آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۲۳ بهمن ۱۳۹۳

سپهر عاطفی

اجتماع


دومین یادداشت از فستیوال فیلم برلین، برلیناله


DSC_4949

درن آرنوفسکی و همراهان در هییت داوران


برلیناله در حالی به روزهای پایانی خودش نزدیک می شود که بیشتر فیلم های بخش مسابقه به نمایش درآمده اند. گمانه زنی ها در مورد برندگان خرس طلایی همچنان ادامه دارد. باید دید درن آرنوفسکی ریس هییت داوران به همراه گروهش چه فیلم ها و افرادی را مستحق دریافت جایزه می دانند. در قسمت دوم یادداشت های برلین به چند فیلم دیگر به نمایش درآمده در برلیناله به همراه سومین و آخرین فیلم ایرانی می پردازم.


بخش مسابقه: آتشفشان
کارگردان: خایرو بوستامانته، گواتمالا

size=708x398edited

نمایی از فیلم آتشفشان


داستان: داستان ماریا، دختر یک خانواده‌ی سه نفره از بومیان آمریکای جنوبی (مایا) که در مزارع قهوه کار می‌کنند و زندگی سختی را می‌گذرانند. سرکارگر قرار است با ماریا ازدواج کند. همه به جز ماریا موافق این ازدواج هستند.
متن: آمریکا، پشت کوه آتشفشان، جایی که امکانات یک زندگی خوب مهیاست، خبری از نیش مارها هنگام کار نیست، همه ماشین دارند و دلار خرج می‌کنند. ماریا نمی‌خواهد بماند. ماندن مساوی یک ازدواج اجباری است. او حاضر است برای رفتن با ‌په‌په، چیزی که او می‌خواهد در اختیارش بگذارد. اما با یک جنین در شکمش جا گذاشته می‌شود.
حاشیه: بوستامانته سی و هفت ساله، کارگردان موج نو گواتمالا در کنفرانس مطبوعاتی گفت که داستان این فیلم واقعی است و برای انتخاب بازیگر با مشکلات زیادی مواجه بوده است. وقتی اطلاعیه‌ی “به دنبال بازیگر زن برای یک فیلم” حتی یک نفر را جذب نمی‌کند، اطلاعیه را به “به دنبال کارگر” تغییر می‌دهد که نشانگر شرایط سخت زندگی در میان بومیان گواتمالا است.
سکانس ماندگار: ماریا و مادرش حمام می‌کنند که مادرش متوجه برآمدگی شکم ماریا می‌شود. – “چرا به من نگفتی حامله‌ای؟” – “من باید برم، اگه بمونم شما از کار اخراج می‌شید.” “نه دخترکم، تو هیچ جا نمیری… ”
نتیجه: فیلم از مدعیان کسب حداقل یک خرس در برلین است. به خصوص در بخش بازیگری، برلیناله نشان داده است به بازیگرانی که نقشی شبیه به زندگی واقعی خود را بازی می‌کنند علاقه دارد. این فیلم را باید دید.


بخش مسابقه: شوالیه‌ی جام‌ها
کارگردان: ترنس مالیک، آمریکا

imgedited

نمایی از فیلم شوالیه جام ها


داستان: ریک (کریستین بیل) در هالیوود کار می‌کند (هرچند سخت می‌توان گفت چه کار) و نیاز مادی ندارد، اما سرگردان است و معنای زندگی‌ را گم کرده است.
متن: “شوالیه‌ی جام‌ها” نشانه‌های سینمای خاص مالیک را در خود دارد. همان قاب‌های زیبا از طبیعت و دوربین رها با چرخش‌های نامتعارف. همان نشانه‌هایی که در “خط باریک قرمز” شاهکار خلق کرده بود حالا پس از “درخت زندگی” و “به سوی شگفتی”، با حذف قصه به ورطه‌ی تکرار و کلیشه افتاده است. چند بار دیگر باید طلوع و غروب خورشید، قدم زدن در ساحل، بازی کردن بچه‌ها و در آغوش گرفتن شخصیت اصلی را در فیلم‌های مالیک ببینیم؟
حاشیه: جستجو برای معنای زندگی میان خانه‌های رو به ساحل در لوس آنجلس، مهمانی‌های پر زرق و برق و زنانِ زیبا آن هم توسط شخصیتی که مات و مبهوت میان دوستان، همکاران و معشوقه‌هایش بی حرف قدم می‌زند کمتر تحمل کردنی است.
سکانس ماندگار: الیزابت با بازی ناتالی پورتمن در حالی که شکسته و غمگین است به اریک می‌گوید باردار است، اما نمی‌داند از شوهرش یا از او.
نتیجه : اگر “به سوی شگفتی” را دوست داشته‌اید، شاید از “شوالیه‌ی جام‌ها” هم بدتان نیاید.


بخش فروم: مادر قلب اتمی
کارگردان: علی احمدزاده

DSC_5315edited

کارگردان، بازیگر و فیلمبردار فیلم مادر قلب اتمی در جریان پرسش و پاسخ بعد از فیلم


داستان: دو دختر جوان (ترانه علیدوستی و پگاه آهنگرانی) در راه برگشت از یک پارتی شبانه و در حالی که در خیابان‌های تهران پرسه می‌زنند و با افراد مختلفی همسفر می‌شوند در مورد مسائل مختلف گفتگو می‌کنند.
متن: دومین فیلم بلند علی احمدزاده فیلمی سرگردان است. فیلم از دو نیمه‌ی متفاوت تشکیل شده است. نیمه‌ی اول فیلم امیدوارانه و با شوخ طبعی پیش می‌رود اما هر چه جلوتر می‌رویم و درست از زمان ورود شخصیت مرموزی که محمدرضا گلزار نقشش را بازی می‌کند فیلم روندی غیرمنطقی به خود می‌گیرد. نکته‌ی ویژه‌ی این فیلم اما بازی محمدرضا گلزار است که ریسک بازی کردن در نقشی متفاوت را پذیرفته است.
حاشیه: در سوال و جواب بعد از نمایش فیلم یکی از تماشاگران در مورد اینکه چرا بازیگران زن فیلم به برلین نیامده‌اند پرسید. منیژه حکمت مادر پگاه آهنگرانی برای پاسخ به روی صحنه آمد و گفت دخترش ممنوع الخروج است و حکم یک سال و نیم زندان تعلیقی دارد.
نتیجه: به دیدنش نمی‌ارزد.


بخش مسابقه: ویکتوریا
کاگردان: سباستین شپر، آلمان

rendition=victoria_169.jpgedited

نمایی از فیلم ویکتوریا


داستان: ویکتوریا دختر اسپانیایی بعد از خروج از یک کلاب شبانه با یک گروه دوستی همراه می‌شود و ماجراهایی را از سر می‌گذراند که سرنوشت او را برای همیشه عوض می‌کند.
متن: فیلم صد و چهل دقیقه‌ای ویکتوریا با فیلمبرداری فوق‌العاده‌‌ در یک برداشت و در زمان واقعی از نیمه شب تا صبح در برلین اتفاق می‌افتد. بازی‌های فوق العاده‌ توسط بازیگرانی که دیالوگ‌های خود را بداهه پردازی کرده‌اند فیلم را به یک اتفاق خوب در بخش مسابقه برلیناله تبدیل کرده است. “ویکتوریا” از واقع‌گرایی شروع می‌کند و با موفقیت به فیلم ژانر تبدیل می شود. فیلمی که بر اساس ایده ی اولیه ی کارگردانش یک ساعت قبل و بعد از یک دزدی بانک را روایت می کند.
حاشیه: سباستین شپر در کنفرانس مطبوعاتی گفت «کارگردانی مثل مربیگری فوتبال است. من فکر کردم که تیم ما سه بر صفر عقب است و چیزی برای از دست دادن نداریم. بنابراین به بازیگرانم اعتماد کردم و از نتیجه راضیم.»
سکانس ماندگار: همه ی گروه به همراه ویکتوریا به پشت بام رفته اند، جایی که از بچگی میعادگاه اعضای گروه بوده است. ویکتوریا روی لبه ی پشت بام قدم میزند.
نتیجه: فیلمی دیدنی و نفسگیر. از دستش ندهید!