آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۲۷ آذر ۱۳۹۳

نیاز زرین بخش

اجتماع


ارتباطات دیجیتال


viberedited
ارتباطات دیجیتال هرروز گسترده‌تر می‌شوند. همه‌ی ما بیش‌وکم با این جهان سر و کار داریم، از پیام‌هایی که هرروز می‌فرستیم و دریافت‌ می‌کنیم تا عکسی که با دوستی به اشتراک می‌گذاریم، یا به طور کلی هرنوع محتوایی که در این سطح منتشر می‌کنیم، همه ما را در بزرگ‌تر کردن این عرصه‌ی عمومی تازه سهیم می‌کنند.
بخشی از جهان دیجیتال را شبکه‌های پیامک‌محور مثل سیستم پیامک تلفن‌های همراه یا اپلیکیشن‌هایی چون وایبر می‌سازند. در این شبکه‌‌ها، روزانه انبوهی از جوک‌ها و شوخی‌های کوتاه رد و بدل می‌شوند. این که مردم بر چه اساسی شوخی‌ها را می‌سازند مسئله‌ی مهمی در مطالعات زبان و فرهنگ است. از دید این مطالعات، این پرسش نیز می‌تواند مطرح شود که آیا کیفیت و شیوه‌ی طرح و انتشار شوخی‌ها در جهان دیجیتال با آن‌چه در ارتباطات حضوری اتفاق می‌افتد متفاوت است؟ آیا تفاوت ابزار و شیوه‌ی انتشار بر محتوای شوخی‌های کوتاه پیامکی اثر گذاشته است؟

جوک‌های پیامکی اغلب بر اساس موضوعات روز، مفاهیم برخاسته از فرهنگ جنسیت‌زده، ستیزهای قومیتی و نژادی‌‌، یا گاه – به ندرت – در تلاش برای مبارزه با بازتولید این مفاهیم ساخته می‌شوند. بخش دیگری از آن‌ها گویی صدای خشم ناشی از فشار است که به شکل تمسخر بروز می‌کند. انگار که به سرکوب‌گری دیرپا با پرتاب کردن‌اش به جهان شوخی‌ها، پشت پا بزنی. پوشیده نیست که ایامِ هرنوع فشار، سرکوب، یا اختناق به دوایی نیاز دارد که از درد حاصل از شرایط بکاهد. شاید به همین دلیل است که گونه‌ای از این پیامک‌ها «جوک‌های فاجعه» خوانده می‌شوند. آدم‌ها می‌خندند تا بر بتابند. خطری که این نوع طنز به همراه دارد این است که منجر به نادیده گرفته شدن جنبه‌هایی از فاجعه می‌شود.

به دلیل ویژگی‌های زبانی پیامک، پیش از آن که انتخاب کنیم آیا مایل به ادامه‌ی مطالعه هستیم یا نه، به انتهای پیام رسید‌ه‌ایم و محتوای آن را «دریافت» کرده‌ایم. حتا اعتراض به محتوای جوک‌ها بخشی از مشارکت ما در این تعامل فرهنگی است.

پیامک‌ها به دلیل کوتاه بودن اغلب «خوانده» می‌شوند؛ ما در برخورد با جوک‌های پیامکی که معمولاً از سوی فردی ناشناس حیات خود را آغاز کرده و به گردش در آمده‌اند، حق انتخاب نداریم. به این معنی که به دلیل ویژگی‌های زبانی پیامک، پیش از آن که انتخاب کنیم آیا مایل به ادامه‌ی مطالعه هستیم یا نه، به انتهای پیام رسید‌ه‌ایم و محتوای آن را «دریافت» کرده‌ایم. حتا اعتراض به محتوای جوک‌ها بخشی از مشارکت ما در این تعامل فرهنگی است.
سرعت و وسعت تکثیر چندلایه‌ای و همه‌جانبه‌ در نظام شبکه‌ای، احتمال مواجهه‌ی ما با جوکی را که به جزیره‌ی دیجیتال‌مان وارد شده بیشتر از قبل می‌کند. بی‌راه نیست اگر دچار این تصور شویم که حجمِ جوک‌های جنسیت‌زده، نژادپرستانه، و به طور کلی انواع محتوای تسمخرآلود بدخیم که در یک دوره‌ی زمانی کوتاه با آن مواجه ایم، با موارد مشابهی که در یک دوره‌ی زمانی بسیار بلندتر در سطح فیزیکی شنیده‌ایم برابری می‌کند.
Male hands holding a smart phone and tapping in a message.
در اثر گسترش شوخی‌های دیجیتالی، جوک‌ها از قلمروی انحصاری افراد طنازی که با اطوار بدنی، تقلید صدا، و ظرافت‌های کلامی می‌توانستند مخاطبان‌شان را بخندانند خارج‌ شده‌اند. در این‌جا، کمتر احتیاج است که کسی جوک گفتن را «بلد» باشد. اهمیت مهارت فیزیکی در انتقال جوک‌ها تخفیف پیدا کرده است و رد و بدل کردن شماره‌های تلفن و وایبر یا شناسه‌های مسنجرها کفایت می‌کند تا افراد که «حضور»شان با استفاده از گوشی‌های موبایل به طور همزمان در دو سطح فیزیکی و دیجیتال «تشدید» شده است جوک را، به جای فیلتر صدا و زبانِ بدن گوینده، از فیلتر ذهن و مناسبات زبانِ مکتوب بگذرانند. همین ورود جوک‌ها به عرصه‌ی پیچیدگی‌ها و بازی‌های زبانی آن‌ها را مورد توجه زبان‌شناسان قرار می‌دهد.

امروز، با مهاجرت جوک‌ها به سطح دیجیتال، افرادی که از به «زبان» آوردن خط‌قرمزهای فرهنگی -اجتماعی نظیر موضوعات جنسی و جنسیتی امتناع می‌کردند ممکن است بی‌پرواترین پیامک‌ها را برای یک‌دیگر ارسال کنند.

مرزهای صمیمیت نیز در سطح دیجیتال تغییر کرده‌اند. پیش‌تر می‌توانستیم مخاطبان شوخی‌ها را بر اساس الگوهای اخلاقی و عرفی طبقه‌بندی و دسته‌بندی کنیم؛ بر همین پایه، شوخی‌های درِ گوشی کنجِ مجلس خانوادگی با جوک‌هایی که برای گرم کردن محفل دوستان صمیمی گفته می‌شدند متفاوت بودند. امروز، با مهاجرت جوک‌ها به سطح دیجیتال، افرادی که از به «زبان» آوردن خط‌قرمزهای فرهنگی -اجتماعی نظیر موضوعات جنسی و جنسیتی امتناع می‌کردند ممکن است بی‌پرواترین پیامک‌ها را برای یک‌دیگر ارسال کنند. گاهی این پیامک‌ها از سوی کسانی دریافت می‌شوند که، در معاشرت‌های حضوری، این شکل از ارتباط میان ما و آن‌ها تعریف نشده و این موجب تعجب ما می‌شود. از سوی دیگر، چنان‌چه این جوک‌ها در سطح گروه‌ها منتشر شوند، مخاطب گروه‌ها یک شخص نیست بلکه تعدادی از افراد اند که به صورت توده‌ای بی‌شکل از مرزهای شخصی خودشان جدا شده‌اند. این خود به مخدوش شدن تقسیم‌بندی مخاطب در هنگام ارسال جوک‌های پیامکی دامن می‌زند؛ زیرا کسی دیگر «دیده» نمی‌شود.

این مسئله می‌تواند به پدیده‌ای مربوط باشد که در روان‌شناسیِ اینترنت به «مهارگسیختگی آنلاین» شهرت دارد و به تفاوت رفتار افراد در دو سطح حضوری و دیجیتال می‌پردازد. شما، برخلاف آن‌چه در تعامل حضوری نشان می‌دهید، ممکن است در سطح دیجیتال، فردی کمتر خجالتی، اهل معاشرت و برقراری ارتباط یا، حتا در شکلی بدخیم، پرخاش‌گر یا ساختارشکن باشید. مهارگسیختگی در سطح دیجیتال به همین تفاوت رفتاری فرد در میزان خودافشاگری اشاره می‌کند. درد دل کردن با افراد ناشناس یا فاش کردن موضوعات خصوصی شکل خوش‌خیمِ مهارگسیختگی در این سطح است.

از دلایل مهارگسیختگی جوک‌ها، یکی این که عاملان اولیه‌ی ساخته شدن جوک‌ها اغلب ناشناس اند؛ پس افراد به راویان معصومی بدل می‌شوند که از اتهامی که به ذهن سازنده‌ی جوک وارد است مبرای اند؛ آن‌ها تنها محتوایی از پیش تولید‌شده را منتقل کرده‌اند. مورد دیگر این که افراد، در هنگام ارسال جوک، چشم در چشم یک‌دیگر قرار نمی‌گیرند و با سیگنال‌های بدنی گیرنده مواجه نمی‌شوند؛ این تسلط بر مسئله‌ی حضور (و زمان) از عوامل تشدید‌کننده‌ی مهارگسیختگی است.
whatsapp-acquired-by-facebook-for-16-billionedited
یکی از جنبه‌های دیگر این مسئله بازی‌گونه شدن ارتباطات در سطح دیجیتال است. خیابان‌های دیجیتال خالی از تعاریف و قوانین مکان‌های فیزیکی اند. در این سطح، از اهمیت موقعیت اجتماعی افراد به شدت کاسته می‌شود و افراد به شماره‌ها و شناسه‌های کاربری خود تقلیل پیدا می‌کنند. صورت‌بندی نمایه‌‌ها در هر شبکه مشابه است و بر اساس موقعیت اجتماعی افراد تغییر نمی‌کند. این فضا، به ما امکان شبیه‌سازی میدان بازی می‌دهد تا پشت شناسه‌های کاربری با هر شخص یا هر مفهوم بازی کنیم. کسانی که در گروه‌های وایبری مورد حمله‌ی تولیدکنندگان جوک قرار گرفته‌اند افرادی واقعی شمرده نمی‌شوند. آن‌ها به صورت یک مفهوم انتزاعی در آمده‌اند که قرار است به بی‌خطرترین شکلی تنها «هدف» گلوله‌ی خنده باشند. این را می‌شود با کشتار آدم‌ها در بازی‌های کامیپوتری مشابه دانست؛ بسیاری از افراد ماهر در این‌ بازی‌ها، که امتیازات بالایی کسب می‌کنند، نمی‌توانند به راحتی آدمِ زنده‌ای را بکشند. مخاطبان ما نیز، پیش از آن که با موقعیت‌های اجتماعی‌شان به ما شناسانده بشوند، به تصویری بدل می‌گردند که ذهن ما برای صاحبان این پروفایل‌ها ساخته است. آن‌ها بدن‌هاشان نیستند، تصاویرشان در ذهن ما هستند. به همین دلیل، وقتی یک جوک جنسیتی را برای همکارمان می‌فرستیم، او نه همکار ما که هم‌بازی ما در سطح دیجیتال است.

این موضوع که سطح دیجیتال لایه‌های متنوعی از روان ما را فعال می‌کند که ممکن است در سطح فیزیکی از خود بروز ندهیم برای درک این جهانِ مکتوب غیرفیزیکی لازم است. قریحه‌ی طنزپردازی نیز از ویژگی‌های روان سالم است اما مسئله این است که نمی‌شود برای مهارگسیختگی حد یا پایانی در نظر گرفت. حالا در این فضای بی‌مکان، بی‌زمان، و بی‌بدن، موضوعات حاد جنسیتی یا فجایع ترسناک هزل می‌شوند، با این توجیه که «این‌ها فقط شوخی اند».

علاوه بر بررسی این موضوع که انتشار دیجیتال شوخی‌های کوتاه چه تغییری در محتوا و مخاطب آن‌ها ایجاد کرده، لازم است توجه کنیم که جوک‌هایی که در فهمیدن نکات فرهنگی پنهان‌شان توافق داریم پس به آن‌ها می‌خندیم و در سطحی گسترده تکرارشان می‌کنیم، از راه‌های شناخت آرای غالب و عقاید مسلط در یک اجتماع اند. عادی‌سازی و حساسیت‌زدایی از این مفاهیم به ماندگاری آن‌ها در سطح فیزیکی اجتماع کمک می‌کند و گسترش بیش از پیش ایستگاه‌های خطر در فضای عمومی دیجیتال از آن رو محل تأمل است که این مفاهیم خشنِ پنهان و مورد توافق، دیگر نه دشمنان خطرناک ما، که دوستان خنده‌آور و اسباب تفریح و طرب اند.