داریم با لباس‌ها و رنگ و طرح‌های منحصر به هر منطقه و موزیک و سازهای گوناگون، که چون خوشبختانه در شهرهای کوچک یا روستاها از اجرای‌شان توسط حکومت جلوگیری نشده هنوز هم در مراسم های خاص برگزار می‌شوند. رقص‌هایی که با  پای‌کوبی و دست‌افشانی و با لباس‌های محلی اجرا می‌شوند. حتی گاهی بدون حجاب و زن و مرد دست در دست هم این‌ها را اجرا می‌کنند.
در مرکز و شهرهای بزرگ هم رقص‌های خاصی داریم مثل رقص بابا کرم بین مردان و رقص کرشمه که بعضی‌ها به اشتباه رقص تهرانی می‌نامند. رقص‌های دیگری هم هستند مثل رقص کفاشی، رقص استکان که کمتر شناخته شده‌اند و رقص چاقو در مراسم عروسی که این روزها حسابی در عروسی‌ها مرسوم شده است.
رقص درباری هم بوده که از دوران صفوی تا قاجار در دربار نمایش داده می‌شده. در نقاشی‌های به‌جا مانده از آن دوران می‌بینیم که رقاص‌ها زنان هستند. هرجا هم که خانم‌ها نباید در حضور آقایان می‌رقصیدند از پسران آرایش‌کرده به جای زن‌ها استفاده می‌شده و چه بسا به همین دلیل قبلا رقصیدن آقایان را جلف و سبک می‌دانستند.

 

 

 

و این رقصی که در مهمانی‌های ایرانی باب شده؟
مطمئن نیستم بشود اسم‌ این حرکات را رقص گذاشت. بیشتر این پا و آن پا شدن هستند. وقتی که من می‌خواستم کار رقص را به‌طور جدی شروع کنم خواهرم گفت که دیگر کسی در مهمانی‌ها ایرانی نمی‌رقصد چون «بی‌کلاس» به حساب می آید و من گفتم اتفاقا الان وظیفه‌ی ما این است که این هنر و ارزشش را نگه داریم و به دیگران نشان دهیم. آن موقع تعداد کمی به‌طور جدی می‌رقصیدند. فقط افرادی مثل شاهرخ مشکین‌قلم یا محمد خردادیان که سبک متفاوتی داشت را به یاد دارم. الان اما بعد از گذشت چند سال افراد زیادی هستند که خیلی خوب و جدی رقص کار می‌کنند و این باعث شده داخل ایران هم مردم بیشتر مشتاق شوند که زیباتر و بهتر و اصولی‌تر برقصند.

 

شما فکر می‌کنید شاخصه‌ی اصلی رقص ایرانی چیست؟
ذهنیت و طرز فکر ایرانی‌ها در رقص آمیخته با لوندی خاص و منحصربه‌فردی است. قر کمر و عشوه از مهم‌ترین اجزای رقص ایرانی هستند و همین‌طور حرکات ریز انگشت و دست، رقص ایرانی را زیبا می‌کنند.

این رقص تا جایی که به‌ ذهن من می‌آید بیشتر زنانه بوده. آیا ما مانند رقص فرهنگ‌های دیگر، رقص مردانه هم داریم؟
در این مورد رقص درباری یا رقص استانداردی که بحث شد ما متاسفانه رقص مردانه نداریم یا اگر هم داشتیم فراموش شده. اکثر نقاشی‌های به‌جا مانده هم زنان هستند که می‌رقصند. آن موقع در دربار پسربچه‌های رقاص هم زن‌پوش بودند. برای همین من ناچارم این رقص مردانه را در مدل رقصی که خودم انجام می‌دهم بی‌آفرینم.
البته در رقص‌های فولکلور کلا قضیه متفاوت است و آن‌جا رقص زن و مرد از هم جدا هستند و حرکات‌شان متفاوت است و هنوز هم رقص مردانه متداول است.

 

درباره‌ی لباس شما صحبت کنیم. تا جایی که می‌دانم شما خودتان طراح لباس برنامه‌هایتان هستید. لباس‌هایتان را چطور طراحی می‌کنید؟ استاندارد خاصی دارند یا برای هر برنامه متفاوت است؟
من همیشه سعی می‌کنم استانداردی را در لباس‌هایم نگه‌دارم. استانداردم هم استفاده از نقاشی‌ها و موتیف‌های ایرانی و سنتی در کار است. مگراین‌که برنامه رقص ایرانی نباشد، جنبه‌های نمایشی بیشتری داشته باشد یا از جنس دیگری باشد.
ایده‌ی این لباس‌ها هم از نقاشی‌های ایرانی قدیمی مثل عالی‌قاپو آمده است که عبارت است از لباس مانتوشکل بلندی که معمولا کمربند دارد. همین‌طور استفاده از رشته‌های مروارید روی سر یا حتی پر طاووس برای آرایش موها که البته ریشه‌ی هندی دارد. من از این طرح‌ها برای طراحی لباس ایده می‌گیرم و همان‌طور که گفتید طراحی و دوخت لباس‌ها را خودم انجام می‌دهم. البته این لباس‌های سنتی مشکلاتی برای حرکت به‌وجود می‌آورند مثلا برای حرکت دست و پا خیلی آزادی به رقصنده نمی‌دهند. برای همین ناچارم کارهایی موقع دوخت و طراحی انجام دهم. مثلا زیر بغل لباس را کمی باز بگذارم یا کارهایی از این جنس که محدودیت حرکات را کمتر کند.

 

و سوال آخر، رقاص یا رقصنده؟ شما کدام کلمه را ترجیح می‌دهید؟
ما در فرانسه انواع رقاص داریم. رقاص کاباره، رقاص باله، رقاص تئاتر، رقاص مولن‌روژ و…. در زبان فرانسوی برای هرکدام از این‌ها واژه‌ی متفاوتی وجود دارد که کارشان را تعریف می‌کند. در ایران چون رقص هیچ‌وقت جدی گرفته نمی‌شده این تفاوت‌ها در زبان دیده نمی‌شود. به‌نظر من ما یک «رقاصه» داریم که برای لهو و لعب می‌رقصد و از رقصش استفاده می‌کند. «رقاص» هم داریم که بیشتر در کاباره می‌رقصد. و یک «رقصنده» داریم که روی سن می‌رقصد. برای همین باید این واژه‌ها را با دقت بیشتری استفاده کرد.