آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۲۳ فروردین ۱۳۹۴

سلماز آزاد

اجتماع


به هر که هستی، افتخار کن!


9G5X4724edited
چندین سال است که «جشنواره‌ی پراید» سالانه در تابستان و در بسیاری از کشورها برگزار می‌شود. «پراید» یعنی افتخار، و جشنواره‌ی پراید مدت‌ها به اسم «گی پراید»، یعنی رژه‌ی افتخار و غرور همجنس‌گرایان در مقابل شرم اجباری و ننگ تحمیلی، خوانده می‌شد و حالا نامی عمومی‌تر به خود گرفته تا بتواند دل تمام رنگین‌کمانی‌ها و باقی مردمی را که سال‌ها است این جشنواره را از آن خود کرده‌اند، فتح کند.
این جشنواره، که بیش از هرچیز به خاطر آزادی تقریباً بی‌حدومرز رفتارها و لباس‌ پوشیدن‌ها معروف است، نه تنها شرکت‌کنندگان که بینندگان زیادی را هم جلب می‌کند. شاید بسیاری از کسانی که به نظاره بسنده می‌کنند خود را در هیبت کسانی نمی‌بینند که ساعت‌ها صرف پوشیدن لباس ویژه‌ای کرده‌اند که فقط به درد این‌جور مراسم می‌خورد، با آن آرایش‌های عجیب و غریب! عجیب و غریب دقیقاً معنی کلمه «کوئیر» است که سال‌ها به عنوان انگ برای آن‌ها که ظاهر و رفتارشان منطبق با جریان غالب نبود استفاده می‌شد. در فارسی هم چنین کلمه‌ای داریم: «دگرباش». دگرباشی دقیقاً اشاره به این «عجیب و غریبی» و «دیگری» بودن دارد.

از بعضی از دوستان‎ام پرسیدم، اگر روزی در شهر محل زندگی‌شان جشنواره‌ی پراید برگزار شود، در آن شرکت می‌کنند؟ بعضی از اعضای جامعه‌ی ال‌جی‌بی‌تی با من هم نظر بودند و می‌گفتند که برای مبارزه، اعلام حضور، دیده شدن تفاوت‎ها، و احقاق حق‌شان در این جشنواره و رژه شرکت می‌کنند. الینا، ۲۶ ساله، لزبین و ساکن تورنتو، می‌گوید: «من شرکت می‌کنم تا توی چشم آدم‌ها نگاه کنم، چه کسانی که با افتخار شرکت می‌کنند و چه آن‌هایی که به خاطر نفرت‌ورزی آن‌جا هستند. دوست دارم به آن‌هایی که در پراید شرکت کرده‌اند نگاه کنم و قدردان حضورشان باشم و با آن‌ها در این افتخار شریک باشم، و بقیه (چه آن‌هایی که نفرت ندارند یا خنثا هستند و چه آن‌هایی که هراس دارند) ببینند که من یک فرد متولد این سال و با این قد و هیکل و با این ویژگی‌ها وجود دارم، کار می‌کنم، می‌خوانم، هنرمند ام، به موسیقی علاقه دارم، و خلاصه با بودن‌ام کار بدی نمی‌کنم که به کسی صدمه بزند.»

در فرانسه، رژه‌ی افتخار تنها برگزاری جشن و موسیقی و رقص در خیابان نیست. جایی است که ما مطالبات سیاسی خودمان را هم به عنوان گروهی که “اقلیت جنسی” نامیده می‌شوند اعلام می‌کنیم.

سارا، یک دوجنس‌گرای ساکن پاریس، می‌گوید: «در فرانسه، رژه‌ی افتخار تنها برگزاری جشن و موسیقی و رقص در خیابان نیست. جایی است که ما مطالبات سیاسی خودمان را هم به عنوان گروهی که “اقلیت جنسی” نامیده می‌شوند اعلام می‌کنیم. مثلاً پیش از این که ازدواج دو همجنس در فرانسه قانونی شود، این مطالبه‌ی ما بود. خیلی از گروه‌های سیاسی و انجمن‌های مختلف در این جشن و مراسمی که برگزار می‌شود شرکت می‌کنند، و هرکدام هم پرچم‌ها و شعارهای خود را دارند: پرچم شش‌رنگ و سه‌رنگ و علامت‌های مختلف. این‌جا هرکسی با هر شکل و لباسی در این رژه شرکت می‌کند. بعضی از هموطنان ما این روز خاص را حتماً در خانه می‌مانند، مبادا کسی آن‌ها در میان جمع شاد و خندان ببیند و فکر کند که آن‌ها هم از ما هستند! عده‌ای هم طبیعتاً می‌آیند که چشم‌چرانی کنند و فوق‌اش دوستی پیدا کنند. غیر از پلیس، که امنیت این جشنواره را تأمین می‌کند، داوطلبانی هم هستند که به نظم مراسم کمک می‌کنند. به هر حال، به هرکسی به هر دلیلی که آن‌جا باشد خوش می‌گذرد.»
9G5X4669edited
سحر، ۲۲ ساله از ایران، می‌گوید: «شرکت می‌کنم! چون با شرکت در پراید به همه نشان می‌دهیم ما هستیم، وجود داریم، و در کنار آن‌ها زندگی می‌کنیم. می‌خواهیم حق و حقوقی را که اکثریت دارند ما هم داشته باشیم. اصلاً از گرایش‌مان شرم نمی‌کنیم و آدم‌های افسرده و با مشکلات روحی و روانی نیستیم. زندگی می‌کنیم، مثل آن‌ها.»
عده‌ای هم هستند که، علاوه بر حمایت و حضور، برای اعتماد به نفس گرفتن و دل‌گرمی دادن به بقیه‌ی اعضای این جامعه شرکت می کنند. مثلاً فرزاد، ۳۶ ساله و دانشجوی ساکن ترکیه، می‌گوید:‌ «من در پراید شرکت می‌کنم چون می‌خواهم نشان بدهم که تعداد ما کم نیست، و نمی‌توانند ما را به حاشیه برانند و ما را یک اقلیت محدود نشان بدهند. این باعث می‌شود خودم هم اعتماد به نفسم بالا برود، کلی آدم متفاوت و جدید ببینم، و احساس خوبی به‌ام دست بدهد. پراید مهم است، چون حضور پررنگ ما را نشون می‌دهد، و تصویر واقعی‌تری از جامعه‌ی ال‌جی‌بی‌تی را می‌شناساند. ضمناً، ما می‌بینیم که واکنش جامعه چیست و چند درصد آن‌ها واقعاً با ما همراه هستند.»
رومینا، ۲۵ ساله از ایران، می‌گوید: «برای این که نشان بدهم خوش‌حال ام، شرکت می‌کنم. شرکت کردن در پراید نفی خیلی چیزها است، نفی شرمنده بودن از گرایش جنسی و پنهان کردن‌اش. این طوری احساس می‌کنم دارم برای خودم کاری می‌کنم. آدم خیلی‌های دیگر مثل خودش را می‌بیند، و کسانی که از آشکارسازی می‌ترسند یا خودشان را انکار می‌کنند، با دیدن این رژه‌ی باشکوه راحت‌تر با قضیه کنار می‌آیند، یا حتا پدر و مادرهایی که بچه‌شان را انکار می‌کنند یا با او کنار نمی‌آیند!»

هر گروهی از مردم که به دلایلی با هم اشتراکاتی دارند حق دارند دور هم جمع بشوند، و جامعه هم باید آن‌ها را بپذیرد. حالا چه گی باشند و در یک کشور اسلامی، و چه مراسم سینه‌زنی در نیویورک. دلیل دیگر هم این که این مراسم خیلی شاد و “هپی” است.

همه‌ی کسانی که در این رژه شرکت کرده‌اند یا می‌کنند یا حتا دل‌شان می‌خواهد شرکت کنند، لزوماً به دنبال تأثیرگذاری نیستند. خیلی‌ها، به ویژه کسانی که خودشان را خارج از جامعه‌ی رنگین‌کمانی می‌دانند، شادی و خوش‌حالی و رقص و پای‌کوبی بدون ترس را بهترین دلیل برای شرکت در این مراسم می‌دانند. الهام، ترنس ۲۸ ساله از ترکیه، می‌گوید: «دوست دارم از نزدیک حضور خودم و دیگران را در این رژه حس کنم و این شادی را لمس کنم.» پرهام، دگرجنس‌گرای ۲۵ ساله از شیراز، هم می‌گوید که شرکت می‌کند: «به نظر من، هر گروهی از مردم که به دلایلی با هم اشتراکاتی دارند حق دارند دور هم جمع بشوند، و جامعه هم باید آن‌ها را بپذیرد. حالا چه گی باشند و در یک کشور اسلامی، و چه مراسم سینه‌زنی در نیویورک. دلیل دیگر هم این که این مراسم خیلی شاد و “هپی” است.»

در کنار این‌ها، عده‌ای از دگرجنس‌گرایان هم هستند که برای نشان دادن حمایت و همبستگی با اقلیت‌های جنسی در چنین مراسمی شرکت می‌کنند، مثل زیبا، ۳۰ ساله از ترکیه، که می‌گوید: «من در خودم فرقی با یک گی نمی‌بینم، پس کنار هم ایم.» شیرین، ۳۵ ساله از تهران، می‌گوید: «لزومی ندارد که آدم حتماً گرایش یا هویت جنسی خاصی داشته باشد تا در این حرکت‌ها شرکت کند. این می‌تواند نوعی حمایت از برابری گرایش‌های مختلف در جهت رفع تبعیض و آزار و نفی و سرکوب باشد.»

دور از ذهن نبود که دسته‌ای از دگرجنس‌گرایان یا حتا اعضای جامعه‌ی ال‌جی‌بی‌تی پاسخ بدهند که علاقه‌ای به شرکت در این جشنواره ندارند. عموماً این عدم رضایت یا بی‌علاقگی، اگر به دلیل هراس و ستیز با جور دیگری بودن نباشد، می‌تواند به دلیل ترس از دیده شدن به عنوان یک رنگین‌کمانی، از دست دادن موقعیت اجتماعی، و یا حتا ترس‌های شخصی باشد. رضا، ۳۷ ساله و ساکن ایران، می‌گوید: «برای آدمی مثل من، علنی کردن هریک از عقایدم هزینه‌های شخصی و عمومی زیادی دارد. فکر می‌کنم حتا اگر بتوانم با هزینه‌های اجتماعی‌اش کنار بیایم، هنوز از لحاظ روانی آمادگی پذیرش کل قضیه را ندارم، شاید هم برعکس.» مسعود ۲۷ ساله است و هم‌اکنون پناه‌جوی نوکیش مسیحی ساکن ترکیه. او غیرمستقیم می‌گوید مشکلی با شرکت کردن در پراید ندارد ولی نگران برخورد کلیسا است و احتمال بروز دردسر در فرآیند پناهندگی‌اش او را از این کار باز می‌دارد.

«لزومی ندارد که آدم حتماً گرایش یا هویت جنسی خاصی داشته باشد تا در این حرکت‌ها شرکت کند. این می‌تواند نوعی حمایت از برابری گرایش‌های مختلف در جهت رفع تبعیض و آزار و نفی و سرکوب باشد.»

غیر از این‌ها، افرادی هم از انواع گرایش‌ها و هویت‌های جنسی و جنسیتی فکر می‌کنند این نوع جشنواره‌ها به تبعیض علیه رنگین‌کمانی‌ها و ساختن فضایی غیرواقعی کمک می‌کند. مثلاً فرشته، لزبین ساکن آمریکا، دلیل مخالفت‌اش با پراید را این‌گونه بیان می‌کند: «مدل خودنمایی‌شان را دوست ندارم. طبیعی نیست. انگار شوی سالانه است. من معتقد ام این راه‌اش نیست. این باعث می‌شود ما از بقیه‌ی جامعه جدا بشویم. در این مراسم، بعضی‌ها کارهایی می‌کنند که من ترجیح می‌دهم خودم را کاملاً بی‌ارتباط به آن‌ها نشان بدهم. من یک آدم عادی هستم که جامعه حقوق برابر به من نمی‌دهد، ولی فکر نمی‌کنم راه‌اش راه‌پیمایی‌هایی از این نوع باشد.» البته فرشته تأکید می‌کند که، حضور در خیابان و بیان مطالبات برای حقوق برابر مهم و حتا حیاتی است. او بیشتر به روش این راه‌پیمایی‌ها اعتراض دارد: «من در شهری در آمریکا زندگی می‌کنم که از نظر جمعیت همجنس‌گراها بالاترین نسبت را در کشور دارد. باورتان نمی‌شود اگر بگویم این‌جا اصلاً چیزی به اسم گی‌بار ندارد! چون اعتقاد دارند که ال‌جی‌بی‌تی‌ها هرجایی می‌توانند باشند و دلیل ندارد یک بارِ جداگانه برای‌شان راه‌اندازی شود تا از جامعه جدا شوند. من از این دیدگاه خوش‌ام می‌آید.»

رها، لزبین ساکن یکی دیگر از ایالت‌های آمریکا، نیز با فرشته هم‌عقیده است. او می‌گوید که، این شکل از مبارزه و متفاوت جلوه دادن این افراد و مرزگذاری‌ها را دوست ندارد و برای گرفتن حق و حقوق خود علاقه‌ای به چنین فضاهای شلوغ و رنگارنگ و نمایشی ندارد. عده‌ای هم می‌گویند این مراسم از هدف اصلی‌اش فاصله گرفته و تبدیل به یک جریان غالب و تبلیغاتی در جهت اهداف نظام سرمایه‌داری و سواستفاده از اهداف جنبش کوئیر شده است.

به عنوان یک لزبین، آشکار بودن و دیده شدن اولویت من است. اولین بار که در پراید شرکت کردم حس رهایی و شوق و شعف وصف‌نشدنی از آن همه رنگ و نور و زیبایی و تفاوت در من لب‌ریز شده بود. من که از جامعه‌ای که همه را یک‌شکل می‌خواست و همه‌ی نقش‌ها را تکراری تعریف و تبلیغ می‌کرد خسته شده بودم، حالا داشتم غرق در تفاوت‌ها می‌شدم. جامعه کم کم به دیدن تفاوت‌ها، به دیدن ما، عادت خواهد کرد و هیچ‌چیز به اندازه‌ی برقراری تماس و یک تجربه‌ی شخصی نمی‌تواند هوموفوبیای درونی و اجتماعی را درمان کند. نوجوانی که تنها به خاطر احساسات درونی‌اش تا الان جز حس تحقیر و تنهایی چیزی تجربه نکرده است، وقتی در این فضا قرار می‌گیرد می‌فهمد که تنها نیست و «تفاوت» دلیلی برای خجالت کشیدن و به انزوا رفتن نیست.

به هر روی، «پراید» به سمت جهانی شدن می‌رود و هرروز به تعداد رنگین‌کمانی‌هایی که «دگرباش» خوانده می‌شوند و گرایش و هویت جنسی و جنسیتی خود را آشکار می‌کنند افزوده می‌شود. روزی که جشن افتخار، یادآور افتخار به هرچه و هرکه هستیم، پذیرای همه باشد و مرزهای جنس و جنسیت و گرایش محو شود دور از ذهن نیست. نگاهی به فهرست کشورهایی که این رژه و جشنواره در آن‌ها برگزار شده و ازدواج دو همجنس به عنوان گامی به سمت برابری انسان‌ها در دسترسی به حقوق برابر اجتماعی و اقتصادی به رسمیت شناخته شده، این دل‌گرمی را بیشتر و قوی‌تر می‌کند.