آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

حامد جعفرزاده

اجتماع


غرامت مضاعف


prison

 

مهم‌ترین مسئله خبرساز و نگران‌کننده در مورد وضعیت زندانیان سیاسی در ایران، موضوع آسیب‌های خاصی است که به آن‌ها وارد می‌شود. این آسیب‌ها ناشی از مشکلاتی است که در چند سطح افراد درگیر را متاثر می‌کند.
در این بحث چند شاخه اصلی قابل تمایز است:
۱) آسیب‌های جسمی
۲) آسیب‌های روانی
۳) آسیب‌های اجتماعی
۴) آسیب‌های خانواده و کودکان زندانیان سیاسی
۵) آسیب‌های خاص زندانیان سیاسی زن

 

۱) آسیب‌های جسمی
آسیب‌های جسمی از شایع‌ترین مواردی است که در حین زندان یا پس از آزادی گریبانگیر زندانیان سیاسی می‌شود. گزارش‌های متعددی از سکته، بیماری‌های کلیوی، ناراحتی‌های پوستی، خرابی دندان و… زندانیان منتشر شده است.
این آسیب‌ها در زندان‌های ایران به حدی بوده که در مواردی حتی منجر به فوت زندانیان سیاسی شده است. هدی صابر، افشین اصانلو، ستار بهشتی، زهرا کاظمی و قربانیان بازداشتگاه کهریزک از این جمله هستند.
در بررسی عوامل بروز آسیب‌های جسمی، این دلایل نقش پررنگی ایفا می‌کنند:
الف. شکنجه (روحی/جسمی): علی‌رغم تصریح ممنوعیت شکنجه در اصل ۳۸ قانون اساسی، این اهرم خشن همچنان توسط بازجو یا زندانبانان به کار گرفته می‌شود. در دهه ۶۰ شمسی، شکنجه جسمی بیشتر به صورت حد (شلاق) وجود داشت. ولی در دهه‌های بعد از فشارهای روانی یا «شکنجه سفید» استفاده می‌شود. مثل: سلول انفرادی، اعدام نمایشی، انواع تهدیدها و…
ب. عدم رسیدگی پزشکی: وضعیت بهداری زندان‌ها در ایران «اسف‌بار» گزارش می‌شود. ماده ۱۰۲ آیین‌نامه سازمان زندان‌ها، بهداری زندان را مکلف می‌کند تا حداقل ماهیانه یک‌بار از زندانیان تست پزشکی به عمل بیاورد، اما زندانیان از ابتدایی‌ترین امکانات پزشکی محرومند.
این در حالی است که زندانیان سیاسی برای اعزام به مراکز درمانی خارج زندان، با محدودیت از سوی دادستانی مواجه‌اند. آن‌ها از مصرف دارو و درمان بیماری‌های خاص، معاینه توسط پزشک شخصی، اعزام در موارد اورژانسی، گذراندن نقاهت در بیمارستان، یا مرخصی پزشکی محروم‌اند. اعزام به بیمارستان هم اغلب با دستبند (و در مواردی پابند) صورت می‌گیرد.
مسئله دیگر، تجویز بی‌رویه داروهای ضد‌افسردگی و اعصاب توسط پزشکان زندان است. این داروها در درازمدت تاثیرات مخرب شدیدی بر جسم و روح مصرف‌کننده دارند.
ج. محیط ناسالم: وضعیت غیر‌بهداشتی زندان‌ها ناشی از عوامل مختلفی مثل کم‌بود امکانات بهداشتی، آب نا‌سالم و بیماری‌های محیطی است. همچنین با عدم رعایت اصل «تفکیک جرایم» و قرار گرفتن زندانیان عقیدتی- سیاسی در کنار بعضی زندانیان خطرناک، حوادث خونباری رقم خورده است. مثل درگیری بند ۳۵۰ در سال ۱۳۸۸، یا حمله با چاقو به «سعید مدنی» و «سعید رضوی‌فقیه» در بند ۴ زندان رجایی‌شهر.
د. اعتصاب غذا: معمولاً زندانیان برای اعتراض یا احقاق مطالبات‌شان، راهی جز اعتصاب غذا ندارند. این موضوع عوارض منفی بسیاری بر جسم فرد می‌گذارد. از جمله: ضعف شدید، اُفت فشارخون، تهوع، زخم معده، سوزش ادرار و مشکلات گوارشی.
خرداد ۱۳۸۹، «هدی صابر» فعال ملی- مذهبی پس از اعتصاب غذا و وخیم شدن حالش، در بهداری زندان مورد ضرب و شتم زندانبانان قرار گرفته و با همان وضعیت به بند برگردانده شد. صابر در ۲۲ خرداد بر اثر شرایط ناگوار جسمی و ضربات وارده، در زندان اوین فوت کرد.

 

۲) آسیب‌های روانی
زندانیان سیاسی به دلیل شرایط خاص نگهداری و تبعیض‌هایی که به صورت سیستماتیک در بندهای سیاسی اعمال می‌شود، در معرض فشارهای روانی و آسیب‌های متعددی قرار دارند. عوارض روحی حاصل از این مسئله، هم بر جان و روان زندانی اثر می‌گذارد و هم بر جسم و تن او.
زندانیان سیاسی آزاد شده، این موارد را به عنوان عمده اختلالات روانی خود ذکر می‌کنند: اضطراب، افسردگی، وسواس فکری، «اضطراب پس از حادثه»، یأس و ناامیدی، ترس‌های مزمن، اختلال خواب، توهم و کابوس.
اغلب افراد بعد از زندان تلاش می‌کنند به زندگی عادی برگردند، اما عدم توجه به عارضه‌های روانی باعث بیماری‌های جسمی (یا روان-تنی) می‌شود. از جمله: سردردهای تنشی، میگرن، گردن‌درد، دل‌درد، صدای گوش، لکنت زبان، حساسیت، و حتی بروز فشارخون یا دیابت و فلج اندام هیستریک.
واکنش‌ها: این آسیب‌دیدگان برای رفع مشکلات خود شیوه‌های متفاوتی برمی‌گزینند. از جمله: درمان از طریق مراجعه به روان‌پزشک، رو آوردن به موادمخدر، مهاجرت، خودکشی و…
مثلاً گروه بزرگی از روزنامه‌نگاران به دلیل فرصت‌شغلی در خارج کشور، دست به مهاجرت زده‌اند. جمع زیادی از زندانیان سابق هم به قصد پناهندگی به کشورهایی مثل ترکیه رفته و مدت‌ها در شرایط سخت کمپ‌های پناهندگان زندگی می‌کنند.
اما غم‌انگیزتر از همه، سرنوشت آن‌هایی است که بر اثر شرایط روحی نامطلوب دست به خودکشی زده‌اند. رضا خلعتبری (زندانی دهه ۶۰) و سیامک پورزند (روزنامه‌نگار قدیمی) به این طریق درگذشتند، ولی دکتر اسدالله اسدی و در آخرین مورد هم علی محمدی (شهروند کرمانشاهی) از مرگ نجات یافتند.
عوامل بروز مشکلات روانی
اما زندانی سیاسی چه شرایطی را تجربه می‌کند که باعث بروز این همه مشکل می‌شود و گاهی حتی گذشت زمان هم مرهم دردهای او نیست؟
الف. شوک دستگیری: به گفته خیلی از زندانیان، این آغاز فروپاشی ذهنی و روحی آن‌ها بوده است. معمولاً دستگیری زندانیان سیاسی با هجوم به منزل آن‌ها (گاه شب‌ها یا ساعات اولیه بامداد) و به صورت خشونت‌آمیز صورت می‌گیرد. آبان ۸۹، هجوم ماموران برای دستگیری «آرش صادقی» منجر به سکته و فوت مادر این دانشجو شد.
ب. شکنجه: جدا از شکنجه‌های جسمی، معمول‌ترین شکنجه‌های روحی در زندان‌های ایران عبارتند از: اعترافات اجباری (و خصوصاً اعترافات تلویزیونی)، حبس در سلول انفرادی، قطع ارتباط با خانواده، تبعید و تبعید ناگهانی.
ج. بهداشت روانی نامطلوب: عدم امکان استفاده از تلفن، مکاتبه با خانواده یا وکیل، حمله به بند با بهانه بازرسی، ادامه داشتن بازجویی و در مواردی حضور بازجویان در زندان و فشار برای همکاری یا جاسوسی از سایر زندانیان و…

 

هدی صابر

هدی صابر

 

۳) آسیب‌های اجتماعی
زندانی سیاسی به دلیل نگاه امنیتی حاکم، مجبور به تحمل شرایطی متمایز از دیگر زندانیان است و به همین دلیل از بعضی حقوق اجتماعی که سایر زندانیان از آن بهره‌مند هستند، بی‌نصیب می‌ماند و آسیب‌های خاص آن را تجربه می‌کند. این معضلات در زندان و پس از آزادی گریبان‌گیر زندانی هستند. از جمله در زندان:
الف. نقض حقوق شهروندی: نداشتن وکیل، عدم شرکت در فعالیت‌های اجتماعی زندان، رعایت نشدن اصل طبقه‌بندی زندانیان و…
ب. عدم ارتباط با خانواده: اختلال در روند ملاقات و خبرگیری از خانواده و محیط بیرون. یا رفتن به مرخصی؛ که برخلاف ماده ۲۱۳ آیین‌نامه سازمان زندان‌ها، در مورد سیاسی‌ها با سختگیری خاصی همراه است.
– این افراد بعد از آزادی هم با مشکلات زیر مواجه می‌شوند:
الف. عدم مقبولیت اجتماعی: اولین و مهم‌ترین مشکل یک زندانی عقب‌افتادن از زندگی کاری، تحصیلی و اجتماعی است. ضمن اینکه برچسب «زندانی سیاسی» باعث وحشت اطرافیان از ارتباط و همکاری با او می‌شود.
ب. عدم مقبولیت خانوادگی: ممکن است غیبت فرد به زندگی زناشویی او لطمه زده و جایگاه سابق را در زندگی خانوادگی نداشته باشد. تضاد فکری (گرایش سیاسی و مذهبی) با اعضای خانواده، یا ترس اطرافیان از درگیر شدن با مسائل امنیتی، شایع‌ترین مشکلات زندانیان سیاسی است.
ج. کار و درآمد (مالی): علاوه بر عقب‌افتادن مالی در دوران زندان، این امکان وجود دارد که محل کار سابق زندانی سیاسی به دلایل امنیتی دیگر او را نپذیرد. با وجود پیشینه سیاسی، پذیرفته‌شدن در شغل جدید هم بسیار سخت است. خصوصاً روزنامه‌نگاران که اغلب پس از زندان بیکار مانده‌اند.

 

۴) آسیب‌های خانواده و کودکان زندانیان سیاسی
مشکلات زندانیان سیاسی تنها دامن‌گیر خودشان نیست. هر زندانی دارای فرزند، همسر، خواهر، برادر، دوست و خانواده‌ است و اکثر این افراد به نوعی در مجازات او شریک‌اند. به همین دلیل است که به اعمال حبس، اعدام و شکنجه بر زندانیان، «مجازات خانواده زندانیان» گفته می‌شود.
– بخش یک: کودکان زندانیان
کودکان آسیب‌پذیرترین اقشار اجتماع هستند. اما در مورد کودکان زندانیان سیاسی، عوامل جانبی دیگری بر شدت این آسیب‌پذیری اضافه می‌کند.
این کودکان به دو گروه داخل و خارج زندان تقسیم می‌شوند.
الف. کودکان زندانی: مادران زندانی می‌توانند فرزندان‌شان را تا پایان ۲ سالگی کنار خود نگهدارند. حتی در ماده ۸۸ و ۸۹ آئین‌نامه سازمان زندان‌ها به رعایت مسائل آموزشی، بهداشتی، خوراک مناسب برای مادران و فرزندان اشاره شده؛ ولی گزارش‌ها حاکی از شرایط نامطلوب کودکان زندانی در تمام زندان‌ها است. از جمله: بارمان احسانی، رسام تبیانیان و سورنا قربانی که همراه مادران‌شان در زندان سمنان شرایط نامناسبی دارند.
کودکان زندانی تغذیه مناسبی ندارند، رشد اجتماعی‌شان به خطر می‌افتد، در محیط‌های آلوده زندگی می‌کنند و هدف آزار سایر زندانیان عادی قرار می گیرند.
ب. کودکان دور از والدین: گروه دیگری از کودکان زندانیان به‌خاطر محکومیت پدر، مادر یا هر دو آن‌ها از حق داشتن خانواده، آرامش روانی و حمایت و محبت والدین محروم‌اند. این گروه با مشکلات زیادی روبه‌رو هستند، از جمله: عدم تغذیه با شیر مادر، بی‌اعتمادی به پلیس، قربانی جلوه شدن، انتشار عکس و نام کودک، اُفت تحصیلی و…
شاید مهم‌ترین آسیب کودکان «اضطراب جدایی» باشد. روان‌شناسان «تنش و استرس در محیط زندگی» را علت اصلی این معضل می‌دانند. در مورد فرزندان زندانیان سیاسی، محرک‌های فراوانی برای بروز اضطراب وجود دارد: شوک روانی دستگیری، ممانعت از ملاقات، عدم ملاقات حضوری، یا مرخصی‌های کوتاه‌مدت والد (زندانی).
– بخش دو: خانواده زندانیان
افراد با توجه به میزان ارتباط‌شان با زندانیان سیاسی، با مشکلاتی ناشی از حبس او مواجه‌اند: از پیمودن راه‌های طولانی برای ملاقات هفتگی، نگرانی و بی‌خبری گرفته تا تهدیدهای گوناگون و حتی تشویق به طلاق.
اعضای خانواده زندانیان در مقاطع مختلف و به بهانه‌های متعددی در خطر این آسیب‌ها قرار دارند:
– شوک دستگیری: وارد شدن استرس ناگهانی به خانواده. اکثر زندانیان سیاسی در منزل و مقابل چشم پدر و مادرشان دستگیر می‌شوند.
– نگرانی و بی‌خبری: عدم پاسخگویی نهادهای امنیتی و مشخص نبودن سرنوشت زندانی به مدت طولانی و نامعلوم.
– ترس از خشونت بازجوها: با توجه به حوادثی مثل بازداشتگاه کهریزک یا فوت ستار بهشتی، زهرا کاظمی، هدی صابر و… این نگرانی کاملاً منطقی است.
– وثیقه‌های سنگین: آزادی موقت یا مرخصی زندانیان سیاسی مستلزم فراهم کردن وثیقه‌های سنگینی است، که این باعث فشار روحی و مالی شدیدی به خانواده‌ها می‌شود.
– تبعید: این اقدام که باعث دوری زندانی از محل زندگی خانواده و در نتیجه کاهش ملاقات آن‌ها می‌شود؛ جدا از مصائب روحی، خانواده‌ها را با مشکلات رفت‌وآمد هم مواجه می‌کند. مثلاً در آذر ۱۳۹۲ مادر و همسر «پیمان عارفی» زندانی تبعیدی به مسجدسلیمان، پس از ملاقات و هنگام بازگشت به تهران، بر اثر تصادف رانندگی جان خود را از دست دادند.
– عدم تفکیک جرایم: نگرانی خانواده‌ها از آسیب‌دیدن زندانی به دست زندانیان خطرناک، مواد مخدر و…
– مشکلات ملاقات‌ها: بُعد مسافت یا پیمودن پله‌های متعدد، محدودیت یا لغو ملاقات، برخوردهای تند مامورین با خانواده‌های زندانیان در سالن‌های ملاقات؛ از جمله درگیری با خانواده «میثاق یزدان‌نژاد»، یا ضرب‌وشتم «مسعود باستانی» روزنامه‌نگار زندانی مقابل چشم مادر و همسرش توسط ماموران زندان رجایی‌شهر.
– مرخصی: خانواده زندانیان سیاسی مجبورند برای گرفتن مرخصی به دادستانی مراجعه کرده و هربار با برخوردهای زننده مواجه شوند.
– تهدیدهای مختلف: تهدید به بازداشت، لغو ملاقات و حتی تهدید به تجاوز از جمله موارد گزارش شده در این زمینه است.
– مشکلات مالی: قطع منبع درآمد خانواده‌ها معضل بزرگی است. قضیه وقتی بدتر می‌شود که ماموران امنیتی با هرگونه کمک مالی (و حتی معنوی) شدیداً برخورد می‌کنند.
– تشویق به طلاق: هرچند گسسته‌شدن پیوند زناشویی زندانیان اتفاقی شایع است، اما این امر در میان زندانیان سیاسی کم‌تر رخ می‌دهد. با این حال بازجویان «علیرضا رجایی» نماینده سابق مجلس و «علی مطوری‌زاده»، از همسران آن‌ها درخواست کرده‌اند طلاق بگیرند.
– مشکلات پس از آزادی: چنان که اشاره شد مشکلات جسمی، روانی و اجتماعی متعددی تا سال‌ها زندگی یک زندانی سیاسی را متاثر می‌کنند. خانواده‌ها باید در این دوره هم پابه‌پای او رنج بکشند.

 

سیامک پورزند

سیامک پورزند

 

۵) آسیب‌های خاص زندانیان سیاسی زن
طبق فهرست تهیه شده، هم‌اکنون بیش از ۴۰ زندانی سیاسی زن در بند هستند. از «زهرا رهنورد» – که همراه همسرش در حصر خانگی است- گرفته تا زنان گمنامی که در ۱۴ زندان مختلف کشور حبس می‌کشند. حدود نیمی از آن‌ها شهروندان بهایی بوده و اکثر زنان سیاسی در زندان اوین محبوس‌اند.
زنان به دلیل تفاوت‌های فیزیکی و روانی با مردان، مشکلات و آسیب‌های خاصی را در زندان تجربه می‌کنند. ساختار فیزیکی و ظرافت زنان تحمل درد را کم‌تر کرده و همچنین عادت ماهانه یا احتمال بارداری، آن‌ها را – خصوصاً در زمان بازجویی‌ها- آسیب‌پذیر می‌کند.
از سوی دیگر تغییرات سطح هورمون‌ها، زنان را عاطفی و حساس‌تر کرده و بستر مناسبی برای فشار بازجو یا زندانبان به وجود می‌آورد. استفاده از الفاظ ناشایست، تهمت ارتباط جنسی، توهین‌های جنسی و… مواردی است که زندانیان زن در خاطرات خود به آن اشاره می‌کنند.
زندانی شدن زنان در ایران تبعات و هراس‌های خاصی به همراه دارد که ناشی از دیدگاه اجتماعی و البته شیوه سرکوب حکومت است:
– ترس از تجاوز: به گفته رهایی‌یافته‌ها، هتک‌حرمت در دهه ۶۰ روالی عادی بوده و در مورد اعدامی‌های باکره به صورت اجباری صورت می‌گرفته است. ضمن اینکه این ترس قدیمی به خاطر شایعات و اخبار مختلف تقویت شده.
– مادرانگی: دوری از فرزندان برای مادران زندانی دشوار است. این ضربه عاطفی برای زندانیانی مثل: نرگس محمدی، نسرین ستوده، فاران حسامی، مریم اکبری‌منفرد، فهیمه اسماعیل‌بدوی فشاری مضاعف بوده.
– گروکشی: این اصطلاحی است که برای احضار و ممنوع‌خروجی دختر خردسال نسرین ستوده به کار رفت. این اتفاق با مهاجرت فرزندان نرگس محمدی (برای زندگی با پدرشان) و جدایی این مادر از بچه‌هایش شباهت دارد.

شرایط زندان زنان
علاوه بر شرایط نامطلوب زندان‌های ایران و فشار مضاعف بر زندانیان سیاسی، زنان زندانی با مشکلات متفاوتی روبه‌رو هستند.
الف. ضروریات زنانه: ساده‌ترین نیازها و امکانات بهداشتی از بند زنان دریغ می‌شود؛ خصوصاً در هنگام بازداشت که: نواربهداشتی به صورت سهمیه‌ای و کم توضیع می‌شود، لوازم بهداشتی و پیرایشی ممنوع است، حتی لباس‌زیر (سوتین) از زنان گرفته می‌شود.
ب. شرایط امنیتی: تفتیش‌بدنی توهین‌آمیز (شامل برهنه‌کردن) و نصب دوربین امنیتی در سرویس‌بهداشتی و حمام‌های زندان، در بند مردان هم اعمال می‌شود؛ ولی این برای زنان بسیار حساسیت‌برانگیزتر است و امنیت روانی آن‌ها را تهدید می‌کند.
ج. پوشش اجباری: زنان مجبورند در فضای زندان، اتاق بازجویی و دادگاه چادر بپوشند. چادرهایی بدرنگ که عمومی هستند و طبیعتاً به نظافت‌شان توجه نمی‌شود. البته بر اساس قانون، زندانیان سیاسی از پوشیدن لباس‌فرم معاف‌اند؛ ولی این مورد هم مثل خیلی مسائل دیگر زیر پا گذاشته شده و باعث تضییع حقوق زندانی می‌شود.