آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۳ بهمن ۱۳۹۳

توکا نیستانی

کارتون


سرخی تو از من… | توکا نیستانی


IMG_8937edited
سه روز بعد از کشته شدن دوازده نفر در دفتر مجله‌ی شارلی ابدو بود که فهمیدم یکی از کارتونیست‌های مقتول را از سال‌ها قبل می‌شناسم!
سی سال پیش که دوران خشک‌سالی کتاب بود در یک کتاب‌فروشی، زیر پل کریم‌خان زند، کتاب کارتونی به زبان فرانسه پیدا کردم. کارتونیست فرانسوی طراحی ساده‌ای داشت و موضوعات کتاب‌اش بیشتر زنان و مردان لختی بودند در حال گفتگو! کتاب پر بود از تصویر آدم‌هایی که روبروی هم ایستاده‌اند با یک عالمه نوشته بالای سرشان… کتاب را خریدم و سعی کردم تا با دقت در طرح‌ها حدس بزنم کارتونیست با چه چیزی شوخی کرده. داستان‌های دنباله‌دار طولانی را فریم به فریم وارسی کردم اما چهره‌ها ثابت بودند و فقط نوشته‌ها بود که تغییر می‌کرد، در فریم آخر هم هیچ اتفاق تصویری خاصی نمی‌افتاد. معلوم بود اگر طنزی هست در نوشته‌هایی است که قادر به خواندن و فهمیدن‌شان نیستم. راستش را بخواهید اصلاً تحت تاثیر قرار نگرفتم اما از اسم هنرمند خوشم آمد… ولینسکی… این اسم در خاطرم حک شد تا سه روز بعد از کشتار شارلی ابدو او را بین سایر کشته‌ها تشخیص بدهم…
فکر می‌کنم خیلی از آن جمعیتی که بخاطر ترور کارتونیست‌ها در پاریس راهپیمایی کردند ولینسکی را به اندازه‌ی من هم نمی‌شناختند. حتی فکر می‌کنم خیلی از آن‌ها خواننده‌ی مجله‌ای که ولینسکی بخاطرش کشته شد نبودند. شاید تنها نقطه‌ی اشتراکی که آن همه آدم را، با سلیقه‌ها و افکار متفاوت، دور هم جمع کرد اعتقادشان به آزادی بیان بود و روحیه‌ای جمعی که باعث می‌شود در این‌جور مواقع بی‌تفاوت از کنار حادثه نگذرند…
کاش این روحیه واگیر داشته باشد، نفر به نفر، شهر به شهر و کشور به کشور سرایت کند و یک روز ببینیم که همه به آن مبتلا شده‌ایم…