آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۲۷ آذر ۱۳۹۳

آذر تمدن

اجتماع


دوربین مخفی‌ یا شلیک خنده با گلوله‌های جنگی


shahryariedited
یک
تازه جنگ و موشک‌‌باران تمام شده بود و چهره‌ی شهر، خیابان، کوچه، مدرسه، خانه، و تلویزیون عبوس و خسته بود که آقای شهریاری با مسابقه‌ی «بخور بخور» اش آمد و دل‌خوشی خیلی از بچه‌ها شد. اسم برنامه «عطر و گلاب بپاشید» بود، اما اجرای شاد، جذاب، و شوخی‌های دلچسب محمود شهریاری با شرکت‌کنندگان مسابقه‌ی ماست‌خوری و تکرار مکرر «بخور بخور» باعث شد این برنامه از سوی همه، از کودک گرفته تا کهن‌سال، با استقبال روبه‌رو و با همین عنوان «بخور بخور» معروف شود. آن سال‌ها خیلی‌ها با خنده‌های منحصر به فرد محمود شهریاری خندیدند.

حالا همین آقای شهریاریِ همیشه خندان روبه‌روی یک دوربین مخفی قرار گرفته و در عرض چند دقیقه، از شدت وحشت، کارش به ذکرخوانی زیر لب و التماس به اطرافیان برای فرار از موقعیت خطر رسیده است. آقای شهریاری که برای یک قرارداد کاری به شرکتی دعوت شده است، در اتاق انتظار و پس از ورود چند مرد، متوجه یک بمب ساعتی در چند قدمی خود می‌شود. مأمور خنثاسازی بمب مشغول به کار می‌شود و مدام از ناموفق بودن عملیات خنثاسازی خبر می‌دهد و تکرار می‌کند انفجار نزدیک است. به آقای شهریاری و منشی شرکت هم اجازه‌ی خروج داده نمی‌شود. کار آقای شهریاریِ خنده‌روی روزهای پس از جنگ و جبهه و بمب و موشک به جایی می‌رسد که، با چشم‌هایی وحشت‌زده و چهره‌ای پریشان، به دفعات سرش را روی دسته‌ی مبل می‌گذارد و ذکر می‌خواند و التماس می‌کند که به او اجازه‌ی خروج بدهند. حالا مخاطبی که سال‌ها با خنده‌های شهریاری خندیده، قرار است به وحشت و تحقیر و التماس و استیصال او بخندد.

از میان نظرات کاربران این ویدئو در شبکه‌های اجتماعی، برخی به خشن بودن برنامه اشاره و اضافه کرده‌اند که در جامعه موضوع برای ترسیدن و وحشت‌زده شدن – از تصادفات رانندگی گرفته تا اسیدپاشی و خشونت و سرکوب علیه زنان و اعدام و کودکان کار و … – زیاد است و جالب نیست که برنامه‌ای که هدف‌اش باید خنداندن و سرگرم کردن مخاطب باشد با خمیرمایه‌ی وحشت و خشونت تهیه شود و به نوعی خشونت را ترویج کند.


دو

احتمالاً خیلی‌ها ویدئوی دوربین مخفی در آسانسوری در برزیل را دیده‌اند. این فیلم علاوه بر آپلود شدن چندباره و چندزبانه در یوتیوب، در برخی رسانه‌ها از جمله دیلی میل بازنشر و به بحث گذاشته شد. در این دوربین مخفی افرادی وارد آسانسور می‌شوند، بعد از چند ثانیه آسانسور متوقف می‌شود، جریان برق از کار می‌افتد، و شبح دختری با یک عروسک در تاریکی ظاهر می‌شود. واکنش همه‌ی افراد، جیغ و فریاد، گریه، کوبیدن به درها و دیوارهای آسانسور، و در نهایت نشستن و سر و صورت را با دست‌ها پوشاندن است. خیلی از کاربران اینترنت در برزیل یا سایر کشورها این دوربین مخفی را «مصیبت مخفی» نامیده و به آن اعتراض کرده‌اند. در میان اعتراض‌ها دلایلی چون احتمال ابتلا به بیماری‌های روانی در میان مسافران آسانسور، احتمال سکته‌ی قلبی و مرگ آن‌ها، و احتمال حمله به کودک بازیگر دیده می‌شود. برخی از کاربران هم نوشته‌اند قانون باید تهیه‌ی این برنامه‌ها را ممنوع کند.

در آمارهای جهانی نام کشور برزیل، برخلاف کشور ما، در میان کشورهای غمگین دنیا دیده نمی‌شود، اما اتفاقات دو سال اخیر و اعتراضات مردم این کشور به فقر و نابرابری‌های اجتماعی نشان داد که چندان هم آرام و قرار ندارد. اعتراض کاربران شبکه‌های مجازی به خشونت دوربین مخفی‌ها فقط به این دو مورد محدود نمی‌شود. کاربران ژاپنی نیز چندی پیش به یک دوربین مخفی خشن، که از تلویزیون کشورشان پخش شد، واکنش نشان داده و از آن تلویزیون خواستند از مردم عذرخواهی کند. در دوربین مخفی یادشده، روباتی به شکل دایناسور در اداره‌ای باعث وحشت یک کارمند شده بود.
IMG_1854edited

سه

اگر در یوتیوب عنوان دوربین مخفی در آسانسور را جست‌وجو کنید علاوه بر ویدئوی برزیلی، به یک دوربین مخفی نروژی می‌رسید. برادران جوان یی‌ویس، که از کمدین‌های معروف این کشور اند، در یکی از هتل‌های اسلو مسافران آسانسور را غافلگیر می‌کنند. به مسافران گفته‌ می‌شود که آن‌ها به یک آسانسور هوشمند وارد شده‌اند. مسافران باید طبقه‌ی مقصد خود را با صدای بلند تکرار کنند یا تعداد طبقات را کف بزنند. از مسافران خواسته می‌شود زبان مورد علاقه‌ی خود را با صدای بلند اعلام کنند تا آسانسورِ گویا آنان را با همان زبان راهنمایی کند. برای مسافران ترانه‌های درخواستی پخش می‌شود و بخش‌هایی از کارتون‌های مورد علاقه‌ی کودکی‌شان با صدای دو برادر ناظر بر مسافران آسانسور اجرا می‌شود. موقعیت‌ها بسیار خنده‌دار است و مردم بدون این که وحشت کنند یا تحقیر شوند نادانسته در تکمیل شدن این دوربین مخفی نقش فعال دارند. هم کارگردانان می‌خندند، هم کسانی که در برابر دوربین مخفی قرار گرفته اند و هم مخاطبان.

نروژ چند سالی است در فهرست‌هایی که به رتبه‌بندی شادترین کشورهای دنیا اختصاص دارد صدرنشین است. آیا این خلاقیت‌ها و تلاش برای حفظ کرامت انسانی است که زمینه‌ساز تأمین آرامش و رفاه برای مردم یک جامعه می‌شود یا رفاه و آرامش است که خلاقیت و احترام را به دنبال دارد؟ با جست‌وجو در فهرست و موضوعات کتاب‌های تولیدشده در کشورهای اسکاندیناوی در اوایل قرن بیستم، از جمله کتاب آکسِل سانده‌موسه، نویسنده‌ی دانمارکی – نروژی و قانون یانته‌ی معروف‌اش می‌شود تا حدی به پاسخ پرسش بالا رسید و نتیجه گرفت که ادیبان، جامعه‌شناسان، فیلسوفان، قانون‌نویسان، و به طور کلی رهبران فکری این جوامع از دهه‌ها پیش دغدغه‌ی کرامت انسانی داشته، و برای رساندن جوامع خود به این آرامش و خلاقیت، برنامه‌ریزی و تلاش کرده‌اند.


پایان

مگر غیر از این است که هر انسان یک زندگی دارد؟ چرا باید یک انسان، جایی در زندگی‌اش، دستاویز شود و تا حد مرگ بترسد تا دیگری به وحشت او بخندد، سرگرم شود، و احیاناً لذت ببرد؟ چرا برخی مخاطبان همین دوربین مخفی‌ها از تحقیرشدن انسان‌ها آزرده می‌شوند و اعتراض می‌کنند، اما برخی دیگر می‌خندند و شاد می‌شوند و سازندگان را به تولید برنامه‌های مشابه تشویق می‌کنند؟ فرق دوربین مخفی‌های وطنی و غیروطنی، که در فضای اینترنت ایرانی با عنوان‌هایی چون دوربین مخفی ترسناک، خفن، یا وحشتناک بازنشر شده‌اند، با مردم‌آزاری چیست؟ و آیا همین برنامه‌ها راه مناسبی برای آموزش مردم‌آزاری نیست؟