آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۱۰ تیر ۱۳۹۶

بهروز صمدبیگی

سیاست


نگاهی به شیطنت‌های پساانتخاباتی


 

 

می‌گویند شوخی یک ساز و کار دفاعی فردی و اجتماعی در برابر سختی‌های اضطراب‌آور است٬ این طور اگر باشد کاربران ایرانی در شبکه‌های اجتماعی به چنان دفاع مستحکمی دست پیدا کرده‌اند که کارلوس کیروش و نقشه‌ی تدافعی‌اش برای گل نخوردن را هم شکست می‌دهند! چون کمتر موضوع جدی و حتی هولناکی است که در شبکه‌های اجتماعی دستمایه‌ی شوخی وطنز نشود.
این وسط٬ انتخابات ریاست جمهوری هرچقدر هم که جدی باشد٬ خودش به اندازه‌ی کافی «سوژه‌ی خنده» دست طنازها و خوش‌مزه‌ها می‌دهد؛ از معرکه‌گیری آدم‌های عجیب و غریب برای کاندیدا شدن گرفته تا تلاش‌های نامتعارف کاندیداها برای کسب رای و کنایه‌زدن‌هایشان به همدیگر.
با این مقدمه‌ی نسبتا جدی برویم سراغ مرور شوخی‌های انتخابات اخیر ریاست جمهوری ایران و چهره‌های برترش از نظر طنازی و طنزسازی!
آن‌ها خیلی جدی ثبت‌نام کرده بودند اما…

 

اولین بار در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۴ بود که فیلم مصاحبه با داوطلبان کاندیداتوری در انتخابات به پرطرفدارترین سوژه‌ی فضای مجازی تبدیل شد. این شهروندان خود را به وزارت کشور رسانده و با در دست داشتن شناسنامه و کارت ملی که مهمترین شرط برای ثبت‌نام است٬ سودای ریاست جمهوری داشتند. اما در آن مصاحبه‌ها معلوم می‌شد که از بدیهیات قدرت و سیاست هم بی‌خبرند و حتی عموما پرت و پلا می‌گویند.
بعد از آن بود که روزهای ثبت‌نام برای خبرنگاران رسانه‌های مختلف تبدیل به رقابتی برای تهیه‌ی فیلم از معرکه‌گیران شد. امسال هم در همان سه روز اول آن قدر سوژه‌ی خنده و مسخره از ساختمان وزارت کشور به بیرون مخابره شد که فریاد اعتراض مقامات هم بلند شد و در نهایت علیرضا نیلچی، مدیرکل انتخابات شورای نگهبان با حضور در ستاد انتخابات وزارت کشور گفت: «خواهش می‌کنیم کسانی که شرایط لازم را ندارند برای ثبت‌نام نیایند.»
البته اصل همین ماجرا که آزادی انتخابات در ایران فقط در مرحله‌ی ثبت‌نام وجود دارد٬ خودش شوخی تلخی است اما خب موضوع گزارش ما چیز دیگری است. پس برگردیم به کاندیدای کفن‌پوش که یکی از رکوردداران ثبت‌نام در انتخابات است و هرچند خودش را وفادار به «قانون اساسی محترم جمهوری اسلامی ایران» معرفی کرد اما باز ردصلاحیت شد.
پدیده‌ی این دوره هم می‌توانست یک روحانی باشد٬ البته نه حسن روحانی. بلکه آن آخوندی که وعده‌ی آزاد شدن تریاک می‌داد و می‌گفت با قانونی شدن کشت و فروش تریاک از مشکلات اقتصادی ایران گرفته تا مشکل داعش همه با هم حل می‌شود و می‌رود پی‌‌کارش.
این آقای معمم یک رقیب سرسخت کراواتی هم داشت تا معلوم شود وقت انتخابات در ایران آزادی به آن حدی می‌رسد که ورود و ثبت‌نام کراواتی‌ هم آزاد است! این آقای کراواتی که ادعا می‌کرد به چند زبان مسلط است اما همه را با هم قاطی کرده بود و به زبان عجیبی خطاب به جهانیان بیانیه صادر می‌کرد٬ پیش از این در انتخابات خبرگان ثبت‌نام کرده بود تا رهبر بشود اما امسال به ریاست جمهوری رضایت داد.
یک کاندیدای ۲۰۰ کیلوگرمی هم چالش عجیبی پیش پای داوطلبان ریاست جمهوری گذاشت و گفت اگر کسی حتی یک کیلوگرم از او سنگین‌تر باشد به نفعش کنار می‌رود.
امسال میانگین سنی داوطلبان هم افت فاحشی داشت و علاوه بر دانش آموزان دبیرستانی٬ دانش آموان دبستانی را هم شامل می‌شد که همراه والدینشان برای ثبت‌نام آمده بودند.
تعداد داوطلبان زن هم البته کم نبود اما شورای نگهبان کلا با این مقوله شوخی ندارد و ریاست جمهوری را کاری مردانه می‌داند. پس بین آن همه معرکه‌گیر٬ رسانه‌ها ثبت‌نام زنان را خیلی جدی نگرفتند!

 

آن قدر به احمدی‌نژاد خندیدند که کارش به گریه کشید
بعد از پایان مرحله‌ی ثبت‌نام٬ همان‌طور که انتظار می‌رفت شورای نگهبان دست به کار شد تا به آزادی بی‌حد و حصر آن چند روز سر و سامانی بدهد. در نتیجه از آن خیل‌ عظیم فقط شش نفر توانستند از الک شورا بگذرند و وارد رقابت شوند. اما در بین الک شده‌ها٬ محمود احمدی‌نژاد٬ رییس جمهوری سابق و حمید بقایی، معاونش هم حضور داشتند. این دو در کنار اسفندیار رحیم مشایی خیلی جدی رو به دوربین وعده می‌دادند اما هرچه قدر این سه نفر جدی‌تر می‌شدند کاربران ایرانی بیشتر با آن‌ها شوخی می‌کردند! احمدی‌نژاد که با خاطره‌ی سرکوب‌های پس از انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ پیوند خورده٬ خیلی سعی داشت چهره‌ای منتقد نظام و رهبری از خودش نشان بدهد اما هنوز خیلی‌ها دلشان با او صاف نبود و از روز اول او را به شوخی گرفتند. حتی وقتی ردصلاحیت شد کمتر کسی یادش بود از حق شهروندی او دفاع کند و بپرسد چه شده که رییس جمهور سابق بعد از آن همه حمایت رهبری٬ بی‌صلاحیت شده است؟ پس همه‌‌‌چیز با خنده و شوخی تمام شد. احمدی‌نژاد هم آن قدر خلقش تنگ شد که در شب‌های قدر امسال برای امام اول شیعیان روضه‌خوانی کرد اما خب این هم یک بهانه‌ی دیگر برای شوخی و خنده شد.

 

 

 

کار سخت میرسلیم برای پر کردن جای خالی غرضی
انتخابات امسال می‌توانست بحران بی‌سوژگی برای طنز و خنده باشد. آخر محمد غرضی٬ پدیده‌ی «همه‌ کس‌‌ کش» دور پیش رد‌صلاحیت شده بود٬ آن هم در شرایطی که در چهار سال گذشته توی خانه‌اش نشسته بود و معلوم نبود چرا تاریخ انقضایش گذشته اما به هرحال او ضربه‌ی بزرگی به طنازان شبکه‌های اجتماعی زد. حتی محسن رضایی هم بی‌خیال شرکت در انتخابات شده بود و نمی‌شد با علاقه‌ی فراوانش به انتخابات شوخی کرد.
اما گویا قسمت این بود که مصطفی میرسلیم این بار سنگین را به دوش بکشد. میرسلیم که یکی از مدیران قدیمی جمهوری اسلامی و عضو حزب قدیمی موتلفه‌ی اسلامی است سال‌هاست که پیراهن و کتی منحصر به فرد با یقه‌ی موسوم به آخوندی به تن می‌کند اما در روز ثبت‌نام ترجیح داد از «کاستوم» دیگری استفاده کند و لباس کارگری به تن کند.
اما ستاره‌ی بخت میرسلیم از شروع مناظره‌ها درخشید؛ جایی که با برگشتن به لباس‌های همیشگی‌اش روشی عجیب در مناظره‌ها پیش گرفت تا بازار شوخی با او حسابی گرم شود. در نهایت هم اعلام شد که او پس از شکست در انتخابات٬ سوار سفینه‌اش شده و به سیاره‌ی خودش برگشته است.

 

وقتی رئیسی رقبا را جا‌ گذاشت
هرچقدر انتخاب میرسلیم به‌عنوان نفر اول شش کاندیدای نهایی ساده و مسلم بود٬ کار برای انتخاب نفرات دوم و سوم سخت است. هرچند در این دوره محمدباقر قالیباف با درس گرفتن از شکست‌های گذشته شبکه‌های اجتماعی را جدی گرفته بود اما باز به هر حال فضای عمومی به سمت حامیان حسن روحانی و اسحاق جهانگیری گرایش داشت و خیلی اجازه‌ی طنازی علیه این دو را نمی‌داد. مثلا «مظلوم» نامیده شدن دختر وزیری که ۲۰۰ میلیون تومان ناقابل صرف واردات لباس خارجی کرده می‌توانست حسابی برای جهانگیری دردسر شود.

البته آن طرفی‌ها هم امسال خیلی سوژه‌ی دندان‌گیری برای شوخی با قالیباف نداشتند تا این که خودش سوژه‌ی «یخچال» را بفرما زد. او دوره‌ی پیش حسابی گرفتار شوخی «گاز ‌انبر» شده بود اما امسال تا حدودی توانست جان به در ببرد. هرچند باز هم شوخی با وعده‌ی او درباره‌ی خالی نماندن یخچال‌ها کم‌طرفدار نبود.
پس اگر موافق باشید رتبه‌ی سوم را به قالیباف بدهیم و با خیال راحت٬ ابراهیم رئیسی را به دلیل حرکت «پرفکانی» جذب «امیر تتلو» در جایگاه دوم بنشانیم. رئیسی که قرار بود اصول‌گرایان سنتی و حتی تندرو را نمایندگی کند و بعد از انصراف قالیباف به نفعش٬ کاندیدای تام و تمام اصول‌گرایان بود پس از دیدار با خواننده‌ی جنجالی٬ تتلو٬ خودش را به رقیب اصلی میرسلیم در عرصه‌ی سوژه‌ی خنده و شوخی تبدیل کرد. تا قبل از تتلو٬ پرطرفدارترین شوخی درباره‌ی او استفاده از واژه‌ی قدیمی مشهدی «پرفکانی» بود اما فیلم دیدارش با تتلو به اندازه‌ی یک انتخابات سوژه تقدیم کاربران شبکه‌های اجتماعی کرد و کار به آن‌جا رسید که در خیابان‌ها هم از سوی حامیان رقیب این شعار شنیده شود: رئیسی٬ تتلو٬ با هم بگین بغ بغو!