آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۱۲ شهریور ۱۳۹۶

پژمان تهوری

سیاست


گیرم انجمن، پارلمان شد؛ با کودکان رها شده چه کنیم


عکس‌ها از ساسان فارسانی

 

«پارلمان والدین»؛ واژه‌ی پرطمطراق تازه‌ای در نظام آموزشی ایران است که می‌تواند مصداقی بر این مثل باشد که می‌گوید: «دروغ هرچه بزرگ‌تر، باورش سهل‌تر.»
حالا مسوولان انجمن اولیا و مربیان که پس از چند دهه برگزاری جلسات گردهمایی با والدین، برای دریافت پول، هیچ هنر دیگری در جلب مشارکت خانواده‌ها در ارتقا آموزش و تربیت کودکان، رو نکرده‌اند، راه احیای انجمن را در تبدیل آن به «پارلمان» دیده‌اند، تا شاید جاذبه‌ی عضویت در این پارلمان، دوباره والدین را دورهم جمع کند و گره‌ای را باز کنند (بخوانید سر کیسه را شل کنند).
کامیاب صدری، رییس انجمن اولیا و مربیان با اعلام خبر تشکیل پارلمان والدین در آینده‌ای نزدیک گفته است: «برنامه داریم که انجمن‌های مناطق، هر دو یا سه ماه یک بار دور یکدیگر جمع شده و نشست‌هایی با حضور مسوولان تراز اول استانداری، مجلس و دولت داشته باشند. این پارلمان قطعا مصوباتی هم در راستای قوانین کشور برای بهبود وضعیت مدارس کشور خواهد داشت.»
هدف اعلام شده برای تشکیل پارلمان والدین (که احتمالا خیلی زود مثل پارلمان دانش‌آموزی از اذهان پاک خواهد شد) نشان از یک واقعیت آشکار دارد و آن این‌که: «نظام آموزشی متمرکز ایران، دریافت صحیحی نسبت به نقش و جایگاه والدین در آموزش و تربیت کودکان ندارد.» برای درک بهتر این ادعا، کافی است به مکاتبات روزانه‌ی مدیران آموزش و پرورش شهر نیدم در ایالت ماساچوست آمریکا (به‌عنوان یک نمونه) با والدین دانش‌آموزان مقطع ابتدایی تا دبیرستان (که عینا ترجمه شده) توجه کنیم تا به نقش اولیا در آموزش کودکان آشنا شویم.

 

 

اول:
اخیرا شرکت نت فیلیکس (NetFlix) یک سریال تلویزیونی به نام «۱۳ دلیل، چرا؟» پخش می‌کند، داستان این سریال تلویزیونی، قصه‌ی دختر نوجوانی است که خودکشی کرده و اتفاقات مربوط به جزییات خودکشی‌اش در ۱۳ اپیزود، به نمایش درآمده است. ویدیو هر اپیزود این خودکشی به کسی که مسوولیت وادار کردن این نوجوان به خودکشی را داشته، می‌پردازد. کسانی که در تجاوز جنسی، آزار و اذیت و افسردگی این دختر نقش داشته‌اند. این مجموعه همچنین یک تصویر گرافیکی از صحنه‌ی خودکشی این دختر را به نمایش در می‌آورد.
اگرچه تماشای این مجموعه برای نوجوانان زیر ۱۶ سال مجاز نیست ولی احتمالا بچه‌ها در هر سنی به تماشای این سریال می‌نشینند یا درباره‌ی آن با دوستان‌شان صحبت می‌کنند. فهم صحیح داستان این فیلم برای کودکان می‌تواند بسیار دشوار باشد، خصوصا بچه‌هایی که در معرض آسیب‌پذیری بیشتری هستند.
متخصصان حوزه‌ی آموزش، سلامت روان و اصول پیشگیری از خودکشی، نسبت به پیامدهای تماشا و فهم ناصحیح از این سریال نگرانی شدیدی دارند، چون معتقدند نوجوانان ممکن است با دریافت اشتباهی از این فیلم، خودکشی را عملی منطقی برای پاسخ‌دهی به چالش‌ها و دردهای ناشی از روابط ناصحیح تلقی کنند.
ما به‌عنوان مسوولان آموزش و پرورش، عمیقا معتقدیم که اولیا دانش‌آموزان باید اطلاعات و شناخت کافی نسبت به این سریال داشته باشند. بنابراین توصیه می‌کنیم حتما با طرح این سوالات، زمینه‌ی گفتگو با فرزندا‌ن‌تان در خصوص این فیلم را باز کنید:
۱_ حتما از کودکان خود بپرسید که آیا این فیلم را دیده‌اند و نظرشان چیست؟
۲_ اگر حتی یک قسمت یا حتی کلیپی از این سریال را دیده‌اند، از آن‌ها بخواهید احساس و برداشت‌شان از این فیلم را با شما در میان بگذارند.
۳_ اگر فرزند شما این سریال را ندیده و دوست دارد، اجازه دهید که آن را تماشا کند. حتما بچه‌ها را تشویق کنید که با هم سریال را ببینید و درباره‌اش با هم صحبت کنید.
بیشتر بچه‌ها نمی‌توانند تفاوت میان زندگی واقعی و فیلم‌های دراماتیک را از هم تشخیص دهند بنابراین همیشه به حمایت والدین برای حل مشکلات‌شان در زندگی نیازمند هستند. از این رو به آن‌ها آموزش دهید که خودکشی یک راه‌حل مناسب برای مواجه شدن با مشکلات نیست بلکه آن‌ها برای حل مسایل‌شان از حمایت خانواده و مدرسه برخوردار هستند.
مقالات زیر به شما کمک می‌کند که اطلاعات مناسبی از این فیلم پیدا کنید و برای یک گفتگوی سازنده با فرزندتان آماده شوید و اگر نسبت به تاثیرات این فیلم بر کودک‌تان، نگرانی خاصی دارید حتما نگرانی‌تان را با متخصصان سلامت روان مدرسه، معلم‌ها و پرستاران مدرسه در میان بگذارید تا نسبت به رفع نگرانی‌تان اقدام کنند.

 

 

دوم:
امروز روز جهانی «سکوت» است. صدها معلم و دانش‌آموز مدارس امروز افتخار این را دارند تا همراه با اعضای کمپین سکوت، اعتراض خود را به کسانی که سبب می‌شوند عده‌ای احساس کنند که مجبور به سکوت هستند یا ارزش آن‌ها را پایمال کرده‌اند، برسانند. این یک کمپین ملی است که از سال ۲۰۰۸ شروع شده به افتخار دانش‌آموزی که در ایالت کالیفرنیا به دست همکلاسی‌هایش به اتهام همجنس‌گرایی کشته شد.
ما به توجه به اهداف این روز ملی، این روز را روز تولد مدرسه‌ی شهرمان، به رسمیت می‌شناسیم تا یاد تمام قربانیان تبعیض و نفرت را گرامی بداریم.
امروز همه‌ی مردم از هر هویت و فرقه، متحد با هم می‌کوشیم تا شهری امن‌تر، با مردمانی دارای تساهل و تسامح بیشتر داشته باشیم. لطفا اگر فرزندا‌ن‌تان در مراسم گرامی‌داشت این روز مشارکت داشته، به این اقدام باارزشش احترام بگذارید. این گامی است برای استیفا حق اظهارنظر فرزندان‌تان در برابر تعصبات. ما به‌عنوان مسوولان آموزش و پرورش و مربیان دانش‌آموزان، در مبارزه با بی‌عدالتی متحد می‌شویم و از شما اولیا می‌خواهیم به ما در انجام این ماموریت که در «سکوت» انجام می‌دهیم یاری رسانید.

 

 

 

سوم:
پلیس شهر و پلیس ایالت، تحقیقات درباره‌ی قتل یک زن که در آپارتمانی در نزدیکی دبیرستان شهر رخ داده را آغاز کرده‌اند. پلیس معتقد است خطر امنیتی خاص دیگر هم شهری‌های‌مان را تهدید نمی‌کند بنابراین مدارس شهر روال عادی خود را می‌تواند دنبال کنند و جای نگرانی نیست. از آن‌جا که مطبوعات و رسانه‌های محلی خیلی به این موضوع پرداخته‌اند، پلیس مجددا اطمینان داده که با دقت مساله را پیگیری می‌کند و جای نگرانی وجود ندارد.
آموزش و پرورش شهر از توجه خانواده‌ها به مساله امنیت‌شان و همکاری‌شان با پلیس تشکر می‌کند.

 

 

چهارم:
به زودی معلم زبان کلاس هشتم، وارد تدریس بخش «هولوکاست و رفتارهای انسانی» می‌شود. این یک واحد درسی است که کمک می‌کند تا دانش‌آموزان با خواندن ادبیات مربوط به هولوکاست، با رفتارهای انسانی آشنا شوند. این واحد درسی سه سال پیش پس از طی کردن یک پروسه‌ی تحقیقی و مطالعاتی توسط آموزش و پرورش شهر با همکاری یک موسسه‌ی تاریخ‌نگاری در شهر بروکلین نیویورک، که ۴۰ سال تجربه دارد به طور دقیق طراحی شده است.
معلمان در این درس نه تنها دانش‌آموزان را با واقعه هولوکاست آشنا می‌کنند بلکه به آن‌ها می‌آموزند تا در گفتگو با همکلاسی‌های‌شان، مسایل و چالش‌هایی که انسانیت را به مخاطره می‌اندازد را بیابند و در مورد آن صحبت کنند. دانش‌آموزان با گذراندن این واحد درسی اطلاعات مفیدی از ادبیات هولوکاست می‌آموزند که به آن‌ها از عدالت اجتماعی، اخلاق و ریشه‌های خشونت که می‌تواند وقایعی مشابه هولوکاست را به وجود آورد، می‌گوید.
حتما این واحد درسی، سوالات مهمی در ذهن دانش‌آموزان ایجاد می‌کنند که پاسخ‌گویی به برخی از آن‌ها ساده نیست و البته فرصت‌های زیادی برای ایجاد زمینه‌ی گفتگو میان دانش‌آموزان با معلمان و اولیا ایجاد می‌کند. امیدواریم این واحد به دانش‌آموزان مشکلات و پیچیدگی‌های رفتاری انسان را نشان دهد و به آن‌ها بیاموزد که چگونه انسانی رفتار کنند.
ما از شما به‌عنوان والدین دعوت می‌کنیم که در این گفتگو با فرزندان‌تان مشارکت کنید. اگر حساسیت یا نگرانی نسبت به این واحد درسی دارید با خیال آسوده با مدرسه و معلم فرزندتان تماس بگیرید.
تماس روزانه و ایمیلی با والدین از سوی مسوولان آموزش شهری در کشوری چون آمریکا، امری عادی برای:
۱_ جلب مشارکت والدین برای همکاری در پیشگیری از رفتارهای پرخطر توسط کودکان
۲_ جلب مشارکت والدین برای همکاری در ارتقا کیفیت آموزش
۳_ همسان‌ سازی پیام‌های آموزشی در خانه و مدرسه
۴_ جلب مشارکت والدین برای همکاری در آماده سازی کودکان جهت انجام فعالیت‌های اجتماعی مشترک
۵_ ایدئولوژی‌زدایی از محتوای آموزشی
۶_ اطلاع رسانی و آگاه سازی خانواده‌ها در خصوص روند آموزشی فرزندان‌شان
تنها موضوعی که در رابطه‌ی میان اولیا و مربیان (مدارس دولتی) مطرح نمی‌شود مسایل مادی و هزینه‌های جاری مدرسه است که متولی خاص خود را دارد. برخلاف نظام آموزشی ایران که «پول» تنها محور بحث و گفتگو مطرح در جلسات انجمن اولیا و مربیان است.
یک متخصص حوزه‌ی مدیریت آموزشی دانشگاه بهشتی در این خصوص به مجله‌ی تابلو می‌گوید: «نظام آموزشی ایران پس از چهار دهه آزمون و خطا، «برون سپاری» ماموریت‌های آموزشی را در دستور کار قرار داده و می‌کوشد خانواده‌ها را در اداره‌ی مدارس دخیل کند ولی این رویکرد نیز بیشتر جنبه‌ی حمایتی دارد تا مشارکت در آموزش و تربیت. برای نمونه در خیلی از مدارس، مسوولیت رستوران‌های کوچک مدرسه یا همان بوفه را به مادران سپرده‌اند تا به جای چیپس و پفک، غذاهای سالم در اختیار بچه‌ها بگذارند یا برگزاری مراسم ملی و مذهبی در مدارس را با مشارکت خانواده‌ها برگزار می‌کنند.»
او با بیان این‌که اساسا جایگاه تعریف شده‌ای برای والدین در نظام آموزشی ایران تعریف نشده، می‌گوید: از بعد عاطفی و روانی کودکان به حال خود رها شده‌اند و هیچ رابطه‌ای میان مدرسه و خانه برای حمایت از کودکان وجود ندارد.

 

 

کودکان؛ بی‌دفاع در برابر اینترنت
خلا حمایتی از کودکان در ایران تنها به نبود رابطه‌ی صحیح میان معلمان و والدین محدود نمی‌شود، دیگر بخش‌های نظام دولتی ایران نیز نسبت به حقوق کودکان بی‌توجهی مفرط نشان می‌دهند. توسعه‌ی تکنولوژی سبب شده تا امروز نوجوانان ایرانی مانند هم سن‌ و سال‌های‌شان در کشورهای توسعه‌ یافته از تلفن همراه برخوردار باشند با این تفاوت که در نظام‌های توسعه یافته، برای حمایت از کودکان، امکان کنترل تلفن فرزندان به خانواده‌ها داده شده در حالی که در ایران شرکت مخابرات ایران چنین خدماتی به خانواده‌ها ارائه نمی‌کند.
شرکت‌های خدمات مخابراتی و اینترنتی دنیا، همچون «ورایزن» به صاحب خط یعنی والدین، این امکان را می‌دهد که دسترسی فرزندشان به اینترنت را محدود کند، از تماس‌ها و پیام‌های روزانه فرزندان‌شان اطلاع پیدا کنند و حتی ساعات تماس روز یا شب بچه‌ها را کنترل کنند. ارائه چنین خدماتی به والدین، یک الزام قانونی برای حمایت از کودکان است تا میزان آسیب‌پذیری آن‌ها را کاهش دهد. حال آن‌که شرکت مخابرات ایران، بنا به گفته‌ی بسیاری از والدین چنین خدماتی را ارائه نمی‌کند.
مشابه‌ی چنین ضعفی در شبکه‌های ماهواره‌ای و اینترنتی نیز موجود است. شرکت نتفلیکس به‌عنوان یکی از بزرگترین شبکه‌های پخش و توزیع فیلم و سریال تلویزیونی، به خانواده‌ها این امکان را می‌دهد تا آن‌ها دسترسی کودک‌شان به فیلم‌های بزرگسالان را مسدود کنند. حال آن‌که شبکه‌های ماهواره‌ای و اینترنتی نامحدود، کودکان ایرانی را در معرض آسیب قرار داده و هیچ قانون حمایتی خاصی در این باره هم وجود ندارد.
تعلیم و تربیت به‌عنوان دو وظیفه‌ی اصلی وزارت آموزش و پرورش، اقتضا می‌کند تا رویکرد نظام آموزشی را به مساله‌ی نقش و جایگاه اولیا مورد بازبینی اساسی قرار دهد. نظام آموزشی ما نه نیازمند تلاش‌های تبلیغاتی و تشریفاتی همچون «پارلمان والدین» است و نه چنین تلاش‌های رافع مشکلات، بلکه آن‌چه باید مورد توجه قرار گیرد، تمرکز‌زدایی و اصلاح رابطه‌ی اولیا و مربیان بر اساس تجارب دولت‌های توسعه یافته است.