آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۱۹ اسفند ۱۳۹۳

نعیمه دوستدار

اجتماع


سانسور کودکی: حق نداری هرچه می‌خواهی بگویی!


«وقتی خیلی کوچک بودم، از مادرم درباره‌ی بدن‌ام و عضو جنسی سؤال کردم. می‌خواستم بدانم چیزهایی که بچه‌ها در مدرسه درباره‌ی رابطه‌ی زن و مرد می‌گویند درست است یا نه. یک کتاب هم دوست‌ام آورده بود مدرسه، و به من امانت داده بود. مادرم کتاب را که دید، پاره کرد. جواب سؤال‌های‌ام را هم نداد و گفت وقیح و بی‌ادب ام. همان موقع یک چیزی را یاد گرفتم: این که درباره‌ی چیزی که در ذهن‌ام می‌گذرد نمی‌توانم و نباید راحت حرف بزنم.»

آیا کودکان حق دارند هرچه می‌خواهند بگویند؟ حق دارند هرچه می‌خواهند بپرسند؟ حق دارند هرچه می‌خواهند ببینند و بشنوند؟ آیا آن‌ها هم سهمی از محتوای تولیدشده بر مبنای آزادی بیان دارند؟ حقوق اساسی مدرن، حق آزادی بیان را برای همه‌ی افراد حتا کودکان به رسمیت می‌شناسد. به عنوان مثال، «کنوانسیون حقوق کودک» یک متن رسمی و مرجع در زمینه‌ی حقوق اساسی کودکان است که ایران هم به آن پیوسته و متن آن را امضا کرده است.

کودک حق دارد عقاید خود را بیان کند، و بدون توجه به مرزها کسب اطلاعات کند.

ماده‌ی ۱۳ این کنوانسیون به حق آزادی بیان کودک پرداخته و مقرر می‌کند که: کودک حق دارد عقاید خود را بیان کند، و بدون توجه به مرزها کسب اطلاعات کند. حق آزادی بیان کودک شامل «آزادی جست‌وجو، دریافت و رساندن اطلاعات و عقاید از هر نوع، بدون توجه به مرزها، کتبی یا شفاهی یا چاپ‌شده، به شکل آثار هنری یا از طریق هر رسانه دیگری به انتخاب کودک است».
البته اعمال این حق ممکن است منوط به محدودیت‌های خاصی باشد، ولی این محدودیت‌ها فقط منحصر به مواردی است که در قانون تصریح شده و ضرورت دارند: مثلاً برای احترام به حقوق یا حیثیت دیگران، برای حمایت از امنیت ملی یا نظم عمومی، یا به خاطر سلامت عمومی و مسائل اخلاقی.
در ایران اما کودکان به شکل سنتی و رسمی از حق آزادی بیان محروم می‌مانند. ساختار سنتی در خانواده‌ها همچنان معتقد به استفاده از شیوه‌های کنترل‌گر در تربیت کودکان است. مرزهای اخلاقی هم در جامعه‌ی ایران مشخص و محدود نیست و بسیار شخصی و سلیقه‌ای است. خانواده‌ها کنترل اطلاعات رد و بدل شده در میان کودکان را به دست دارند و اطلاعات از فیلترهای نظارتی آن‌ها عبور می‌کند.
به شکل رسمی هم این اتفاق در نهادهای آموزش و پرورش ایران استمرار دارد. برنامه‌های آموزشی قبلاً از صافی «صلاح و مصلحت کودکان» گذشته‌اند، بی آن که این اطلاعات لزوماً ربطی به محدودیت‌های تعیین‌شده در «کنوانسیون حقوق کودک» داشته باشد. بر همین اساس، کتاب‌های درسی عملاً بسیاری از پرسش‌های کودکان را بی‌پاسخ می‌گذارند و در محیط مدرس هم مطرح کردن بسیاری موضوعات تابو و ممنوع است.
به علاوه، استفاده از ماهواره و تجهیزات ماهواره‌ای هم بر اساس قانون ممنوع است، و دسترسی آزاد به فضای مجازی و اینترنت هم با توجه به فیلترینگ شدید و سرعت پایین اینترنت، که از سوی دولت تحمیل می‌شود، وجود ندارد.


از چیزهای ممنوع حرف نزن!

«خانواده‌ام می‌خواستند مرا به یک مدرسه‌ی خوب بفرستند. مدرسه‌ی خوب هم آزمون ورودی داشت. قبل‌اش سفارش کردند که چیزی از اتفاق‌های داخل خانه نگویم. اگر پرسیدند که نماز می‌خوانیم یا نه، بگویم می‌خوانیم. گفتند که خوب است بگویم می‌رویم نماز جمعه. گفتند که حرفی درباره‌ی این که مامان مانتویی است و ماهواره داریم نزنم. توصیه‌ی اکیدشان این بود که چیزی از عموی‌ام نگویم. عموی‌ام چند سال به دلایل سیاسی زندانی بود.»

آزادی افکار گام اول برای آزادی بیان است. بر این اساس، حکومت‌ها باید حق آزادی فکر، اندیشه، و مذهب را برای کودک محترم بشمارند.

ماده‌ی ۱۴ «کنوانسیون حقوق کودک» به آزادی مذهب، وجدان، و افکار می‌پردازد. آزادی افکار گام اول برای آزادی بیان است. بر این اساس، حکومت‌ها باید حق آزادی فکر، اندیشه، و مذهب را برای کودک محترم بشمارند. آزادی مذهب و جهان‌بینی تنها طبق محدودیت‌هایی که در قانون تصریح شده و برای حفظ امنیت، نظم، اخلاقیات عمومی، یا حقوق و آزادی‌های اساسی دیگران لازم است، محدود می‌شود.
در ایران، اصل ۲۳ «قانون اساسی» تفتیش عقاید را ممنوع می‌داند و تصریح می‌کند که هیچ‌کس را نمی‌توان به صرف داشتن عقیده‌ای مورد تعرض و مؤاخذه قرار داد، اما جامعه به شکل‌های گوناگون این اصل را نقض می‌کند. کودکان در بدو ورود به مدرسه بر مبنای اعتقادات والدین و پای‌بندی خودشان به آموزه‌های دینی مورد ارزیابی قرار می‌گیرند. آزمون‌های مختلف آموزشی برای ورود به مدارس ویژه تنها یک نمونه از این جریان است. کمتر کودکی در مدرسه و خانه می‌تواند سؤال‌هایی بپرسد که ساختار ایدئولوژیک یا رسمی را مورد پرسش قرار می‌دهد.
علاوه بر این، حقوق مربوط به اقلیت‌های دینی که در اصول ۱۲ و ۱۳ قانون اساسی مقرر شده، به جز در مورد فِرق مختلف اسلام و اقلیت‌های مورد تأیید قانون اساسی (زرتشتی، کلیمی، و مسیحی) مبهم است. وضع اقلیت‌های دیگر مانند بهایی‌ها نامشخص است و یک کودک بهایی حق ابراز عقیده‌ی خود را در مدرسه و دیگر محیط‌های اجتماعی ندارد.
همین موضوع را می‌توان به بیان گرایش جنسی نیز بسط داد. ساختار محافظه‌کار و همجنس‌گراهراس جامعه تنوع جنسی را به رسمیت نمی‌شناسد و با آن برخورد خشن و حذفی می‌کند. برای همین است که، کودکان ایرانی اگر گرایش جنسی متفاوتی داشته باشند، برای بیان آن با انواع محدودیت‌های خانوادگی و اجتماعی روبه‌رو هستند.


حریم شخصی ممنوع!

«مادرم می‌گفت حق نداری درِ اتاق‌ات را قفل کنی یا ببندی. می‌گفت یک جوری باشد که از توی آشپزخانه ببینم‌ات. یک دفترخاطرات داشتم که هم مادرم هم پدرم یواشکی می‌خواندند. با دوست‌های‌ام که تلفنی حرف می‌زدم، گوشی را از آن طرف بر می‌داشتند. هفته‌ای چندبار هم در مدرسه توی کیف‌های‌مان را می‌گشتند. راست‌اش، هیچ‌وقت جرئت نکردم خودم باشم. هرچه در دفترم می‌نوشتم، یا به دوستانم می‌گفتم، نمایشی و دروغ بود.»

حریم شخصی و خصوصی هیچ کودکی قابل تعرض نیست. این حریم که شامل همه‌ی جوانب مربوط به امور خانوادگی، مسکونی، حیثیتی، و مکاتبات شخصی است

ماده‌ی ۱۶ «کنوانسیون حقوق کودک» به حفظ حریم شخصی کودکان اشاره دارد. این ماده می‌گوید که، حریم شخصی و خصوصی هیچ کودکی قابل تعرض نیست. این حریم که شامل همه‌ی جوانب مربوط به امور خانوادگی، مسکونی، حیثیتی، و مکاتبات شخصی است، نباید به طور عمد یا غیرقانونی آسیب ببیند. برخورداری از حمایت قانونی در مقابل چنین آسیب‌هایی حقِ کودک است.
این حق در اصل ۲۵ قانون اساسی ایران نیز آمده، اما حریم خصوصی کودکان در جامعه‌ی ایران بسیار شکننده است و می‌‌توان ادعا کرد که رعایت نمی‌شود. خانواده‌های ایرانی حق خود می‌دانند که در امور خصوصی کودکان، در وسایل و یادداشت‌ها و افکارشان، تجسس کنند و همین روند در مدارس هم پی گرفته می‌شود. سخت‌گیری در مورد پوشش، پرس‌وجو درباره‌ی آن‌چه در خانه می‌گذرد، کنترل نوشته‌ها و مکاتبات، یک روند عادی در مدارس ایران است که به عنوان بخشی از روند کنترل کودکان دنبال می‌شود.


سانسور کتاب و کارتون

«وقتی بزرگ شدیم، تازه فهمیدیم تلویزیون داستان کارتون‌ها را تغییر داده؛ مثلاً دختر و پسری که فکر می‌کردیم خواهر و برادر اند، هیچ نسبتی با هم نداشتند، و زن و مردی که فکر می‌کردیم زن و شوهر اند، فقط با هم دوست بودند. شخصیت‌های توی کتاب‌ها هم عوض شده بودند. آن کسی که مشروب می‌خورد، توی داستان لیوان آبمیوه دست‌اش بود و یک جاهایی از داستان حذف شده بود که ازش سر در نمی‌آوردیم.»
یک روی دیگر «آزادی بیان» دسترسی به منابعی است که آزادانه تولید شده باشند. بر این اساس، ماده‌ی ۱۷ «کنوانسیون حقوق کودک» به عملکرد مهم‌ رسانه‌های‌ همگانی‌ اشاره می‌کند و دولت‌ها را موظف می‌کند که «دسترسی‌ کودک‌ به‌ اطلاعات‌ و مطالب‌ از منابع‌ گوناگون‌ و بین‌المللی‌، خصوصاً مواردی را‌ که‌ مربوط‌ به‌ اعتلای‌ رفاه‌ اجتماعی‌، معنوی،‌ یا اخلاقی،‌ و بهداشت‌ جسمی‌ و روحی‌ او‌ می‌شود، تضمین‌ ‌کنند.»

رسانه‌های‌ همگانی باید‌ به‌ انتشار اطلاعات‌ و مطالبی‌ که‌ برای‌ کودک‌ استفاده‌های‌ اجتماعی‌ و فرهنگی‌ داشته‌ باشد، تشویق‌ شوند. همچنین باید همکاری‌های‌ بین‌المللی‌ برای تولید، مبادله‌، و انتشار این‌ گونه‌ اطلاعات‌ و مطالب‌ از منابع‌ گوناگون‌ انجام شود.

این ماده می‌گوید، رسانه‌های‌ همگانی باید‌ به‌ انتشار اطلاعات‌ و مطالبی‌ که‌ برای‌ کودک‌ استفاده‌های‌ اجتماعی‌ و فرهنگی‌ داشته‌ باشد، تشویق‌ شوند. همچنین باید همکاری‌های‌ بین‌المللی‌ برای تولید، مبادله‌، و انتشار این‌ گونه‌ اطلاعات‌ و مطالب‌ از منابع‌ گوناگون‌ انجام شود. تولید و انتشار کتاب‌های‌ کودکان‌ باید تشویق شود و‌ رسانه‌های‌ همگانی‌ به‌ احتیاجات‌ مربوط‌ به‌ آموزش‌ زبان‌ کودکانی‌ که‌ به‌ گروه‌های‌ اقلیت‌ تعلق‌ دارند یا بومی‌ هستند، توجه ویژه کنند. همچنین باید‌ خط‌‌مشی‌های‌ مناسب‌ برای حمایت‌ از کودک‌ در برابر اطلاعات‌ و مطالبی‌ که‌ به‌ او‌ آسیب‌ می‌رساند انجام شود.
اما کودکان ایرانی در این زمینه نیز با محدودیت و سانسور روبه‌رو هستند. کتاب‌های کودکان، کارتون‌ها، و فیلم‌ها پیش از انتشار و نمایش سانسور می‌شوند. نویسندگان کودک و نوجوان هم با خطوط قرمز بسیاری در تولید آثار خود روبه‌رو هستند و راه برای ترجمه و ارتباطات بین‌المللی چندان باز نیست.  آموزش زبانی کودکان اقلیت‌های قومی محدود است و تنها زبان فارسی به عنوان زبان رسمی تدریس می‌شود.
به نظر می‌رسد در شرایط فعلی، و با وجود تمام تغییراتی که در روابط خانوادگی و رسمی در برخورد با کودکان صورت گرفته، آن‌ها هنوز از حق آزادی بیان برخوردار نیستند. نظر و عقیده‌ی کودکان حتا برای امور بسیار ساده و شخصی کمتر معتبر دانسته می‌شود. کودکان مجبور اند مصرف‌کننده‌ی صرف محصولات تولیدشده در یک جامعه‌ی محافظه‌کار و سانسورزده باشند تا برای زیستن در جامعه‌ای که از آن‌ها سانسور روزمره‌ی افکار و ایده‌ها را طلب می‌کند آماده شوند.