آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۱۲ شهریور ۱۳۹۶

مجله تابلو

عکس


دنیای وارونه‌ی کودکان از دریچه‌ی دوربین عکاسان


موضوع «زیست کودکان درگیر در مشاغل سخت» عنوان نمایشگاه عکس و فیلمی بود که به مناسبت روز جهانی لغو کار کودک در خرداد ماه سال ۹۶ به مدت سه روز در تهران و در گالری ثالث بر پا شد.
در این نمایشگاه جمعی که با حمایت انجمن حمایت از حقوق کودکان برگزار شد، ۱۰ نفر از عکاسان ایرانی با نمایش آثار خود توجه مخاطبان را به مشاغل سختی که کودکان در گیر آن‌ها هستند، جلب کردند. در معرفی این نمایشگاه عکاسان شرکت کننده در توضیح کوتاهی نوشتند: «کودکان کار به دلیل شرایط سخت‌ کاری، در معرض انواع آسیب‌های روحی و جسمی قرار دارند و عدم بهره‌گیری از آموزش، تحصیل و مهارت‌های فنی مناسب، امکان ایجاد یک زندگی سالم را از این کودکان سلب می‌کند.»‎
این نمایشگاه با عنوان «یکی بود یکی نبود»، آثاری از حمید جانی‌پور، جلال شمس آذران، مسعود قرآئی ، علیرضا گودرزی، علی کاظمی، سینا جهان‌پور، سهیل بهروزی ، ئاریز قادری، نسام کشاورز و عطاالله رنجبر را در معرض بازدید علاقه‌مندان قرار داد تا با تکیه بر عکس‌هایی مستند از تنها بخشی از زندگی این کودکان، مخاطب را با مشکلات، شادی‌ها و آرزوهای آن‌ها مواجه کنند.
در این میان آن‌چه مهم است بهره‌گیری از عکس مستند برای نشان دادن رنج‌های کودک ایرانی است. عکس‌هایی که قرار است خبر دردناکی را به مخاطب بدهند. علیرضا گودرزی ما را با عمق درد یک کودک آشنا می‌کند که در هوای سرد در حال شستن رخت است در حالی که دیگری با دستان یخ زده‌اش خود را گرم می‌کند. در این عکس حرکت دستان هر دو کودک بسیار مهم است، در شرایطی که گرمای آتش را نیز می‌توان حس کرد، آبی که بالای بشکه در حال داغ شدن است امید این کودکان به آینده را نیز در هوایی سرد به نمایش گذاشته است. کادر‌بندی عکس خیلی ساده اما به شدت در خدمت موضوع عکس است.
عکس ئاریز قادری از دختری که روسری گل‌دار خود را باز کرده در حالی که زیر پایش زباله‌ها را می‌توان دید، عکسی شاد و غمگین است. دختری خندان با دنیایی شاد و کودکانه در چنین وضعیتی دچار شده است که سهم‌اش از دنیای کودکانه تنها جمع‌آوری زباله‌های مرکز بازیافت است. این عکس علاوه بر بیانی طنزگونه بیننده را دچار عذاب وجدان می‌کند. بیننده ابتدا لبخند از ته‌‌دل دختر را می‌بیند اما متوجه نیست در پس این خنده چه در انتظارش هست! تنها چند ثانیه کافی‌ست تا ئاریز قادری او را از اشتباه دور کند.
زیبایی‌های قالی ایرانی را حمید جانی‌پور با کار کودکان درهم آمیخته است تا بیننده با حسی متفاوت به تصاویر او بنگرد. عکس مسعود قرآئی از بازی کودکان، بیننده را با حسی توام با شادی مواجه می‌سازد تا آن‌چه هدف عکاسان از برگزاری این نمایشگاه بوده است را نشان دهد.
آن‌جا که در متن همراه این عکس‌ها که از طرف عکاسان شرکت کننده نوشته شده، می خواندیم: «شاید به نظر ما برسد که کودکانی که تجربه‌ی زندگی در این شرایط ویژه را داشته‌اند با کودکان دیگر متفاوت‌اند. اما این کودکان هم با همه‌ی مشقت و سختى‌هایی که متحمل می‌شوند، به دنبال تفریح و بازى کودکانه در همان شرایط سخت با یکدیگرند. کودکانى که روزهاى سخت زندگی‌شان با لبخندها و بازی‌های کودکی آنچنان آمیخته است که نمى‌توان آن‌ها را از هم جدا کرد. این کودکان مرزها را جا‌به‌جا کرده‌اند و کار، بازی، اجبار و لذت را در زندگی‌شان با هم درآمیخته‌اند؛ همچنان که کار می‌کنند، رویاهای رنگی‌شان را در سر می‌پرورانند و این در حالی‌ست که کار کودکان جز بازی و رویا‌پردازی نیست.»
عکس چشم‌نواز نسام کشاورز از پسر چوپان و گله‌ی گاومیش‌ها با ترکیب‌بندی بسیار خوب، بیننده را به کار سختی که پسر چوپان در مواجه با انبوهی از گله‌ی گاومیش‌ها دارد مواجه می‌سازد. دیدن آن همه گاومیش در یک تصویر که پسری نوجوان آن‌ها را به چرا می‌برد نشان از بی‌رحمی دنیای بزرگ‌سالان نسبت به دنیای کودکان هم دارد.
عکاسان شرکت‌کننده در این نمایشگاه هرکدام به سهم خود تنها گوشه‌ای از دنیای وارونه‌ی کودکان را به نمایش گذاشتند به امید آن‌که بزرگترها سختی‌های روزمره‌ی کودکان کار را ببینند و چاره‌ای برای آن‌ها بیاندیشند.
لازم است از مسعود قرآئی به‌عنوان مسوول انتخاب آثار این نمایشگاه که مجموعه‌ی حاضر را برای انتشار در اختیار مجله‌ی تابلو قرار داده است و همچنین سایر عکاسان حاضر در این نمایشگاه تشکر ویژه کنیم.