آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۱۲ شهریور ۱۳۹۶

مجله تابلو

بدون دسته بندی


دانلود مجله‌ی تابلو | شماره‌ی ۳۰ | پرونده‌ی ویژه کودکی بر باد


دانلود مجله‌ی تابلو | شماره‌ی ۳۰ | کیفیت بالا ۳۵ مگابایت
دانلود مجله‌ی تابلو | شماره‌ی ۳۰ | کیفیت متوسط ۲۳ مگابایت
دانلود مجله‌ی تابلو | شماره‌ی ۳۰ | کیفیت پایین ۱۱ مگابایت

 

 

 

سخن سردبیر | حسن سربخشیان

ما چه دوران سختی در کودکی داشتیم و کودکان امروزی چه دوران آسانی را تجربه می‌کنند! بارها این جمله را از زبان دیگری شنیده‌ایم و یا خود به زبان آورده‌ایم. این مقایسه عمدتا به‌ دلیل سهولت در دسترسی به شرایط مناسب زندگی در عصر حاضر است. تکنولوژی چنان با همه‌ی جوانب زندگی بشر امروزی پیوند خورده است که دنیای کودکانه نیز به ناچار در گوشی‌های تلفن همراه و یا آی‌پد خلاصه می‌شود تا در دنیای واقعی.
پدر و مادرهای امروزی گرفتارتر از هر زمان دیگرند و زمان کافی برای گذراندن با فرزندان خود را ندارند. اما این گرفتاری‌ها را برای کودک نمی‌توان توضیح داد. مشکلات اقتصادی و تغییر شیوه‌ی زندگی خانوادگی از فامیل‌های پر‌جمعیت به تک‌فرزندی و یا ترجیح برخی زوج‌ها به زندگی مشترک بدون فرزند از تبعات زندگی در عصر مدرن است.
در این میان البته کودکان بی‌توجه به تغییرات عمده‌ای که به چشم ما بزرگ‌ترها می آید آرام‌آرم بزرگ می‌شوند و تا چشم به هم بزنیم جای ما را می‌گیرند تا پدر و مادر فرزندان خود باشند.
این‌که شرایط کودکی ما در سی یا چهل سال گذشته چگونه بود، برای‌شان قابل لمس و یا حتی تصور هم نیست. همان‌طور که شرایط کودکی دوران والدین هرکدام از ما جور دیگری بوده است. در این میان هر جامعه‌ای وظیفه‌ی حمایت و آموزش کودکان و فراهم کردن زمینه‌های رشد و شکوفایی شخصیت آن‌ها را عهده‌دار است. هر نوع اختلالی در مسیر رشد کودک می‌تواند آسیب‌های جبران‌ناپذیری در بزرگ‌سالی برای آن‌ها در پی داشته باشد که طبیعتا هزینه‌ی آن را جامعه به ‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم خواهد پرداخت. کودکان ایرانی در دوران تحصیل خود با محیطی مملو از آموزش‌های ایدئولوژیک و مذهبی روبه‌رو هستند در حالی که در بیشتر کشورهای دنیا محیط تحصیلی کودکان عاری از هر گونه گرایش‌های مذهبی است. همین که بعد از انقلاب سال ۱۳۵۷ دانش‌آموزان ایرانی دوران تحصیلات ابتدایی تا دبیرستان خود را در مدارس دخترانه و پسرانه به ‌صورت جدا تحصیل می‌کنند نشانه‌ی مشکلات عمده در جامعه است. مگر کشیدن دیوار بین جنس مرد و زن در جامعه ممکن است! نتیجه‌ی این جدا‌سازی جنسیتی همان می‌شود که همواره ذهن کودک را از همان دوران ابتدایی با این مساله درگیر می‌کند که حتی صحبت کردن با جنس مخالف می‌تواند برای او دردسر‌ساز باشد تا چه رسد به رابطه‌ی معمولی دوستانه. سخن گفتن از لزوم آموزش جنسی مورد نیاز برای دانش‌آموزان در مقاطع بالاتر تحصیلی همچون سخن کفر پنداشته می‌شود و مسوولان آموزشی و فرهنگی به عمد نادیده‌اش می‌گیرند. در عوض نمایندگان مجلس با افزایش سن قانونی ازدواج کودکان مخالفت می‌کنند که تنها یکی از عوارض آن سقط جنین در سنین پایین است.
نبود قانون حمایت از حقوق کودکان در جامعه‌ای نظیر افغانستان را می‌توان به چالش کشید اما وقتی همان کودک به خاطر جبر روزگار و فرار از نا‌امنی و جنگ به همراه پدر و مادر خود در ایران زندگی می‌کند و قانونی برای حمایت از او وجود ندارد، آن وقت توجیهی برای این نابرابری نمی‌توان یافت.
هنوز فرزند زن ایرانی که با مرد غیرایرانی ازدواج کرده است، یک ایرانی به حساب نمی‌آید و نمی‌تواند شناسنامه‌ی ایرانی در اختیار داشته باشد. نمونه‌ی بارز این مساله را بعد از درگذشت نابغه‌ی ریاضی جهان مریم میرزاخانی شاهد بودیم که در وصیت‌نامه‌ی خود به این مساله اشاره کرده بود.
از سوی دیگر گزارش خبرگزاری ایسنا حکایت از فرار مغزها آن هم در میان دانش‌آموزان نخبه دارد. از طرف دیگر به جای این‌که فکری برای پدر و مادر زندانی بشود، سازمان بهزیستی در پی صدور مجوزی است تا چنانچه بیش‌تر از ده کودک در زندان‌ها‌ به سر می‌برند، امکان تاسیس مهدکودک برایشان وجود داشته باشد! گزارش حامد فرمند در این شماره‌ی مجله تابلو پیرامون معضل کودکان در زندان‌ّهای ایران است.
براساس گزارش خبرگزاری ایرنا برای بیش از دو هزار و هفتصد مورد کودک‌آزاری پرونده تشکیل شده است. گزارش نیوشا صارمی از تجاوز محارم به کودکان در این شماره حکایت از عمق آسیب‌پذیری این قشر در جامعه را دارد.
لزوم توجه و بررسی دقیق به مسایل مطرح شده درباره‌ی حقوق کودک دلیل انتشار این شماره از مجله‌ی تابلو است، باشد که به سهم خود بتوانیم در حل پاره‌ای مشکلات در این زمینه قدمی برداشته باشیم.