آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۲۷ آذر ۱۳۹۳

نیما دهقانی

اجتماع


طنز نویسی و دنیای مجازی


landing-page-optimization-social-mediaedited
بهتر است حرف آخر را اول بنویسم.
آیا نباید کم کم طنز نویسی برای مطبوعات را فراموش کنیم؟.فیس بوک، وبلاگ، پادکست،وایبر، گوگل پلاس، تویتترو این همه مخاطب طنز که حالا خود طنز نویس های قهاری هستند نبض جامعه را در دست گرفته اند. جایگاه طنز نویس های مطبوعاتی در این جوش و خروش مجازی کجاست؟

المنه لله که در میکده باز است زان رو که مرا بر در او روی نیاز است
خم‌ها همه در جوش و خروشند ز مستی، وان می که در آن جاست حقیقت نه مجاز است (حافظ)

برای پاسخ به این سوال شاید بد نباشد چند سوال دیگر را دوباره جواب داد. طنز نویس برای که می نویسد؟ برای چه؟

و اما برای جواب این سوال بد نیست کمی به عمق مهم ترین فاکتورهای طنز نویسی برویم. و با بررسی جزئی شرایط موجود، رابطه نوشتن طنز در بستر فضای مجازی و بستر مطبوعات را مقایسه ضمنی کنیم.


۱- هدف:

طنز نویس امروز با چه هدفی می نویسد؟
۱-۱ – بر اساس تئوری قدیمی «رو مسخرگی پیشه کن» سعی دارد داد خود بستاند از کهتر و مهتر ؟
۱-۲- پطروس گونه می خواهد سوراخ سد عظیم مشکلات را بپوشاند که همزمان التیامی باشد بر درد های جمعه زخم خورده و اسیده پاشیده؟
۱-۳- اگاهی رسانی و تولید محصول فرهنگی می کند صرفاً بی چشمداشت مالی؟
۱-۴- کسب در آمد؟
۱-۵- همه موارد؟

طنز نویسی دوره بعد اصلاحات و بحران های سال های هشتاد و هشت، پیش و پس از آن با دو هدف تهییج و ترمیم گذشت. تهییج برای مشارکت مردم و بعد ترمیم برای فراموش کردن درد تازه، زخم قدیمی.
تا پیش از هشتاد و هشت طنز نویس ها سعی در جریان سازی داشتند، و پس از آن سیلی های بودند که صورت مخاطب و نویسنده را سرخ نگه می داشتند.
باید اشاره کنم وقتی صحبت از طنز نویسی می شود ناخودآگاه طنزنویس مطبوعاتی حوزه های اجتماعی و سیاسی به ذهن می آید، و ناخودآگاه تر طنز نویسی در جبهه های اصلاح طلب. (بررسی چرایی این امر، خود شرح مفصلی دارد که ترجح می دم در این یادداشت به ناخودآگاهمان اطمینان کرده و مبنا را بگذاریم بر این نوع طنزنویسی گرچه بحث قابل تعمیم است)

اما حالا هدف طنز نویس جزئی تر شده می تواند و هر یک از پنج هدف فوق باشد و می تواند هیچ کدام نباشد . صرفا کار جانبی و شاید حتی تفریح…

بر اساس هدف اول، آیا طنز نویس مطبوعاتی با توجه به معیارهای قانون مطبوعات توانایی به اندازه ی کافی مسخره بودن برای گرفتن حق خود و مردم را دارد؟ خیر.و آیا توان رقابت بین طنز نویس در فضای مطبوعات با طنز نویس در فضای مجازی وجود دارد؟ خیر


در آمد

در مورد چهارم و کسب درآمد بهتر است خیلی وارد بحث نشویم. حقوق طنز نویس از ستونی ده هزار تومان شروع می شود تا ۶۰ هزار تومان (که فقط دو یا سه نفر از طنز نویسان این حقوق را دریافت می کنند) که در اغلب موارد یا با تاخیر پرداخت می شود و یا پرداخت نمی شود. طنز نویسان با جمله ی” برات رزومه می شه” آشنایی دارند.
(سوال : طنز نویسان یا بهتر بگویم روزنامه نگارانی که نمی توانند وضع حقوق خود را سامان بدهند، چه طور میتوانند در گرفتن حق مردم تلاش کنند؟ جواب: نمی دانم!)
اما مورد دو و سه هدف های مقدسی است که اغلب طنز نویسان خواسته یا ناخواسته به آن مشغولند. اما به دلیل کم بودن خواننده، سانسور، و عدم اشراف آن نیز ابتر می ماند.و با کمبود منابع مالی، طنز نویس حرفه ای به حاشیه و طنز نویس علاقه مند یا با انگیزه وارد کار می شود اما با افتادن در چرخه ی مذکور او هم می کوشد حق خود بیرون کشد و رخت خود بر بندد.

جالب که در این هیاهو کسی هم انتظاری ندارد ، “حالا که پولی نمی گیرد حالا هر چه نوشت نوشت. اسمش طنز باشد مردم می خوانند، فکر می کنند باید بخندند.” و اینجاست که نه سوراخی از سد پر می شود نه انتقال اندیشه ای صورت می گیرد. تکرار مکررات.


مخاطب:

به عنوان مثال یکی از بهترین طنز نویس های امروز ایران، پست فیس بوکش بالای سه هزار لایک می گیرد و بالای پنجاه هزار بار خوانده می شود. اما مجله ای که در آن می نویسد تیراژش به سه هزار نمی رسد .

طنز نویس(در کل نویسنده و کلی تر هنرمند) دنبال مخاطب است، و قیمت کاغذ و وضعیت نشر اجازه گسترده شدن مخاطب ازحدی بیشتر را نمی دهد با فرض اینکه همه ی مردم مشتاق خواندن مطبوعات باشند تازه! که نیستند.
اما رسانه های مجازی با جذابیت های بصری و سهولت در دسترسی این امکان به طنز نویس و مخاطب را می دهند که با کمترین واسطه و کمترین دردسر با هم در ارتباط باشند .پس چرا باید طنز نویس وقتش را در مطبوعات با همه ی دردسر هایی که می دانیم و می داند سر کند.
شاهد مثال این است که اغلب طنز نویسها یک شب قبل یا بلافاصله بعد از انتشار نشریه متبوعشان متنشان را توی فیس بوک می گذارند.
(اینکه چرا نشریات با این حرکت مخالفت نمی کنند از عجایب دیگر است چون می تواند خیلی به ضررشان باشد، اما از همین جا می شود متوجه شد چقدر اوضاع خراب است که صاحب امتیاز و مدیر مسئول و سردبیر به این فکر نمی کند، چون در ازای کمترین دستمزد مطلب طنز را از نویسنده گرفته هم صفحه را پر کرده و هم طنز نویس با علاقه ای که به جذب مخاطب دارد ناخودآگاه وظیفه تبلیغات برای نشریه را هم انجام می دهد) . و طنز نویس چون با خوراک کاذب لایک و تعریف و تمجید (که انصافا دلفریب است)مواجه شده از حقوق خود چشم پوشی می کند.
سعی می کند ادعای “مخاطب برای من اهمیت بیشتری دارد” را بیشتر عملی کند. که جای تشکر دارد، اما از نتایج آن می شود به سطحی نویسی، کلی نویسی، و سری نویسی اشاره کرد و جای آسیب شناسی بسیار دارد.
blogging-shoutedited

محتوا:

سکس،مذهب،نژاد را سه عنصر اصلی طنز(بخوانید : و نیز هجو) برای خنده گرفتن خوانده اند. سه عنصری که هر سه در مطبوعات ایران(و البته خیلی جاهای دیگر ) محدود می شود.
و بعد موضوعات روز که اغلب خط قرمز شناخته می شوند. همه اینها و آنچه در فوق گفته شد طنز نویس را به سمت فضای مجازی سوق می دهد و اگر هم در فضای مطبوعات کاغذی بماند، تمام انرژی اش را می گذارد روی خلاقیت در فرم.و گرنه محتوا محتوای چندان جدیدی نیست.
تیتر روزنامه ها را نگاه کنید، اغلب مطالب روزنامه از اقتضادی گرفته تا طنز آخرش همان حرف ها را می زنند. و در طنز عملا طنز نویس کار خاصی نمی کند. یکی دو تا سوژه روز است که اجازه کار شدن دارند و مردم هم حداقل یک روز قبل در فضای مجازی خبرش را خوانده اند. و طنز نویس تنها با خلاقیت در انتخاب فرم و زاویه دید آن را طور دیگری بیان می کند.که جذاب تر باشد که خنده دار تر باشد( سوال: مگر هدف طنز چیزی غیر این است؟ جواب: بله و خیر. هدف انتخاب فرم و زاویه دیدخلاق و خنده داراست اما در کنار محتوای مفید. منکر مفید بودن همان محتوا هم نمی شویم اما بحث سر بازدهی است، چه لطفی دارد پنجاه طنز نویس همه در مرد یک سوژه بنویسند که چهل تایشان هم از یک قالب و لحن و زاویه دید مشترک؟)


خلاقیت:

۴-۱-در محتوا
فرق طنز نویس خوب و بد در خلاقیت استفاده از کلمات،جاگزینی شوخی ها، درک موقعیت ها و خلق قالب های جدید و بکر است.
هنوز طنز نویس های جدید با قالب هایی که به تلاش ابراهیم نبوی مستند شد را با کمی تغییر تحویل مشتری می دهند، نهایتا خلاقیت قالب آگهی های بازرگانی است، و اخیرا کامنت بازی های فیس بوکی و چت های وایبری ، که انصافاً خوب است جذاب است. اما سرعت رشد میم ها آنقدری بالاست که عملا طنز نویس از حریان جامعه عقب می ماند برای خلق یک موقعیت و قالب و سبک جدید. پس مجبور به کپی برداری می شود.
این است که اگر یک روز تمام روزنامه هایی که ستون طنز دارند را ورق بزنید فارغ از اینکه اغلب در مورد یک موضوع نوشته اند، خلاقیتی در پرداخت یا زاویه دید یا قالب ماجرا نمی بینید.
با بازگشت به مبحث سانسور می شود گفت طنز نویس بیشتر انرژی اش را می گذارد برای زیر آبی رفتن در شوخی های جنسی و حتی نیش زدن به شخصیت های سیاسی که مستقیم نمی تواند بزند.
سوال: مگر طنز غیر از این است؟
جواب: خیر!
نتیجه: طنز نویس باید قدردان فضای محدود باشد، افتضاحی که در طنز نویسی آزاد در اینترنت(مخصوصا فاجعه طنزهای سخیف وایبری) به بار آمده حاصل بی چارچوبی است.و اینکه طنزنویس هایی که می توانستند پیشرو باشند از این فرصت استفاده نکرند. و باسرعت مخاطبین طنز و یا طنزپردازان غیر حرفه ای با تکنولوژی جلو نرفتند.
به قول علی رمضان پور- طنز نویس- “اونقدر عادت کردیم تهدید ها رو به فرصت تبدیل کنیم که دیگه با فرضت خالی حال نمی کنیم!”

۴-۲- در فرم و قالب
اما طنز نویسها در استفاده از شبکه های مجازی چه آسی رو کرده اند؟ جز چند نفر انگشت شمار که در توییتر و فیس بوک حضور فعال دارند و حساب شده، بقیه جز شیر کردن مطالبشان آیا توانسته اند جریان ساز باشند، آیا توانسته اند سلیقه مخاطب را تغییر دهند؟ آیا توانسته اند قالب های جدید مبتنی بر ضوابط و شرایط فضای مجازی طراحی کنند؟ یا صرفا از کاغذ به فضای دیجیتال ننقل مکان کرده ایم؟ باید بپیذریم استارهای توییتر به طرز عجیبی در طنز مینیمال پیشتازند. جریان سازند و غیر قابل انکار است تاثیرشان نه تها بر طنز که بر بسیاری مقاله های مطبوعات داخلی و خارجی ایران. (مثال : تیترهای روزنامه ها بعد از مذاکرات وین که از یک توییت شروع شد: دولت تمدید و امید)
اما کمتر طنز نویسی را می بینیم که توانسته باشد خودش را با این محیط ها وفق بدهد.(نمونه های بسیار خوب هم داریم که اصلا از از همین فضا برای شناخته شدن استفاده کرده اند و بسیار هم موفق هستند، بحث ما در مورد کوچ طنز نویس های مطبوعات به محیط مجازی است)
سوال: اصلا دلیلی دارد طنز نویس همه جا خوب بنویسد؟
جواب: خیر. اما اگر هدف مخاطب بیشتر و قدرت بیشتر در انتقال مفهوم و اندیشه است. بله. مگر نویسنده جز تاثیر بر جامعه و مخاطب هدف دیگری دارد( شهوت شهرت جریانی موازی است که نیاز به بحث مفصل تری دارد)


چه کسی طنز نویسان را می شناسد؟

حالا دیگر تعداد طنز نویسان حرفه ای (مشغول به کار)از تعداد انگشتان دست بیشتر شده. این خوب است. باعث افتخار است که علاقه مندان به طنز نویسی دردسرهای کمتری دارند برای ورود به مطبوعات و گاهی نگرانی البته. الان دیگر هر روزنامه یک صفحه آخر دارد و بعضی ها ویژه نامه های ثابت طنز.
اسم طنز نویس و ستونش به ندرت یاد مردم می مانند.(جز آنهایی که خودشان تا کید می کنم خودشان تلاش می کنند خودشان را بشناسانند. هیچ سردبیر یا مسئولی برای طنز نویسش تبلیغ نمی کند.سعی نمی کند او را بزرگ بدارد.کتابش را چاپ کند. برایش مراسم رونمایی و امضا کنان بگیرد. مطلبش را تبلیغ کند. طنز نویس خودش مطلب را اسکرین شات میگیرد، یا اسکن می کند می برد و توی فیس بوکش می گذارد ( چلچراغ؛ خط خطی و شرق دوره ای این بها را به نویسندگانشان دادند). اما باز هم خود طنز نویس است که از امکانات شبکه های مجازی استفاده می کند برای تبلیغ خودش که اغلب به نام او اما به کام مطبوعه ی متبوعه اش می شود.
بنابراین مردم-خوانندگان بیشتر کسانی را می شنتاسند که در محیط هم مجازی هم فعال هستند(و یا کلاً از محیط مجازی به مطبوعات آمده اند)و گرنه مخاطب نویسنده را فراموش می کند و نویسنده تا کی باید به فکر مخاطب باشد؟


طنزهای جدید از کجا می آیند؟

در میزگردی سطحی که برای بررسی وضعیت طنز یکی از سایت ها برگزار کرده بود به نکته خوبی اشاره شده بود: اغلب طنز نویسان جدید بدون پیش زمینه و آموزش لازم وارد این حرفه شده اند. خیلی ها ابتدا مخالفت کردند ولی چرا انکار می کنیم؟ چند طنز نویس را می شناسیم که با پیش زمینه ادبیات وارد این حیطه شده باشند؟ یا ورزش یا سینما یا هنر (زمینه ای که درباره اش می نویسد) . تقاضا برای ستون و صفحه طنز بالاست، دبیر سرویس و مسئول صفحه عجله دارد صفحه را پر کند، قرار است کم هزینه جمعش کنند. پس چه کسی بهتر از خانم یا آقای دانشجوی سال اول مهندسی که بی مزد و منت حاضر است بنویسد که دیده شود؟(نمونه اش خود ما ،سالهای ۸۵ ۸۴) اولش هم گرم است، تحقیق می کند ، میخواند ، کلاس می رود ،روزی یک قالب نو می سازد ،اما به همان دلایل که انتخاب شده بود از مسیر پیشرفت باز می ماند. نه مجال مطالعه دارد نه دلیلی برای طراحی قالب و لحن جدید ،نه کارگاه های زیاد و جدی و مفیدی هست برای آموزش و تقویت و نه منابع انچنانی، مقادیری سوژه و نمونه ی قدیمی و جدید است که دست به دست می شود. حساسیت مخاطب از بین می رود. حساسیت انتخاب سوژه. و حساسیت در ارائه محصول با کیفیت.
(“ویل للمطففین. چند نفر از ما در مطبوعات کم فروشی کرده ایم و می دانیم؟”)

اضافه کنید که همین فرد، همان عکس از مطلبش که در فیس بوک شیر می کند صد برابر بیشتر دیده می شود. حداقل بازخورد مثبت یا منفی مخاطب را زود تر و بی واسطه می گیرد. پس چه کاری است؟

با توجه به میزان در آمد فعلی طنزنویس ها در مطبوعات با تکرار چند باره ی «اگر بدهند» واقعا طنز نویس حرفه ای دلیلی می بیند وقت خود را صرف یک ستون روزانه یا هفتگی کند؟ و چند طنزنویس ریسک کرده اند و طنز نویسی را حرفه شان برگزیده اند؟یک جای کار خواهد لنگید(بخوانید می لنگد).پسطنز نیوس دو جبهه را دارد،حقیقی و مجازی،اما کژدار و مریز.

اما گروه دیگری هستند که در فضای مجازی تولید طنز می کنند. جوک های وایبری از کجا می آیند؟ قالب هاای اغلب خلاقانه ای که ساخته می شوند(از شوخی با دکتر شریعتی بگیر تا موج جدید همسران شخصیت های معروف) شوخی های مینیمال و فرمالی که ناگهان موج آسا پخش می شود و فضای مجازی و حقیقی را تحت تاثیر قرار می دهد؟
این نوع طنز ها را طنز های منبع مشترک می نامم. طنز هایی که منبع واضحی ندارند، احتمالا جرقه اش توی یک چت یا استتوس یا توییت خورده و ناگهان پخش و پخش شده. و هر فرد با خلاقیت خودش نمکی به آن اضافه کرده.
اگر اهل کامپیوتر باشید با اصلاح “اوپن سورس”یا منبع باز آشنایی دارید. زبان برنامه نویسی دیگر در انحصار کسی نیست. همه ی اطلاعات دیگر روی اینترنت است. شما فقط چیزی که لازم دارید را بر می دارید و ترکیب می کنید و استفاده می کنید.(
در مورد طنز هم دارد این اتفاق می افتد. سوژه ها چیز های ثابتی است، که در اینترنت پخش شده(توییتر ، وایبر فیس بوک) و مردم خود به عنوان طنز نویس هایی بالقوه انها را میگیرند ، رنگشان می کنند و می دهند نفر بعدی، عملا طنز نویس و مخاطب مرزشان از بین رفته . الان وبسایت هایی هست برای تولید میم( میم: آن تصاویر ثابتی که دم ها رویش توضیح و کپشن های خنده دار می نویسند) موضوع یا بستر یکی است و آدم های به سلیقه و خلاقیتشان طنز را دستکاری می کنند. وبسایت هایی هست که کلید واژه می دهی میم تولید می کند.جوک تصویری می سازند و این میم ها دست به دست می شود نه تنها بین مخاطبان یک زبان. بلکه ترجمه می شوند.( سرچ کنید میم چاقو لبه ی سینک، ببینید چند هزار عکس به زبان های مختلف بر اساس این شوخی تولید شده)پس جریان طنزنویس ها و بهتر بگویم شوخی سازهای مجازی از یک زبان و فرهنگ فراتر رفته. با منابع باز “گگ”ها و “میم” ها طنز سازان یا همان شوخی سازان جای طنزنویس ها را می گیرند و نبض جامعه را در حوزه شوخی و طنز دست می گیرند . از مطرح کردن این بحث میخواهم این نتیجه را بگیرم. انحصار طنز دیگر دست نویسندگان و طنز نویسان نیست.
همانطور که عکاسان از پدیده اینستاگرام شاکی اند، نویسندگان نیز دل خوشی از شبکه های مجازی ندارند.
پس دو راه دارند یا تحقیر و فاصله گرفتن از آن. و یا تسلیم شدن و بهره گیری از تجربیاتشان در استفاده بهینه از ان ابزار و بسترها
من گمان می کنم راه اول نتیجه اش جز انزوا و محو شدن نیست. و راه دوم اگر خلاقیت و سواد کافی باشد، تنها راه موفقیت شخص نویسنده و شخص طنزپرداز است. خود طنز هم به جای خود.