آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۴

حسن سربخشیان

اجتماع


مرگ طبیعت، مرگ انسان | گفتگو با مینوش زمردی نیا


Open5.Pile-of-Pollution

 

 

مینوش زمردی‌نیا هنرمندی ایرانی است که در حال حاضر در مقطع کارشناسی ارشد رشته‌ی هنرهای جدید در مؤسسه‌ی هنر سانفرانسیسکو مشغول به تحصیل است. او مدرک کارشناسی در رشته‌ی عکاسی و کارشناسی ارشد در رشته‌ی ارتباط تصویری از دانشگاه آزاد اسلامی مرکز تهران و همچنین مدرک ویدئو آرت و مولتی مدیا از کالج شهر برکلی را دریافت کرده است. او مدرس رشته‌ی عکاسی در دانشگاه آزاد اسلامی ایران و دستیار استاد در دانشگاه هنر سانفرانسیسکو بوده است. او از سال ۲۰۰۴ تا به امروز با گروه پنج باز همکاری داشته است. از سال ۲۰۱۲ تا کنون عضو هیئت مدیره‌ی هنرمندان محیط زیست‪(WEAD) ‬ در آمریکا است. زمردی‌نیا کارهای خود را در نمایشگاه‌های محلی و بین‌المللی بسیاری ارائه داده است. به تازگی یکی از مجموعه عکس‌های‌اش به کلکسیون موزه‌ی هنر نوادا راه یافته است. زمردی‌نیا جوایز هنری متعددی نیز دریافت کرده است. او موفق به دریافت جایزه‌ی کمک‌هزینه‌ی تحصیلی از دانشگاه هنر سانفرانسیسکو شده است. ویدئو آرت او با عنوان «خط قرمز» موفق به دریافت لوح تقدیر هشتمین جشنواره‌ی فیلم دانشجویی در کالیفرنیا شد. از دیگر جوایز او می‌توان به جایزه‌ی عکاسی از کنسول هنر پوکونو، و جایزه‌ی مسابقه‌ی کتاب هنری The Anne Bremer Memorial Library‬ اشاره کرد.

 

زمینه‌ی روی آوردن شما به عکاسی محیط زیست چه بوده است؟‌
من همیشه به طبیعت بسیار علاقه‌مند بودم، و به خاطر سفرهایی که با خانواده در دل طبیعت داشتم همیشه صمیمیت و نزدیکی خاصی با طبیعت داشتم. بعد از این که تحصیلات عکاسی را به پایان بردم، برای کارشناسی ارشد رشته‌ی ارتباط تصویری را انتخاب کردم. پایان‌نامه‌ام بررسی ارتباط گرافیک زیست‌محیطی با هنر زیست‌محیطی بود. شاید در ظاهر ارتباطی بین این‌ها نباشد اما در تحقیقاتم با هنر زمینی (لند آرت)‌ آشنا شدم. در این میان، با آقای نادعلیان آشنا شدم. ایشان هنرمندی بین‌المللی است که سال‌ها است در زمینه‌ی هنر زیست‌محیطی فعالیت داشته. در کلاس‌هایی که ایشان در جهاد دانشگاهی داشتند شرکت کردم. آقای نادعلیان جشنواره هنرهای زیست‌محیطی بر پا می‌کردند. با همکلاسی‌های‌ام در این کلاس گروهی را تشکیل دادیم و من از آن موقع شروع به عکاسی از محیط زیست کردم.

 

هدف اصلی از این نوع عکاسی چه بود؟‌
ما بیشتر از هرچیزی به محیط زیست علاقه داشتیم، و به دلیل شرکت در کلاس‌هایی که گفتم، آگاهی‌مان نسبت به مشکلات محیط زیست بالا رفته بود. دنبال این بودیم که با فعالیت‌مان اطلاع‌رسانی کنیم. اما فقط این مسئله نبود؛ ما به جنبه‌ی هنری کار هم توجه می‌کردیم. بیشتر کارهای عکاسی من مرتبط بود با محیط زیست، و این علاقه را می‌توان در کارهای‌ام به وضوح دید. کارهای اولیه‌ام بیشتر رنگ و بوی محیط زیست را داشت، ولی الان این مضمون در کارهای‌ام کمتر شده است.

 

raheleh-Minoosh-Zomorodinia

 

یک مجموعه عکس در کارهای‌ات هست که خانمی پارچه‌ی سفید به تن‌اش بسته و در محیط زیست حضور دارد. می‌توانی درباره‌ی آن توضیح بدهی؟
این مجموعه عکس به نام «‌مرگ طبیعت، مرگ انسان» ‌نام‌گذاری شده است. در یکی از جشنواره‌های زیست‌محیطی که در شهر ماشالک نوشهر حضور داشتیم، در جنگل ماشالک یک سری درخت‌های بریده‌شده دیدم. این اولین بار بود که این تعداد درخت بریده‌شده را یک‌جا می‌دیدم. بسیار تحت تأثیر این صحنه قرار گرفته بودم به خاطر محیط زیست و قطع درختان. از همان‌جا این مجموعه را آغاز کردم؛ این درخت‌های بریده الهام‌بخش کار من شدند. من در جمع دوستانی که گروهی با هم سفر می‌کردیم گفتم دوست دارم کسی را که به صورت مرده باشد در میان این درخت‌های بریده‌شده بگذارم. ما در گروه همیشه یک پارچه‌ی سپید نازکی داشتیم که برای کارها و فعالیت‌های‌مان از ‌آن استفاده می‌کردیم. آن را برداشتم اما این که کسی حاضر بشود او را باندپیچی کنم سخت بود. یکی از دوستان‌ام به نام ‌تارا پذیرفت این کار را برای‌ام انجام بدهد و کار شروع شد. بعد از آن، هر سفری رفتیم من این کار را ادامه دادم.

 

در میان عکس‎های‎ات یک سری عکس از بطری‌های آب می‌بینم. در این باره می‌توانی توضیح بدهی؟
دید عکاسی من در محیط کاری بود که باعث خلق این مجموعه شد. ما به صورت گروهی فعالیت می‎کردیم، با هم مشورت می‎کردیم، رأی می‌گرفتیم، و در نهایت یک ایده را انتخاب می‌کردیم و پرورش‌اش می‌دادیم تا روی آن کار کنیم. نقش من در گروه عکاس بود. ما هرجا سفر می‌کردیم که آدم‌های عادی توان دسترسی به آن را داشتند، بی‌نهایت زباله‌های پلاستیکی می‌دیدیم. در سفری که با آقای نادعلیان به تنگه‌ی هرمز داشتیم، دیدیم که این بطری‌های پلاستیکی در جنگل، در ساحل، و در تمام طبیعت رها شده‌اند. ابتدا تصمیم گرفتیم این پلاستیک‌ها را جمع کنیم؛ بعد به چیدمان آن‌ها پرداختیم، و من از آن‌ها عکاسی کردم. این یک کار کاملاً عکاسی بود. آن‌چه شما در محیط تجربه می‌کردید و می‌دیدید با آن‌چه من به صورت عکس به بیننده عرضه کرده‌ام دو زاویه‌ی دید و دو تجربه‌ی متفاوت را نشان می‌دهند. این ماجرا هم الهام‌بخش من شد برای عکاسی از بطری‌هایی در جاهای دیگر، مثل دربند. تلاش ما بیشتر این بود که مردم ببینند چه می‌کنند با طبیعت خودشان، با ایجاد زباله در محیط طبیعی.

 

نحوه‌ی ارائه‌ی این آثار چه‌طور بود؟
ما غالبا این آثار را به صورت آنلاین منتشر می‌کردیم. هرکسی در وبلاگ خودش و همچنین در وبلاگ گروه که اکثراً خودم عکس‌ها را آن‌جا آپلود می‌کردم. یکی از بحث‌های هنر زمینی این است که آثار در جایی خارج از گالری‌ها و موزه‌ها ارائه شوند. اجرای اثر در محیط و ارائه‌ی آن در محیط و جایی خارج از موزه‌ها ایده‌ی ما بود.

 

Hormoz-Island.Collaboration

 

 

مدتی است که به آمریکا مهاجرت کرده‌ای. آیا این سفر به آمریکا در نحوه‌ی نگاه تو به مسئله‌ی محیط زیست تأثیر داشت؟ جنس کارهای‌ات آیا در آمریکا نسبت به ایران عوض شده است؟
من به خاطر کارهایی که در ایران انجام می‌دادم دوستان زیادی در آمریکا پیدا کرده بودم. وقتی به این‌جا آمدم واقعاً شگفت‌زده شدم. سعی کردم در کلاس‌های محیط زیستی که دوستان‌ام در آن شرکت می‌کردند شرکت کنم. در خصوص کمبود آب، گرمایش کره‌ی زمین، و تغییرات آب‌وهوایی اطلاعات‌ام بیشتر شد. هنوز هم در‌آثار من بحث محیط زیست هست. من شش سال است که در آمریکا هستم، و در این مدت مثلاً در کنفرانس ساکرامانتو در اکتبر ۲۰۱۴ در خصوص کمبود آب در کالیفرنیا از من خواستند اثر بفرستم.

 

کاربرد عکاسی در حوزه‌ی محیط زیست چه‌قدر مهم است؟
عکس نقش بسیار مهمی در محیط زیست دارد. عکاسی یکی از رسانه‌هایی است که خیلی سریع است؛ چون تصویری است، مردم سریع آن را دریافت می‌کنند. برای عموم یکی از ساده‌ترین و رساترین رسانه‌ها عکاسی است. عکاسی توان بالایی برای تحت تأثیر قرار دادن مردم دارد. آن لحظه که توسط دوربین عکاسی ثبت می‌شود حس و معنا و مفهومی را به وجود می‌آورد که خواه ناخواه مردم را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

 

با توجه به مشکلات محیط زیستی در ایران، به نظرت چه باید کرد که توجه بیشتری به این موضوع و عمق فاجعه‌ای که در حال وقوع است جلب شود؟
می‌توان شعار داد و حرف کلی زد که اگر اطلاع‌رسانی شود مردم به عمق فاجعه پی می‌برند. ولی باید دید از چه بعدی می‌خواهیم کار کنیم. برنامه‌ی تلویزیونی محیط زیستی ساخته شود؟ ‌مسئولان را آگاه کنیم؟ سازمانی باشد و یا دولتی؟ اگر چند سازمان و مرکز فرهنگی هنری بودجه‌ای اختصاص بدهند، می‌توان با پروژٰه‌های هنری عمق فاجعه را بیشتر نشان داد و در مورد محیط زیست با زبانی غیررسمی و با شکلی تأثیرگذار با جامعه روبه‌رو شد.