آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۲۷ آذر ۱۳۹۳

امید کشتکار

اجتماع


جادوى وودى در نور ماه


woody-allen-2editededited
جادو در نور ماه و شاگرد ژیگولو، اولى در جایگاه کارگردان و دومى به عنوان بازیگر: این دو فیلم حاصل کار سال ٢٠١۴ وودى آلن، مشهور‌ترین فیلم‌ساز زنده‌ى دنیا در ژانر طنز و کمدى، است و بازگشتى به دنیاى ساده‌ى طنزآمیز گذشته‌ی او، زمانى که برای‌اش خنداندن و کمدى مهم‌تر از درام بود، زمانى که فیلم‌هاى تحسین‌شده‌اى چون آنى هال (۱۹۷۷)، زندگی درونی (۱۹۷۸) و منهتن (۱۹۷۹) را ساخت. جادو در نور ماه فیلمى متوسط است و در اندازه‌هاى آنى هال که تنها اسکار کارگردانى را براى او به ارمغان آورده نیست، اما بازگشتى است به دنیاى کمدى‌هاى ساده‌اى که هنوز هم یادآور روزهاى درخشان وودى آلن است.

وودى آلن از سال ١٩۶۶، که نخستین فیلم بلندش را ساخت، تا کنون ۴۴ فیلم سینمایى کارگردانى کرده است و به جز این فیلم‌ها چندتایى فیلم کوتاه و تلویزیونى ساخته، براى چند فیلم فیلم‌نامه نوشته، و در چندتایى اثر سینمایى و تلویزیونى هم بازى کرده است: کارنامه‌‌ى سینمایى پربارى که شاید از نظر حجم کار یگانه و بى‌همتا باشد. در میان خیل فیلم‌هایى که او ساخته از ژانرهاى مختلف مى‌توان سراغ گرفت. هرچند که در سال‌هاى اخیر از کمدى به سبک ساخته‌هاى دهه‌ی هفتادش فاصله گرفته، همچنان مى‌توان رگه‌هاى طنز را در ساخته‌های‌اش دید. حتا در فیلم تأثیرگذارى مانند یاسمین غمگین (٢٠١٣)، که اسکار بهترین بازیگر زن را براى کیت بلانشت به ارمغان آورد، نیز رگه‌هاى طنز و شوخى آن‌قدر قوى است که در موارد متعددى تماشاگر نمى‌داند که باید به کاراکتر اصلى فیلم بخندد یا براى او گریه کند.

در میان خیل فیلم‌هایى که او ساخته از ژانرهاى مختلف مى‌توان سراغ گرفت. هرچند که در سال‌هاى اخیر از کمدى به سبک ساخته‌هاى دهه‌ی هفتادش فاصله گرفته، همچنان مى‌توان رگه‌هاى طنز را در ساخته‌های‌اش دید.

درباره‌ی زندگى و کار وودى تا کنون آن‌قدر به فارسى و انگلیسى نوشته شده که هر گفتارى تکرارى خواهد بود. براى نمونه، مى‌توانید به ویکىپدیاى فارسى، یا این‌جا و یا این‌جا مراجعه کنید. در سایت بیوگرافى هم اطلاعات کاملى از زندگى او به انگلیسى هست. براى همین شاید بهتر باشد در این فرصت نگاهى بکنیم به دو فیلم جدید وودى آلن که از قضا هردوى آن‌ها بازگشتى است از سوی این فیلم‌ساز به دنیاى شوخى‌ها.

UJTF_9NOV12_WHILDEN_D0400.jpg

وودی آلن و جان تارترو در نمایی از فیلم شاگرد ژیگولو


ژیگولوى کم‌حرف، وودى پرحرف

جان تارترو، بازیگر و کارگردان آمریکایى، در پنجمین فیلم خود به سراغ فیلم‌نامه‌اى کمدى، ساده، و انسانى رفته است که شباهت غریبى به ساخته‌هاى اواخر دهه‌ی هفتاد وودى آلن دارد. در این فیلم با نام شاگرد ژیگولو، علاوه بر خود تارترو و وودى آلن، شارون استون و ونسا پارادى هم بازى مى‌کنند. فیلم داستان ساده‌اى را روایت مى‌کند، داستانى که در عین حال سرشار از نمادهاى زندگى امروز انسان‌ها است. وودى آلن که همسرى سیاه‌پوست و چند بچه‌ی قد و نیم‌قد دارد و در عین حال صاحب یک کتاب‌فروشى است، همانند دوست گل‌فروش خود با بازى تارترو مشکلات مالى فراوان دارد. آن‌ها تصمیم مى‌گیرند براى پرداخت قبض‌هاى عقب‌افتاده، تارترو را در نقش یک ژیگولو قرار داده و با تور کردن خانوم‌هاى ثروتمند نیویورک کاسبى کنند. در این میان، وودى آلن نقش پاانداز را بازى می‌کند و از آن‌جا که شخصیتى پرحرف و گرم دارد، در کارشان به موفقیت قابل‌توجهى مى‌رسند. در میانه‌هاى قصه، وودى آلن باعث آشنایى یک بیوه‌ی متعصب یهودى با تارترو مى‌شود که سیر داستان را عوض مى‌کند.

نکته‌ی مهم در این فیلم تضاد دو شخصیت اصلى داستان است. تارترو در این فیلم کم‌حرف، آرام، و صبور است و کمتر احساسى را در چهره و حرکات‌اش نشان مى‌دهد، و از آن طرف وودى آلن به کاراکتر سال‌هاى اوج بازیگرى خود برگشته است: آدم وراجى که با ظاهر خنده‌دار خود یک لحظه از حرف زدن نمى‌ایستد و مدام در حال تز دادن درباره‌ی همه‌چیز است. کنار هم قرار گرفتن این دو شخصیت که از نظر ظاهر نیز (یکى بلند و قوى‌هیکل و دیگرى کوتاه و ریزه) با هم در تضاد هستند، باعث به وجود آمدن لحظات نابى در طنز شده که در کمتر فیلم چند سال اخیر سینما مى‌توان نمونه‌اش را پیدا کرد.

فیلم شاگرد ژیگولو در عین حال از لایه‌هاى سطحى کمدى و شوخى فرا‌تر مى‌رود و در واقع نگاهى است به جامعه‌ی انسانى، به عشق، و به نیاز انسان‌ها به محبت و آرامش. رابطه‌ی زن یهودى که با تمام تعصبات خود مى‌پذیرد به دست تارترو ماساژ داده شود، و با همین تماس دست با پوست به آرامش مى‌رسد، طعنه‌اى است آشکار به مذهب و جوامع مذهبى که با بهانه‌هاى دینى از ارتباط انسان‌ها با هم جلوگیرى مى‌کنند. گرچه زن در ‌‌نهایت به جامعه‌ی یهودی باز مى‌گردد، تماشاگر آشکارا مى‌بیند که پس از این تجربه او دیگر آن فرد سابق نیست. یک تماس انسانى ساده آن زن را چنان از همه‌ی قیدوبند‌ها‌‌ رها کرده که انسان دیگرى شده است.

اگر دل‌تان براى بازى وودى آلن تنگ شده، و اگر مى‌خواهید دوباره او را در نقش‌‌ همان کمدین پرحرف روشنفکر نیمه‌دیوانه ببینید، شاگرد ژیگولو بهترین انتخاب است، فیلمى که در آمریکا و فرانسه هم در گیشه موفق بود و هم توانست نظر مثبت منتقدان را جلب کند.

DSCF9550.RAF

کالین فرث و اما استون در نمایی از فیلم جادو در نور ماه


وودى سرگرمى‌ساز

وودى آلن را اینگمار برگمان سینماى آمریکا مى‌دانند، هرچند که ژانر فیلم‌های‌شان شباهتى به هم ندارد. از طرف دیگر، وودى آلن بار‌ها در گفت‌وگوهاى مختلف از عشق خود به سینماى اروپا صحبت کرده است. شاید همین علاقه به سینما و هنر اروپا است که او را، پس ساختن چندین و چند فیلم در نیویورک، در سال‌هاى اخیر به اروپا کشانده است. وودى آلن از نمادهاى نیویورک است و ماجراهای موفق‌ترین فیلم‌های‌اش در این شهر مى‌گذرد، اما در چند سال اخیر چند فیلم خوب در اروپا ساخته که از آن جمله فیلم درخشان نیمه‌شب در پاریس (٢٠١١) است که یک‌سره اداى دینى است به هنر و ادبیات نیمه‌ی اول قرن بیستم فرانسه. در فیلم جادو در نور ماه، وودى آلن دوباره به فرانسه و این بار به جنوب فرانسه و استان ساحلى و ثروتمند کوتدزور سفر کرده تا داستان یک شعبده‌باز را روایت کند.

استنلى، با بازى کالین فرث، شعبده‌باز مشهورى است که با گریم چینى و به اسم وِى لینگ سو کار مى‌کند. دوست او از استنلى مى‌خواهد تا همراه‌اش به جنوب سفر کند و ادعاهاى دخترى به نام سوفى، با بازى اما استون، را که مدعى ارتباط با ارواح است بررسى کند. استنلى از ابتدا معتقد است که سوفى شیاد است اما در طول فیلم، همچنان که عاشق این دختر جذاب مى‌شود، به این یقین مى‌رسد که او حقیقت را مى‌گوید و واقعاً با ارواح مرتبط است. در ‌‌نهایت به شیادى سوفى پى مى‌برد اما علاقه‌اش را به او از دست نمى‌دهد.

گره اصلى داستان «حرکت استنلى از عدم اعتقاد به سوفى به سمت اعتماد و عشق و دوباره رسیدن به نقطه‌ی عدم اعتقاد اما این ‌بار همراه با عشق» است. فیلم جادو در نور ماه بعد از یاسمین غمگین بازگشتى است به سینماى کمدى سرراست و بدون پیچیدگى که گویا صرفاً براى سرگرمى ساخته شده است. وودى آلن در این فیلم مى‌کوشد، با اضافه کردن مفهوم جادو و شعبده و ارتباط آن با مقوله‌ی عشق، به بعدهاى دیگرى در داستان‌گویى برسد، اما در حقیقت حاصل کار تنها یک فیلم سرگرم کننده از کار در آمده که حتا در سرگرم‌کنندگى هم گاهى ملال‌آور مى‌شود. فیلم در کارنامه‌ی وودى آلن فیلمى است متوسط و حتا پایین‌تر از متوسط، هرچند که در کارنامه‌ی کسى که هر سال فیلم مى‌سازد وجود فراز و نشیب امرى عادى است، به خصوص با توجه به این که در دهه‌هاى نود و ٢٠٠٠، وودى آلن بیشتر در دوران افت فیلم‌سازى خود بود و پس از آن در چند سال اخیر با ساخت چند فیلم قابل‌اعتنا دوباره اوج گرفته است. ظاهراً فیلم‌هاى این چند ساله دوباره توقعات را از این فیلم‌ساز همیشه در حال کار بیشتر کرده است.

وودى آلن در واقع نه اینگمار برگمان آمریکا است و نه فلینى آن، اما این که همچنان در آستانه‌ی هشتاد سالگى مى‌تواند فیلم بسازد و تماشاگران را کم‌وبیش راضى کند، خود نشان از جادویى دارد که در این کارگردان همیشه شوخِ بى‌نظیر از سال‌هاى جوانى باقى مانده است. وقتى پاى سینماى وودى آلن به میان مى‌آید باید، فارغ از تمام باید و نبایدهاى سینمایى، تنها به این فکر کرد که چه‌گونه مى‌شود براى بیش از چهار دهه در دنیاى سرگرمى و طنز تماشاگران را با خود همراه کرد؟ و البته این مهارتی است که ظاهراً فقط وودى آلن با اسرار آن آشنا است.