آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۳ بهمن ۱۳۹۳

ناما جعفری

سیاست


چریک‌های اینترنتی ، تظاهرات فیسبوکی


shutterstock_82436641.pdfedited

سطر بنویس به جای مشت‌های گره‌کرده، فحاشی کن با اسم مستعار به جای شعار دادن، یا نه! از کجا می‌آیی؟ از خیابان انقلاب، یا نشستن در خانه و چک کردن فیسبوک؟ از میدان آزادی تا پیج‎های فیسبوکی راهی نیست، فقط یکی نشستن در خانه است و دیگری تظاهرات اعتراضی علیه حکومت. برای هر کاری «چرا»ی بزرگی هست، با علامت سؤالی که آخرش می‌گذاریم. اما واقعاً چرا فیسبوک مردم را از تظاهرات خیابانی به خانه کشاند و شکل حضور داشتن را به نشستن تغییر داد؟
زمانی که مارک زوکربرگ و دوستان‌اش در چهارم فوریه‌ی سال ۲۰۰۴ فیسبوک را راه‌اندازی کردند شاید هرگز تصور نمی‌کردند که این شبکه‌ی اینترنتی بتواند به بستری برای مبارزات آزادی‌خواهانه‌ی جوانان در خاورمیانه تبدیل شود. در کمترین زمان، صفحه‌ها و کارزارها برای این حرکت‌ها شکل می‌گرفت و بعد از مدتی دیگر به‌روزرسانی نمی‌شد؛ مرگ همان مرگی بود که از خیابان جای خود را به صفحه‌های فیسبوکی داده بود و حالا که دیگر خبری نبود، آن‌ها نبودند. این‌جا اما با چند سؤال روبه‌رو می‌شویم: آیا اینترنت، که شبکه‌های اجتماعی در آن تعریف می‌شوند، می‌تواند یک دیکتاتور را ساقط کند؟ آیا فیسبوک رسانه‌ای دموکراتیک و دموکرات‌ساز است که می‌تواند تغییرات اجتماعی را تحمیل کند؟ یک اصل پذیرفته‌شده می‌گوید که هرکس که قصد دارد یک انقلاب را به پیش ببرد باید در ابتدا رسانه‌های همگانی را در اختیار داشته باشد، رسانه‌‌هایی که حرف‌شان به گوش عموم مردم برسد.

از زمانی که شبکه‌ی اینترنت به وجود آمده طرفداران آن با علاقه‌ی فراوان از قابلیت دموکرات‌کننده‌ی آن سخن می‌گویند، از این که چگونه این شبکه اکثریت خاموش را از خمودگی در می‌آورد.

از زمانی که شبکه‌ی اینترنت به وجود آمده طرفداران آن با علاقه‌ی فراوان از قابلیت دموکرات‌کننده‌ی آن سخن می‌گویند، از این که چگونه این شبکه اکثریت خاموش را از خمودگی در می‌آورد. این امید‌ها چندان تحقق نیافته بود تا هنگامی که تظاهرات خیابانی در ایران، تونس، و مصر شروع شد. نقش فیسبوک و توئیتر در تحولات ایران را می‌توان در دو بازه‌ی زمانی اعتراضات پس از انتخابات سال ۸۸ که از آن به عنوان «جنبش سبز» یاد می‌شود و «انتخابات ۹۲» مورد بررسی قرار داد. سایت اصل ۱۹ با پژوهش در رسانه‌های ایرانی به این موضوع پرداخته است. در این پژوهش آمده است: فیسبوک یکی از مؤثرترین شبکه‌های اجتماعی در جریان اعتراضات مردمی پس از انتخابات سال ۸۸ در ایران بود. دستگاه‌های امنیتی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی، که فیلترینگ فیسبوک را از بهمن ۸۷ تا خرداد ۸۸ در ایران رفع کرده بودند، بلافاصله پس از انتخابات بار دیگر فیسبوک را فیلتر کردند. با این همه، کاربران ایرانی با استفاده از ابزارها و روش‌های دور زدن فیلترینگ به فیسبوک دسترسی پیدا می‌کردند. در اعتراضات سال ۸۸ کاربران فیسبوک در ایران از این شبکه‌ی اجتماعی برای انتشار تازه‌ترین رویدادها، هماهنگی برای برگزاری راه‌پیمایی، تعیین مسیر و محدوده‌ی جغرافیایی راه‌پیمایی، تعیین شعارها در راه‌پیمایی‌ها، اعلام موقعیت و محل تمرکز نیروهای سرکوبگر، خنثا کردن تبلیغات روانی دستگاه‌ها و رسانه‌های حکومتی استفاده می‌کردند. در جریان هر تظاهرات یا پس از آن نیز کاربران ایرانی فیسبوک با به اشتراک گذاشتن عکس و فیلم و گزارش‌هایی درباره‌ی ابعاد و شمار تقریبی مردم شرکت‌کننده در اعتراضات، و نیز تاکتیک‌های استفاده‌شده از سوی دستگاه‌های امنیتی، ضمن بی‌اثر کردن جنگ روانی و تبلیغاتی حکومت، به افشای خشونت دستگاه‌های سرکوب می‌پرداختند.
o-CYBER-WAR-facebookedited
خبرگزاری شبکه‌ی دانشجو، وابسته به سپاه پاسداران، در اسفند ماه ۹۱ با انتشار تحلیلی درباره‌ی میزان نفوذ فیسبوک و اثرگذاری آن در تحولات منتهی به انتخابات ۹۲، درباره‌ی این که آیا فیسبوک می‌تواند باردیگر به اهرمی برای اعتراضات خیابانی تبدیل شود، نوشت: «این عامل بیشتر از این که به خود فیسبوک مربوط شود، قائم به مُبلغ است» و برای نمونه «هرگاه که افرادی چون موسوی و کروبی بیانیه دادند منازعات خیابانی رخ داد، اما هرگاه که دیگران این کار را کردند بازتابی دیده نشد.» این رسانه‌ی وابسته به سپاه پاسداران «پخش و توزیع بیانیه‌های سیاسی جهت دعوت به اعتراض، اعتصاب» و امکان «تماس مستقیم کاربران فیسبوک با فعالین سیاسی مخالف در خارج از ایران» را در شمار تهدیدات فیسبوک بر شمرده است. در عین حال، فیسبوک را ابزاری برای شایعه سازی توصیف کرده و از انتشار اخبار غیررسمی «در ساعات نزدیک به جنگ، فوت رهبران، سقوط مناطق، تسلیم شدن نیرو‌ها» یا در جریان اعتراضات خیابانی از انتشار اخبار، فیلم و عکس‌های مربوط به «آمار کشته‌شدگان، به مخالفین پیوستن نیروهای‌های امنیتی»، اخبار مربوط به خشونت یا «تجاوز» علیه بازداشت‌شدگان و حتا انتشار اخباری از بحران اقتصادی در ایران مانند «اخبار گران شدن بنزین در سال ۹۲» را تهدیدات دیگر فیسبوک در ماه‌های آینده توصیف کرده است. نگرانی دیگری که در این گزارش بر آن تأکید شده نقش فیسبوک و توئیتر در انتشار و برجسته کردن «درز اطلاعات ممنوعه از داخل به خارج» و حتا «انتشار اطلاعات خلاف امنیت روانی ایرانیان از خارج به داخل» است. جنبش‌های اعتراضی اخیر و جاری در جهان را عموماً انقلاب‌های فیسبوکی توصیف کرده‌اند و آن‌ها را بیشتر هدایت‌شده از سوی جوانان می‌بینند. همچنین، آن‌ها را انقلاب‌های اطلاعاتی و دیجیتال نامیده‌اند و منتقدان حتا آن‌ها را شورش‌های اسلامی توصیف کرده‌اند. در نگاهی دقیق‌تر، تصور متفاوتی از آن‌ها شکل می‌گیرد، چرا که احزاب مخالف بسیار پیش از فیسبوک و توئیتر وجود داشته‌اند و اگرچه صدای‌شان سرکوب شده و آزادی بیان به حال تعلیق درآمده بود، صدای آن‎ها هرگز خاموش نشده بود.

گسترش رسانه‌های الکترونیک و دیجیتال به شدت به نفع انتشار این صداها تمام شده است. نقطه‌ی آغاز این رسانه‌ها تلویزیون‌های ماهواره‌ای هستند که دیدگاه‌های متفاوت را انتشار می‌دهند و تریبون گسترده‌تر و دموکراتیک‌تری پدید آورده‌اند. به دنبال آن، روزنامه‌نگاری شهروندی رشد پیدا کرد و به ایجاد تعداد زیادی وبسایت، تالار گفت‌وگو، و وبلاگ انجامید. و سرانجام نوبت به ورود فیسبوک و دیگر شبکه‌های اجتماعی رسید که نه تنها در یک لحظه فعالیت‌هایی را در طول و عرض یک شبکه‌ی گسترده به هم مرتبط می‌کنند و اطلاعات بصری را به راحتی از طریق اینترنت و تلفن‌های همراه به دیگران انتقال می‌دهند، بلکه مردم عادی را قادر ساخته‌اند شواهد مستندی ارائه دهند که می‌تواند در آن واحد در دسترس معترضان قرار گیرد، شواهدی که نقض قانون و دیگر سوء‌استفاده‌های آشکار و پنهان از قدرت را برملا می‌کنند. برای نمونه، اگر وقتی که محمد بوعزیز تونسی، که خود را در اعتراض به رژیم آتش زد، تصاویرش توسط یک فرد دیگر با تلفن موبایل ضبط نمی‌شد و به طور گسترده در دسترس دیگران قرار نمی‎گرفت، هرگز موج خشم و اعتراضی که در تونس شاهد آن بودیم بر نمی‌خاست.

در حال حاضر، در ایران ‌ایمیل‌هایی در حال گردش است که به مردم در مورد خدمات اینترنتی تقلبی هشدار می‌دهد، یعنی دام‌های دیجیتالی که حکومت پهن می‌کند تا بتواند به اسامی و اطلاعاتی در مورد مخالفین دست پیدا کند تا بعداً با کمک آن‌ها بتواند آنان را مورد بازخواست قرار دهد.

به همین ترتیب، خبر انقلاب مصر هنگامی به طور کامل به همگان رسید که تصاویر شکنجه و کشتار تظاهرکنندگانی که به نقض قانون اعتراض داشتند در همه‌جا منتشر شد. صفحه‌ی فیسبوک «ما همه خالد سعید هستیم» یکی از جنبه‌های ناآرامی گسترده‌ای بود که ده‌ها هزار تن را به هیجان آورد. می‌توان این طور استدلال کرد که، همه‌ی این‌ها بود که به انقلاب منجر شد. مجموعه‌ای از همه‌چیز: ستم و مقاومت، فقر و اعتراض، سانسور و تکنولوژی اطلاعات، جعل و مستندسازی، سرپوش گذاشتن بر خطاها و رسوایی‌ها. در هر حال، یکی از مهم‌ترین عواملی که باعث شد اعتراض‌ها در همه‌جا شکل بگیرد دعوت به راه‌پیمایی خیابانی و ادامه‌ی تظاهرات تا رسیدن به هدف‌های انقلاب بود. اشغال خیابان‌ها همراه با شکسته شدن سد ترسی که نیروهای امنیتی و نظامی ایجاد کرده بودند و انتشار اخبار و تصاویر سرکوب فزاینده و افزایش تعداد قربانیان و کشته‌ها همه پس از سرازیر شدن مردم به خیابان‌ها شکل گرفت.

اما حکومت ایران چریک‌های اینترنتی را با سلاحی به همان اندازه ارزان و مؤثر مورد حمله قرار می‌دهد: از طریق ایجاد ناامنی و ترس. در حال حاضر، در ایران ‌ایمیل‌هایی در حال گردش است که به مردم در مورد خدمات اینترنتی تقلبی هشدار می‌دهد، یعنی دام‌های دیجیتالی که حکومت پهن می‌کند تا بتواند به اسامی و اطلاعاتی در مورد مخالفین دست پیدا کند تا بعداً با کمک آن‌ها بتواند آنان را مورد بازخواست قرار دهد. یکی از نگرانی‌های اصلی مقام‌های جمهوری اسلامی از نقش شبکه‌های اجتماعی «غیرقابل کنترل بودن محتوای پیام‌ها» و «افزایش سرعت گردش اخبار و اطلاعات» در ایران است. سخنگوی «مرکز جرائم سازمان‌یافته»ی سپاه پاسداران می‌گوید: «قبل از انتخابات دهم ریاست جمهوری، عده‌ای معتقد بودند که سرعت انتقال شایعه ۶۰۰ نفر در ثانیه است. الان من به شما می‌گویم که با توجه به فضای مجازی، هیچ فرمول و عددی نمی‌توان در سرعت پخش شایعه بیان کرد، این می‌شود برد غرب»، چون کاربران «هرچیزی در فضای مجازی بر بستر شبکه‌ی اجتماعی منتشر می‌کنند.» این تنها نگرانی آن‌ها نیست. در دو سال اخیر، مقام‌های حکومتی بارها نگرانی خود را از توانایی توئیتر و فیسبوک برای «انتقال پیام» از خارج از ایران به مردم داخل ایران نیز ابراز کرده اند. برای نمونه، پس از راه‌اندازی توئیتر فارسی وزارت خارجه‎ی آمریکا، خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، آن را «حربه‎ی جدید» به معنای ابزار جنگ تازه‎ی آمریکا علیه جمهوری اسلامی توصیف کرد. آن‌چه مقام‌های حکومتی را نگران اثرگذاری توئیتر کرده مناسب بودن آن برای «پی‌گیری دیپلماسی عمومی» از سوی کشورهایی است که مقام‌های جمهوری اسلامی سال‌ها آن‌ها را «دشمن» معرفی کرده‌اند.

علاوه بر این، دستگاه‌های امنیتی جمهوری اسلامی سال‌ها کوشیده اند تا «ارتباط میان مردم ایران» با «خارج از ایران» را «محدود»، «کنترل»، و «هدایت» کنند. با این حال، همچنان پرسشی باقی است: آیا راهکاری برای دنبال کردن اعتراض از راه شبکه‌های اجتماعی خواهد بود، یا دوباره به خیابان باز خواهیم گشت؟ اما باید این را هم به یاد بیاوریم که: مرکز قدرت به یاد خواهد داشت که همچنان که در مورد پیشینیان‌اش اتفاق افتاد، خیابان‌ها در هر لحظه توانایی برانداختن‌اش را دارند. در حالی که فتح خیابان‌ها در حال حاضر بهای سنگینی دارد، در آینده ممکن است این طور نباشد.