آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۴

بهرام میلانی

سیاست


اگر پیروز شوم، درخت‌ها خوشحال می‌شوند


20140128-sotu-environment

 

 

انتخابات بهترین وقت برای بازیگران سیاسی است تا نقش فردی دل‌سوز را بازی کنند و با قول‌های بزرگ خود دل رأی‌دهندگان را بربایند. یک شخص قول فرصت‌های شغلی بیشتر را می‌دهد، و شخص دیگر قول می‌دهد تا حقوق اولیه‌ی سیاسی را به مردم برگرداند. هرکس آن‌چه را که فکر می‌کند مردم به آن اهمیت می‌دهند بر زبان می‌آورد تا محبوبیت و تعداد رأی خود را افزایش دهد. مسئولان ایران نیز از این مسئله مبرا نیستند و تمام سعی خود را می‌کنند تا با دادن قول‌های بزرگ‌تر به گروه هدف خود نزدیک‌تر گردند و پیروزی‌شان در انتخابات را تبدیل به یک واقعیت کنند. البته، همه می‌دانیم که اکثر اوقات این قول‌ها عملی نمی‌شوند و برای همیشه فراموش می‌گردند. همین چند وقت پیش بود که هاشمی رفسنجانی گفت روحانی بیش از حد قدرت اجرایی‌اش به مردم وعده داده است٬ و از مردم خواست تا انتظارات خود را از رئیس‌جمهور منتخب‌شان کاهش دهند.
به هر حال، چه این وعده‌ها رنگ واقعیت بگیرند چه تبدیل به آرزوهایی دست‌نیافتنی شوند، می‌توان مطمئن بود که این قول‌ها بازتابی از خواسته‌ها و دغدغه‌های روزانه‌ی مردم هستند. موضوعات بسیاری در هنگام انتخابات از سوی نامزدها مطرح و با مردم در میان گذاشته می‌شوند، ولی آن‌چه جای بسیار کوچکی در نقشه‌های بلندمدت کاندیداهای ایرانی دارد مسئله‌ی محیط زیست است، مسئله‌ای که به جز ایران در بسیاری از نقاط دیگر جهان نقشی کلیدی در انتخاب یک فرد برای سمت‌های دولتی بازی می‌کند. کافی است نگاهی به انتخابات میان‌دوره‌ای اخیر آمریکا بیاندازیم تا به اهمیت معضلات زیست‌محیطی در تبلیغات سیاسی آمریکا پی ببریم.
باراک اوباما در سال‌های اخیر تلاش‌های فراوانی برای اجرای قانونی دارد که به موجب آن تولیدات کربنی در سطح کشور کاهش پیدا ‌می‌کنند. هدف از این این قانون بهبود وضع جوی و مقابله با گرمایش زمین است. طرح زیست‌محیطی اوباما بیشتر از همه کارخانه‌هایی را هدف قرار داده است که هنوز از زغال‌سنگ به عنوان منبع انرژی استفاده می‌کنند. این موضوع باعث تکاپوی عجیبی در میان سرمایه‌داران و صاحبان کارخانجات مختلف شده است و آن‌ها را بر آن داشته تا تمام توان خود را برای مبارزه با این طرح به کار ببندند. جمهوری‌خواهان که بیشترین کمک‌های مالی خود را از کارخانه‌داران بزرگ آمریکا دریافت می‌کنند سعی کردند تا با مخالفت با اوباما نظر پشتیبان‌های مالی خود را تأمین و آن‎ها را در مبارزه با طرح اوباما یاری کنند. هرکدام از نامزدهای جمهوری‌خواه شیوه‌ای متفاوت برای نشان دادن مخالفت خود با رئیس‌جمهور آمریکا را پیش گرفتند.
بعضی از افراد مانند کری گاردنر سعی کردند خود را طرف‌دار انرژی پاک نشان دهند، اما در عین حال راه رسیدن به فردایی بهتر را نه در جلوگیری از استفاده از زغال‌سنگ بلکه سرمایه‌گذاری در راه‌های دیگر مانند توربین‌های بادی دانستند. بعضی دیگر همچون میچل مک‌کانل اما موضوع محیط زیست را کامل دور زدند و استفاده از زغال‌سنگ را مساوی با ایجاد فرصت‌های شغلی دانستند. آن‌ها خود را ناجی مردم نشان دادند و اوباما را به شکل فردی پلید در آوردند که می‌خواهد نان را از سر میز مردم بردارد. در این میان گروهی هم بودند که کلاً تغییرات جوی را نفی کردند و گفتند که تحقیقات چندین ساله‌ی دانشمندان در اصل حاصل یک حرکت زیرزمینی مخفی برای نابود کردن آمریکا است: صحبت‌هایی که شاید در سال ۲۰۱۴ عجیب به نظر می‌آمدند، ولی این نمایندگان رأی‌دهندگان خود را خوب می‌شناختند و ابایی از زیر سؤال بردن محکم‌ترین تحقیقات عملی نداشتند.

 

13feb17_nokxl_dc

 

برخلاف آن‌چه انتظار می‌رفت، نامزدهای دموکرات نه تنها دست به مخالفت با جمهوری‌خواهان نزدند بلکه بسیاری از آن‌ها با جمهوری‌خواهان هم‌صدا شدند. آن‌ها به فلسفه‌ی مک‌کانل باور داشتند و معتقد بودند اگر یک‌ یز برای مردم مهم‌تر از درجه‌ی هوا باشد آن توانایی آوردن غذا بر سر سفره‌ی خانواده‌شان است. البته تمام حزب دموکرات از همراهی با اوباما هراس نداشت؛ در ایالت‌های غیرصنعتی، رهبران این حزب با کمک‌ میلیون دلاری فعالان محیط زیستی همچون تام استیر حمله‌ای همه‌جانبه علیه نامزدهای جمهوری‌خواه ترتیب دادند، و این افراد را به خاطر انکار گرمایش زمین به بی‌سوادی و جیره‌خواری سرمایه‌دارانی مانند برادران کخ متهم کردند. تری لین یکی از جمهوری‌خواهانی بود که مورد این حملات قرار گرفت. در تبلیغ تلویزیونی که علیه او پخش شد، زنی کارگر بالا آمدن سطح آب را می‌بیند و در حالی که به دوربین نگاه می‌کند، می‌گوید: «ما هرروز اثرات تغییرات جوی را در میشیگان می‌بینیم. پس چرا تری لین اصرار دارد تا علم را این‌گونه نقض کند؟» متأسفانه، هم‌صدایی بعضی از دموکرات‌ها با جمهور‌ی‌خواهان برای آن‌ها بسیار گران تمام شد و این نامزدها را مجبور کرد تا صندلی‌های خود را به رقبای‌شان اهدا کنند.
این اما ابتدای جنگ زیست‌محیطی در آمریکا است. انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۱۶ جایی است که پیکار واقعی در‌ می‌گیرد. کارشناسان باور دارند که مشکلات زیست‌محیطی یکی از اصلی‌ترین نکاتی باشد که رأی‌دهندگان آمریکایی در سال ۲۰۱۶ به آن توجه می‌کنند. البته، محیط زیست تا به حال هیچ‌گاه نقشی به این بزرگی در معادلات سیاسی آمریکا بازی نکرده و چنین موضوعی در فضای انتخاباتی آمریکا هم کاملاً جدید است. با این حال، اگر این رفتار را با رفتار مسئولان ایرانی مقایسه کنیم، شاهد تفاوتی عظیم خواهیم بود. درست است که در حال حاضر تغییرات اجتماعی و سیاسی در ایران اهمیت بیشتری از معضلات زیست‌محیطی قرار دارند، ولی همین نگاه سهل‌انگارانه برای پیش‌گیری از فجایع زیست‌محیطی باعث شده است که با خشک‌سالی دریاچه‌ی ارومیه و نبود آب‌وهوای سالم در جنوب کشور مواجه شویم. شعارهای سیاسی بر اساس درخواست‌های مردم از نماینده‌های‌شان طراحی می‌شوند؛ اگر امروز نه یک نماینده‌ی مجلس و نه یک مسئول دولتی در ایران به دنبال حل مشکلات زیست‌محیطی‌ است، دلیل آن نبودِ فشار اجتماعی بر آن‌ها است، فشاری که حتا در نظام‌های بیماری همچون نظام جمهوری اسلامی ایران نیز جواب می‌دهند و کارساز بوده‌اند. اگر نمایندگان جمهوری‌خواهی مانند میچل مک‌کانل برای خوشحال کردن کارخانه‌داران دست به حمله به اوباما می‌زند، دلیل‎اش آن است که در جایی دیگر مردم خواستار تغییر از سوی باراک اوباما شده‌اند. اگر آزادی سیاسی و آزادی بیان باید در ایران پی‌گیری شود، همان قدر نیز باید به طبیعت و محیط زیست توجه گردد، چون هر ضربه به طبیعت ایران آینده‌ی نسل‌های بعدی را کمی سیاه‌تر می‌کند.