آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۲۷ آذر ۱۳۹۳

توکا نیستانی

کارتون


هنر شوخی نکردن …


IMG_1852edited

من عاشق آدم‌های شوخ‌طبع هستم. منظورم آن‌هایی نیست که در مهمانی‌های دوستانه تلفن همراه را از جیب در می‌آورند و پشت سر هم جوک‌های جدید را با صدای بلند برای جمع می‌خوانند، منظورم آن‌هایی است که در لحظه متوجه تناقضات رفتار و گفتار آدم‌های اطراف می‌شوند و با ظرافت لطیفه‌ای متناسب با موقعیت می‌سازند. آدم‌هایی مثل صادق هدایت که، علی‌رغم شهرت به افسردگی و پایان غم‌انگیز زندگی‌اش، داستان‌های زیادی از نکته‌سنجی و طنازی او باقی مانده، و یا آدمی مثل وودی آلن که یکی از خداوندگاران شوخی‌های کلامی و حاضرجوابی است.

البته لطیفه ساختن و شوخی کردن کار ساده‌ای نیست، اندکی استعداد و یک عالمه تمرین می‌خواهد. همین جناب آلن در جوانی و برای امرار معاش روزی پنجاه تا جوک می‌ساخته. آدم‌هایی که به اندازه‌ی هدایت یا وودی آلن استعداد شوخی کردن ندارند، با تمرین زیاد ظرافت‌های این کار را یاد می‌گیرند. ما اکثراً شوخی کردن را در کودکی و تحت توجهات وزارت آموزش و پرورش در مدرسه یاد گرفته‌ایم و تقریباً محبوب‌ترین تمرین‌مان این بوده که آهسته از پشت به هم‌کلاسی‌ای که سرش را تازه تراشیده نزدیک شویم و ناغافل چنان پس‌گردنی محکمی بزنیم که صدای در کردن ترقه بدهد! بعد که جای انگشت‌هامان تا دو روز پس کله‌ی طرف باقی ماند، از خنده ریسه می‌رفتیم و خب، عذرمان هم موجه بود چون شوخی کرده بودیم. طبیعی است با این تمرین‌ها نباید انتظار داشته باشیم محمود فرجامی مثل وودی آلن بنویسد … جایی خوانده بودم اگر کسی تا قبل از سی سالگی شوخی کردن را یاد نگرفت بهتر است بعد از آن هم دنبال‌اش نرود: توصیه‌ی حکیمانه‌ای که این روزها کسی به اندازه‌ی کافی به آن توجه نمی‌کند …
و نکته‌ی آخر این که، خندیدن به هر حرف خنده‌داری لزوماً اسباب انبساط خاطر شنونده نمی‌شود؛ مثلاً اگر کسی که به احتمال قوی حتا کتاب «علوم» دبستان را کامل نخوانده، خیلی جدی نشست پشت دوربین تلویزیون و ادعا کرد «علم» ثابت کرده که نگاه آقایان باعث پیری زودرس خانوم‌ها می‌شود و به همین علت بهتر است بانوان جوان مجهز به سپر از خانه خارج شوند، نباید فکر کنیم چه استعداد طنزی در این مملکت حرام شده. بهتر است به این فکر کنیم که لازم نیست به هر قیمتی بخندیم و برای بعضی‌ها شوخی نکردن هنری است که باید یاد بگیرند …