آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۱۰ تیر ۱۳۹۶

مجله تابلو

ویدیو


خوابِ تلخِ بی‌سرزمین‌ها


This slideshow requires JavaScript.

 

 

چندین دهه جنگ و درگیری در افغانستان باعث شد عده‌ی بسیار زیادی از جمعیت این کشور به اجبار به‌‌عنوان پناهنده به اقصی نقاط دنیا بروند. این روند اما بعد از سال ۲۰۰۲ به صورت معکوس درآمد تا روند بازگشت شش میلیون پناهنده‌ی افغانی به کشورشان ممکن شود که بزرگترین پروژه‌ی بازگشت پناهندگان در دنیا نامیده شد. اما همچنان عده‌ای از مردم این کشور مایل به ترک وطن خود هستند.
پیرمرد سفید‌پوش با کلاه قرمز رنگ و با ریش بلندش شبیه بابا‌ نوئل است. ۷۸ سالش است، در افغانستان متولد شده اما کودکی‌اش را در ایران گذرانده و این روزها اسم خودش را «بابا سفر» گذاشته است چون می‌خواهد مثل بابا‌ نوئل راحت سفر کردن را تجربه کند. بابا سفر لیسانس‌اش را در رشته‌ی ادبیات در شهر کابل گرفته و فوق‌‌لیسانس‌اش را از دانشگاه برینگتون انگلستان اخذ کرده است. معلم بازنشسته، نویسنده، مترجم و دوچرخه‌سوار ماهری ‌است. زمانی که ۶۱ سالش بوده از شهر محل تولدش قندهار با دوچرخه تا کابل و در ادامه تا هرات را طی کرده است. همچنین از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب ایران را در زمانی بیش از چهار و نیم سال و با طی مسافتی حدود ۲۰ هزار کیلومتر با دوچرخه طی کرده و در ادامه از شهر تبریز تا استانبول را هم رکاب زده است.
او که سال‌ها پیش پدر، مادر، همسر و تنها دخترش را در انفجاری در قندهار از دست داده، مدتی دچار فراموشی شده بود.
اردوگاه اوینوفیتا یکی از اردوگاه‌های زیر نظر سازمان ملل متحد در کشور یونان برای یاری رساندن به پناهجویان است که حدود ۵۰۰ پناهجو از سه کشور ایران، افغانستان و پاکستان در آن‌جا سکونت دارند.
شراره محمدی، ۳۷ ساله و اهل سنندج نزدیک به دو سال است که در این اردوگاه در انتظار است تا تکلیف‌اش مشخص شود. اما به دلیل انتظار طولانی مدت برای دریافت پاسخ دچار ناامیدی شده است. شراره که در مسیر مهاجرت‌اش از ایران به یونان شاهد مرگ همراهان بسیاری در هنگام عبور از راه دریا بوده، می‌گوید: «هیچ‌گاه تصور نمی‌کردم روزی این چنین محتاج نان روزانه باشم و شبیه کارتن خواب‌ها زندگی‌ام را سپری کنم. پر از یاس و ناامیدیم.»
اردوگاه‌های سازمان ملل متحد در یونان معمولا بر اساس زبان پناهجویان تقسیم‌بندی می‌شوند و به همین دلیل فارسی‌ زبانان در اردوگاه اوینوفیتا اقامت می‌کنند و زمانی که در خواست اقامت آن‌ها پذیرفته شود کمک مختصر ماهیانه‌ای که از سوی دفتر امور پناهندگان سازمان ملل متحد به آن‌ها اختصاص می‌یابد را تحویل می‌گیرند.
روجا کیا، ایرانی دیگری است که به شکل داوطلبانه بیش از شش ماه است در این اردوگاه مشغول تدریس زبان فارسی و انگلیسی به کودکان پناهجو است، روجا می‌گوید: فشار بیش از حد به پناهجویان به دلیل انتظار طولانی مدت برای دریافت پاسخ مثبت از سوی کشوری دیگر باعث شده گاهی خانواده‌ها حتی حاضر شوند تا فرزندان خود را به دست دلالان و قاچاق‌چیان بسپارند به امید آنکه آنها توسط خانوادهای در یک کشور اروپایی به‌عنوان قیم پذیرفته شوند و بتوانند زمینه دعوت از پدر و مادر کودک را نیز فراهم کنند. این روش به نام روش پیوندی در میان پناهجویان شناخته می‌شود) اما مساله اصلی در این راه این است که بر اساس گزارش‌های رسیده بیش از ده هزار نفر ازاین کودکان اکنون مورد سوءاستفاده قاچاقچیان قرار گرفته‌اند و خبری از آنها نیست!

انتظار و امید شاید تنها واژگانی باشد که بی‌سرزمین‌ها در اردوگاه پناهجویان با آن آشنا شده‌اند، به امید آن‌که روزی وطنی جدید برای خود بیابند. بعد از دو سال انتظار اکنون بابا سفر در یونان پناهنده شده است، پاسپورت گرفته و دوست دارد کارآفرین باشد. عکاسی می‌کند و تلاش می‌کند تا به ایتالیا برود.