آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۱۰ تیر ۱۳۹۶

پژمان تهوری

سیاست


سررسید هزینه‌های پیش‌بینی نشده‌ی صدور انقلاب


اعطای تابعیت ایرانی به خانواده‌‌های شهدا و ایثارگران جبهه‌ی مقاومت

 

 

 

اعطای تابعیت ایرانی به خانواده‌‌ی شهدای غیرایرانی مقاومت که ضرورتش در سال‌های پایانی دهه‌ی چهارم انقلاب، مورد تایید مجلس قرار گرفته و زمینه‌های قانونی آن مهیا شده، را آیا می‌توان سررسید هزینه‌های پیش‌بینی نشده‌ی صدور انقلاب دانست؟ برای پاسخ به این پرسش، این مقاله نگاهی اجمالی دارد به این فرمان و نتایج حاصله‌ از آن در دهه‌ی چهارم انقلاب.

 

«مرد جنگیم ما انقلابمان را به تمام جهان صادر می‌کنیم؟ چراکه انقلاب ما اسلامی است. و تا بانگ لا اله الا الله و محمد رسول الله بر تمام جهان طنین نیفکند، مبارزه هست و تا مبارزه در هر جای جهان علیه مستکبران هست ما هستیم.» فردای پیروزی انقلاب ۵۷، آیت الله خمینی با بیان این مطلب، فرمان صدور انقلاب را صادر و از مدونین قانون اساسی خواست تا نمونه و راهنما قرار گرفتن انقلاب ایران برای نهضت‌های اسلامی دیگر کشورها را مورد توجه قرار دهند. مدونین قانون اساسی نیز در پی اطاعت امر، در تبیین سیاست خارجی ایران، حمایت از مبارزه‌ی حق‌طلبانه‌ی مستضعفان در برابر مستکبران در هر نقطه از جهان را به‌عنوان تکلیف و نقشه‌ی راه، به رسمیت می‌شناسد. (اصل ۱۵۴ قانون اساسی)

عملیاتی کردن فرمان انقلابی آیت الله خمینی، نیازمند ساز و کارهای اجرایی متعددی بود که در حیات‌اش به دلیل وقوع جنگ ایران و عراق مهیا نشد. اما با پایان جنگ و رحلت آیت الله خمینی، جانشین‌اش، این فرمان را به سرمشق بسیاری از نهادهای حکومتی و مذهبی تبدیل کرد.

«اعزام مبلغ به اقصی نقاط دنیا و جذب نیرو از میان شهروندان کشورهای مسلمان و عمدتا فقیر» و «حمایت از گروه‌های اسلامی موجود و نشر و توسعه آن در دیگر کشورها»، برای ترویج گفتمان انقلاب و انقلابی‌گری، با روی کار آمدن آیت الله خامنه‌ای کلید خورد.

فارغ از نتایج سیاست صدور انقلاب (که موضوع این مقاله نیست)، دستگاه‌های متولی، برای ایفا وظیفه‌ی محوله، تشکیلات متعددی را با هزینه‌های بسیار گزاف، سامان دادند که برخی از آن‌ها را اینگونه می‌توان برشمرد:

• تشکیل و توسعه‌ی اعزام به خارج طلاب به منظور تبلیغ و جذب نیرو از میان مستضعفان جهان
تشکیل مدارس طلاب خارجی در حوزه‌ی علمیه‌ی قم و مشهد و جذب ده‌ها هزار طلبه از سراسر دنیا با پرداخت تمام هزینه‌های خود و خانواده‌هایشان
• تاسیس ۱۷۰ مدرسه با عنوان «جامعه‌ی مصطفی العالمیه» و جذب ده‌ها دانشجو با پرداخت تمام هزینه‌های آن‌ها و خانواده‌هایشان، در داخل و خارج از کشور شامل: آفریقای جنوبی، آلبانی، آلمان، افغانستان، اندونزی، انگلستان، اوگاندا، برزیل، بلغارستان، بنگلادش، بورکینافاسو، بوسنی و هرزگوین، پاکستان، تانزانیا، تایلند، توگو، دانمارک، ژاپن، ساحل عاج، سوئد، سنگال، سوریه، سیرالئون، عراق، غنا، فیلیپین، قرقیزستان، قزاقستان، کامرون، کوزوو، کنگو و…
• راه‌اندازی بیش از ۶۰ مرکز علمی در ۶۰ کشور اسلامی-آفریقایی برای توسعه‌ی علوم اسلامی، (تعداد دانشجویان هر مدرسه و هزینه‌های هریک از آن‌ها تاکنون منتشر نشده است.)
• تاسیس سازمان‌های متعدد برای تحقق این هدف، همچون سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مجمع جهانی اهل بیت، مجمع تقریب مذاهب اسلامی، بنیاد علوی، بنیاد بین‌المللی غدیر، و …

بسیاری از دانش‌آموختگان غیرایرانی، مدارس علمیه‌ی ایران، با الگوبرداری از انقلاب ایران و تحت تعالیم مکتب آیت الله خمینی و در پی دنباله‌روی از آیت الله خامنه‌ای، و در حالی که خانواده‌هایشان در ایران زندگی می‌کرده یا می‌کنند، پرچمدار انقلاب اسلامی در کشورهای‌شان شده‌اند. همچون:

۱- جنبش انصارالله به رهبری الحوثی‌ها در یمن
پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، از نظر الحوثی و پدرش و بسیاری از یمنی‌ها امام خمینی (ره) شخصیت محبوبی بود و با انقلاب خود ارزش‌هایی را که زیدی‌های یمن بر اساس آن تربیت شده بودند، تقویت کرد، تا جایی که بسیاری از علمای یمن اعلام می‌کردند، امام خمینی (ره) زیدی است زیرا زیدی‌ها تفکری انقلابی دارند و اصول این دین عبارت است از: باید علیه ظالم قیام کرده و امر به معروف و نهی از منکر کرد.
حسین الحوثی به همراه خانواده و زمانی که از طرف دولت یمن تهدید شده بود، در ایران زندگی کرده و تحت تاثیر تعالیم آیت الله خمینی است. گزارش کامل پیدایش و مبارزات انصارالله در یمن را خبرگزاری تسنیم وابسته به سپاه پاسداران منتشر کرده که می‌توانید بخوانید.

۲- جمعیت الوفاق به رهبری شیخ علی سلمان در بحرین
شیخ علی سلمان دانش آموخته‌ی حوزه‌ی علمیه‌ی قم است که پس از سال‌ها زندگی در این شهر، به بحرین بازگشته و در مقام رهبر شیعیان مخالف دولت در بحرین، جنبش انتفاضه‌ی بحرین را راه‌اندازی کرده و سال‌هاست مشغول مبارزه با دولت است. گزارش مبارزات او را در خبرگزاری ایسنا می‌توانید بخوانید.

۳- جنبش شیعیان به رهبری شیخ ابراهیم زکزاکی در نیجریه
شیخ ابراهیم زاکزاکی در تعریف خود و این‌که چگونه شیعه شده و مسلمانان این کشور را به مذهب تشیع دعوت کرده، می‌گوید: «در فوریه ۱۹۸۰ م. برای اولین سالگرد انقلاب اسلامی به ایران آمدم. قبل از آمدن به ایران، به عنوان یک مسلمان به فعالیت‌هایی مشغول بودم و آرزو داشتم کشور اسلامی داشته باشیم و بتوانیم کنترل کشور خود را به دست بگیریم؛ چون حکومت ما کمونیستی بود؛ اما بعد از این‌که از ایران دیدن کردم، تمام دیدگاه‌هایم تغییر کرد. ما به یک الگوی ایرانی و تعلیمات امام خمینی(ره) احتیاج داشتیم. خب الحمدالله در دهه‌ی هشتاد جنبش اسلامی در نیجریه آغاز شد.» او پس از اتمام تحصیلات در حوزه‌ی علمیه‌ی قم، به نیجریه بازگشته و علاوه به ترویج شیعه در نیجریه، یک جنبش سیاسی علیه دولت نیجریه راه‌اندازی می‌کند. او عضو مجمع جهانی اهل بیت است که ایران راه‌اندازی کرده است.

احتمالا در آینده شاهد سر برآوردن جنبش‌های اسلامی در دیگر کشورهای عربی-افریقایی خواهیم بود که رهبران آن دانش‌آموختگان مدارس اسلامی ایران خواهند بود. پیروزی هر کدام از این جنبش‌ها در کشورهای متبوع‌شان، به‌عنوان ثمره‌ی انقلاب ایران، لبخندی بر لبان رهبران ایران خواهد نشاند، هرچند هنوز این جنبش‌ها با طلیعه‌ی پیروزی بسیار فاصله دارند.

اما این تنها یک روی سکه صدور انقلاب است که برای هر قدم‌اش میلیاردها تومان هزینه شده اما روی دیگر آن درگیر شدن در نزاع‌های مذهبی و سیاسی منطقه بوده است.

ورود خواسته یا ناخواسته‌ی ایران در جبهه‌هایی، که به اعتقاد رهبر ایران، گریزی از آن نبوده و برای تامین امنیت کشور باید در خاک‌ریزهایی فراسوی مرزهای ایران، مقاومت می‌کرده، قطعا در ارتباط مستقیم با سیاست صدور انقلاب است.

حضور مستشاری در سوریه و عراق و سامان‌بخشی به گردان‌های نظامی، از میان رزمندگان غیرایرانی (عموما از افغان، پاکستان و ترکمنستان) نمونه‌ی اخیر آن است که ایران را مستقیم به میدان نبرد کشانده است. لشکر فاطمیون و تیپ زینبیون متشکل از ده‌ها هزار رزمنده‌ی افغان، پاکستانی و ترکمنستانی است که از خاک ایران به سوریه اعزام شده‌اند و هر روز جنازه‌ی تعدادی از آن‌ها به ایران باز می‌گردد.

خانواده‌ی رزمندگان غیرایرانی این جبهه، عموما در ایران زندگی می‌کنند (اخیرا جمعی از آن‌ها با رهبر ایران هم دیدار داشته‌اند.) و با دریافت جنازه‌ی عزیزشان اصولا چاره‌ای جز اقامت همیشگی در ایران ندارند. ایران نیز ظاهرا برای سرپا نگهداشتن این لشکر، گزینه‌ای جز اعطای تابعیت و مزایای آن ندارد. یا به گفته‌ی کارشناسان مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی: «با پیروزی انقلاب اسلامی و گسترش نفوذ آرمان این انقلاب در سطح جهان اسلام و بلکه در سطح جهان بشری، بسیاری از افراد، جذب این سخن حق و آرمان والا شده‌اند و شروع به تلاش در راه تحقق اهداف اسلامی کردند. برخی از این افراد در جبهه‌های نبرد علیه باطل مانند جنگ تحمیلی هشت ساله شرکت کرده و برخی از آنان به درجه‌ی شهادت رسیده یا به افتخار جانبازی نایل شده‌اند و برخی دیگر نیز در حال مجاهدت بوده یا هستند. بنابراین خدمات این افراد نباید نادیده گرفته شوند. به خصوص در مواردی که حضور خانواده‌های شهدای مذکور یا حضور رزمندگان در کشور خود برای آنان سخت شده یا خواهد شد. یکی از امتیازاتی که می‌توان برای این دسته از افراد قایل شد اعطای تابعیت جمهوری اسلامی ایران در صورت درخواست آنان است.»

 

 

 

صدور تابعیت ایرانی به خانواده‌ی رزمندگان مقاومت در چه مرحله‌ای است؟
وجاهت قانونی بخشیدن به اعطایی صدور تابعیت ایرانی به خانواده‌ی شهدا و ایثارگران مقاومت (والدین و بستگان درجه یک) در آخرین روزهای مجلس نهم استارت خورد و پیش از آن، این بحث مطرح نبوده است. نورالدین پیرموزن، نماینده مجلس ششم و هفتم در این خصوص گفته بود: «اصلا چنین بحثی در مجلس ششم و هفتم وجود نداشت. تنها موضوع مرتبط با مساله‌ی تابعیت که مطرح بود، اعطای تابعیت ایرانی به فرزندان زنان ایرانی از پدران غیرایرانی بود و لاغیر.»

نمایندگان مجلس نهم با دوفوریت به این طرح رای مثبت دادند و کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس این طرح را به این شکل تصویب کرد: «وزارت امور خارجه مکلف است به والدین، همسران و فرزندان شهدا و ایثارگران (جانبازان) غیرایرانی که در حال انجام ماموریت و در راستای اهداف والای انقلاب اسلامی به شهادت رسیده‌اند، با تقاضای آنان و با ارائه‌ی سند رد تابعیت کشور متبوع به وزارت امور خارجه مشروط به سکونت پنج سال متوالی یا متناوب در ایران با تایید ستاد کل نیروهای مسلح یا سپاه پاسداران یا وزارت اطلاعات، سند تابعیت صادر نماید.» تبصره‌ی ذیل این ماده می‌گوید: «افراد موضوع این ماده که درخواست تابعیت ندارند می‌توانند از تسهیلات اقامت دائم که شامل حقوق شهروندی به جز تابعیت است استفاده نمایند.»

با مخالفت نمایندگان دولت، مجلس به کلیات این طرح رای نداد تا طرح به صورت یک‌فوریت بررسی شود. احمد بخشایش‌ اردستانی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس نهم و از مدافعان این طرح به روزنامه اعتماد گفت: «ما رهبر جنبش مقاومت در منطقه هستیم. مثلا در سوریه نبرد با داعش در جریان است اما ما مایل نیستیم که نیروی ایرانی در آن‌جا داشته باشیم اما برخی شیعیان پاکستانی، افغانستانی و ترکمنستانی هستند که مثلا برای حفاظت از حرم حضرت زینب داوطلب هستند، ما از مجاهدت این نیروها استفاده می‌کنیم. همان‌گونه که آمریکا و اروپا برای برخورد با داعش نیروی ائتلاف تشکیل داده‌اند که مبادا روزی حادثه‌ی ١١ سپتامبر دوباره برایشان تکرار شود، ما هم نیروی زمینی داریم که در راستای منافع ما تلاش می‌کنند و دادن تابعیت به این افراد کار بدی نیست.» آیا اعطای تابعیت به رزمندگان مقاومت، در آینده بر ترکیب جمعیتی ایران اثرگذار نیست؟ بخشایش در پاسخ گفته است: «اعطای تابعیت سخت‌گیرانه خواهد بود و به افراد کمی تعلق می‌گیرد تا ترکیب جمعیتی کشور را تحت‌الشعاع قرار ندهد.»

این طرح اگرچه در نهایت به تصویب مجلس رسید اما شورای نگهبان به دلیل بار مالی، آن را رد کرد. اما این بار در مجلس دهم، این طرح در قالب افزودن ماده‌ای به لایحه‌ی احکام برنامه‌های توسعه‌ی کشور در اواخر سال ۱۳۹۵ به تصویب رسید و این بار به تایید شورای نگهبان هم رسید. براساس ماده‌ی ۲۹ این لایحه که دولت با تصویب آن مخالف بود «دولت مجاز است به همسران، فرزندان و والدین شهدای دارای تابعیت خارجی(غیرایرانی) که در هشت سال دفاع مقدس یا بعد از آن در راستای ماموریت‌های محوله از سوی مراجع ذیصلاح، به شهادت رسیده‌اند حداکثر یک سال پس از تقاضای تابعیت، تابعیت ایرانی اعطا کند.» دولت مکلف شده ظرف سه ماه آیین‌نامه‌ی مربوطه را به تصویب برساند ولی هنوز خبری از تصویب این آیین‌نامه منتشر نشده است. به‌طوری‌ که حسن نوروزی، سخنگوی کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس روز دوشنبه ۲۲ خرداد ۹۶، از ارائه‌ی نامه‌ی جمعی از نمایندگان به هیات رییسه‌ی مجلس در خصوص ضرورت پیگیری اجرایی شدن قانون اعطای تابعیت به خانواده شهدا و جانبازان و آزادگان مقاومت خبر داده و گفت: «دولت باید نسبت به اعطای تابعیت و اقامت این افراد سریعا اقدام کند.»

اخیرا عجمی، مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران استان خراسان‌ رضوی از موافقت شورای عالی امنیت ملی با اعطا تابعیت ایرانی به خانواده‌های درجه یک اتباع خارجی مدافع حرم خبر داد ولی این خبر بلافاصله از سوی دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی تکذیب شد. هنوز مقامی مسوول از طرف شورای عالی امنیت ملی توضیح نداده که چرا این شورا مخالف اجرای این مصوبه است، اما به‌طور کلی می‌توان گفت، اجرای این طرح مغایر منافع و امنیت ملی است. چرا که:

۱- هزینه‌های امنیتی اجرای این قانون
گروه‌هایی که به‌عنوان مجاهد و حزب الله در دیگر کشورهای اسلامی مشغول نبرد هستند مثل انصارالله در یمن، یا حزب الله در بحرین و لبنان، از طرف سازمان‌های بین‌المللی و دولت‌های مستقر، گروه‌های تروریستی خوانده شده و حمایت از آن‌ها، حمایت از تروریست به شمار می‌آید و تحریم‌های بین‌المللی را در پی دارد. از سوی دیگر، دولت‌های مستقر، حمایت دولت ایران از گروه‌های مخالف در این کشورها را به منزله‌ی دخالت در امورشان و نقض اصول روابط بین‌الملل ارزیابی کرده و بر خود این حق را قائل‌اند که از گروه‌های مخالف در ایران حمایت و از خرابکاری در داخل مرزهای ایران پشتیبانی کنند. مثل خرابکاری اخیر داعش و حمله به مجلس ایران که به کشته شدن ۱۷ شهروند ایرانی و زخمی شدن ده‌ها نفر منجر شد و برخی در ایران آن را به عربستان نسبت دادند.

۲- هزینه‌های مالی اجرای این قانون
اعطای تابعیت یا اقامت دائم به خانواده‌ی رزمندگان، هزینه‌های مالی گزافی برای دولت به همراه دارد. از پرداخت یارانه‌ی نقدی گرفته تا یارانه‌ی سلامت و آموزش و تامین بهداشت و شغل و تامین اجتماعی آنان که رقم قابل توجهی خواهد شد، همان‌گونه که نمایندگان مخالف در صحن علنی و شورای نگهبان در بررسی این طرح به آن اشاره کرده‌اند. نادر قاضی پور، نماینده‌ی ارومیه در مخالفت با این طرح با بیان این‌که با تصویب این قانون حجم مهاجرت به ایران ده برابر می‌شود، گفت: «جوانان نخبه و با مدرک دکتری و سرمایه‌داران ایرانی جذب کشورهای اروپایی می‌شوند، در حقیقت نابغه صادر می‌کنیم و کارگر ساده وارد خواهیم کرد.»

ایزدی، معاون تعاون و امور اجتماعی بنیاد شهید و امور ایثارگران با بیان اینکه مدافعان غیرایرانی حرم از نظر ما شهید هستند و خانواده‌های آن‌ها از تمام مزایای خانواده‌ی شهدا برخوردارند، گفت: «آن‌ها به دلیل نداشتن تابعیت ایرانی فعلا نمی‌توانند از خدمات بنیاد شهید استفاده کنند.» حال آن‌که با اعطای تابعیت ایرانی به آن‌ها، از تمام حقوق شهروندی و حقوق مادی خانواده‌ی شهید بودن برخوردار می‌شوند.»

آیت الله خمینی با نگاهی ایدئولوژیک و با باور به غلبه‌ی اسلام بر شیطان در جریان انقلاب ۵۷، این پیروزی را نه از آن ایرانیان، بلکه از آن اسلام و متعلق به همه‌ی مسلمانان می‌دانست و از این منظر بر صدور انقلاب، آن هم از راه تبلیغ و ترویج گفتمان انقلاب مورد تاکید قرار می‌داد ولی مجریان این دستور انقلابی، شرایط را به گونه‌ای رقم زده‌اند که نزاع نه میان اسلام و سردمداران شرق و غرب، بلکه نزاع میان فرق اسلامی آن هم با حمایت روسیه و آمریکا، در دو سوی میدان مبارزه است و هزینه‌ی آن را مردم ایران و مسلمانان منطقه می‌دهند. اعطای تابعیت ایرانی به خانواده رزمندگان جبهه‌ی مقاومت، در واقع پذیرش رسمی دخالت ایران در دیگر کشورهای اسلامی و قرار دادن ایران در یک سوی میدان جنگی است که دامن بیشتر کشورهای منطقه را گرفته است. این طرح نه تنها امنیت ملی ایران را مخدوش می‌کند بلکه در تضاد با منافع ملی است و هزینه‌های مالی و سیاسی بسیاری در پی دارد.