آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۲۷ آذر ۱۳۹۳

محمود فرجامی

اجتماع


تاملاتی کوچک درباب چیزهایی بزرگ: شوخی


3edited

عکس: بابک بردبار

در این که «شوخی» دقیقاً از کی و در کجا به وجود آمد اتفاق نظری بین حکما و الاهیون و دانشمندان و ادبا و تاریخ‌نگاران وجود ندارد. این امر خود جدی‌ترین چیز درباره‌ی شوخی است چون حکما و الاهیون و دانشمندان و ادبا و تاریخ‌نگاران در هیچ مقوله‌ای با همدیگر اتفاق نظر ندارند و به شوخی‌ می‌مانست اگر در این زمینه اتفاق نظر می‌داشتند. سهل است، حتا درباره‌ی این که شوخی چیست هم نظریه‌ی قاطعی وجود ندارد. این‌قدر هست که شوخی ارتباط عمیقی با «خنده» دارد اما خودِ خنده از پیچیده‌ترین و غیرقابل‌توصیف‌ترین افعال مشترک بین بشر، شامپانزه‌ها، و تندروان دینی است. البته گروه اخیر به چیزهایی کاملاً متفاوت می‌خندند اما حتا آن‌ها نیز می‌خندند و بعضاً شنیده شده که شوخی هم می‌کنند.

شوخی در زیست‌بومِ ما به انواع گوناگونی تقسیم می‌شود که شوخی دستی، شوخی شهرستانی، شوخی جنسیتی، شوخی قومیتی، و شوخی مذهبی از مشهورترین آن‌ها هستند و معمولاً همپوشانی هم دارند. البته باید توجه داشت که نکته‌ی شوخی‌آمیز در نام‌گذاری این نوع شوخی‌ها این است که نام‌شان به محتوای‌شان ربط چندانی ندارد. مثلاً شوخی دستی الزاماً با دست انجام نمی‌شود و بسیاری از شوخی‌های دستی با پا و سایر اعضای بدن (به ویژه سایر اعضای بدن!) انجام می‌شوند. یا شوخی شهرستانی بیش از آن که توسط شهرستانی‌ها انجام شود توسط تهرانی‌های اصیل – که فقط هشت ملیون نفر آن‌ها مدعیِ داشتن رگ و ریشه در پاچنار و لاله‌زار و سنگلج هستند – انجام می‌شود. شوخی‌های جنسیتی و قومیتی هم معمولاً بیش از آن که به جنسیت یا قومیت خاصی ربط داشته باشند فقط به این خاطر به این نام خوانده می‌شوند که از سوی اعضای جنسیت یا قومیت خاصی به این صفات منسوب می‌شوند. این امر به ویژه پس از آن که فعال قومیتی و فمینیست‌ بودن به عنوان دلایل خوبی برای دریافت پناهندگی و یا بودجه‌های حقوق‌ بشری شناخته شدند، شدت یافته است. نود و نه درصد شوخی‌های مذهبی هم اصولاً محتوای غیرمذهبی و ضدمذهبی دارند و معلوم نیست چرا این بی‌چاره‌ها به چیزی منسوب می‌شوند که از آن گریزان اند. یک درصد بقیه معتقد اند که مشیت الاهی بر این بوده!

اگر از افرادی نظیر سیاست‌مدارها یا روحانیون که شوخی‌های بی‌مزه‌ای را در قالب وعده‌های انتخاباتی یا الاهی می‌ریزند و از این طریق با آن‌ها کاسبی می‌کنند بگذریم، معمولاً کسانی که به‌طور حرفه‌ای به شوخی می‌پردازند از قبیل کمدین‌ها، طنزنویس‌ها، و کاریکاتوریست‌ها هستند.

شوخی ارتباط مستقیمی با شوخ‌طبعی بعضی آدم‌ها و ظرفیت شوخی‌پذیری بقیه دارد. همه‌ی انسان‌ها می‌توانند شوخ‌طبعی داشته باشند اما عده‌ی کمی هستند که به‌طور حرفه‌ای به این کار می‌پردازند، یعنی شوخی را به‌طور هدفمند و بعضاً با انگیزه‌های اقتصادی به کار می‌گیرند. اگر از افرادی نظیر سیاست‌مدارها یا روحانیون که شوخی‌های بی‌مزه‌ای را در قالب وعده‌های انتخاباتی یا الاهی می‌ریزند و از این طریق با آن‌ها کاسبی می‌کنند بگذریم، معمولاً کسانی که به‌طور حرفه‌ای به شوخی می‌پردازند از قبیل کمدین‌ها، طنزنویس‌ها، و کاریکاتوریست‌ها هستند. آن‌ها معمولاً موضوعاتی اجتماعی، سیاسی، و فرهنگی را دستمایه‌ی شوخی‌های خود می‌کنند تا مردم را بخندانند و ضمناً به فکر هم فرو برند؛ کارهایی که یکی از دیگری سخت‌تر اند و انرژی و ابتکار بسیار زیادی می‌طلبند، اما معمولاً سازندگان این نوع شوخی‌ها از سوی سیاست‌مدارها و روحانیون به بهانه‌ی افترا و توهین مورد حمله و زیر فشار قرار می‌گیرند. اگر هم دست آن‌ها به طنزپردازها نرسد، فعالان جنسیتی و قومیتی و مذهبی دمار از روزگار کسانی که شوخی‌های انتقادآمیز می‌سازند در می‌آورند. از بخت بد، تنها چیز خنده‌داری که کاملاً فارغ از هر نوع مسئله‌ی جنسی و قومی و مذهبی و سیاسی است «قلقلک» است که آن هم به نوبه‌ی خود در مقوله‌ی شوخی دستی جا می‌گیرد.
ظرفیت پذیرش شوخی، لازم‌ترین چیز برای شکل‌گیری شوخی، حتا از نوع قلقلک است. گفته می‌شود این اکسیر سابقاً در خاورمیانه به وفور یافت می‌شده است اما امروزه شواهد چندانی از این ادعا در جوامع خاورمیانه‌ای و به خصوص مسلمان یافت نمی‌شود. البته این بدان معنا نیست که ساکنان کنونی این جوامع از تبدیل وضعیت کلی خود به یک شوخی تأمل‌برانگیز بزرگ در دنیای مدرن دریغ ورزیده‌اند.