آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۶

سپهر عاطفی

اجتماع


رجل مسلمان شیعه در برابر همه‌ی اقلیت‌ها


نگاهی به نسبت اقلیت‌های دینی و انتخابات در ایران

 

 

 

 

تبلیغات انتخابات دوازدهمین دوره‌ی ریاست جمهوری مدتی است که آغاز شده است. مصاحبه‌های تلویزیونی، گفتگو‌های ویژه‌ی خبری و مناظره‌ی اول کاندیداها در مورد مسایل اجتماعی انجام شده است. بسیاری از کاندیداها وعده‌ی مبارزه با فقر، فساد و بیکاری داده‌اند و در حوزه‌ی سیاست خارجی اظهار‌نظر کرده‌اند. از کارنامه‌ی خود دفاع و دیگری را به ناکارآمدی متهم کرده‌اند اما کمتر کاندیدایی در مورد اقلیت‌های مذهبی و تغییر شرایطشان حرفی زده است. اهل سنت، زرتشتیان، مسیحیان، بهاییان و دیگر اقلیت‌های دینی و مذهبی با روی کار آمدن هر کدام از نامزد‌های انتخاباتی چه سرنوشتی خواهند داشت؟ حضور و غیبت‌شان پای صندوق‌های رای چه تاثیری در نتیجه‌ی نهایی انتخابات می‌گذارد؟ در دولت حسن روحانی چه شرایطی داشتند و قانون چه سهمی در قدرت برای‌شان در نظر گرفته است؟

 

 

رییس جمهور آینده، مرد مسلمان شیعه
این دوره هم مانند دوره‌های پیشین با آغاز ثبت‌نام برای انتخابات ریاست جمهوری بحث بر سر قانون نامزدی در انتخابات داغ شد. قانونی که می‌گوید نامزد انتخابات ریاست جمهوری باید از میان رجال مذهبی و سیاسی انتخاب و دارای چنین شرایطی باشد: «ایرانی‌‏الاصل، تابع ایران، مدیر و مدبر، دارای حسن‌سابقه و امانت و تقوی، مومن و معتقد به مبانی جمهوری اسلامی ایران و مذهب رسمی کشور (شیعه).»
هر چند تفسیر‌ها در مورد معنای رجل سیاسی بخصوص در سال‌های اخیر محل بحث بوده است اما نص صریح قانون در مورد اعتقاد به مذهب رسمی کشور یعنی شیعه جای تفسیر باقی نمی‌‌گذارد. به این ترتیب اهل سنت، بهاییان، بی‌دینان، مسیحیان، زرتشتیان و دیگر اقلیت‌های دینی و مذهبی حق نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری را ندارند و رییس جمهور آینده مثل همه‌ی دوره‌های قبل در جمهوری اسلامی، یک مرد مسلمان شیعه خواهد بود.
مهرداد درویش‌پور، جامعه شناس با تبعیض‌آمیز خواندن این قانون در رابطه با شرایط نامزدی ریاست جمهوری گفت: «جمهوری اسلامی یک حکومت ایدئولوژیک است که اسلام شیعی شالوده‌ی فلسفه‌ی سیاسی آن است. اما در آن نه فقط اقلیت‌های مذهبی بلکه بسیاری از شیعه‌تبارانی که با باورهای سیاسی حکومت خوانایی ندارند، از سیاست‌های تبعیض‌آمیز رنج می‌برند.»

 

 

 

 

شورای شهر و روستا و اقلیت‌های دینی
ماه پیش درخواست احمد جنتی، دبیر شورای نگهبان مبنی بر رد صلاحیت نامزدهای اقلیت‌های دینی در انتخابات شوراهای شهر و روستا، موضوع نامزدی اقلیت‌های مذهبی در انتخابات را به مرکز توجه آورد. جنتی با اشاره به گفته‌های آیت‌الله خمینی در سال ۵۸ انتخاب غیرمسلمانان را غیرشرعی خوانده بود. اما چنین ابلاغیه‌ای تا چه حد قانونی است؟ مهناز پراکند، وکیل اینگونه پاسخ داد: «در خصوص شوراهای شهر و روستا طبق ذیل اصل ۱۰۰ قانون اساسی شرایط انتخاب‌کنندگان و انتخاب‌شوندگان به قانون محول شده است و در آن به رعایت اصول وحدت ملی، تمامیت ارضی و نظام جمهوری اسلامی و تابعیت حکومت مرکزی تاکید شده است. در این اصل قانون اساسی هیچ تصریح یا اشاره‌ای به مذهب انتخاب‌شوندگان نشده است و مانعی هم در این زمینه نیست. ضمن این‌که اگر چه یکی از شرایط انتخاب‌شوندگان در ماده‌ی ۲۶ قانون تشکیلات، وظایف و انتخابات شوراهای اسلامی کشور مصوب ۱۳۷۵ اعتقاد و التزام عملی به اسلام و ولایت فقیه است، اما در تبصره‌ی همین ماده تاکید شده که اقلیت‌های دینی شناخته شده در قانون اساسی به جای اسلام باید به اصول دین خود اعتقاد و التزام عملی داشته باشند. بنابراین برای اقلیت‌های دینی شناخته شده در قانون اساسی، محدودیتی برای شرکت در انتخابات شوراهای اسلامی به عنوان انتخاب‌‌شونده وجود ندارد.»
این‌که چرا با گذشت حدود چهار دهه از انقلاب تازه چنین ابلاغیه‌ای منتشر می‌شود را باید در انتخابات شورای شهر پیشین جستجو کرد. جایی که برای اولین بار یک زرتشتی به نام سپنتا نیکنام عضو شورای شهر یزد شد. در حالی که طبق آمار رسمی، زرتشتیان یزد در حدود پنج هزار نفر تخمین زده می‌شوند، آقای نیکنام با بیست هزار رای انتخاب شد. نکته‌ی جالب این‌که وی در تبلیغات انتخاباتی‌اش اشاره کرده بود که زرتشتی است. یعنی نه تنها احتمالا بسیاری از زرتشتیان یزد بلکه خیلی از مسلمانان نیز با علم به زرتشتی بودن به او رای داده‌اند. شورای شهر یک نهاد تصمیم‌گیر و نظارتی است که برای عملی کردن مصوبات خود نیازی به تایید شورای نگهبان ندارد بنابراین می‌توان حدس زد که چرا ثبت‌نام و ورود تعداد بیشتری از اقلیت‌های دینی در انتخابات شورای شهر چندان به مذاق احمد جنتی و همفکرانش خوش نخواهد آمد.

 

 

 

اقلیت‌ها، رسمی و غیررسمی
علاوه بر شورای شهر، بعضی از اقلیت‌های دینی در مجلس نیز نماینده دارند. اما چرا فقط بعضی از آن‌ها؟ و سهم آن عده از قدرت در جمهوری اسلامی چقدر است؟
مهناز پراکند، وکیل دادگستری پاسخ داد: «طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران غیر از اسلام فقط سه دین مسیحی، یهودی و زرتشتی به عنوان ادیان شناخته شده در ایران به حساب می‌آیند. در نتیجه فقط پیروان این سه دین و مذاهب مرتبط با آن‌ها می‌توانند نمایندگانی در مجلس شورای اسلامی داشته باشند. طبق اصل ۶۴ قانون اساسی برای کلیمیان و زرتشتیان هر کدام یک نماینده و برای مسیحیان کلدانی و آشوری نیز مجموعا یک نماینده و مسیحیان ارمنی جنوب و شمال هر کدام یک نماینده در نظر گرفته شده و مجموعا پنج نماینده از میان اقلیت‌های شناخته شده در ایران می‌توانند در مجلس شورای اسلامی حضور داشته باشند. پیروان سایر ادیان و مذاهب همچون بهایی‌ها، مندائی‌ها و یزیدی‌ها و بقیه‌ی مذاهب چون در قانون اساسی بعنوان دین یا مذهب شناخته شده به حساب نیامده‌اند از داشتن حتی همان یک نماینده در مجلس شورای اسلامی هم محروم هستند.»

 

 

 

کارنامه‌ی دولت یازدهم در برخورد با اقلیت‌های مذهبی
در تبلیغات انتخاباتی سال ۹۲، حسن روحانی با انتشار بیانیه‌‌ای متشکل از ۱۰ ماده درباره‌ی «حقوق اقوام، ادیان و مذاهب» از آمادگی خود برای «رفع تبعیض»، «تامین آزادی و رعایت حقوق پیروان سایر ادیان و مذاهب» گفت.
انتخاب دستیار ویژه در امور اقلیت‌های مذهبی و قومی، انتخاب اولین سفیر سنی بعد از انقلاب و موافقت دولت با تعطیلی روز شنبه برای دانش‌آموزان کلیمی را می‌توان نشانه‌های تلاش دولت روحانی برای عملی کردن مواد این بیانیه دانست. با این حال اقلیت‌های مذهبی در دوره‌ی او با مشکلات بسیاری دست به گریبان بودند. تعطیلی نمازخانه‌ی اهل سنت در تهران و مشکلات ایشان برای انجام فرایض دینی خود در اعیاد مذهبی، تعطیلی مغازه‌ها و بازداشت پیروان آیین بهایی، حبس و فشار بر نوکیشان مسیحی قسمتی از این مشکلات است.
مرتضی اسماعیل‌پور، سردبیر سایت بهایی نیوز درباره‌ی کارنامه‌ی حسن روحانی در زمینه‌ی مذهب بهاییان توضیح داد: «حسن روحانی با وجود آن‌که مدعی بود به دنبال احقاق حقوق شهروندی شهروندان در جامعه‌ی ایران است اما نتوانست تغییری ایجاد کند.»
وی با اشاره به ادامه‌ی محرومیت از تحصیل بهاییان در دولت روحانی افزود: «در صورتی که فردی دارای عقید‌ه‌ای غیر از چهار دین رسمی کشور باشد نمی‌تواند ادامه‌ی تحصیل دهد و لاجرم باید بین دروغ گفتن و محرومیت از تحصیل یکی را انتخاب کند. پس ما تغییری در وضعیت اقلیت‌های مذهبی در ایران نمی‌بینیم و تنها با یک دولت خوش‌صحبت روبرو هستیم که در نهایت در مقابل دستگاه‌های قضایی و امنیتی سکوت خود را ادامه داده است.»
اما برخورد با اقلیت‌های مذهبی محدود به محرومیت از تحصیل و محدودیت در به جا آوردن مناسک مذهبی نمی‌شود. پیروان بسیاری از این مذاهب به دلایل مختلف در زندان هستند.
«اطلس زندان‌های ایران» به شناسایی الگوی سرکوب در ایران، مستندسازی موارد نقض حقوق زندانیان و شناساندن زندانیان فارغ از خاستگاه فکری، سیاسی و مذهبی آنان می‌پردازد. به گفته‌ی امین ریاحی، فعال حقوق بشر «در حدود ۱۰ نفر شیعه، ۱۰ نفر مسیحی، بیش از پنجاه بهایی، یک درویش و ۲۲۰ سنی در زندان هستند.»
در پاسخ به دلیل بازداشت هر کدام از این اقلیت‌ها، امین ریاحی گفت: «بسیاری از سنی‌ها به دلیل تبلیغ مذهب اهل تسنن یا شرکت در مناسک مذهبی که مورد علاقه‌ی حکومت نیست بازداشت می‌شوند. ولی به علت ابهام در پرونده‌ها دقیقا نمی‌توان گفت چه تعدادی به دلایل مذهبی و چه تعدادی به دلیل فعالیت‌های دیگر زندانی شده‌اند. تعدادی از شیعیان به علت ارائه تفسیر متفاوت از دین بازداشت شده‌اند. برای مثال می‌توان از محمدعلی طاهری و برخی از هوادارانش در عرفان حلقه نام برد. مسیحیان زندانی، عموما نوکیشان مسیحی هستند. در مورد بهاییان به نظر می‌رسد رویکرد سیستماتیک این است که آن‌ها را تحت فشار نگه دارند اما در بعضی از شهرها قضات و نیروهای امنیتی تندرو بیش از دیگران با بهاییان برخورد می‌کنند.»

 

 

 

نامزدهای ریاست جمهوری و آزادی‌های دینی
نگاهی به تبلیغات انتخاباتی و تارنمای نامزدهای ریاست جمهوری نشان می‌دهد بسیاری از آن‌ها حتی وعده و شعاری درباره‌ی بهبود وضعیت اقلیت‌های مذهبی ندارند. در مناظره‌ی اول ریاست جمهوری که درباره‌ی مسایل اجتماعی بود کوچکترین اشاره‌ای به آنان نشد. به جز حسن روحانی که در برنامه‌ی «رو به دوربین» از لزوم احساس امنیت در بین اقوام و مذاهب مختلف صحبت کرد، باید اقلیت‌های مذهبی را غایبان بزرگ تبلیغات انتخاباتی دانست.
مهرداد درویش‌پور درباره‌ی غیبت اقلیت‌های مذهبی به خصوص در میان تبلیغات انتخاباتی اصول‌گرایان گفت: «مبنای ایدئولوژیک گروه‌های اصول‌گرا یک حکومت افراطی بنیادگرای شیعه است. بنابراین اگر از آن عدول کنند رای آن‌ها را از دست می‌دهند. همان‌طور که اقلیت‌های مذهبی می‌دانند که اصول‌گرایان سرسخت‌ترین مواضع را علیه آنان اتخاذ خواهند کرد، اصول‌گرایان نیز می‌دانند که در این بخش از جامعه کمترین پشتوانه و مخاطب را دارند. زیرا بنا بر ایدئولوژی‌شان نمی‌توانند رفع تبعیض از اقلیت‌های مذهبی را به موضوع ذهنی خودشان تبدیل کنند. هر چند گهگاهی برخی از اصول‌گرایان نظیر احمدی‌نژاد نیز با برجسته کردن ایرانیت سعی در جذب رای اقلیت‌های مذهبی کرده‌اند، اما در این میان بیشتر اصلاح‌طلبان و اعتدال‌گرایانی همچون روحانی سعی می‌کنند با نگاهی معتدل‌تر از حقوق اقلیت‌های مذهبی هم سخن بگویند. واقعیت این است که با وجود اشتراکات روحانی و رهبری در بسیاری از سیاست‌های راهبردی در حفظ نظام، نمی‌توان او را نماینده‌ی اسلام تندرو در جامعه دانست. به خصوص در دوره‌ی انتخابات روحانی سعی می‌کند رای گروه‌های ناراضی‌تر جامعه را با وعده و وعید یا گام‌های اصلاحی کوچک به سمت خود جلب کند. هر چند در نهایت بین وعده‌های او در دوران انتخابات و تحقق عملی آن نیز تفاوت و فاصله‌ی چشم‌گیری وجود دارد.»
اما با سر کار آمدن هر کدام از نامزدهای ریاست جمهوری وضعیت برای اقلیت‌های مذهبی چه تغییری می‌کند؟
مرتضی اسماعیل‌پور پاسخ داد: «اگر بخواهیم بر اساس سوابق کاندیداها سخن بگویم نمی‌توان به تاثیر مثبت در وضعیت اقلیت‌های مذهبی در ایران امید داشت.» این فعال حقوق بشر با اشاره به سوابق ابراهیم رئیسی گفت: «ابراهیم رئیسی از جمله کسانی بود که در مقام دادستان حکم اعدام تعدادی از بهاییان را در همدان، تهران و کرج داده است. در سال‌های اخیر نیز وی بهاییان را به اتهام جاسوسی برای اسرائیل که یک اتهام واهی است محکوم کرد و در یکی از سخنرانی‌های خود عنوان کرده بود که بهاییان فریب خورده‌اند.»
آوا هما روزنامه‌نگار کرد با اشاره به آمار بالای اعدام‌ سنی‌ها در سال‌های اخیر گفت: «نمی‌شود انکار کرد که با حضور اصلاح‌طلبان یک درجه از خفقان کمتر می‌شود اما سوال این‌جاست که آیا این تفاوت‌های ظاهری، تفاوت‌های اساسی به دنبال دارند یا خیر. به نظر من مشکل اصلی در قانون اساسی تبعیض‌آمیز است و اصلاح‌طلبان ازجمله روحانی نه تمایل و نه امکان تغییر قانون اساسی را دارند»

 

 

 

مشارکت و تاثیر اقلیت‌های مذهبی در انتخابات
اما آیا اقلیت‌های مذهبی با وجود فشار و محرومیت در انتخابات شرکت می‌کنند؟ مهرداد درویش‌پور گفت: «واقعیت این است که برخورد تبعیض‌آمیز با اقلیت‌های مذهبی واکنش دوگانه‌ی آنان در انتخابات را در برداشته است. از یک سو به دلیل همین تبعیض منطقا رغبت آن‌ها به شرکت در انتخابات کمتر از عموم است و مشارکت‌شان می تواند محدود‌تر باشد. از سوی دیگر بسیاری از آنان همچون بخش‌‌های دیگری از جامعه از هراس بدتر شدن اوضاع در انتخابات شرکت می‌کنند و به چهره‌های اصلاح‌طلب رای می‌دهند. این منطق به طور جدی در جامعه نهادینه شده است و امروز اگر بسیاری به سوی صندوق‌های رای بروند، امید چندانی به آینده‌ی بهتر ندارند. رای مردم به جای این‌که رای به بهبود اوضاع باشد بیشتر رای برای جلوگیری از بدتر شدن اوضاع است.»
سیمین فهندژ سخنگوی جامعه‌ی بهایی هم در مورد شرکت بهاییان در انتخابات گفت: «بله، بهاییان می‌توانند به انتخاب خود در انتخابات شرکت کنند. البته از وابستگی در احزاب سیاسی پرهیز می‌کنند. آن‌ها بدون مشورت و یا اطلاع به دیگران در مورد انتخاب خود، به تصمیم خود به یکی از نامزدهای انتخاباتی رای می‌دهند. همانطور که می‌دانید، بهاییان در هر جای دنیا در حیات اجتماع خود فعال هستند و در برنامه‌ها و فعالیت‌هایی که به بهبود شرایط جامعه کمک می‌کند شرکت می‌کنند. در هر کشوری که ساکن باشند برای پیشبرد رفاه و سعادت مردم آن کشور می‌کوشند. خود را ملزم می‌دانند که دوش به دوش هموطن‌شان در راه دوستی و اتحاد و استقرار صلح و عدالت گام بردارند و برای حفظ حق خود و دیگران از طرق قانونی اقدام می‌کنند.»
درباره‌ی میزان شرکت اقلیت‌های دینی در ایران آماری وجود ندارد. در این میان به واسطه‌ی تمرکز اهل سنت در مناطق مشخص که شامل استان سیستان و بلوچستان و شهرهای کردنشین غرب ایران است، آمار رسمی وجود د‌ارد. نگاهی به آمار و نتایج انتخابات پیشین نشان می‌دهد که این شهرها در چند انتخابات گذشته به طور سنتی به اصلاح‌طلبان و در انتخابات ۹۲ به حسن روحانی رای داده‌اند.
مهرداد درویش‌پور در این رابطه توضیح می‌دهد: «رای بیشتر اصلاح‌طلبان در این مناطق به این معنی نیست که اگر این امکان را می‌داشتند که نمایندگان خود را انتخاب کنند باز هم به این افراد رای می‌دادند. ولی حوزه‌ی انتخاب شان محدود است. مدت‌هاست که ایرانیان از امکان انتخاب مطلوب‌شان محروم مانده‌اند و همواره در تنگنای انتخاب بین بد و بدتر قرار گرفته‌اند که این نیز خود به یک هنجار تبدیل شده است.»
هما آوا، روزنامه‌نگار نیز با اشاره به انتخاب محدود بین گزینه‌های موجود گفت: «عدم وجود رسانه‌های آزاد و آموزش باعث شده است چه اقلیت و چه اکثریت فرض را بر آن بگیرند که برای مثال با شرایط منطقه و عدم ثبات در افغانستان و عراق و جنگ در سوریه باید بین جنگ و تباهی و اصلاح‌طلبی یک انتخاب داشته باشند.»

با همه‌ی این تفاسیر به نظر می‌رسد شرکت یا تحریم انتخابات توسط اقلیت‌های مذهبی و انتخاب نهایی آن‌ها می‌تواند تاثیر مهمی در نتیجه‌ی نهایی انتخابات داشته باشد.