آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۴

دلبر توکلی

اجتماع


سام خسروی فرد: محیط زیست قربانی سیاست‌زدگی معصومه ابتکار شد


گفتگو با سام خسروی فرد

25284722473780069205

در سالی که گذشت، ریزگردهای موجود در هوا در استان خوزستان موجب شد تا مردم جنوب کشور به خیابان‌ها بیایند و شعار «هوای سالم و زندگی سالم» سر بدهند. تعداد زیادی بر اثر آلودگی شدید هوا دچار بیماری‌های تنفسی و راهی بیمارستان شدند، و کار به جایی رسید که یکی از نمایندگان «جبهه‌ی پایداری» خطاب به معصومه ابتکار، معاون رئیس‌جمهور و رئیس «سازمان حفاظت محیط زیست»، گفت: «من پیشنهاد می‌کنم که اگر توان کار کردن ندارید، از ریاست سازمان محیط زیست استعفا دهید و در منزل برای خانواده غذا بپزید!»
معصومه ابتکار اولین زنی است که در جمهوری اسلامی به هیئت دولت راه یافت، و اولین بار در سال ۱۳۷۶ در سمت معاون رئیس‌جمهور و رییس «سازمان حفاظت محیط زیست» در دولت اصلاحات کار خود را آغاز کرد، و برای بار دوم در دولت جدید دوباره بر صندلی ریاست این سازمان تکیه زد که این بار با چالش‌های زیست‌محیطی زیادی رو به رو شد، به طوری که این بار مردم به صورت خودجوش در اعتراض به مسائل زیست‌محیطی به خیابان‌ها آمدند. علاوه بر خوزستان، اعتراضات مردمی در اصفهان و ارومیه هم در واکنش به خشک شدن آب زاینده‌رود و دریاچه‌ی ارومیه نیز صورت گرفت، اما تا کنون مسئولان و دست‌اندرکاران «سازمان حفاظت محیط زیست» به خواسته‌های مردم در اقصا نقاط کشور، مبنی بر این که زندگی در هوای سالم حق آنان است، پاسخ درستی نداده‌اند.
در همین راستا با سام خسروی فرد، کارشناس و دانشجوی مقطع دکترای منابع طبیعی در دانشگاه توئینه‌ی هلند، به گفت‌وگو نشستم.


منشأ اصلی مشکلات زیست‌محیطی کشور در کجا است؟
سوءمدیریت مهم‌ترین معضل محیط زیست ایران است، و در مرحله‌ی بعدی فساد دامن‌گیر در دستگاه‌های دولتی. این دو معضل همه‌چیز را احاطه کرده و فقط به همین سال‌های اخیر محدود نمی‌شود، بیش از سه دهه است که درگیر این موضوع هستیم.
این سوء مدیریت که به آن اشاره کردید چه تبعات زیست محیطی را در پی داشته و دارد؟
به شرایط امروز نگاه کنید. برای مثال، ۱۸ میلیون اصله درخت بلوط در زاگرس خشک می‌شوند. این اتفاق یک‌شبه رخ نداده است. یا مثلاً اعلام می‌شود در ۴ سال یک میلیون هکتار از جنگل‌های زاگرس از بین رفته، یا این که هر سال بیش از ۸ هزار هکتار از جنگل‌های شمال ایران در حال کاهش است. دریاچه‌ی ارومیه خشک می‌شود و تمام دریاچه‌های استان فارس و ۶۷ درصد از تالاب‌های کشور خشک شده است! این‌ها همه تبعات آن فساد و سوءمدیریت دامن‌گیر است که وقتی با مشکل ریزگردها ادغام می‌شود، می‌توان پیش‌بینی کرد در آینده‌ی نزدیک ایران جای زندگی کردن نباشد!
به مسئله‌ی ریزگردها اشاره کردید. می‌دانید که آمار سرطان در ایران افزایش پیدا کرده است و همین طور میزان آلودگی هوا. به نظر شما، این عوامل تا چه اندازه در بالا رفتن آمار سرطان در ایران موثر بوده‌اند؟
آلودگی هوا در ایران موضوع جدیدی نیست. از اوایل دهه‌ی پنجاه در شهر تهران مسئله‌ی آلودگی هوا مطرح شد، و در همان زمان شهرداری تصمیم گرفت اقداماتی برای رفع کاهش آلودگی هوا انجام دهد. به دلیل بروز مشکلات زیست‌محیطی و از جمله آلودگی‌ هوا، در سال ۱۳۵۳ «قانون حفاظت و به‌سازی محیط زیست» به تصویب رسید که هنوز هم یکی از بهترین قوانین مصوب در این حوزه است. و همچنین در سال ۱۳۷۴ قانون «نحوه‌ی جلوگیری از آلودگی هوا» تصویب شد، و این قانون هم به رغم آن که قانون کاملی است اجرا نمی‌شود! البته جمعیت کشور هم افزایش پیدا کرده است، و افزایش جمعیت خود به عنوان یکی از معضلات اصلی محیط زیست در دنیا مطرح است.
تمرکز جمعیت در پایتخت ایران و شهرهای بزرگ از یک طرف، و افزایش تولید خودرو و بنزین‌ غیراستاندارد از طرف دیگر، باعث شده وضعیت از نظر آلودگی هوا بحرانی شود. در مورد میزان تاثیر آلودگی هوا در روند روبه‌رشد آمار مرگ و میر بر اثر سرطان، باید بگویم که تحقیقات نشان داده است که بالا رفتن میزان آلودگی هوا نمی‌تواند با روند روبه‎رشد مرگ‎ومیر ناشی از سرطان بی‌ارتباط باشد. اما نمی‌توان به راحتی با یک یا دو عامل دلیل افزایش سرطان را شناسایی کرد. ممکن است دلایل دیگری هم داشته باشد که کارشناسان حوزه‌ی سلامت در این مورد می‌توانند نظر بدهند.
با شما موافق هستم که تنها یک عامل نمی‌تواند موجب روند روبه‌رشد ابتلا به سرطان باشد. برای همین باید به آلودگی آب شرب تهران اشاره کنم، بحثی که مدتی است که مطرح شده و خود من چند سال پیش پرونده‌ی محرمانه آن را دیدم و خواندم. نظرتان در این خصوص چیست؟
آلودگی آب شرب هم موضوع جدیدی نیست. از زمانی که خطوط انتقال آب دچار فرسودگی و با فاضلاب مخلوط شد، این آلودگی رقم خورد. باز هم مثل آلودگی هوا، نمی‌توان گفت که این امر عامل اصلی شیوع سرطان در ایران است. عوامل دیگری هم هستند که سلامتی شهروندان را تهدید می‌کنند، مثل برنج یا گوشت‌های آلوده‌ی وارداتی.
آیا «سازمان حفاظت محیط زیست» به تنهایی می‌تواند بحران‌های موجود زیست‌محیطی را مدیریت کند و نقش رئیس این سازمان تا چه اندازه تعیین‎کننده است؟
شالوده‌ی این سازمان قبل از انقلاب گذاشته شد. در آن زمان، یکی از معاونت‌های نخست‌وزیری بود. اما چرا در قبل از انقلاب معاون نخست‌وزیری و بعد از انقلاب معاون ریاست‌جمهوری بود و تبدیل به وزارت‌خانه نشد، دلیل‌اش این است که رئیس این سازمان به عنوان معاونت بالاترین مقام اجرایی کشور این قدرت را دارد که بر عملکرد سایر دستگاه‌ها نظارت کند. اما اگر این سازمان به وزارت‌خانه تبدیل شود نهادی هم‌‌عرض سایر دستگاه‌های اجرایی خواهد بود، مثلاً هم‌عرض وزارت جهاد کشاورزی یا وزارت نیرو، تشکیلاتی که اتفاقا مخرب هستند و بخش عمده‌ی گرفتاری‌های زیست‌محیطی را ایجاد کرده‌اند. بنابراین، اگر آن سازمان هم‌‌عرض این نهادها باشد، نمی‌تواند از آن‌ها سؤال کند و یا این که به آنها دستورعمل بدهد برای کاهش آلودگی‌ها. ریاست این سازمان یک مقام سیاسی است. اگر رؤسای آن نتوانسته‌اند در این سال‌ها کارشان را درست انجام دهند به این دلیل است که قدرت سیاسی لازم را نداشته‌اند.
شخصی که انتخاب شده این قدرت را نداشته است، یا این که سیستم آن اجازه را به او نداده است؟
بعد از انقلاب، هیچ‌وقت نخواستند که رئیس این سازمان فردی قوی باشد و آن طور که باید وظایف تعیین‌شده را به پیش ببرد. به هر حال، قبل از انقلاب به این موضوع فکر شده بود و به همین دلیل «شورای عالی حفاظت محیط زیست» تشکیل شد. در حال حاضر هم وزیران وزارت‌خانه‌های مرتبط با محیط زیست (مثل جهاد کشاورزی یا بهداشت) و یا معاونان آنان در این شورا عضو هستند. ریاست این شورا بر عهده‌ی رئیس‌جمهور است و دبیر آن رئیس «سازمان حفاظت محیط زیست». در زمان ریاست‌جمهوری آقای احمدی‌نژاد، همه‎ی شوراهای عالی تعطیل شدند و شورای محیط زیست هم جزء آن‌ها بود.
در دوره‌ی آقای روحانی، خانم ابتکار در این دوره دوباره انتخاب شد، با توجه به این که در دوره‌ی اصلاحات ۸ سال ریاست این سازمان را به عهده داشت و بعد وارد شورای شهر شد، حدود ۱۶ سال در صحنه بود و کشور برای ایشان هزینه کرده بود تا نحوه‌ی مدیریت بیاموزد. بنابراین، به نظرم می‌رسید ایشان بهترین گزینه برای ریاست سازمان است. اما بعد از مسئله‌ی آشوراده و دیدن ویدئویی در ارتباط با تسخیر سفارت آمریکا، که ایشان صراحتاً اعلام می‌کند با کشتن گروگان‌ها مشکلی ندارد، متوجه شدم که سخت در اشتباه بودم.
یعنی آن تجربه‌ای را که می‌بایست ندارد، یا این که باز هم بر می‌گردد به آن جایگاه سیاسی که اشاره کردید؟
خانم ابتکار شاید با شور انقلابی از آدم‌کشی سخن گفته است. حتا گفتن این حرف کار ساده‌ای نیست. به علاوه، در روزهای آخر ریاست‌اش در دوره‌ی اصلاحات با آقای حسین مرعشی، رئیس «سازمان میراث فرهنگی و گردشگری» تفاهم‌نامه‌ی توسعه‌ی گردشگری در آشوراده را امضا کرد. بعد از مصائب بسیار، دولت بعدی و خانم فاطمه جوادی (رئیس «سازمان حفاظت محیط زیست» در دولت نهم) توانست آن تفاهم‌نامه را ملغا کند. تا این که خانم ابتکار دوباره به ریاست سازمان رسید و با وجود تمام گزارش‌ها و مطالعاتی که امروز موجود است (و آن موقع نبود!) و البته با وجود مخالفت اکثر کارکنان «دفتر زیستگاه‌ها و امور مناطق» سازمان تحت امرش، از معاون محیط‌ طبیعی خود خواست که آن تفاهم‌نامه را امضا کند. با این کار، دوباره منطقه‌ای را که نزدیک به ۵۰ سال از آن حفاظت شده بود عملاً تقدیم می‌کرد به بخش خصوصی برای توسعه‌ی گردشگری. آیا این فشار از بالا بود؟ اگر بود، چرا استعفا نکرد؟
بهتر بود که اگر این فشار از بالا بوده ایشان به عنوان رئیس سازمان مقاومت می‌کرد و یا کنار می‌رفت. اما او این کارها را نکرد. به نظرم، خانم ابتکار هم کار سیاسی می‌کند و هم سیاسی‌کاری! متأسفانه، محیط زیست برای خانم ابتکار شاید در اولویت و اهمیت نیست. اگر غیر از این بود، نباید این تفاهم‌نامه را امضا می‌کرد. این کار خیانتی است به اهداف زیست‌محیطی. توجیهات و بهانه‌هایی آوردند که قانع‌کننده نبود.

سام خسروی فرد

سام خسروی فرد

شما به مسئله‌ی آشوراده اشاره کردید، اما تا جایی که به یاد دارم در دوره‌ی قبلی ریاست ایشان هم موضوع آزادراه تهران – شمال بسیار بحث‌برانگیز شد، و در نهایت بخش مهمی از جنگل‌های شمال تخریب شد و هنوز هم این پروژه به سرانجامی که برای آن تصویر شده بود نرسیده!
بله، اما من الان دارم از خانم ابتکاری حرف می‌زنم که قبلاً ۸ سال در ریاست سازمان تجربه کسب کرد، نه خانم ابتکاری که ۱۲ سال پیش سر کار آمده بود. در سال ۱۳۷۶ ایشان در مصاحبه‌ای گفته بود که، چون این پروژه در دولت سازندگی تصویب شده نمی‌توانیم آن را متوقف کنیم. البته یک کلاه شرعی به نام ارزیابی اثرات محیط زیستی برای آن تراشیدند که هیچ‌وقت هم معلوم نشد که چه کسی آن ارزیابی را انجام داده است.
به یاد دارم که در خصوص سدسازی هم همین پاسخ را از ایشان شنیدیم که مصوبات این پروژه‌ها مربوط به دولت آقای هاشمی است و ما مجری هستیم! اما همه‌ی این‌ها تبعاتی داشته که امروزه معضلات زیست‌محیطی جدی را گریبان‌گیر مردم کرده است. نظر شما چیست؟
می‌دانید که مسائل محیط زیست یک روزه به وجود نمی‌آید و در طی زمان شکل می‌گیرد. پروژه‌هایی که در دولت‌های آقایان رفسنجانی و خاتمی مطالعات آن‌ها شروع شد یا کلنگ‌اش زمین خورد، امروز اثرات‌اش مشهود شده است. با آمدن آقای احمدی‌نژاد، روند تخریب افزایش داشت و اثرات مخرب قبلی نمود پیدا کرد. «سازمان حفاظت محیط زیست» اگر جدی و قوی مقابل پروژه‌های مخرب می‌ایستاد و راهکار هم ارائه می‌کرد، شاید امروز وضعیت به این وخامت نبود.
خانم ابتکار در چه مواردی می‌توانست جلوی تخریب محیط زیست را بگیرد اما نگرفت؟
۱۳ سال پیش، معاون خانم ابتکار از خشک شدن دریاچه‌ی ارومیه گفت. اما به جای این که حرف او شنیده شود و کاری عملی برای تغییر این روند صورت بگیرد، خانم ابتکار او را برکنار کرد. با این حال، در دوره‌ی اخیر ایشان چند کار مثبت هم انجام داده که راه‌اندازی «شورای عالی محیط زیست» یکی از آن‌ها است. از دیگر کارهای مثبت خانم ابتکار می‌توان به راه اندازی «کمیته‌ی احیای دریاچه‌ی ارومیه» و تشکیل «صندوق محیط زیست» اشاره کرد که البته اساس‌نامه‌ی آن در سال ۱۳۸۴ به تصویب مجلس رسیده بود. مورد دیگر توقف تولید بنزین آلاینده‌ی پتروشیمی‌ها بود؛ البته بعضی‌ رسانه‌ها نوشتند دیگر در تهران توزیع نمی‌شود، بعضی از رسانه‌ها اعلام کردند که تولید آن متوقف شده.
اما می‌بینیم که ایشان در برابر طرح انتقال آب دریای خزر به ارومیه ایستادگی نمی‌کند و صحبتی از آن به میان نمی‌آورد. آقای روحانی در زمان کاندیداتوری اجرای این طرح را وعده داده بود. بعد «ستاد احیای دریاچه‌ی ارومیه» به ریاست وزیر سابق کشاورزی، عیسی کلانتری، تشکیل شد و تصمیماتی گرفت، از جمله این که آب از حوزه‌ای به دریاچه‌ی ارومیه، به خصوص از خزر به ارومیه، منتقل نشود. اما می‌بینیم که آقای روحانی ناگهان تصمیم می‌گیرد مبلغ ۲۰ میلیارد تومان برای مطالعات و اقدامات اولیه‌ی انتقال آب خزر به ارومیه بودجه اختصاص بدهد. در این ارتباط، مدیر «شرکت مدیریت منابع آب» در مصاحبه‌ای گفته، ما انتظار داریم که امسال دو میلیارد تومان به ما برسد. انگار غنیمت جنگی است که انتظار دارند این مبلغ به آن‌ها برسد تا صرف مطالعات اولیه کنند!
خانم ابتکار همچنین حرفی درباره‌ی کانال خزر به خلیج فارس (موسوم به ایران‌رود) نزده است. علاء‌الدین بروجردی گفته که قرارگاه خاتم‌الانبیا، وابسته به سپاه پاسداران، طرح مطالعات کانال خزر به خلیج فارس را شروع کرده است. پیشنهادی که ۵۰ سال مهندس هومان فرزاد آن را مطرح کرده بود، امروز به عنوان یک پروژه‌ی مخرب مطالعات آن شروع شده.
خانم ابتکار گفته است ایران هفتمین کشور تولیدکننده‌ی گازهای گل‌خانه‌ای است. او و دولت آقای روحانی تا کنون چه کرده‌اند که وضیعت در این ارتباط بهتر شود؟ در دوره‌ی احمدی‌نژاد دهم بودیم، و حالا رسیده‌ایم به هفتم. خانم ابتکار همچنین گفته‌اند خشک‌سالی تا سال ۲۰۵۰ میلادی ۱۱ برابر می‌شود. سؤال این است که برای مواجهه با این بحران چه اقداماتی انجام داده‌اند؟
اشاره داشتید به این که جایگاه خانم ابتکار بیشتر سیاسی است تا زیست‌محیطی، اگر جای او بودید، برای جلوگیری از این روند تخریب محیط زیست در کشور چه می‌کردید؟
هیچ وقت نمی‌توانم جای او باشم، چون چنین سمتی به من و امثال من پیشنهاد نخواهد شد. اما به عنوان یک کارشناس محیط زیست، گمان می‌کنم خانم ابتکار باید کلاس‌های آموزشی محیط زیستی برای خودش بگذارد و یاد بگیرد که مسائل زیست‌محیطی مهم‌تر از مسائل سیاسی است. یاد بگیرد برای سلامتی مردم و طبیعت باید ایستاد و کوتاه نیاید. اگر نمی‌‌تواند یا نمی‌گذارند کارش را انجام بدهد، استعفا کند و مردم را نیز در جریان قرار بدهد. اما بعید است این اتفاق بیافتد؛ چون اول مردم غریبه اند و در ثانی ایمانِ راستین برای حفاظت محیط زیست وجود ندارد.
کار دیگری که می‌تواند انجام بدهد آشنا کردن مدیران تصمیم‌گیر و رده بالای نظام با محیط زیست ایران است. پافشاری آقای روحانی به انتقال آب خزر به ارومیه نشانه‌ی بی‌دانشی ایشان و مشاور ایشان در حوزه‌ی محیط زیست است. یکی از مهم‌ترین کارها، که امروز هم برای انجام آن دیر است، احیای سفره‌های آب زیر زمینی با همکاری وزارت نیرو است. می‌توانند با کنترل سیلاب و باز کردن دریچه‌های سدها (تا جای ممکن)، منابع سفره‌های زیرزمینی را احیا کنند که البته زمان‌بر است. ما با بحران خشک‌سالی ۳۰ ساله روبه‌رو هستیم و اگر بخواهیم با آن مقابله کنیم راهی جز احیای سفره‌های آب‌های زیرزمینی نداریم. اما خانم ابتکار، که خود یکی از عاملان خشک شدن ارومیه است، چنین کارهایی انجام می‌دهد؟ خیلی بعید به نظر می‌رسد.