آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

فائقه اشکوری

اجتماع


آزادی بیان، آزادی تن


-
نوشتن درباره‌ی برهنگی مثل راه رفتن روی لبه‌ی پرتگاه می‌ماند. اولین کسی که مورد قضاوت است خود شما هستید. قضاوت کسانی که برهنگی را ذاتاً ناپسند و غیراخلاقی می‌دانند احتمالاً از همان جمله‌ی اول شروع می‌شود و، جایی در پاراگراف‌های بعدی، رأی خود به خود صادر شده است و شمای نویسنده حتا نمی‌توانید درخواست تجدید نظر کنید.

ولی ما در نقطه‌ای از تحول پوشش قرار داریم که برای اولین بار، پیش از این که عرف اجازه‌ی گفت‌وگو یا تصمیم‌گیری بدهد، همزمان با اجبار و مقررات پوشش در داخل کشور، ناگهان کسانی روبه‌روی ما در گوشه و کنار جهان برهنه شده‌اند. ایرانی‌هایی جلوی دوربین و غیر‌ایرانی‌هایی که تصاویر و شیوه برهنگی‌شان از صفحات توئیتر و فیسبوک ما عبور کرده، حذف شده و حکم قطعی و رسمی درباره‌ی «مهم نبودنِ حضورِ همیشگیِ نیم متر پارچه روی سر» را هم به چالش گرفته است. معلم‌های امور تربیتی مدارس دیگر نمی‌توانند به ما افتخار کنند، ما چشم و گوش‌مان برای همیشه باز شده و مجبور ایم در این باره حرف بزنیم. البته می‌توانیم یک رأی ازلی و ابدی صادر کنیم، و برهنگی را فارغ از دلیل‌اش برابر هرزگی بدانیم و با تکرار جمله‌ی معروفی شامل «اگر برهنگی تمدن است، حیوانات متمدن‌تر اند» به هرگونه بحثی در این باره پایان بدهیم. اگر شما از این دسته اید و رأی خود را پیشاپیش صادر کرده‌اید، از این جای مطلب به بعد دیگر به دردتان نمی‌خورد، چون می‌‌خواهیم شیوه‌های مختلف برهنگی را با دیده‌ای عریان، زیر ذره‌بین ببریم.

وقتی دبیرستانی بودیم، ناظم مدرسه می‌گفت هر‌چه‌‌قدر پوشیده‌تر باشید قیمت خود را بالاتر برده‌اید، چون جنس مخالف برای کشف آن چیزی که شما حاضر به نشان‌ دادن‌اش نیستید بیشتر تلاش می‌کند.

یادم می‌آید وقتی دبیرستانی بودیم، ناظم مدرسه می‌گفت هر‌چه‌‌قدر پوشیده‌تر باشید قیمت خود را بالاتر برده‌اید، چون جنس مخالف برای کشف آن چیزی که شما حاضر به نشان‌ دادن‌اش نیستید بیشتر تلاش می‌کند. احتمالاً این همان ایده‌ای است که هنرپیشه‌های پورن از آن بهره برده‌اند. لابد هرکدام از آن‌ها فرمول خاص خود را برای یافتن و به کار بستن نسبت جذاب «برهنگی و پوشیدگی» دارند که مشتری را بیشتر اغوا کند. همین اواخر حتا یک پورن استار عرب، که نقش‌های خود را با حجاب اسلامی تلفیق می‌کرد، در پی دریافت تهدیدهای مکرر از سوی مردان هموطن‌اش به تیتر بسیاری از نشریه‌های فارسی‌زبان بدل شد. روزی که ناظم مدرسه درباره‌ی بالا بردن قیمت به وسیله‌ی پوشیدگی حرف زده بود، بچه‌ها پچ‌پچ می‌کردند که اگر از اساس فروشی نباشد، چه؟

ما حتا در کلاس‌های طراحی آناتومی بدن، که در دانشگاه برای علاقه‌مندان برگزار می‌شود، به شدت محدود بوده‌ایم. در راسته‌ی هنری‌فروشی‌های روبه‌روی دانشگاه تهران، می‌توانید سر مجسمه‌ی حضرت داوود اثر میکل آنژ را پیدا کنید، بخرید، و در کتاب‌خانه‌ی شخصی‌تان بگذارید و بگویید هنردوست اید، ولی بقیه‌ی بدن‌اش را جایی نمی‌فروشند. اگر در ایران بزرگ شده باشید، با رفتن به «موزه‌ی ایران باستان» از دیدن برهنگی الاهه‌های باروری و یک تندیس بدن‌نما از یک ملکه‌ی ایرانی در سالن مجموعه‌ی پیش از اسلام، ناخودآگاه به تلاشی پی می‌برید که آگاهان و استادان در زمینه‌های مختلف به خرج داده‌اند تا این بخش از تاریخ حذف نشود، و آن بخش از آناتومی با لج‌بازی خاصی در یک صفحه حتا به صورت محو باقی بماند.

در سال ۲۰۱۳ مجموعه‌ای از مجسمه‌های یونان باستان را برای نمایشگاه «پل دوستی» در دوحه به امانت می‌گیرد. وزیر فرهنگ یونان، که به مناسبت برگزاری این نمایشگاه به دوحه سفر کرده، می‌بیند که مسئولان نمایشگاه تقاضا کرده‌اند که اندام تناسلی دو عدد از مجسمه‌های باستانی با پارچه سیاه یا گِل پوشانده شود. در نهایت، این مجسمه‌های باستانی پیش از نمایش به یونان فرستاده می‌شوند.

ایران تنها نیست؛ با نگاهی به کشورهای همسایه می‌بینیم، در محدوده‌ی خاورمیانه، چهارچوب‌های مذهبی و عرفی هنوز بسیار محکم اند. پس از قرن‌ها ممنوعیتِ شمایل‌پرستی و بت‌پرستی و به تبع آن ممنوعیت آفرینش و تولید هنری در بیشتر شاخه‌های هنرهای زیبا، کشور قطر این روزها در رقابت و چشم و هم‌چشمی با دیگر کشورهای عربی همسایه به صرافت خرید آثار هنری و برگزاری نمایشگاه افتاده است. این کشور در سال ۲۰۱۳ مجموعه‌ای از مجسمه‌های یونان باستان را برای نمایشگاه «پل دوستی» در دوحه به امانت می‌گیرد. وزیر فرهنگ یونان، که به مناسبت برگزاری این نمایشگاه به دوحه سفر کرده، می‌بیند که مسئولان نمایشگاه تقاضا کرده‌اند که اندام تناسلی دو عدد از مجسمه‌های باستانی با پارچه سیاه یا گِل پوشانده شود. در نهایت، این مجسمه‌های باستانی پیش از نمایش به یونان فرستاده می‌شوند. «پل دوستی» عریانی را تا نزدیک اندام تناسلی تحمل می‌کند، ولی اندام تناسلی را تاب نمی‌آورد و فرو می‌ریزد. شاید روزگاری نه خیلی پس از این، کسی جرئت کند و بلند بپرسد که افراشتن مناره‌های مساجد آیا یادگاری از دوران فالیک نیست؟ دورانی که تمدن، بر مبنای باور تقدس اندام تناسلی، معابد و سازه و گورستان از این عضو بنا کرد، به کارکرد تناسلی در شکل دادن تمدن بها داد، و مفاهیم خود را چنان قدرتمند ساخت که برای مطالعه‌ی آینده باقی ماند.

در برابر این مفاهیم ممنوع، برهنگی می‌تواند مفهوم ساده‌تری باشد با بیان بصری. امروز به مجموعه شاعران و مجسمه‌سازانی که محدودیت‌های بیانی را به رسمیت نمی‌شناسند، فهرستی از عکاسان، فیلم‌سازان، و طراحان رقص مدرن را هم باید اضافه کنید. طراحانی با شیطنت لباسی به تن رقصنده‌ها می‌پوشانند که، با بازسازی اجزای برهنه‌ی بدن بر روی لباس و ایجاد خطای دید، شما را وادار می‌کنند گمان کنید برهنه اند، تا تعریف شما را از برهنگی به چالش بگیرند. هنر «نقاشی روی بدن» در تعریف برهنگی و پوشیدگی اختلال هنری ایجاد می‌کند و چیدمان‌های انسانی در گوشه و کنار جهان از برهنگی به عنوان مواد سازنده‌ی اجرای هنری استفاده می‌کنند تا به تعریف جدیدی برسند.
 
فرض کنیم در یک جزیره با تابش آفتاب به جهان چشم می‌گشاییم. نه از پدر و مادری به دنیا آمده‌ایم نه گذشته‌ای داریم. به تنهایی و بدون تاریخچه‌ی شخصی، ناگهان باید چشم‌های خود را به دیدن اشیا بگشاییم و عادت دهیم و اجزای جهان را برای اولین بار بیازماییم. ما حقیقتاً نمی دانیم لباس چیست که بخواهیم درباره ضرورتِ بودن یا نبودن، چه‌گونگی و اندازه‌اش حرفی بزنیم. یک نودیست طبیعت‌گرا می‌تواند داستان زندگی‌اش را از این‌جا شروع کند، از بی‌کسی و بی‌گذشتگی. او قاعدتاً اهمیتی به حظ بصر یا تنفر دید بیننده نمی‌دهد، و اصرار دارد که عریانی‌اش تنها بخشی از مفهوم بودن او است و به هر حال فروشی نیست. یک بودایی در حالت لوتوس می‌نشیند، یک تائوییست احساسی از آگاهی را با خود همه‌جا حمل می‌کند، و یک خرقه‌پوشِ برخی مکاتب عرفانی تا آخر عمرش حق ندارد خرقه‌اش را حتا برای حمام کردن از بدن‌اش در بیاورد. چنین مریدی باید با لباس‌اش به شست‌وشو بپردازد و در آفتاب بایستد تا با لباس‌اش خشک شود.

نودیست‌های طبیعت گرا ادعا می‌کنند که لباس در درک ما از جهان خلل وارد می‌کند، پس این عادت را خَرق می‌کنیم تا با جهان احساس یگانگی کنیم. ما به آن‌ها می‌گوییم یعنی یگانگی شما در گرو لخت شدن شما است؟ جواب می‌دهند که ما در حال تمرین یگانگی هستیم و چون با لباس به دنیا نیامده‌ایم پس برای پوشیدنِ چیزی باید یک پیش‌فرض داشت. ما آن پیش‌فرض را زیر سؤال برده‌ایم. اما واقعیت نشان می‌دهد که بسیاری از کسانی که لباس‌شان را در مکان‌های عمومی در می‌آورند، خودشان را تنها فرض نمی‌کنند. آن‌ها نه به دلایل طبیعت‌گرایانه و نه به انگیزه‌ی سکوت، که به انگیزه‌ی «بیان» برهنه می‌شوند، زیرا به خوبی به حساسیت و شوکی که برهنگی به وجود می‌آورد آگاه اند و از آن برای رساندن پیام‌شان بهره می‌برند.

واقعیت نشان می‌دهد که بسیاری از کسانی که لباس‌شان را در مکان‌های عمومی در می‌آورند، خودشان را تنها فرض نمی‌کنند. آن‌ها نه به دلایل طبیعت‌گرایانه و نه به انگیزه‌ی سکوت، که به انگیزه‌ی «بیان» برهنه می‌شوند، زیرا به خوبی به حساسیت و شوکی که برهنگی به وجود می‌آورد آگاه اند و از آن برای رساندن پیام‌شان بهره می‌برند.

آنتونیو گارسیا، نماینده‌ی حزب چپ‌گرای «انقلاب دموکراتیک» مکزیک، در جلسه‌ی پارلمان و به هنگام سخنرانی علیه لایحه خصوصی‌سازی صنایع نفت، می‌توانست به اعتراضی ساده بسنده کند، ولی لباس‌های خود را از تن در آورد. او با این کار مخالفت خود را با حضور شرکت‌های خارجی در کشورش نشان داد و اعلام کرد که «با حضور آمریکا و شرکت‌های خارجی در کشورمان ما را علناً برهنه می‌کنند.» نماینده‌های مختلفی در این باره تاکنون سخن گفته‌اند ولی تنها سخن او بود که در رسانه‌های دیگر بازتاب یافت. سه سال پیش در چنین روزهایی، هفده تن از نمایندگان زن و مرد پارلمان اسلواکی، در تلاش برای رفع مصونیت پارلمانی نمایندگان، تصویر برهنه‌ی خود را در فضای مجازی به اشتراک گذاشتند. آن‌ها که عضو حزب لیبرال «جنبش آزادی و همبستگی» بودند پلاکاردی در دست داشتند که روی آن نوشته شده بود: «باید از مصونیت پارلمانی رها شویم.»
6C8500396-130802-nudists-tease-2pedited
گروه «فمن» در سال ۲۰۰۸ در اوکراین تأسیس شد، و نتوانست با بیانیه و اعلامیه و جلسه و دادخواست واکنش چندانی در افکار عمومی ایجاد کند. هیچ رسانه‌ای راغب نبود به اعتراض‌شان درباره‌ی شبکه گسترده قاچاق کارگر جنسی بها بدهد. آن‌ها به شبکه‌ی گسترده‌ی دلالانی معترض بودند که کشورشان را به مقصد توریسم جنسی و سکس ارزان تبدیل کرده بود. گرانی، رشوه، و فساد، که زنان اوکراینی را در تنگناهای مالی به  تن‌فروشی می‌کشاند، برای سیاست‌مدارها تازگی نداشت. زمانی که فمن‌ها تاج گل بر سر گذاشتند و، با در آوردن لباس‌های‌شان، تن‌های شعارنویسی شده‌شان را در معرض دید گذاشتند، رفتار رسانه‌ها و مردم در برابر آن‌ها ناگهان تغییر کرد. اعتراض آن‌ها حالتی از اجرای خیابانی به خود گرفت که تمام دوربین‌ها را به خود جلب کرد، و مرزهای اوکراین را در نوردید و، از صفحات سیاسی تا صفحات زرد روزنامه‌های کشورهای مختلف، همه را وادار کرد به این موضوع واکنش نشان دهند. علیا ماجده المهدی، کنش‌گر مصری، و زنان ایرانی که در گوشه و کنار جهان غرب از حساسیت و تأکید عرف به حجاب باور دارند، از چنین حساسیتی بهره می‌برند. فهرست برهنگی برای کنش یا واکنش می‌تواند تا کشورهای دوردست و به دلایل مختلف ادامه پیدا کند، و هرکدام تعاریف قبلی از سیاست، هنر، ادبیات و محدوده‌ی اختیارات شهروندی را به چالش بگیرد.

ناگهان شمار بزرگی در اسپانیا در تلاش برای ممنوعیت گاوبازی، برهنه می‌شوند و تپه‌ای انسانی از اجساد خون‌آلود به وجود می‌آورند که دردمندی خود را از کشتار گاوها بیان کنند. این روزها با تعاریف مدرن از هنر، دیگر تشخیص مرز بیان هنری یا کنش سیاسی – اجتماعی کار ساده‌ای نیست. چشم باز می‌کنید و می‌بینید که چیدمان‌های هنری به ثمر رسیده‌اند و گاوبازی برای همیشه در اسپانیا ممنوع شده است.