آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۳ بهمن ۱۳۹۳

دلبر توکلی

اجتماع


چندروز قبل از چهارشنبه‌ی سیاه در پاریس


ch1057edited

«بوق ممتد تلفن و بعد صدایی که با بغض گفت: این طرف شهر را بسته‌اند، چند دقیقه قبل دو نفر مسلح به دفتر شارلی ابدو حمله کردند و اعضای تحریریه را به گلوله بستند.»

باورکردنی نبود. همین چند روز پیش، در کافه‌ای نزدیک به محل حادثه، با بهار ماکویی (خبرنگار ایرانی – فرانسوی که ۲۹ سال است در فرانسه زندگی می‌کند) نشستیم و در مورد جایگاه طنز در مطبوعات و رسانه‌های فرانسه حرف زدیم. برای من جالب بود که بدانم تیغ سانسور در دولت فرانسه هم گلوی طنزپردازان را می‌برد یا نه؟ بهار تأکید داشت که هیچ کاریکاتوریستی تا کنون در فرانسه به خاطر تفکرش از کار بر کنار نشده است. در تمام مدتی که صحبت می‌کردیم، او می‌خندید و می‌گفت: «من هم که در حوزه‌ی اجتماعی کار می‌کنم، همیشه سعی دارم در برنامه‌های‌ام گوشه‌ای از طنز باشد.» اما در چهارشنبه‌ی سیاه پاریس، بهار پشت تلفن گریه می‌کرد.

نمی‌دانم دقیقاً چه کسی اولین بار بعد از حادثه‌ی تروریستی حمله به مجله‌ی شارلی ابدو این جمله را گفت: «۱۲ کشته و ۶۶ میلیون زخمی». اما بسیار درست گفت، چون چند روزی است در پاریس سکوت عجیبی حاکم شده، حتا از کافه‌نشینی‌های شبانه هم که به نوعی نماد پاریس محسوب می‌شود خبری نیست.

نمی‌دانم دقیقاً چه کسی اولین بار بعد از حادثه‌ی تروریستی حمله به مجله‌ی شارلی ابدو این جمله را گفت: «۱۲ کشته و ۶۶ میلیون زخمی». اما بسیار درست گفت، چون چند روزی است در پاریس سکوت عجیبی حاکم شده، حتا از کافه‌نشینی‌های شبانه هم که به نوعی نماد پاریس محسوب می‌شود خبری نیست. شلیک به یکی از سه واژه‌ی نمادین فرانسه، یعنی «آزادی»، مردم را دچار اندوه فراوانی کرده است. در صبح روز ۷ ژانویه‌ی ۲۰۱۵، دو برادر الجزایری‌تبار، که در فرانسه بزرگ شدند و در واقع فرانسوی محسوب می‌شوند، وارد دفتر مجله‌ی شارلی ابدو در پاریس شدند و سردبیر و برخی از اعضای تحریریه را به گلوله بستند.

شارلی ابدو جانشین مجله‌ی هاراکیری است که از سال ۱۹۶۰ تا ۱۹۶۱ میلادی منتشر می‌شد. این مجله پس از بسته شدن توسط دولت فرانسه به خاطر توهین به ارزش‌های ملی، دوباره در سال ۱۹۶۶ منتشر شد و در سال ۱۹۷۰ پس از مرگ شارل دوگل به خاطر توهین به او دوباره تعطیل شد، اما دست از کار نکشید و در دهه‌ی ۸۰ میلادی کارمندان قدیمی تحریریه با نام جدید شارلی ابدو (این نام کنایه‌ای است به نام شارل دوگل) کار خود را از سر گرفتند، اما باز هم با مشکلاتی مواجه شدند، تا این که گروه دیگری به تیم قدیمی مجله پیوستند و در سال ۱۹۹۲ هفته‌نامه‌ی شارلی ابدوی جدید را منتشر کردند. این مجله‌ی هفتگی طنز چهارشنبه‌ها منتشر می‌شد، و در چهارشنبه‌ی سیاه هفته‌ی گذشته ۴ نفر از اعضای اصلی تحریریه‌ی خود را از دست داد. دو برادری که به دفتر این مجله حمله کردند و مدعی شدند که انتقام پیامبر اسلام را گرفتند، روز گذشته پس از آن که مخفیگاه‌شان توسط پلیس شناسایی شد کشته شدند. یکی دیگر از همدستان آنان نیز پس از این حادثه دست به عملیات گروگان‌گیری در یک فروشگاه در پاریس زد که ۴ نفر  هم در این حادثه کشته شدند. اما اعضای تحریریه‌ی شارلی ابدو دست از کار نکشیدند و در محل دفتر نشریه‌ی لیبراسون کار خود را ادامه می‌دهند و اعلام کرده‌اند که چهارشنبه‌ی آینده با تیراژ یک میلیونی روی کیوسک روزنامه‌فروشی خواهند بود.


اما گفت‌وگوی من و بهار ماکویی در خصوص جایگاه طنز در مطبوعات فرانسه:

photoedited

بهار ماکویی


کدام طنز تلویزیونی در فرانسه محبوب است، طنز سیاسی یا مردمی؟

یک برنامه‌ی طنز تلویزیونی داریم که بسیار معروف است، شاید بتوان به فارسی نام‌اش را این‌گونه ترجمه کرد: «دلقک‌های خبری». باید تأکید کنم که، فرانسوی‌ها خیلی تلویزیون تماشا می‎کنند. این برنامه نوعی طنز عروسکی است و شخصیت «گینیول» در این برنامه یک دلقک هست که گاهی پلیس را دنبال می‌کند و می‌زند و گاهی هم پلیس او را دنبال می‌کند و می‌زند. پلیس و گینیول دائم در حال کلنجار رفتن با هم هستند، و این تئاتر عروسکی بچه‌ها را می‌خنداند. البته «دلقک‌های خبری» برنامه‌ای تلویزیونی است که همه‌ی شخصیت‌های مهم سیاسی دنیا را به صورت عروسک در آورده و آن‌ها را به چالش می‌کشد.


بیشتر طنز سیاسی است؟ 

همه‌چیز در این برنامه با طنز مطرح می‌شود اما موضوعات‌شان بیشتر سیاسی است . دلقک فرانسوا اولاند، رئیس جمهور فعلی فرانسه، هم هست. اما من به یاد دارم که دلقک جورج بوش بسیار خنده‌دار بود. در کنار دلقک جورج بوش، دو عروسک از سیلوستل استالونه بود که شبیه به سربازان آمریکایی بودند. عروسک فرانسوا اولاند مثل احمق‌ها وسط صحبت‌های‌اش می‌خندد؛ دلقک شیراک همیشه جوک می‌گفت. من از جوانی این برنامه را می‌دیدم. در یک مقطع سنی من و جوانان دیگر به جای این که اخبار را نگاه کنیم پای این برنامه می‌نشستیم.


آیا این برنامه‌ها آن قدر بین جوانان تأثیرگذار بود که در مکالمات روزمره هم از تکیه‌کلام‌هایی  که در این برنامه شنیده می‌شد استفاده کنند؟

بله، مثلاً وقتی فرانسوا اولاند در برنامه‌اش دائم یک کلمه را تکرار می‌کند، بعد این کلمه به طنز در گفت‌وگوی روزانه‌ی جوانان مطرح می‌شود. به یاد دارم که یک بار شیراک در کارزار انتخاباتی خودش از سیب به عنوان یک سمبل استفاده کرده بود، و در این برنامه دائم عروسک شیراک می‌گفت سیب بخورید و دائم او را مسخره می‌کردند و این هنوز هم به صورت یک جوک در جامعه‌ی فرانسوی هست که می‌گویند: سیب بخورید!


طنز در مطبوعات و رادیو چه جایگاهی دارد؟ 

در یک برنامه‌ی طنز رادیویی که صبح‌ها اجرا می‌شود. یکی از طنزپردازان ادای همه‌ی سیاست‌مداران را در می‌آورد. طنزهای رادیویی کم نیست.
1043669edited

عروسک ژاک شیراک در برنامه “دلقک های خبری”


با توجه به این که بخش عمده‌ای از رادیو در فرانسه با بودجه‌ی دولت اداره می‌شود، آیا طنز سیاسی هم در رادیو پخش می‌شود؟ 

بله، حتا گاهی طنزهای سیاسی تند است.  اما به یاد دارم که چند سال قبل، یکی از طنزپردازان رادیویی به نام استفان را از رادیو اخراج کردند، درست همان موقع رئیس رادیو عوض شده بود و همه می‌گفتند که چون رئیس جدید رادیو با سارکوزی، رئیس جمهور سابق فرانسه، رابطه‌ی نزدیک دارد او را اخراج کردند. اما واکنش شدید خبرنگاران موجب شد اختیار تام رئیس جمهور در مورد تعیین رئیس رادیو سلب شود، و الان یک کمیته رئیس رادیو را انتخاب می‌کند. البته استفان بعدها کتابی در این خصوص نوشت و هنوز هم تأکید دارد که سارکوزی دستور اخراج او را داده است.


مجله‌های کاریکاتور چه‌طور؟ بیشتر ایرانی‌ها «لوموند» را می‌شناسند که نگاهی هم به طنز دارد. آیا هیچ مجله‌ای هست که  بین مردم در فرانسه برای طنز و کاریکاتور مشهور باشد؟

مجله‌ی شارلی ابدو هست که بیشتر صفحات آن کاریکاتور است. البته همیشه در هر روزنامه یک کاریکاتوریست هست.


تا به حال شده که یک کاریکاتوریست را به خاطر آثارش اخراج کنند؟

نه، من تا به حال نشنیدم. روزنامه‌هایی مانند لوموند معمولاً کاریکاتورشان بامزه است اما خیلی هم تند نیست. ولی کاریکاتورهای شارلی ابدو گاهی واقعاً شوک ایجاد می‌کند.


به یاد دارم که کاریکاتوری هم در مورد پیامبر اسلام منتشر کرد؟

دقیقاً. پیامبر اسلام را کشیده بودند و مسلمان‌ها را مسخره کرده بودند و خیلی داستان شد. انجمن‌های مسلمانان فرانسه از آن‌ها شکایت کردند اما راه به جایی نبردند. هنوز هم بسیاری از مسلمانان فرانسه، نه فقط مسلمانان تندرو که حتا مسلمانانی که حجاب هم ندارند، از این مجله شاکی هستند و آن را نمی‌خرند. به نوعی آن را تحریم کردند. این مجله همه نوع کاریکاتور دارد، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی. اما بعد از آن کاریکاتور پیامبر اسلام، گروه عظیمی از مسلمانان دیگر آن را نمی‌خرند. البته از موضوع سکس هم زیاد استفاده می‌کند. به یاد دارم که یک بار طرحی داشت که یک پاپ و یکی از امامان مسلمان در حال سکس بودند. البته فرانسوی ها از دیدن چنین تصاویری شوک نمی‌شوند، چون سکس فرانسوی ها را شوک نمی‌کند و  برای آن‌ها عادی است. بسیاری از فرانسوی‌ها لائیک هستند، و موضوع مذهب یکی از موضوعات اصلی این مجله است.