آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۴ فروردین ۱۳۹۵

فردین ثابتی

اجتماع


چیزی شبیه به زندان‌های قرون وسطا


chaghoo

سعید مدنی و سعید رضوی‌فقیه پس از حمله آذر ۹۴

 

در میان انواع آسیب‌های ناشی از حبس مخالفان عقیدتی و سیاسی در ایران، پیش از همه «آسیب‌های جسمی» است که به چشم می‌آید. گرچه نه‌تنها حکومت «جمهوری اسلامی» هیچ آماری در این زمینه منتشر نکرده و به دلیل سرکوب نهادهای حقوق بشری، هیچ تحقیق و آمار قابل اتکایی در این زمینه وجود ندارد؛ ولی در گزارش زیر تلاش شده به این سوالات پاسخ داده شود: چرا اغلب زندانیان سیاسی در دوران حبس یا پس از آزادی دچار عوارض جسمی می‌شوند؟ دلایل بروز این عوارض چیست و زندانیان سیاسی در معرض چه آسیب‌های جسمی‌ای قرار دارند؟

 

 

عوامل آسیب جسمی و عوارض آن
با بررسی جامع مسئله عوارض جسمی زندانیان سیاسی، به چند عامل اصلی در بروز این آسیب‌ها برمی‌خوریم. تقریباً تمام عوامل مختلف دیگر، در زیرشاخه‌های این چند عامل قرار می‌گیرند:
۱٫ شکنجه (روحی/ جسمی)
۲٫ عدم رسیدگی پزشکی
۳٫ محیط ناسالم
۴٫ اعتصاب غذا

آسیب‌های جسمی در زندان‌های سیاسی، در مواردی حتی منجر به فوت زندانیان شده است. «هدی صابر» فعال ملی- مذهبی در ۲۲ خرداد ۱۳۹۰ پس از ۱۰ روز اعتصاب غذا، بر اثر سکته قلبی جان خود را از دست داد. حدود ۲ سال بعد «افشین اصانلو» بر اثر شکنجه و باز هم به دلیل سکته قلبی، در بیمارستان رجایی کرج درگذشت. در هر دو مورد علت مرگ، عدم انتقال به موقع زندانی اعلام شد.

 

۱٫‌ شکنجه
اولین عامل آسیب جسمی که زندانی سیاسی با آن روبه‌رو می‌شود، «شکنجه» است. با اینکه اصل ۳۸ «قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران» ممنوعیت شکنجه را تصریح می‌کند، اما زندانیان از لحظه دستگیری با آن مواجه‌اند؛ دستگیری‌های غیرقانونی، بدون تفهیم اتهام و همراه با ضرب و جرح. پس از آن، زندانی در زمان بازداشت هم شکنجه می‌شود.

الف) شکنجه جسمی
علاوه بر ضرب و جرح زندانی هنگام بازداشت و بازجویی‌ها، بعضی از این شکنجه‌ها با اجازه رسمی و در چهارچوب احکام قانونی مانند حد (شلاق) اجرا می‌شوند. در دهه ۶۰ که موج بزرگی از گروه‌های مختلف سیاسی دستگیر و زندانی شدند، این نوع شکنجه بسیار رواج داشت.
«ایرج مصداقی» فعال حقوق بشر، یکی از کسانی است که از اعدام‌های ۶۷ جان سالم به در برده. او در کتاب دوزخ روی زمین تجربه‌های هولناک و تکان‌دهنده‌ای را از این شکنجه‌ها بیان می‌کند.
در دهه‌های بعدی موارد کمتری از شکنجه‌های جسمی گزارش شده. مهم‌ترین مورد پر سر و صدا، ماجرای بازداشت و شکنجه چند روزنامه‌نگار (امید معماریان، روزبه میرابراهیمی، شهرام رفیع‌زاده و جواد غلام تمیمی) در سال ۸۳ بود. به گزارش سایت کمپین حقوق بشر ایران، این چهار وبلاگ‌نویس اعلام کردند که در زمان بازداشت مورد شکنجه قرار گرفته و در سلول انفرادی و بدون دسترسی به وکیل بودند.
اما در جریان اعتراضات مردمی سال ۸۸ (جنبش سبز) اخبار متعددی از اعمال شکنجه منتشر شد. بازداشتگاه «کهریزک» نمونه بارز این موضوع است؛ که معترضان پس از بازداشت به روش‌های مختلف شکنجه شده و در این میان امیر جوادی‌فر، محسن روح‌الامینی و محمد کامرانی کشته شدند.
«ستار بهشتی» وبلاگ‌نویس ۳۵ ساله که در ۹ آبان ۹۲ به اتهام اقدام علیه امنیت ملی دستگیر شده بود، پس از ۴ روز و با آثار شدید شکنجه روی سر و بدن، کشته شد.
شکنجه‌های داخل زندان هم یکی از شایع‌ترین انواع شکنجه است. موارد مختلف در بند‌های ۲۰۹ و ۲۴۰ اوین، و آخرین نمونه کاملاً عیان این نقض علنی قانون در ۲۸ فروردین ۱۳۹۳ (پنج‌شنبه سیاه اوین) با حمله گارد زندان به بند ۳۵۰ رخ داد. در جریان این حمله ۳۰ نفر زخمی شده و ۴ نفر به علت شدت جراحات به بیمارستان منتقل شدند.

ب) شکنجه روحی
نوع دیگری از آسیب‌های جسمی، ناشی از شکنجه روحی زندانیان سیاسی است؛ که اثرات منفی آن گاهی تا سال‌ها بعد از حبس نیز ادامه دارد. انواع فشارهای روانی مثل: حبس طولانی مدت در سلول انفرادی، تهدید اعضای خانواده و اعدام‌های نمایشی جهت تخریب روحیه فرد.
اکثر زندانیان سیاسی تجربه هولناک «سلول انفرادی» را دارند. از جمله «غلامرضا خسروی» که به اتهام هواداری سازمان مجاهدین خلق دستگیر شده و در سال ۹۳ اعدام شد، مدت ۲۴ ماه در سلول انفرادی نگهداری شد.
آسیب‌های جسمی که فرد در اثر شکنجه‌های روحی می‌بیند معمولا بعد از دوران حبس خودنمایی می‌کند؛ افراد تا سال‌ها بعد از حبس دچار استرس، شوک‌های عصبی، تشنج و انواع بیماری‌های روحی می‌شوند.
در گفتگو با ۵ نفر از زندانیان سیاسی سابق، عوارضی مثل: مشکلات عصبی روده و معده، تعرق عصبی، کم خونی، حمله‌های عصبی و… به عنوان مهم‌ترین مشکلات جسمی ناشی از شکنجه روحی عنوان می‌شود.

 

اولین تصویر منتشر شده از کوکبی، پس از 5 سال- عکس اختصاصی

اولین تصویر منتشر شده از کوکبی، پس از ۵ سال- عکس اختصاصی

 

۲٫ عدم رسیدگی پزشکی
مشکل بعدی که باعث آسیب‌های جدی و در بعضی موارد منجر به مرگ زندانیان سیاسی می‌شود، عدم رسیدگی پزشکی است.
در تاریخ ۱۷ آذر ۹۴ «مهدی کروبی» که در حبس خانگی به سر می‌برد، برای ششمین بار در طول بازداشت مورد عمل جراحی قرار گرفت. این در حالی است که وضع سایر زندانیان (خصوصآً زندانیان گمنام) در این زمینه بسیار بد است و درمان مناسبی ندارند.
وضعیت بهداری زندان‌ها اسف‌بار است. کمبود امکانات درمانی، تجویز‌های بی‌رویه داروهای اعصاب با دوز‌های بالا و بسیاری موارد دیگر که باعث آسیب‌های فیزیکی جدی در زندانی می‌شود. هیچ‌کدام از زندانیانی که مبتلا به بیماری خاصی باشند، نمی‌توانند داروی مخصوص خود را تهیه کنند و دیده شده که در این موارد پزشکان داروهای اعصاب را به جای داروهای تخصصی تجویز می‌کنند.
دکتر «محمد ملکی» که از بیماری سرطان پروستات رنج می‌برد و در هنگام بازداشت بستری بوده، اظهار داشت در طول ۶ ماه حبس نتوانسته آمپول مورد استفاده خود را بزند.
برخلاف زندانیان عادی، زندانی سیاسی در صورت بروز مشکل اورژانسی نمی‌تواند به سادگی به بیمارستان یا دیگر مراکز درمانی اعزام شود. در مواردی هم که اعزام صورت می‌پذیرد، زندانی همچنان شرایط مناسبی ندارد.
«امید کوکبی» نخبه علمی جوان، بعد از گذشت ۵ سال برای اولین‌بار در آذر ۱۳۹۴ اجازه اعزام به بیمارستان گرفت و به دلیل ۳ بیماری شدید، بستری شد.
از دیگر مشکلات بهداری‌های زندان‌ها کمبود امکانات و دارو است که در اکثر موارد دوره‌های درمانی تکمیل نمی‌شود. «کوروش صحتی» فعال دانشجویی که در بهار ۷۹ دستگیر شد، در گفتگو با مرکز اسناد حقوق بشر ایران اظهار کرد: پس از اینکه در هواخوری زندان دچار شکستگی پا شد مسئولان او را مداوا نکرده و وقتی که اعلام کرد می‌خواهد با هزینه شخصی خود را مداوا کند، با مخالفت مسئولان مواجه شده و فقط داروی مُسکن دریافت کرد.
ماده‌ی ۱۱۴ آیین‌نامه سازمان زندان‌ها تصریح کرده که داروهای تجویزی باید در حضور پزشک یا پزشکیار مصرف شود. اما داروهای ضد‌افسردگی و اعصاب به وفور در بندها یافت می‌شود و پزشکان از دادن این داروها به زندانیان به هیچ‌وجه دریغ نمی‌کنند.

 

۳٫ محیط نا‌سالم
یکی از عواملی که باعث آسیب‌های جسمی شدیدی در زندانیان می‌شود، عدم سلامت محیطی است. وضعیت غیر‌بهداشتی زندان‌ها ناشی از عوامل مختلفی چون: نسبت جمعیت محبوس به امکانات بهداشتی، آب نا‌سالم، بیماری‌های محیطی و چند عامل دیگر است که گاه باعث مشکلاتی در زندانیان می‌شود که ممکن است اثرات پایداری داشته باشد.
معمولاً به خاطر بازداشت‌های بی‌رویه و مداوم جمهوری اسلامی، میزان بازداشت‌شدگان گاه چندین برابر بیش از ظرفیت زندان است و امکانات بهداشتی و درمانی زندان پاسخگوی این حجم از زندانی‌ها نیست.
به عنوان مثال: بند قرنطینه زندان اوین فقط ۲ سرویس بهداشتی دارد، ولی معمولاً بیش از هزار زندانی در آن محبوس‌اند. به علت ازدحام، زندانیان مجبورند در راهرو‌ها یا نقاط آلوده بخوابند و این باعث بیماری‌های پوستی مختلفی می‌شود.
یکی دیگر از خطراتی که زندانیان را تهدید می‌کند، وضعیت آب نا‌سالم در زندان‌هاست. اکثر زندانیان سیاسی زندان‌های رجایی‌شهر و اوین تا مدت‌ها بعد از دوران محکومیت خود از مشکلات کلیوی رنج می‌برند. از جمله این افراد: فؤاد خانجانی، علیرضا صارمی، حسین رونقی، فرشید فتحی و مصطفی نیلی هستند که وضعیت امید کوکبی وخیم گزارش شده.
اخیراً وضعیت ناسالم محیط زندان از شرایط بهداشتی فراتر رفته و زندانیان سیاسی با مشکل جدیدی دست و پنجه نرم می‌کنند؛ عدم رعایت اصل «تفکیک جرائم» باعث شده زندانیان سیاسی حتی امنیت جانی هم نداشته باشند.
ظهر روز ۷ آذر، دو نفر از زندانیان سالن ۱۲ بند ۴ زندان رجایی‌شهر که سابقه درگیری و شرارت دارند، پس از تهدید و ارعاب گروهی از زندانیان سیاسی- عقیدتی با چاقو به آن‌ها حمله کرده و آنان را مورد ضرب و شتم قرار دادند. (کلمه، آذر ۹۴)

 

۴٫ اعتصاب غذا
معمولاً زندانیان برای احقاق مطالبات خود و مبارزه با ظلمی که به آن‌ها می‌شود، دست به اعتصاب غذا می‌زنند که عوارض منفی بسیاری بر جسم فرد می‌گذارد. از جمله: ضعف شدید بدنی، افت فشارخون، تهوع، سوزش ادرار و مشکلات گوارشی را در پی دارد.

 

در تازه‌ترین موارد:
– آبان ۹۳، هشت تن از زندانیان سیاسی زندان ارومیه در اعتراض به عدم رعایت اصل تفکیک جرائم دست به اعتصاب غذای نا‌محدود زدند.
– «محمود بهشتی» معلم زندانی و سخنگوی پیشین کانون صنفی معلمان ایران، در نامه‌ای اعلام کرد که از ۵ آذر در اعتراض به حکم حبس ۹ ساله خود، دست به اعتصاب غذا خواهد زد. محمد علی طاهری بنیان‌گذار عرفان حلقه نیز در اعتراض به حکم اعدام خود دست به اعتصاب غذای تر زده است.
– «حسین رونقی» وبلاگ‌نویس و فعال حقوق بشری نیز به دلیل اعتصاب غذا دچار هیدرونفروز (ورم کلیه) شد، مساله‌ای که التهاب مثانه و پروستات او را تشدید کرد.
چنانکه پیشتر ذکر شد، هدی صابر نیز پس از اعتصاب غذا جان خود را از دست داد. گفتگوی «وحید پوراستاد» با «علی افشاری» در این مورد شنیدنی است.