آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۲۷ آذر ۱۳۹۳

جلیل فتوحی نیا

اجتماع


سینمایى که بى‌‌‌صدا می‌‌‌خنداند


2511201325818071353472361742191612412350edited
باغبان نمی‌داند که پاى پسربچه‌‌‌ى شیطان فیلم روى شلنگ آب است. او با تعجب سر شلنگ را بلند مى‌‌‌کند تا ببیند مشکل چیست. پسربچه که پای‌اش را از روى شلنگ بر می‌‌‌دارد، آب می‌‌‌پاشد به سر و روى باغبان، و صداى خنده‌ی تماشاگران در سالن سینما مى‌‌‌پیچد. این داستانِ نخستین فیلم کمدی دنیا یعنی خیس کردن باغبان (لومیر، ‌۱۸۹۵) بود.

بدین ترتیب، قدمت سینمای کمدی به پیش از ورود صدا به سینما و دوران سینمای صامت مى‌رسد. آن زمان، نداشتن صدا کار را برای سینماگر سخت‌تر می‌کرد، چرا که وی بدون استفاده از ابزار کلام، محبور بود برای خنداندن بیننده از شیوه‌هاى دیگرى استفاده کند که خلق آن‌ها به خلاقیت زیادى نیاز داشت. در تاریخ سینمای کمدی نمونه‌هاى متفاوتى از این شیوه‌ها را می‌توان یافت.

ایجاد موقعیت حماقت: این نمونه‌‌‌ى کمدی بی‌کلام را به وفور در کارهای «لورل و هاردی» می‌توان دید. به عنوان مثال، لورل برای دوشیدن شیر بز، سطل را زیر بز گذاشته و به جای دوشیدن، دم بز را مثل تلمبه‌ی چاه به بالا و پایین حرکت می‌دهد و چون به نتیجه نمی‌رسد سطل را زیر گلوی بز قرار داده و منگوله‌های زیر گردن بز را می‌فشارد. این تصاویر و خنده‌ی ناشی از آن حاصل حماقت خلق‌شده توسط کمدین است.

ایجاد موقعیت تقابل بین دو عامل متضاد (فیل و فنجان): در این صحنه‌ها، کمدین با ایجاد تعارض بین دو عامل متضاد در یک فضا باعث خنده می‌شود. «لورل و هاردی» با کاراکتر «چاق و لاغر» و یا چارلی چاپلین هنگامی که در رینگ بوکس مقابل فردی درشت‌اندام قرار می‌گیرد، و یا فیلم دوقلوها ساخته‌ی ایوان رایمن که اختلاف قد و عدم‌تناسب برادران دوقلو را سوژه‌ی خنده می‌سازد، نمونه‌هایى از این دست هستند.

اشتباه دور از انتظار: بهترین مثال این نوع کمدی کارهای «مستر بین» است، مثلاً آن‌جا که او غفلتاً روی یک تابلوى ارزشمند عطسه می‌کند و می‌خواهد ترشحات عطسه‌ی خود را با دستمال از روی تابلو پام کند، غافل از این که دستمال جوهری است. تابلو کثیف‌تر می‌شود. در پی جبران آن، یک ماده‌ی پاک‌کننده‌ی جوهر روی قسمت کثیف‌شده می‌مالد، و آن ماده تابلو را کاملاً خراب می‌کند.

موقعیت سوءتفاهم: به وفور در کارهای کمدی کلاسیک دیده می‌شود. مشتری که در آرایشگاه، مشتری دیگر را به جای آرایشگر اشتباه می‌گیرد و از او خدمات می‌خواهد، و البته مشتری دوم هم مهارتِ نداشته‌ی خود را به آزمایش می‌گذارد. یا فردی که شخص دیگری را از پشت سر با دوست خود اشتباه می‌گیرد و شوخی وی موجب درگیری فیزیکی می‌شود و …

تکرار: حرکتی فیزیکی در جریان فیلم باعث خلق فضای کمدی می‌شود. شاخص‌ترین آن‌ها حمل الوار بلند روی شانه و چرخیدن‌های پی‌درپی و تصادم با افراد و اجسام در کارهای چارلی چاپلین است، و یا شیوه‌ی بلند شدن و نشستن دو نفر از سر احترام به همدیگر موقعی که به عمد تداوم می‌یابد.

رفتار منفعت‌طلبانه: توانایی کاراکتر در پیشبرد هدف از سر منفعت شخصى با استفاده از کلک‌های رایج. شاید بهترین مثال جا خالی دادن‌های چارلی چاپلین هنگام درگیری‌های فیزیکی باشد، و یا پارک کردن و بیرون آمدن اتومبیل از پارکینگ مستر بین هنگام مواجهه با اتومبیل سه‌چرخ که طبیعتاً همه بارها دیده و به آن خندیده‌ایم.

اتفاقات و رفتارهای غیرقابل‌پیش‌بینی: بهترین مثال این نمونه کمدی را باز هم در کارهای مستر بین می‌توان دید. شیوه‌ی درست کردن ساندویچ در پارک، از در آوردن نان تست بزرگ و قیچی از جیب تا مالیدن کره روی نان با کارت بانکی و همچنین خشک کردن کاهو در جوراب …
Stan-Laurel-and-Oliver-Ha-022edited
به این مثال‌ها می‌توان تعداد بیشتری هم اضافه کرد، اما ورود صدا به سینما افقی بلند در جهت ایجاد دنیایی وسیع‌تر پیش روی سینما، و از جمله سینمای کمدی، گذاشت. چرا که به هر حال کمدی موقعیت، که اساس کمدی کلاسیک را تشکیل می‌داد، با تمامی زیبایی‌اش کم‌کم به ورطه‌ی تکرار و کسالت ناشی از آن می‌افتاد، و با از میان رفتن بزرگان این هنر، نظیر باستر کیتون و هارولد لوید، نیاز به یک اتفاق جدید برای افروختن مجدد این شعله وجود داشت.

با به میدان آمدن سینماى ناطق، بحرانى جدى در میان هنرمندان کمدى در گرفت. گروهى از کمدین‌‌‌ها توانستند به سادگى اضافه شدن دیالوگ به نقش‌‌‌های‌شان را بپذیرند و آن را توسعه دهند و به موفقیت بیشتر دست یابند، و در مقابل هنرمندان بزرگى نیز به فراموشى سپرده شدند.

با به میدان آمدن سینماى ناطق، بحرانى جدى در میان هنرمندان کمدى در گرفت. گروهى از کمدین‌‌‌ها توانستند به سادگى اضافه شدن دیالوگ به نقش‌‌‌های‌شان را بپذیرند و آن را توسعه دهند و به موفقیت بیشتر دست یابند، و در مقابل هنرمندان بزرگى نیز به فراموشى سپرده شدند. شاید بهترین راه درک این اوج و فرود مقایسه‌ی فیلم‌‌‌هاى لورل هاردى با چارلى چاپلین باشد، چاپلینى که سینمای صامت‌اش پرفروغ‌‌‌تر از سینماى ناطق‌اش بود و لورل و هاردى که با کلام وارد فصل جدیدى از موفقیت‌‌‌هاى خود شدند.

با آغاز سینماى ناطق، کمدی کلامی، با تمامی اجزای‌اش شامل هجو و هزل و فکاهه و طنز و حتا تغییر و تقلید صدا، به کمک «کمدی موقعیت» آمد و توانست جانی دوباره به سینمای کمدی بدهد. جادوی کلام به نویسندگان در خلق موقعیت کمدی کمک کرد. حال دیگر می‌شد در کنار عامل تضاد (فیل و فنجان)، مرد قوی‌هیکل سبیل از بناگوش دررفته‌ای را با صدایی ظریف و زنانه به بازی گرفت، و یا در حالت‌های خاص با صدای دور از انتظار در و پنجره و تخت زهوار دررفته‌ای ایجاد سوءتفاهم کرد. ایجاد حماقت رفتاری بدین شیوه بسیار ساده‌تر و ملموس‌تر شد. بهترین مثال وطنی این گونه “سریال باغ مظفر” ساخته‌ی مهران مدیری و نقش «گل‌مراد» با بازی رضا شفیعی جم است که شاخصه‌ی صدا را در کنار تصویر به همراه دارد. به این ویژگی‌ها، فن دوبلاژ را هم باید افزود، که بهره‌وری فیلم را با زدودن نقاط ضعف کلامی بازیگر افزایش داد. همچنین صدا، به عنوان یک عنصر تأثیرگذار، کار را در بخش تکرار تا بدان‌جا پیش می‌برد که یک واژه، یک تکیه‌کلام، یا یک عبارت، دهان به دهان و گوش به گوش در میان اجتماع بچرخد: «گفتم یا نگفتم؟ دروغ چرا؟ تا قبر آ آ آ… التماس نکن!»