آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۴ فروردین ۱۳۹۵

سولماز ایکدر

زنان


زخم‌های زندان روی روح زندانی


74E405D6-D5BE-4973-8B07-59AA8D32E702_cx0_cy6_cw0_mw1024_mh1024_s

 

شکنجه هم شدی؟ کتک هم می‌زدند؟ مورد تجاوز قرارگرفتی؟
تقریبا تمامی زندانیانی که تازه از زندان آزاد شده‌اند، با سوالاتی از این دست مواجه می‌شوند؛ سوالاتی که پاسخ منفی به هر کدام از آن‌ها سایه آرامش را به صورت مخاطب می‌آورد. اما آیا خشونت جسمی وجنسی تنها نوعی از خشونت است که زندانیان سیاسی با آن مواجه هستند؟
اکثر زندانیانی که از زندان آزاد می‌شوند، تا مدت‌ها با پیامد انواع خشونتی که با آن مواجه بودند دست به گریبان هستند. خشونت‌هایی عمیق‌تر از خشونت‌های جسمی و جنسی.

 

زندگی در انزوای محض
اعمال خشونت‌های روانی بر زندانیان سیاسی، درست از لحظه بازداشت شروع می‌شود. خشونت‌هایی مانند الزام به برهنه شدن در بدو ورود به زندان یا بازداشت‌گاه موقت، منزوی کردن زندانی، ساعت‌های طولانی یا غیر معمول بازجویی، قطع ارتباط با خانواده یا حتی متوقف کردن بازجویی و در تنهایی محض قرار دادن زندانی. در مورد این نوع از خشونت‌ها به دلیل فراگیری آن بسیار گفته شده است اما هنوز پرده‌های ناخوانده زیادی از خشونت‌های اعمال شده بر زندانیان در دوران بازداشت موقت و بازجویی باقی مانده است. خشونت‌های روانی از این جنس در شرایطی اتفاق می‌افتد که کنوانسیون حقوق زندانیان تصویب شده در سازمان ملل که ایران نیز به عضویت آن درآمده تصریح می‌کند «روند اداره زندان باید به‌ گونه‌ای باشد که تفاوت زندگی زندانی در خارج و داخل زندان را به حداقل برساند و… زندانی احساس کند مسئولیت اش در ارتباط با وظایف زندگی و همینطور حفظ شأن و کرامت انسانی‌اش به عنوان یک انسان، به قوت خود باقی است.»
یکی از زندانیان سیاسی زن که به مدت سه سال ونیم در بند نسوان زندان اوین محبوس بود به یک شیوه آزار جنسی توسط بازجوی بند ۲۰۹ اشاره می‌کند و می‌گوید: «صدای قدم‌هایش را نشنیده بودم فقط دستی را دیدم که دو اسکناس پنج هزار تومانی گذاشت روی میز و گفت دکمه بالای مانتو‌ام را باز کنم. در حال نوشتن پاسخ یکی از‌‌ همان سوال‌های کلی بودم، سوالهایی مثل گرایشات فکری خود را از نوجوانی تا امروز شرح دهید؛ یا یک سوالی مثل این. خشکم زد. تنم را در لباس زندان تصور کردم. مانتوی بلند و گشاد، مقنعه‌ایی که زمان بازداشت سرم بود و روی همه این‌ها چادر زندان. دوباره به اسکناس‌ها نگاه کردم، بعد به تنم که حجم نامشخصی در لباس‌های بی‌قواره بود و تمام قصه‌های قدیمی که از زندان و زندانیان زن شنیده بودم، در ذهنم طنین انداخت.»
اکثر زندانیانی که از زندان آزاد شده‌اند، حتی از روایت چنین برخوردهایی به دلیل ترس از قضاوت اطرافیان خودداری می‌کنند. این در حالی است که طبق ماده ۳۱ کنوانسیون حقوق زندانیان « … هرگونه مجازات بیرحمانه، غیرانسانی و اهانت آمیز تحت هر شرایطی ممنوع است و باید به طور کامل از لیست مجازات و تنبیه برای جرائم انضباطی خارج شود.» ماده ۳۳ همین کنوانسیون هم می‌گوید که « هرگونه تنبیه و مجازاتی که به سلامتی فیزیکی یا به روح و روان زندانی آسیب برساند، ممنوع است»

 

7981

 

خانواده‌ها هم مجازات می‌شوند
برای زندانیانی که سابقه بازداشت‌های قبلی داشتند، فرایند بازجویی شناخته شده بود. از همین رو این زندانیان بیشتر با فشارهای مضاعف مواجه می‌شوند؛ فشار بر خانواده یکی از مهم‌ترین ابزارهاست. بازجو‌ها عموما با خانواده زندانی تماس می‌گیرند و آن‌ها را تهدید می‌کنند یا به دروغ به زندانی می‌گویند که اعضای خانواده او را هم بازداشت کرده‌اند تا زندانی را وادار به اعتراف خلاف واقع بکنند. همسران برخی از زندانیان سیاسی طی سالهای گذشته از تماس بازجو‌ها و توهین‌ها یا تهمت‌های آنان خبر داده‌اند. هرچند این مساله محدود به زندانیان با سابقه نمی‌شود و زندانیان جدید هم با برخورد‌هایی از این دست مواجه شده‌اند.
اتمام دوره بازداشت موقت و بازجویی، برابر با اتمام دوران فشار بر خانواده‌ها نیست. بسیاری از خانواده‌ها در طول دوران زندان، اخبار ناملایماتی که بر زندانی می‌رود را در اختیار رسانه‌ها قرار می‌دهند. این موضوع بهانه‌ای برای تهدید خانواده زندانی یا خود او می‌شود. تحت فشار قرار دادن خانواده زندانیان سیاسی محدود به تهدید و ارعاب نیست. پدر یکی از زندانیان سیاسی به دلیل اطلاع رسانی در مورد بیماری فرزندش، با اتهام تبلیغ علیه نظام محاکمه و محکوم به زندان شد.

 

افسردگی؛ پیامد طبیعی زندان
آیین‌نامه سازمان زندان‌ها بر تفکیک زندانیان بر اساس سن، جنس و جرم تاکید دارد و در بند ۶۷ کنوانسیون حقوق زندانیان نیز آمده که زندانیان «مرتکب به بزه و جرائم جنایی» باید از دیگران زندانیان تفکیک شوند « چراکه به احتمال زیاد شخصیت و رفتار چنین مجرمانی تأثیر سوء در بقیه زندانیان خواهد داشت» با این حال این موضوع تاکنون در زندان‌های ایران محقق نشده است و تقریبا تمام زندانیان سیاسی در طول دوران تحمل محکومیت خود، حداقل دوره‌ای را با زندانیان عادی گذرانده‌اند.
یکی از زندانیان سیاسی مرد که پس از مدتی کوتاه از زندان اوین به زندان رجایی شهر تبعید شد درباره تجربه‌اش در زندان عمومی به «تابلو» می‌گوید: «زندانیان ابدی، اعدامی یا آنهایی که با حکم‌های سنگین در زندان هستند، همگی یا افسرده شده‌اند یا پرخاشگر. همبند بودن با زندانی اعدامی، یعنی همبندی با کسی که آخر خط است٬ یعنی به قول خودشان یک بار خون کرده‌اند و دیگر خون برایشان حکم دوا گلی دارد. می‌دانی که جرم درون زندان‌‌ همان حکم معمول را ندارد. یعنی قتل درون زندان حکم اعدام ندارد. می‌دانی این یعنی چه؟ اینجا برای مردن حتما لازم نیست با زندانیان عادی درگیر شوی. یک بار در هواخوری دو زندانی عادی درگیر شدند، چاقو از دست یکی از آن‌ها در رفت و کنار سر من، خورد به دیوار.»

روابط جنسی پیچیده بین زندانیان عادی، حتی اگر دامن‌گیر زندانیان سیاسی هم نشود، برای آن‌ها فشار روانی به همراه خواهد داشت. زندانیان عادی، زن و مرد، به خصوص آنهایی که با حبس‌های طولانی مواجه هستند، برای پاسخ به غرایز خود با دیگر زندانیان روابط جنسی برقرار می‌کنند.
یکی از زندانیان سیاسی زن که برای سه سال در بند‌های عمومی و نسوان اوین محبوس بود، مشاهداتش از روابط جنسی خاص را این گونه روایت می‌کند: «تازه از انفرادی آمده بودیم بند، کلی تلاش کردیم تا واحد فرهنگی را احیا کنیم. یکی از زندانیان اول به بهانه ریاضی خواندن آمد به بخش فرهنگی. بعد از یکی دو جلسه گفت از من خوشش می‌آید. طول کشید تا بفهمم موضوع چیست. او به من پیشنهاد رابطه داده بود. منظورم از رابطه، تنها رابطه جنسی نیست، رابطه‌ای مانند رابطه یک زن و شوهر. تقریبا تا وقتی در بند عمومی بودیم، از ابراز عشق‌اش مصون نبودم.»

 

7996

 

رنج مضاعف مادران زندانی
شرایط زنان زندانی، به دلیل حضور مادرانی در بین آنان بسیار متفاوت از شرایط عام زندان است.
یکی از زندانیان سیاسی زن که به دوسال و نیم زندان محکوم شده بود پس از آزادی سخت‌ترین تجربه‌ زندان را مشاهده رنج مادرانی عنوان کرد که در دوری از فرزندان خود بی‌تابی می‌کنند. او به تابلو می‌گوید: «واقعا باید برای مادران زندانی کاری کرد. فشاری که بر مادران وارد می‌شود، همه بند را تحت تاثیر قرار می‌داد. روز ملاقات از صبح، یا حتی از روز قبلش، مادران شروع به جمع آوری شکلات و شیرینی از هم‌بندی‌ها می‌کنند. خودشان را می‌آرایند و اگر ملاقات حضوری داشته باشند، در پوست‌ خود نمی‌گنجد. خوش و خرم به ملاقات می‌روند اما امان از جدا شدنشان. بعضی بچه‌های کوچک‌تر را با گریه از آغوش مادرانشان بیرون می‌کشند و بچه‌های بزرگ‌تر با بغض می‌روند. بعد از آن ما می‌مانیم و مادران رنج‌دیده از خداحافظی. تا شب صدای بغض‌هایی که می‌ترکد در بند شنیده می‌شود.»
پای خاطرات زندانیان زن که بنشینی، روایت‌های بی‌شماری می‌شنوی از حال و هوای بند، شب عروسی دختر یک زندانی یا روزی که مادری با حال نزار بیدار شده چون دیشب خواب بدی در مورد فرزندش دیده است. این تراژدی‌های هر روزه در شرایطی اتفاق می‌افتد که ماده ۲۱۵ آیین‌نامه سازمان زندان‌ها تاکید دارد « به‌ زنان سرپرست خانوار و مادران دارای فرزند کمتر از ده سال در صورت کسب امتیازات لازم و فقدان سابقه عمدی محکومیت به ازای هر دو ماه٬ سه تا پنج روز مرخصی تشویقی اعطاء می‌گردد.» قانونی که فقط روی کاغذ معتبر است و کمتر مادر زندانی است که از این امتیاز طبق قانون برخوردار شده باشد.

 

دریغ از ۵ دقیقه تماس تلفنی
انتشارنامه زندانیان سیاسی زندان اوین به مناسبت درگذشت آیت الله منتظری، بهانه‌ای شد برای قطع دائمی تلفن‌های بند‌های ۳۵۰ و نسوان اوین؛ از این اتقاق نزدیک ۶ سال می‌گذرد. یعنی ۶ سال است که عملا ارتباط زندانیان سیاسی محبوس در اوین با دنیای خارج محدود شده است به ملاقات‌های نیم ساعته هفتگی.
همسر یکی از زندانیان زن که به ۸ سال و نیم زندان محکوم شده بود در این باره به « تابلو» گفت: «یک چیزهایی هست که بقیه نمی‌توانند درک کنند، حتی نمی‌شود درست توضیحشان داد. شاید اگر‌‌ همان روزی دو دقیقه تلفن را داشتیم، اوضاع به گونه‌ای دیگر بود. تا وقتی تلفن قطع نشده بود حداقل می‌توانستیم با هم ارتباط داشته باشیم، همین که همسرم زنگ می‌زد و می‌شد در مورد مسائل روزمره مانند دعوای محل کار یا اسباب کشی یکی از همسایه‌ها یا…. حرف زد، دوری و سکوت اینقدر سنگین نمی‌شد. تلفن‌ها را که قطع کردند، در حقیقت ما را از هم بریدند. تنها هفته‌ای نیم ساعت ملاقات کابینی باقی مانده است. می‌دانی نیم ساعت یعنی چقدر؟ می‌دانی طی نیم ساعت چند جمله می‌توان رد و بدل کرد؟ اصلا در مورد چه چیز‌هایی باید حرف زد؟»
زندانیان سیاسی پس از آزادی از زندان تا مدت‌ها و یا حتی برای تمام عمر با آسیب‌های روحی و جسمی که در دوران زندان دیده‌اند، دست به گریبان‌اند. آسیب‌هایی آن‌چنان عمیق که بازگشت به آغوش خانواده و گذر زمان هم مرهمی بر آن نخواهد بود.