آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۳ بهمن ۱۳۹۳

امین آزاد

سیاست


ارزش پولی که ۳۸۵ برابر کم شد


23edited
سرعت رشد اقتصادی ایران چه‌قدر است؟ روند رشد اقتصادی ایران بعد از انقلاب چگونه بوده است؟ نسبت رشد اقتصادی ایران قبل و بعد از انقلاب چه روندی داشته است؟ و هم‌اکنون، نسبت به کشورهای همسایه مانند ترکیه، رشد اقتصادی ایران چگونه است؟ برای پی بردن به سرعت اقتصاد ایران باید پارامترهای بسیاری را بررسی کرد. در میان شاخص‌های عملکردی اقتصاد کلان، میزان تولید ناخالص داخلی یکی از مهم‌ترین شاخص‌ها است.


تولید ناخالص داخلی

بنا بر آمار بانک جهانی، در سال ۲۰۱۳ ایران در میان کشورهای جهان رتبه‌ی ۳۳ را از نظر میزان تولید ناخالص داخلی داشته است. در این سال، میزان تولید ناخالص داخلی ایران ۳۶۸ میلیارد و ۹۰۴ میلیون دلار بوده است. رتبه‌ی ایران در سال ۲۰۱۰ در این رده‌بندی ۲۹ بود و پس از عربستان سعودی با رتبه‌ی ۲۸ قرار داشت. اما در سال ۲۰۱۳ عربستان در مکان ۱۹ جهان قرار گرفته است. در همین سال، ترکیه دیگر همسایه‌ی ایران، در مکان ۱۸ قرار گرفته است. تولید ناخالص داخلی عربستان در سال ۲۰۱۳ حدود ۷۴۸ میلیارد دلار بوده است، یعنی در حدود دو برابر درآمد ناخالص داخلی ایران.
شاید افت شدید ایران در این جدول را بتوان به تحریم‌های اقتصادی و کاهش تولید نفت، و رشد درآمد عربستان را به افزایش شدید تولید نفت به جای ایران نسبت داد. اما تولید ناخالص داخلی دقیقاً چیست؟ این شاخص اندازه‌ی اقتصاد یک کشور و ظرفیت‌های تولیدی آن را نشان می‌دهد. تولید ناخالص داخلی، بنا به تعریف، ارزش مجموع کالاها و خدماتی است که طی یک سال در یک کشور تولید می‌شود.
شاید برای بسیاری از ایرانی‌ها این سؤال مطرح باشد که اگر انقلاب رخ نمی‌داد اقتصاد ایران امروز در کجا قرار داشت؟ به این سؤال نمی‌توان پاسخ دقیقی داد. تنها می‌توان برخی از شاخص‌های اقتصادی را طی ۵۰ سال اخیر بررسی کرد.
بر اساس اطلاعات بانک مرکزی، از سال ۱۳۳۸ تا پایان سال ۱۳۵۵، تولید ناخالص داخلی ایران در یک روند صعودی ۵.۵ برابر شده است. با آغاز شرایط انقلابی در سال ۱۳۵۶، با توجه به خروج سرمایه‌های خارجی از ایران و مهاجرت بسیاری از سرمایه‌داران مولد ایرانی، روند تولید نیز معکوس شده و سیر نزولی خود را آغاز کرد. شرایط نزولی تولید با توجه به بی‌ثباتی دوره‌ی انقلاب و آغاز جنگ ایران و عراق ادامه می‌یابد، به نحوی که تولید با کاهش ۳۰ درصدی تا سال ۱۳۶۰ مواجه می‌شود. پس از آن، با وجود افزایش تولید در سال‌های ۶۱ و ۶۲، روند نزولی تا سال ۶۷ (پایان جنگ) ادامه می‌یابد، اما از سال ۱۳۶۸ روند صعودی تولید دوباره آغاز شده و به جز یک دوره‌ی سه ساله (از ۷۲ تا ۷۴) که افزایش تولید متوقف شده است، این روند تا پایان سال ۹۰ ادامه دارد. در واقع، اندازه‌ی اقتصاد ایران طی ۲۳ سال حدود ۳ برابر رشد می‌کند.
البته، این افزایش در دوران احمدی‌نژاد بیشتر تحت تأثیر افزایش قیمت نفت و در دولت خاتمی، با توجه یه سیاست‌های تنش‌زدایی، بیشتر ناشی از جذب سرمایه‌ی خارجی در بخش صنعت و رشد تولیدات صنعتی و کشاورزی بود. بر اساس اعلام اوپک، طی هشت سال ریاست‌جمهوری احمدی‌نژاد، کشور از طریق صادرات نفت بیش از ۵۷۸‌ میلیارد ‌دلار درآمد داشته است؛ در هشت سال احمدی‌نژاد درآمدهای نفتی نسبت به دوره‌ی قبل‌تر، یعنی دوره‌ی خاتمی، ۲۴۶ درصد افزایش داشته است. در دو دوره‌ی ریاست‌جمهوری هاشمی رفسنجانی، وی کشور جنگ‌زده‌ی ایران را تنها با ۱۲۳‌ میلیارد ‌دلار اداره کرد؛ دولت موسوی جنگ را با ۱۰۳ میلیارد ‌دلار اداره کرده بود. کل درآمد‌های سه دولت قبلی از فروش نفت روی هم حدود ۴۳۲ ‌میلیارد ‌دلار بوده، یعنی شش دولت موسوی، هاشمی و خاتمی روی هم تنها نزدیک به ۷۵ ‌درصد دو دولت احمدی‌نژاد درآمد نفتی داشتند.
از سال ۹۰، با افزایش تحریم‌های جهانی، صنایع مهم ایران مانند نفت، گاز، پتروشیمی، و خودرو با کاهش شدید تولید مواجه شدند. به عنوان نمونه، در آمد نفتی ایران از ۱۰۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۱ به حدود ۳۵ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۳ رسید. صادرات نفتی ایران هم در همین بازه‌ی زمانی از دو و نیم میلیون بشکه در روز به یک میلون بشکه رسید.
21edited

تولید ناخالص داخلی سرانه

میزان رفاه مردم یک کشور صرفاً با تولید ناخالص داخلی تعیین نمی‌شود، بلکه شاخص بهتر تولید ناخالص داخلی سرانه است. «تولید ناخالص داخلی سرانه» تولید ناخالص داخلی را نسبت به جمعیت هر کشور اندازه‌گیری می‌کند. با این شاخص نشان داده می‌شود هر فرد چه سهمی در تولید ناخالص داخلی دارد. در واقع، رفاه مردم یک کشور متأثر از تولید ناخالص داخلی و میزان جمعیت آن کشور است که در تولید ناخالص داخلی سرانه منعکس می‌شود.
بر اساس آمار بانک جهانی، ایران در سال ۲۰۱۳ از نظر تولید ناخالص داخلی سرانه با عدد ۴ هزار و ۷۰۰ دلار در رتبه‌ی ۱۰۲ قرار دارد. این در حالی است که این عدد برای هر شهروند قطری ۹۳ هزار دلار در سال است. همچنین، این عدد برای هر فرد در عربستان سعودی ۲۵ هزار دلار و برای هر نفر در ترکیه ۱۱ هزار دلار است.
این عدد در سال ۱۹۷۷، یعنی دو سال قبل از انقلاب ایران، برای هر ایرانی ۲ هزار و ۱۵۰ دلار بوده است. در همان سال، سهم هر قطری ۱۹ هزار دلار گزارش شده بود. این به آن معنا است که اگر رشد اقتصادی ایران چیزی شبیه به قطر می‌بود، در سال ۲۰۱۳ سهم هر ایرانی باید حدود ۱۰ هزار دلار گزارش می‎شد، که در واقعیت این عدد کمتر از نصف است.
با بررسی تولید ناخالص سرانه‌ی ایران طی بیش از ۵۰ سال اخیر می‌توان نوسان شدید را در اقتصاد هر ایرانی به خوبی دید. از سال ۱۳۳۸ تا پایان سال ۱۳۵۵، تولید سرانه‌ی هر ایرانی در یک روند صعودی بیش از ۳ برابر شد. با آغاز شرایط انقلابی در سال ۱۳۵۶، روند تولید سرانه نیز معکوس شد و سیر نزولی خود را آغاز کرد که علاوه بر روند نزولی تولید، با توجه به بی‌ثباتی دوره‌ی انقلاب و جنگ ایران و عراق و افزایش سریع جمعیت تشدید شد، به طوری که تولید سرانه با کاهش حدود ۵۰ درصدی تا سال ۶۷ طی این سال‌ها مواجه بود. اما از سال ۱۳۶۸، با توجه به بهبود تولید کل و نیز کاهش نرخ رشد جمعیت در دهه‌های ۷۰ و ۸۰، روند صعودی تولید سرانه آغاز شد و از سال ۶۸ تا سال ۹۰، سرانه‌ی تولید ناخالص داخلی هر ایرانی دو برابر شد. این روند رشد با توجه به تحریم‌ها نتوانست ادامه یابد.


تورم و قیمت ارز

گفته شده امیر عباس هویدا، در پاسخ به این سؤال که چه کاری برای مملکت انجام داده، گفته بود: «من در طول دوران نخست‌وزیری‌ام نگذاشتم قیمت یک خودکار بیک از سه ریال به پنج ریال افزایش یابد!» طی ۵۰ سال اخیر، رشد ناخالص داخلی ایران روند پر فراز و نشیبی داشته است. اما بر خلاف این پارامتر، روند کاهش پول ملی و تورم با سرعت زیادی نزولی بوده است. نرخ تورم از سال ۴۴ با عدد نزدیک به صفر به ۱۶ درصد در سال ۵۵ رسید اما این میزان با جهشی بلند در سال ۵۶ به ۲۵ درصد رسید. تورم در سال‌های بعد از انقلاب تا سال ۵۹ روندی صعودی داشت و به ۴۹ درصد رسید، ولی از سال ۶۰ تورم سیر نزولی در پیش گرفت و در پایان جنگ تا ۱۲ درصد کاهش یافت.
پس از پایان جنگ اما تورم بار دیگر سیر صعودی در پیش گرفت، به طوری که تا سال ۷۴ دوباره به عدد ۴۹ درصد رسید. شروع کار دولت خاتمی زمان کنترل تورم بود و بر طبق آمار، در هشت سال دولت او، تورم میانگینی در حدود ۱۶ درصد داشت. با روی کار آمدن دولت احمدی‌نژاد، رشد سریع قیمت‎ها و تورم آغازی دوباره داشت و بر مبنای آمار بانک مرکزی این شاخص به عدد ۳۵ درصد در زمان تحویل دولت وی رسید.
البته، برخی درباره‌ی آمار تورم بانک مرکزی در دوران احمدی‌نژاد مشکوک هستند، چرا که برخلاف روال سابق که قیمت‌ها سالی یک بار افزایش می‌یافت، در دولت وی برخی کالاها به هفته و روز افزایش قیمت می‌یافتند. مثلاً قیمت خودرو که در دولت خاتمی تقریباً ثابت بود در دولت احمدی‌نژاد چندین برابر شد. به عنوان نمونه، قیمت پراید که در شروع دولت احمدی‌نژاد ۷ میلیون تومان بود در پایان دولت وی به ۲۰ میلیون تومان رسید.
قیمت ارز هم طی این سال‌ها سرنوشتی مانند تورم داشت. در سال ۵۵ هر دلار آمریکا ۷ تومان بود اما این عدد در هنگام تهیه‌ی گزارش با دو نرخ رسمی و آزاد به ترتیب دو هزار ۷۰۰ تومان و سه هزار و ۲۰۰ تومان معامله می‌شدند. حتا اگر نرخ ارز رسمی را ملاک قرار دهیم، طی این مدت ارزش پول ایران بیش از ۳۸۵ برابر کاهش پیدا کرده است.