آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۱۹ اسفند ۱۳۹۳

لیلا موری

سیاست


حکومت تا کجا پیش می‌رود؟


آزادی بیان این روزها به چنان مفهوم پیچیده‌ای تبدیل شده است که گاهی تفکیک بین مخالفان و موافقان آن به آسانی ممکن نیست. مرز آزادی بیان کجا است؟ آیا باید محدودیتی برای آن قائل شد؟ خط قرمزها چیستند؟ این‌ها سؤالاتی هستند که در یک ماه گذشته محل بحث و جدل‌های فراوانی چه در رسانه‌ها و چه در فضای مجازی بود.

وقتی که در ۷ ژانویه، دوازده نفر از کاریکاتوریست‌ها و روزنامه‌نگاران مجله‌ی شارلی ابدو در پاریس طی یک عملیات تروریستی توسط دو اسلام‌گرا کشته شدند، بحث‌های زیادی حول این محور در گرفت که آیا کاریکاتورهایی که این مجله از پیامبر اسلام به چاپ رسانده بود مشمول آزادی بیان می‌شود، یا نفرت‌پراکنی علیه مسلمانان است؟

با این که بسیاری این کشتار را محکوم کردند، برخی معتقد بودند که کاریکاتورهای این مجله نمونه‌ای است از اسلام‌هراسی و نژادپرستی در فرانسه. در حالی که گروه دیگری این بحث را مطرح می‌کردند که «هیچ چیز مقدس نیست» و این مجله با اسلام و پیامبر اسلام همان گونه برخورد کرده است که با دیگر ادیان و پیامبران آن‌ها که همیشه موضوع طنز دست‌اندرکاران این مجله بوده‌اند.

موضوع آزادی بیان در عصر مدرن همیشه موضوع جدال میان طرف‌داران آزادی و مخالفان‌شان بوده است. طی قرن‌ها، حکومت‌ها قوانین و سیاست‌های مختلف، و در بیشتر مواقع سرکوب‌گرانه، را برای تعیین حدود آزادی بیان وضع کردند. در برخی از کشورها، به مرور زمان، دایره‌ی آزادی بیان گسترده‌تر شد و قوانین سهل‌تر، ولی نه به این معنا که تمام قیود برداشته شود. با این حال، هنوز کشورهای بسیاری هستند که سیاست‌های مرتبط با آزادی بیان آن‌ها بسیار محدودکننده است و متخلفان به سختی مجازات می‌شوند. در ادامه نگاهی می‌اندازیم به قوانین بین‌المللی و سیاست‌های برخی دولت‌ها در حوزه‌ی آزادی بیان، تا ببینیم دولت‌ها خط قرمزهای‌شان را تا کجا برده‌اند.

«هرکسی حق آزادی بیان و عقیده دارد؛ داشتن عقیده بدون [ترس از] دخالت و یا تعقیب از جمله‌ی این حقوق است. همچنین، فرد حق دریافت و انتشار اطلاعات و عقاید از طریق هر نوع رسانه‌ای را دارد، بدون در نظر گرفتن [ملاحظات]‌ مرزی.»

«میثاق بین‌المللی حقوق بشر»، که در سال ۱۹۴۸ به تصویب رسید، معیاری است برای بسیاری از کشورها که قوانین مرتبط با آزادی بیان خود را با آن بسنجند. ماده‌ی ۱۹ این کنوانسیون می‌گوید: «هرکسی حق آزادی بیان و عقیده دارد؛ داشتن عقیده بدون [ترس از] دخالت و یا تعقیب از جمله‌ی این حقوق است. همچنین، فرد حق دریافت و انتشار اطلاعات و عقاید از طریق هر نوع رسانه‌ای را دارد، بدون در نظر گرفتن [ملاحظات]‌ مرزی.»

کنوانسیون حقوق بشر هیچ تبصره‌ای به این ماده اضافه نکرده است و هیچ شرطی برای تحدید آن در نظر نگرفته است، ولی معاهده‌ی بین‌المللی حقوق سیاسی و مدنی در ماده‌ی ۱۹ خود با تأکید بر حق آزادی بیان و عقیده، اعمال آن را «مستلزم حقوق و مسئولیت خاص» می‌داند و محدود کردن آن بر اساس «احترام به حیثیت دیگران» و یا «حفظ امنیت ملی با نظم عمومی یا سلامت یا اخلاق عمومی» را ممکن می‌داند، تبصره‌ای که در برخی از کشورهای جهان قیدی شده است برای محدودیت آزادی بیان و حفظ قوانین محدودکننده به نام عرف و فرهنگ و امنیت ملی.

به طور مثال، اصل ۲۴ قانون اساسی جمهوری اسلامی می‌گوید: «نشریات و مطبوعات در بیان مطالب آزاد اند، مگر آن که مخل به مبانی اسلام یا حقوق عمومی باشد. تفصیل آن را قانون معین می‌کند.» بر اساس این ماده، مفسر قانون خطوط قرمز آزادی بیان را بر اساس تفسیرش از مبانی اسلام و یا حقوق عمومی تعیین می‌کند. به استناد این قانون، ایران کنوانسیون‌های بین‌المللی مرتبط با آزادی بیان را فقط به شرطی می‌پذیرد که با قوانین اسلام و قوانین داخلی تضاد نداشته باشد.

در کشورهای دموکراتیکی مثل آلمان، که به نظر می‌آید آزادی بیان به میزان قابل توجهی در آن نهادینه شده است، قوانین نظارتی و قانون جزا حد و حدودی را برای ابراز عقیده در نظر گرفته است. طبق این قوانین، توهین، افترا، نفرت‌پراکنی، نفی هولوکاست، و اشاعه‌ی هرزه‌نگاری می‌تواند به تعقیب و یا محکومیت یک رسانه‌ منجر شود. این دیگر تصمیم دادگاه‌ها است که تعیین کنند کدام نوشته و یا سخن مصداق گذشتن از این خط قرمزها است.

نخست‌وزیر فرانسه، مانوئل والس، در یک سخن‌رانی بعد از حادثه‌ی پاریس اعلام کرد که کفرگویی دراین کشور جرم نیست و هیچ‌گاه نخواهد بود و بین آن و نفرت‌پراکنی تفاوت‌های بنیادینی وجود دارد. البته او مشخص نکرد قانون دقیقاً چه‌گونه بین این دو فرق می‌گذارد و آن‌ها را از هم تشخیص می‌دهد.

فرانسه، جایی که فاجعه‌ی شارلی ابدو در آن رخ داد و آزادی بیان را یکی از اصول جمهوری خود می‌داند، نیز در موارد خاصی محدودیت‌هایی را برای بیان عقاید قائل شده است. در فرانسه ترویج نژادپرستی یا نفرت‌پراکنی مذهبی غیرقانونی است؛ همچنین، تحریک و یا دفاع از عملیات تروریستی و یا جرایم علیه بشریت. نخست‌وزیر فرانسه، مانوئل والس، در یک سخن‌رانی بعد از حادثه‌ی پاریس اعلام کرد که کفرگویی دراین کشور جرم نیست و هیچ‌گاه نخواهد بود و بین آن و نفرت‌پراکنی تفاوت‌های بنیادینی وجود دارد. البته او مشخص نکرد قانون دقیقاً چه‌گونه بین این دو فرق می‌گذارد و آن‌ها را از هم تشخیص می‌دهد.

شارلی ابدو، در شماره‌ی جدیدی که بعد از حمله به دفتر این هفته‌نامه منتشر کرد، بار دیگر کاریکاتوری از پیامبر اسلام را در حالی که که می‌گوید «من شارلی هستم» (شعاری که در سراسر جهان به حمایت از کشته‌شدگان سر داده شد) روی جلدش منتشر کرد. در حالی که میلیون‌ها نسخه‌ی این شماره در اروپا به فروش رسید، در آمریکا برخی از روزنامه‌ها و کانال‌های تلویزیونی از انتشار و نمایش این تصویر سر باز زدند و فقط به خبر چاپ آن اشاره کردند. نیویورک تایمز یکی از این رسانه‌ها بود که مدیریت آن تصمیم گرفت که کاریکاتور شماره‌ی اخیر شارلی ابدو را منتشر نکند. یکی از مدیران مؤسسه گفت: «ما معمولاً تصاویری را که تمایل به جریحه‌دار کردن احساسات مذهبی دارند منتشر نمی‌کنیم. بسیاری از مسلمانان چاپ تصویر پیامبرشان را اهانت‌آمیز میدانند و ما نیز از انتشار آن خودداری می‌کنیم.»

البته، هیچ قانونی در آمریکا این رسانه‌ها را از انتشار این تصویر باز نمی‌دارد. حامی اصلی آزادی بیان در آمریکا متمم اول قانون اساسی این کشور است که در سال ۱۷۹۱ به تصویب رسید. بر اساس این ماده‌ی قانونی، «کنگره در خصوص رسمیت بخشیدن به یک دین، یا منع پیروی آزادانه از آن، یا محدود ساختن آزادی بیان یا مطبوعات یا حق مردم برای برپایی اجتماعات آرام، و دادخواهی از حکومت برای جبران خسارت هیچ قانونی را وضع نمی‌کند.» البته متمم قانون اساسی آزادی بیان را در همه‌ی عرصه‌ها تضمین نمی‌کند.

برخی قوانین که تحت رویه‌ی قضایی دادگاه‌ها صادر شده است حوزه‌ی این آزادی را کمی تنگ‌تر می‌کند و بیان بعضی سخنان ممکن است مورد حمایت قانون اساسی نباشد. از آن جمله است سخنانی که تحریک‌کننده‌ی اقدامات براندازانه و غیرقانونی باشد، افترا یا توهین‌آمیز باشد، یا موجب دعوا و خشونت، یا ترویج هرزگی و پورنوگرافی شود. تبلیغات تجاری نیز از حمایت کمتری نسبت به دیگر حوزه‌های ابراز عقیده در آمریکا برخوردار اند. رسانه‌های آمریکا که از چاپ و انتشار کاریکاتورها سر باز زدند شاید به جز نگران جریحه‌دار کردن احساسات مسلمانان، از این که علیه آن‌ها شکایتی صورت بگیرد، یا عمل‌شان عواقب خشونت‌آمیز به دنبال داشته باشد، هراس داشته‌اند.

آزادی بیان در بسیاری از کشورهای غربی به عنوان یک اصل از حقوق اساسی شهروندان پذیرفته شده است و مورد حمایت حکومت و دولت قرار دارد، ولی دامنه‌ی آن نامحدود نیست.

آزادی بیان در بسیاری از کشورهای غربی به عنوان یک اصل از حقوق اساسی شهروندان پذیرفته شده است و مورد حمایت حکومت و دولت قرار دارد، ولی دامنه‌ی آن نامحدود نیست. تقریباً همه‌ی کشورها حد و اندازه‌ای برای این آزادی در نظر گرفته‌اند و سخنان توهین‌آمیز و یا نفرت‌پراکنی علیه یک شخص و یا یک گروه می‌تواند دلیل قانع‌کننده‌ای برای نظام قضایی باشد برای تحت تعقیب قرار دادن و یا مجازات یک فرد یا رسانه.

کاریکاتوریست‌های شارلی ابدو یک بار با شکایت مسجد جامع پاربس و به اتهام نژادپرستی در دادگاه حاضر شده بودند. البته، در انتها دادگاه تشخیص داد که مجله به اسلام توهین نکرده است بلکه مسلمانان افراطی را به سخره گرفته است. قاضیان فرانسوی آزادی شارلی ابدو را برای انتشار کاریکاتورها تضمین کردند، ولی مسلمانان افراطی تفسیر دیگری از حدود آزادی بیان و اجرای مجازات داشتند.